فوریت در فسخ نکاح

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/03/16

پیام: اعمال خیار فسخ نکاح فوریت دارد و پس از اطلاع و در صورت عدم اقدام فوری در این مورد حق خیار ساقط می‌شود.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

اقای م. ذ. م. فرزند م. با وکالت اقای ا. س. ا. دادخواستی به طرفیت خانم ا. ر. م. و به خواسته فسخ نکاح تقدیم دادگاه نموده و ضمن ان اظهار داشته در تاریخ 1398/05/30 با خوانده عقد رسمی و دائمی منعقد نموده سپس درایام نامزدی متوجه بیماری مسری hpv (زگیل تناسلی) در ایشان گردیده که با توجه به آزمایشهای سابق نامبرده، متوجه به مسبوق بودن بیماری فوق نسبت به تاریخ عقد نکاح گردیده سپس در دفترچه زوجه متوجه سابقه سونوگرافی بارداری شده که با مراجعه به درمانگاه محل انجام سونوگرافی جوابیه ان در تاریخ 1399/05/27 دریافت مینماید. و با شکایت کیفری فریب در ازدواج در دادسرا علیه زوجه اقدام و با توجه به اینکه طبق موجود بیماری زگیل تناسلی زوجه مسبوق به تاریخ عقد بوده و نیز سونوگرافی بارداری که نتیجه ان هم مثبت می‌باشد. قبل از تاریخ عقد نکاح صورت گرفته و نشان از فقدان اوصاف مد نظر در دوشیزه می‌باشد. و عقد منعقده مبنیا بر اوصاف مذکور واقع شده است.علیهذا به استناد مواد 1124 و 1126 و 1128 قانون مدنی تقاضای رسیدگی و صدور حکم فسخ واقعه نکاح را دارم. پرونده به شعبه *ارجاع گردیده و اقای ع. ا. د. به وکالت از زوجه اعلام وکالت نموده است. در تاریخ 99/9/10 دادگاه تشکیل جلسه داده و طرفین بهمراه وکلای انان در دادگاه حاضر و خواهان اظهار داشته ایشان دوشیزه نبوده اند و بیماری تبخال تناسلی دارند و این بیماری به علت هم بستری شدن با شخص دیگری است.که بوی انتقال داده است.و همچنین ایشان قبل از ازدواج با من حامله بوده است.و سونوگرافی ایشان را دارم. وکیل خواهان بیان داشته خواسته خود را به شرح دادخواست تقدیم نموده ام. خوانده در دفاع اظهار داشته است.اولا شش ماه که من به عقد ایشان درآمدم ایشان با من رابطه داشته اند و در خصوص این بیماری قبلا در شعبه *شکایت نموده‌اند و من را به پزشکی قانونی معرفی کردند. و به شکایت قرار منع تعقیب صادر شد سپس وکیل خوانده اظهار نموده‌اند اولا ایشان سه بار ازدواج کرده اند و برای مردیکه سه بار ازدواج کرده حتما شرط باکره و دوشیزه بودن زوجه شرط بنیادی وقوع عقد نبوده است.ثانیا شش ماه موکل از ایشان تمکین نموده و رابطه زوجیت به معنای خاص بین ایشان برقرار شده که موضوع در شکواییه تنظیمی در دادگاه کیفری این موضوع که رابطه زناشویی با ایشان داشته ام و به سبب نزدیکی بیماری به من منتقل شده است.و موکله ادعای خواهان مبنی بر عدم باکره بودن را رد و بفرض صحت ادعای ایشان گذشت 6 ماه از علقه زوجیت و اولین رابطه خاص زوجیت و همچنین اظهارات وی در جلسه حاضر جملگی موید اسقاط حق فسخ و باقی ماندن بر رابطه زوجیت می‌باشد. که اعمال حق پس از اسقاط ان قابل استماع نخواهد بود و در خصوص بیماری مطروحه، موضوع جز هیچ یک از شقوق موارد فسخ قانونی مصرح در ماده 1123 قانون مدنی نبوده و بنابر اعلام پزشکی قانونی بیماری قابل درمان می‌باشد. که گواهی سلامت تقدیم دادگاه گردید.نکته مهم انکه بیماری مورد ادعا یک بیماری پوستی است.که از هر طریقی غیر از رابطه جنسی قابل انتقال است.و در خصوص حاملگی شهود متعدد وجود دارد. حاضر به ادای شهادت مبنی بر سوی استفاده از دفترچه درمانی موکل می‌باشد. با این توضیح که موکل دفترچه بیمه خود را تحویل دختر دایی مادر خود داده و ایشان برای سونوگرافی از دفترچه ایشان استفاده نموده‌اند و در صورت نیاز زوجه برای این موضوع به پزشکی قانونی مراجعه نمایند. وکیل خواهان با تقدیم لایحه ای ضمن شرح ماوقع خود از جمله برگ سونوگرافی در رابطه با حاملگی خوانده و نتیجه معاینه پزشکی قانونی در تاریخ 99/3/17 را پیوست نموده است. (ص 30 الی 35 ) دادگاه زوجه را به پزشکی قانونی معرفی که رییس پزشکی قانونی فردیس در تاریخ 1399/09/13 گزارش داده است. (گواهی اول نامبرده معاینه شد مشاوره تخصصی زنان و زایمان و آزمایش بارداری رویت گردید.در حال حاضر باردار نمی‌باشد. در معاینات انجام شده به نظر میرسد علایمی به نفع سابقه بارداری و زایمان ندارد. هر چند که اثبات بارداری و زایمان تنها بر اساس معاینه بالینی در زمان طولانی تر از یک سال از نظر علمی چندان امکان پذیر نیست) ص 37 وکیل خواهان طی لایحه تقدیمی درخواست ارجاع امر به کمیسیون پزشکی استان نموده و دادگاه در تاریخ 99/10/20 زوجه را مجددا به پزشکی شعبه *معرفی که درکمیسیون جهت بررسی و تشخیص بارداری و اینکه قبلا سابقه بیماری داشته یا خیر اعلام نظر نمایند مجددا در تاریخ 1399/11/05 پیرو نامه قبلی خواسته است.که بررسی و اعلام نمایند: 1 - زوجه اساسا سابقه حاملگی داشته یا خیر؟ 2 - با توجه به نوع بیماری (زگیل تناسلی) در زوجه با توجه به مدارک و ایا این نوع بیماری از همسرش به وی انتقال یافته و یا اینکه زمان انتقال و ابتلای زوجه مربوط به قبل از عقد بوده است.و ابتلای زوجه قبل از عقد نیز متصور می‌باشد. یا خیر؟ پزشکی قانونی در تاریخ 1399/12/12 نتیجه کمیسیون را بدین شرح اعلام داشته است: 1 - تشخیص و اثبات بارداری و سن بارداری بر اساس مدارک ارائه شده امکان پذیر نمی‌باشد. 2 - در رابطه با بیماریهای منتقله از راه تماس جنسی و آزمایشات hpv و هرپس تناسلی و مدارک موجود در پرونده و تعداد زیاد wart و نیز با توجه به تاریخ ازدواج ایجاد این بیماری در زوجه قبل از ازدواج متصور می‌باشد. (ص 52 ) مجددا دادگاه زوجین را به کمیسیون پنج نفره معرفی نموده که نتیجه کمیسیون در خصوص وضعیت زوجین به شرح گزارش مورخ 1400/03/13 که پیوست صفحه 89 پرونده می‌باشد. اعلام گردیده است.سپس دادگاه از کمیسیون مجددا چند سوال در رابطه طرفین نموده و کمیسیون تخصصی به شرح صفحه 97 اجمالا اعلام نموده است. 1 - از نامبرده معاینه به عمل امد در معاینه ضایعات زوجه (زگیل تناسلی زوجه) بهبود یافته بود. 2 - ابتلای زوج به زگیل تناسلی در معاینه احراز نشد (فاقد زگیل تناسلی است) اگرچه امکان ابتلای قبلی وی قبل از تاریخ کمیسیون و بهبودی او منفی نمی‌باشد. و لیکن در صورت مقاربت بدون استفاده از کاندوم این بیماری قابل سرایت است. 3 - این بیماری در زمان اگرچه امکان بهبودی ظاهری دارد. ولیکن بهبودی قطعی متصور نیست. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *با عنایت به گواهیهای پزشکی قانونی و نتیجه کمیسیون پزشکی قانونی اولا امکان سرایت بیماری تبخال تناسلی از طرف زوج به زوجه وجود دارد. ثانیا در گواهی پزشکی قانونی اعلام گردیده که علایمی از بارداری و زایمان مشاهده نشده است.و با توجه به اینکه از زمان ازدواج و عقد دو طرف مدت 6 ماه می گذرد و امکان داشتن ارتباط زناشویی بین طرفین محقق می‌باشد. لذا دعوی خواهان را وارد ندانسته و حکم به بطلان دعوی مطروحه صادر و اعلام می‌نماید. وکیل زوج به رای صادره اعتراض و پرونده به شعبه *ارجاع می‌گردد. در تاریخ 1400/09/09 دادگاه تشکیل جلسه داده و طرفین وکلای انان در جلسه حاضر و طرفین به شرح صورتجلسه به عمل امده اظهارات خود بیان نموده‌اند که هنگام مشاوره قرائت خواهد شد. (ص 155 ) در تاریخ 1400/09/20 دادگاه تشکیل و خانم ز. ش. به عنوان مطلع در جلسه حاضر و اعلام می دارد. در تاریخ 97/5/20 بدلیل بارداری چون بیمه نبودم از ا. ر. دفترچه درمان دریافت کردم و با دفترچه ایشان سونوگرافی و آزمایش دادم و بارداری برای من بود و برای اذر نبود و با هم رفیق بودیم که ظرف یک هفته بچه در اثر خونریزی دفع شد و دو ماه بعد مجدد باردار شدم و بعد متولد شدو بنده بیماری تبخال یا زگیل تناسلی نداشتم و ندارم. و شوهرم نیز از این قضیه خبر داشتند. (ص 160 ) دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره *با این استدلال که اولا با مداقه در مفاد گواهی های پزشکی قانونی و نظریه های کمیسیون پزشکی قانونی که در نهایت به طور قطعی به بیماری تبخال یا زگیل تناسلی زوجه و اینکه ناشی از ابتلای بیماری وی از افراد دیگر باشد. اعلام نگردیده و با توجه به کیفیت بیانات و اظهارات مطلع خانم ز. ش. در دادگاه در مورد نتیجه آزمایش بارداری و با توجه به انکار مکرر این ادعاها از جانب تجدیدنظرخوانده ثانیا با عنایت به مفاد شکایت کیفری زوج با موضوع فریب در ازدواج بواسطه عدم دوشیزگی و بیماری مقاربتی زوجه که پس از رسیدگی در دادسرا و صدور قرار منع تعقیب طی دادنامه شماره *از شعبه *تایید و قطعی شده ثالثا با مداقه در مفاد ماده 1123 قانون مدنی، عیب مورد ادعا، از مصادیق فسخ نکاح محسوب نمی شود. رابعا با توجه به اینکه اساسا اعمال خیار فسخ نکاح مطابق ماده 1131 قانون مدنی فوریت دارد. و پس از اطلاع و عدم اقدام فوری در این مورد حق خیار ساقط می‌شود. و اینکه با توجه به اظهارات وکیل زوج در نزد این دادگاه که عنوان داشته موکل وی 40 روز بعد از عقد از بیماری زوجه بدون اطلاع ازماهیت بیماری مطلع بوده که از نظر این دادگاه ادعای عدم اطلاع زوج از نوع بیماری زوجه دور ازذهن بوده و از طرفی با توجه به تاریخ شکایت کیفری زوج ( 99/2/16 ) و با عنایت به تاریخ تقدیم دادخواست اولیه زوج ( 99/5/30 ) و مقایسه ان با تاریخ عقد زوجین ( 98/5/30 ) بنابر توضیحات فوق الاشعار، دلالت بر اعلام فسخ نکاح با تاخیر نسبتا زیاد از زمان وقوع عقد و اطلاع زوج نسبت به موضوع دارد. حال اینکه دلیل کافی و محکمه پسند در توجیه تاخیر از زمان اطلاع ارائه نگردیده است.بنابراین با امعان به جهات و ذکر شده به لحاظ نتیجه مالا تجدیدنظرخواهی وارد نبوده و با عنایت به اینکه وکیل تجدیدنظرخواه ایراد یا دفاع موثری که موجبات نقض دادنامه معترض عنه را فراهم اورده باشد. ارائه ننموده است.ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید می‌نماید. وکیل زوج در مهلت مقرر به رای صادره اعتراض و فرجامخواهی نموده و پرونده پس از جری تشریفات قانونی به دیوان عالی کشور ارسال و باین شعبه ارجاع گردیده است.لوایح تقدیمی طرفین هنگام مشاوره قرائت میگردد. عضو ممیز- ع. ر.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای متن رای

رای شعبه

در خصوص فرجامخواهی اقای م. ذ. م. فرزند م. با وکالت اقای ا. س. ا. نسبت به دادنامه شماره *صادره از شعبه *با توجه به اوراق و محتویات پرونده نظر به اینکه از ناحیه فرجامخواه ایراد و اعتراض موجهی که موجبات نقض دادنامه فرجامخواسته را ایجاب نماید. به عمل نیامده و ازحیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی و صدور حکم مشهود نمی‌باشد. و فرجامخواهی با هیچ یک از موارد مذکور در ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی انطباق ندارد. لذا مستندا به ماده 370 و 396 قانون مذکور ضمن رد فرجامخواهی دادنامه فرجامخواسته را ابرام و پرونده به دادگاه صادر کننده رای اعاده می‌گردد.

شعبه *

رییس- س. ر. س. ک. مستشاران- ر. ا. ا. ع. ر.

منبع