در تاریخ 1398/07/01 خانم ص. ک. س. به طرفیت اقای م. ا. دادخواستی به خواسته اثبات واقعه نکاح دائم مورخ 1396/07/11 و ثبت واقعه نکاح و هم چنین مطالبه مهریه به میزان 114 عدد سکه بهار ازادی و یک واحد اپارتمان با شرایط مندرج در نکاحنامه عادی مقوم به مبلغ پانصد میلیون تومان به انضمام خسارات قانونی و نیز اعسار از پرداخت هزینه دادرسی تقدیم نموده که در نهایت حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. خانم ن. پ. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خواهان ونیز اقای ا. ب. ک. وکیل و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده اعلام وکالت نمودهاند دادگاه پس از تشکیل جلسه دادرسی و استماع اظهارات وکلای طرفین و انجام تحقیقات و استماع گواهی گواهان سرانجام به موجب دادنامه شماره 1182 1398/10/19 حکم بر معافیت موقت خواهان از پرداخت هزینه دادرسی صادر نموده است.که طی دادنامه شماره 2499 صادره از شعبه *تایید و قطعی شده است. در این اثنا وکیل خوانده در تاریخ 1399/07/05 دادخواست تقابل به طرفیت خانم ص. ک. س. به خواسته صدور حکم بر بطلان نکاح دائم مورخ 1396/07/11 به انضمام کلیه خسارات دادرسی تقدیم و توضیح داده که بدوا حسب صیغه نامه مورخ 1396/03/29 عقد نکاح موقت با مهریه یک جلد کلام اله م. و یک سکه تمام بهار ازادی به مدت نه ماه از تاریخ 1396/03/29 لغایت 1396/12/29 فیمابین موکل و خوانده منعقد میگردد. در اثنا نکاح انقطاعی بدون رعایت تشریفات مقرر قانونی به موجب یک برگ نوشته عادی، عقد نکاح دائم توسط عاقد با تعیین مهریه مندرج فیمابین انان جاری میگردد. در حالی که در زمان انشای عقد نکاح دائم با عنایت به استمرار عقد نکاح موقت و ابقای ان بذل مدت باقی نکاح متعه به عمل نیامده است.لذا صدور حکم بر بطلان نکاح دائم مورخ 1396/07/11 و الغای و انتفای اثار ان مورد استدعاست. این دادخواست حسب الارجاع در شعبه *ثبت و با دعوی اصلی تواما مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه دادرسی مورخ 1399/08/05 که با حضور وکلای طرفین تشکیل گردیده وکیل زوجه (خواهان اصلی) اظهار داشت در مورخ 96/7/11 عقد نکاح دائم در منزل زوجه به شرح نکاحنامه عادی صورت پذیرفته است.و در دادخواست تقابل از سوی زوج صراحتا جاری شدن صیغه نکاح دائم مورد پذیرش زوج قرار گرفته است.و در خصوص عدم رعایت تشریفات قانونی اجرای صیغه استدعا دارم. عاقد به عنوان گواه احضار گردند. ضمنا مانع قانونی که مثبت بطلان عقد نکاح دائم، قبل از بذل مدت نکاح موقت باشد. وجود ندارد. و قصد طرفین در حین اجرای صیغه؛ صیغه نکاح دائم بوده و جاری گردیده است.و صدور منع تعقیب در پرونده کیفری با موضوع عدم ثبت واقعه ازدواج مانعی جهت اثبات نکاح دائم در پرونده حاضر نخواهد بود لذا صدور حکم به شرح ستون خواسته مورد استدعاست. وکیل خوانده دعوی اصلی و خواهان دعوی تقابل ضمن تاکید بر مندرجات دادخواست تقابل اظهار داشت عقد نکاح دائم و عقد نکاح موقت در اثار و تشکیل تفاوتهای عدیده ای دارند و قانونگذار در قانون مدنی به صراحت تفاوت های هر یک را تبیین نموده است.و عدم رعایت هر یک از انها خاصه در نکاح انقطاعی میتواند موجبات بطلان انرا فراهم کند. تنها دلیل استنادی خواهان نوشته عادی میباشد. که مدعی انعقاد عقد نکاح دائم فیمابین موکله خویش و موکله بنده میباشد. و به دلالت نکاحنامه عادی موقت عقد نکاح موقت از تاریخ 1396/03/29 لغایت 1396/12/29 فیمابین جاری گردیده است.و بر فرض صحت نکاح نکاح مذکور بدون بذل مدت از جانب موکل صورت گرفته است. در شعبه سوم دادیاری، دادیار با ورود در ماهیت موضوع و اشاره به عدم بذل مدت قرار منع تعقیب صادر و قرار مذکور قطعیت یافته است.و علمای عظام متقدم و متاخر در صورت عدم بذل مدت نکاح موقت و الباقی ان توسط زوج ان را صحیح ندانسته و محکوم به بطلان دانسته اند لذا با توجه به مراتب معنون و دفاعیات و ابرازی و به استناد ماده 18 قانون ایین دادرسی کیفری صدور حکم مقتضی مورد استدعاست. وکیل خواهان اصلی اظهار داشت صیغه نکاح دائم با قصد و رضایت طرفین جاری گردیده است.و مدت طولانی پس از وقوع نکاح دائم با یکدیگر زندگی مشترک داشته اند و اجرای صیغه نکاح بدین شکل فاقد مانع قانونی میباشد. ضمنا پرونده کیفری موضوع شعبه *ح دائم بوده که قرار منع تعقیب صادر شده است.لیکن پرونده حاضر اثبات عقد نکاح میباشد. لذا استدعای صدور حکم شایسته را دارم. در جلسه بعدی دادرسی به تاریخ 1399/09/08 که جهت استماع گواهی روحانی و عاقد عقد با حضور وکلای طرفین و زوج تشکیل گردیده عاقد عقد حضور نیافته و دادگاه اظهارات زوج و وکلای طرفین را که تکرار همان مطالب جلسه قبل بوده در صورتمجلس منعکس نموده و سپس با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 923 مورخ 1399/09/24 پس از انعکاس خواسته های طرفین و شرح دعوی انان با این استدلال که اولا سند عادی ارائه شده از ناحیه زوجه دلالت بر انعقاد نکاح دائم فیمابین طرفین دارد. ثانیاخوانده در جلسات دادرسی نسبت به اصالت سند مارالذکر انکار یا تردیدی ننموده است.و در اظهارات و لوایح وکیل ایشان اصالت ان ضمنا تایید گردیده است.ثالثا این موضوع که خواهان و خوانده با علم به باقی بودن مدت عقد منقطع اقدام به انعقاد عقد دائم نمودهاند دلالت بر این امر دارد. که ز. ج به صورت ضمنی مابقی مدت را بذل نموده است.و قصد ایشان بوقوع عقد دائم تعلق گرفته است. رابعا صرف عدم ثبت رسمی واقعه ازدواج دائم منجر به بطلان ان نمی گردد. چرا که عقد نکاح دائم جزی عقود تشریفاتی نبوده و نمیباشد. خامسا در صورتی دعوی حقوقی مشمول قاعده نفاذ میباشد. که مفاد رای قطعی کیفری برای اثبات یا نفی استحقاق خواهان در دعوی حقوقی کافی باشد. حال انکه قرار صادره از شعبه *به لحاظ عدم کفایت ادله اثباتی برای اثبات بزه عدم ثبت واقعه ازدواج دائم بوده است. س. سا با اثبات وقوع عقد نکاح، مهریه از اثار ان میباشد. و بر ذمه زوج تعلق میگیرد لذا ضمن احراز رابطه زوجیت از نوع نکاح دائم از تاریخ وقوع عقد (1396/07/11) فی مابین طرفین مستندا به مواد 190 و 191 و 194 و 1035 و 1062 الی 1067 و 1078 و 1082 قانون مدنی حکم بر اثبات عقد نکاح دائم فیمابین زوجین و محکومیت زوج به پرداخت مهریه به میزان 114 عدد سکه بهار ازادی و یکواحد اپارتمان با شرایط مندرج در نکاحنامه عادی در حق خواهان (زوجه) صادر و در خصوص دعوی تقابل خواهان حکم به رد دعوی صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر استان *حسب الارجاع در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/01/23 اعتراض تجدیدنظرخواه را نسبت به ان قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته که متضمن حکم بر اثبات واقعه ازدواج دائم در مورخه 1396/07/11 مابین طرفین بوده و نیز حکم بر بطلان دعوی تجدیدنظرخواه در خصوص ابطال سند نکاحیه عادی مذکور بوده غیرموجه تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی با رد اعتراض تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را در این قسمت تایید نموده است.لیکن اعتراض تجدیدنظرخواه را نسبت به قسمت دیگر دادنامه تجدیدنظرخواسته که متضمن محکومیت تجدیدنظرخواه به پرداخت مهریه در حق تجدیدنظرخوانده بوده با این استدلال که طرح دعوی مطالبه مهریه موضوع سند نکاحیه عادی قبل از اثبات اصل نکاح دائم قابلیت استماع نداشته و طرح همزمان ثبت واقعه نکاح و مطالبه مهریه فاقد موقعیت قانونی میباشد. وارد تشخیص و ضمن نقض این بخش از دادنامه تجدیدنظرخواسته قرار رد دعوی خواهان بدوی را صادر نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/01/29 به زوج و وکیل نامبرده ابلاغ شد و سپس اقایان ا. ب. ک. و ح. ب. از طرف اقای م. ا. نسبت به دادنامه مذکور با تقدیم دادخواست فرجامخواهی نمودهاند که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *1400/01/23 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجامخواهی اقای م. ا. با وکالت اقای ح. ب. نسبت به ان قسمت از دادنامه شماره *مورخ 1400/01/23 شعبه *متضمن تایید قسمتی از دادنامه بدوی شماره *صادره از شعبه *که به موجب ان حکم بر اثبات واقعه ازدواج دائم در مورخ 1396/07/11 فیمابین زوجین و نیز حکم بر بطلان دعوی زوج (فرجام خواه) به خواسته ابطال نکاح دائم و سند نکاحیه عادی فوق الذکر اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. اگرچه زوجین قبل از انقضای مدت نکاح موقت اقدام به انعقاد عقد نکاح دائم حسب نکاحنامه عادی مورخ 1396/07/11 که اصالت ان مورد تایید طرفین بوده نمودهاند ولی چون زوج فرجام خواه با علم به این موضوع به انعقاد عقد نکاح دائم فیمابین خود و زوجه از سوی عاقد عقد موافقت نموده لذا این امر ظهور بر بذل ضمنی مدت باقیمانده نکاح موقت از طرف نامبرده داشته و بر این اساس بر صحت و اعتبار شرعی و قانونی عقد نکاح دائم منعقده فیمابین طرفین خدشه ای وارد نمیباشد. مضافا اینکه تحلیل حقوقی و بررسی و تشخیص صحت و اعتبار عقد نکاح دائم بین طرفین که محل نزاع بین انان بوده ذاتا یک امر حقوقی محسوب بوده که رسیدگی به اختلاف طرفین در خصوص مورد اختصاصا در صلاحیت ذاتی محکمه حقوقی بوده و از صلاحیت ذاتی مرجع جزایی خارج میباشد. و بدین لحاظ قرار منع تعقیب صادره از دادسرا در خصوص موضوع شکایت زوجه علیه زوج مبنی بر عدم ثبت رسمی واقعه نکاح دائم که به علت عدم احراز وقوع بزه اصدار یافته در دعوی حقوقی مطروحه در پرونده حاضر لازم الاتباع نبوده و صلاحیت ذاتی دادگاه را در ورود به موضوع و رسیدگی به ان و صدور حکم منتفی نمی سازد از این رو دادنامه های بدوی و فرجام خواسته با توجه به جهات و مبانی استدلال و استنباط دادگاه به شرح منعکس در حکم و پیوست پرونده و اظهارات وکلای طرفین در جلسات دادرسی موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که به مبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمیباشد. لذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته در قسمت معترض عنه ابرام میگردد. و اما در خصوص فرجام خواهی اقای ا. ب. ک. به وکالت از طرف اقای م. ا. نسبت به دادنامه صدرالاشعار نظر به اینکه وکیل یاد شده حسب وکالتنامه مضبوط در پرونده پروانه وکالت خودرا از مرکز امور مشاوران حقوقی قوه قضاییه اخذ نموده و درجه پروانه نامبرده وکیل پایه دوم میباشد. و حسب مفاد ماده 25 ایین نامه اجرایی ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و ملاک بند 2 ماده 1 قانون وکالت مصوب سال 1315 حق وکالت در مرحله فرجامی را نداشته و مجاز به وکالت در دیوان عالی کشور نمیباشد. بنابراین و به لحاظ فقدان سمت قانونی، فرجام خواهی وکیل یاد شده قابلیت استماع و رسیدگی در دیوان عالی کشور را نداشته مستندا به بند 5 ماده 84 و ماده 415 قانون ایین دادرسی مدنی مردود اعلام میگردد.
شعبه *
رئیس شعبه: ح. ع. ع. معاون: ح. م. ه.