تاریخ دادنامه قطعی: 1394/01/17
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: ازاله بکارت با عنف و اکراه، در فرض عدم اثبات زنا نیز موجب ضمان مهر المثل است.
به حکایت پرونده حاضر که شرح مفصل آن در گزارش مربوطه به دادنامه شماره --- - 1394/01/17 این شعبه ( 7 دیوان عالی کشور) در گزارش آمده است و ضرورتی به تکرار آن نیست، خانم الف. در تاریخ 1391/12/17 مدعی شده که پ. و م. او را ربوده و مورد تجاوز به عنف قرار دادهاند که شعبه --- دیوان عالی کشور تحقیقات را ناقص تشخیص و رای صادره را نقض و پرونده را به شعبه مربوطه اعاده کرده است تا رسیدگی مجدد و رفع نقایص به عمل آورد سپس اتخاذ تصمیم نماید. مورخه 1394/04/20 دادگاه در وقت فوق العاده با ذکر این که پ. دربارهاش دادگاه حکم به برائت صادر کرده است؟!! قرار بازداشت موقت را قانونی ندانسته و مبادرت به فک قرار بازداشت موقت وی و صدور قرار وثیقه به مبلغ پانصد میلیون ریال نموده است (عضو ممیز) (صفحه 466 پرونده) و با قبول وثیقه وی را آزاد کردهاند. 1394/04/22 (صفحه 484 پرونده) از ن. گفته و ا... با ا...، سوگند یاد مینمایم که تمام حقایق را بیان نمایم همین دو نفر متهم حاضر الف و ق. در بنگاه اتومبیل مشغول بودند. حدود یک سال فعالیت میکردند این دو نفر در سال 1391 به اتفاق دو نفر زن به نمایشگاه بنده آمدند که یک دستگاه اتومبیل میخواستند اتومبیل ها را نگاه کردند... با اشاره به شاکیه اظهار داشت همین خانم است که به اتفاق متهمان دو یا سه نوبت به بنگاه اتومبیل من آمدند هر دفعه هم مدت ده دقیقه بود عرض دیگری ندارم. شاکی منکر دیدار گواه شده است (صفحه 488 الی 490 پرونده). آقای م.ر. به عنوان گواه گفته به اسماء جلاله سوگند یاد مینمایم که تمام حقایق را بیان کنم. سال 1391 مستاجر خانم ح. بودم البته مستاجر پدر ایشان و چون املاک کار میکردم برای خانم شاکیه منزل استیجاری تهیه نمودم از همین خانم ح. اجاره کردم. هفت و یا هشت ماه بود آمد گفت میخواهم منزل را عوض کنم گفتم جایگزین لازم است تا یک روز بارانی با یک اتومبیل نقرهای این خانم و این متهم که لباس زندانی دارد با دو نفر دیگر که داخل ماشین نشسته بودند آمدند و این آقا (ب.) گفت ایشان از آشنایان ما هستند گفتم بایستی جایگزین بیآورند همین یک بار ایشان را دیدم این آقایان با این خانم دیده بودم در جای دیگری آنها را ندیدم. آن لحظه که این خانم را دیدم تعادل نداشتند حالت تلو تلو خوردن را داشته است (صفحه 491 الی 494 پرونده) خانم ف.ح. به عنوان گواه گفته خانم شاکیه مستاجر منزل پدرم یک واحد چهل متری بود این آقایان را بیش از ده بار دیدم میآمدند داخل حیاط این خانم با لباس راحتی میآمد با آنها دست میداد و لباس میپوشید با آنها میرفت بیرون و از نظر اخلاقی اول که آمده بود خوب بود ولی بعد مردان زیادی میآمدند میپرسیدم میگفت پسر خالهام هستند و... پشت دستهایش زخمی بود میپرسیدم میگفت خوردم زمین روی شیشه. گفتم چرا کف دستت زخمی نیست و قرص استفاده میکرد تعادل نداشت... (صفحه 494 الی 497 پرونده) جلسه دادگاه در وقت مقرر 1394/04/08 در شعبه سوم دادگاه کیفری یک شهرستان س. با حضور نماینده دادستان طرفین و وکلای آنان تشکیل است. نماینده دادستان شفاها بیان ادعا کرده و شاکیه نیز شکایت خود را طرح نموده و دلایل شاکیه را و نظریه پزشکی قانونی را بیان و ذکر کرده است و در مورد آدم ربایی درخواست ارسال پرونده به دادسرا رسمی تنظیم قرار نهایی و کیفرخواست را کرده است شاکیه نیز به عنوان زنای به عنف شکایت خود را بازگو و همان اظهارات قبل را تکرار کرده است اما تاکید کرده که پ. ازاله بکارت وی را کرده است و به خاطر مقاومت او خارج میشد اما م. یک بار با استفاده از دست موجب جراحت واژن شده اما ازاله بکارت توسط پ. بوده است. متهمان مدعی شدهاند که آن ها شب همراه آن ها به ن. رفته و با م. دوست بوده و... گفتهاند از آن یک و نیم میلیون تومان پول خواسته وقتی ندادیم ناراحت نزدیک یک آژانس پیاده شد حتی پول آژانس را ما به او دادیم، دفاعیات خود را بیان کردهاند و وکلای مدافع آنان نیز اظهارات خود را گفتهاند و استماع گواهی گواهان شده است. نهایتا در آخرین دفاع بیان کردهاند که ادعای خانم شاکیه کذب میباشد. وکلا نیز اظهار داشتهاند با توجه به اظهارات شهود و اظهارات ضد و نقیض شاکیه و... درخواست صدور حکم برائت موکلین را نمودهاند. ختم دادرسی اعلام و مبادرت به صدور رای شده است. با عدم احراز زنای به عنف، دون زنا احراز شده و به تحمل هر کدام نود و نه ضربه شلاق تعزیری و از باب تکمیل هر کدام به دو سال اقامت اجباری در شهرستان خ. محکوم شدهاند و با استناد به ماده 231 قانون مجازات اسلامی، احراز زنای به عنف را شرط تحقق تقاضای ارش البکاره و مهرالمثل دانسته و حکم به بیحقی شاکیه صادر کرده است. وکلای طرفین با تقدیم لوایحی فرجام خواهی کردهاند که حین مشاوره قرائت خواهند شد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای محمدسلطان هم تیار عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای دکتر احمد قاسمی دادیار دیوان عالی کشور مبنی بر این که «با توجه به محتویات پرونده و نحوه شکایت شاکیه و ارتکاب عمل از ناحیه متهم عقیده به نقض دادنامه در قسمت ردّ درخواست مهرالمثل و تایید سایر قسمتهای دادنامه را دارم» مشاوره نموده چنین رای می دهد.
فرجامخواه م. و آقای پ. و خانم الف. نسبت به دادنامه شماره --- - 1394/04/16 صادره از شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان م. که به موجب آن آقایان م.پ. از زنای به عنف و اکراه تبرئه و بابت عمل نامشروع دون زنا به عنف و اکراه هر کدام به تحمل نود و نه ضربه شلاق تعزیری و دو سال اقامت اجباری در شهرستان خ. به عنوان کیفر تکمیلی محکوم شدهاند و درخواست خانم الف. مبنی بر محکومیت نامبردگان به پرداخت ارش البکاره و مهرالمثل ردّ شده و حکم به بیحقی وی مستند به ماده 231 قانون مجازات اسلامی صادر شده است. با توجه به محتویات پرونده، اوضاع و احوال حاکم بر قضیه و استدلال محکمه و نحوه اظهارات طرفین و این که دلیلی اقامه نشده که بر ارکان رای صادره خدشه وارد کند و از حیث شیوه دادرسی اشکال قابل ملاحظهای بر آن مترتب نیست آن قسمت از دادنامه که دلالت بر محکومیت آقایان م. و پ. مبنی بر اتهام عمل منافی عفت دون زنا با عنف و اکراه دارد مستندا به بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری عینا تایید و ابرام میگردد. اما بخشی از دادنامه که به ردّ درخواست محکومیت فرجامخواه خانم الف. در مورد مهرالمثل حکم صادر شده است، به نظر صحیح نمیرسد چرا که محکمه عنف و اکراه را احراز کرده، گرچه زنا احراز نشده است قانونگذار ازاله بکارت بدون رضایت (با عنف یا اکراه) و به هر وسیلهای صورت گرفته باشد را موجب ضمان دانسته است (ماده 658 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 و تبصره 2 ذیل آن). علی هذا در این قسمت از ادعای شاکیه مستندا به ماده مذکور و بند ب شق چهار از ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری رای معترض عنه نقض و رسیدگی مجدد به موضوع اتهامی نامبردگان به دادگاه هم عرض ارجاع و محول میگردد مقرر است پرونده به مرجع مربوطه اعاده شود.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور- عضو معاون
حسین انتظاری- محمد سلطان همتیار