تاریخ دادنامه قطعی: 1394/07/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در بزه قتل عمدی،استحلاف متهم زمانی امکانپذیر است که دلیلی اقامه نشده باشد و با وجود اقرار متهم، استحلاف وی از باب انکار قتل و صدور حکم توقف دعوی بر این مبنا،توجیه قانونی ندارد.
به حکایت پرونده حاضر مورخه 1390/03/15 در پی اعلام تلفنی مرکز فوریتهای پلیسی 110 آگاهی وقوع یک فقره قتل (مرگ مشکوک) و با حضور در محل خیابان الف. کوچه ن. احد از دختران متوفیه به نام ز. ک. و شوهرش به نام ف. ف. و چند نفر از اهالی در حیاط خانه حضور داشتند اعلام کرده که مادرش به نام م. ه. داخل منزل به قتل رسیده است و وضعیت منزل بهم ریخته است آثار خفگی احتمالا با طناب داده شده ولی طنابی در محل یافت نشده است در پشت جسد آثار زخم قبل از فوت گزارش شده است (صفحه 1 و 5 پرونده) از م. ج. به عنوان گواه سوال شده است گفته برای تعمیر برق به خانه آنها رفته بودم تعریف میکرد از خانهاش سرقت شده و میگفت یک جفت پوتین سفید رنگ زنانه در خانه آنها جا مانده که آنها را به پای خانم الف. ر. دیده است که برای خرید مواد مخدر از پسرش به خانه آنها آمده بود گفتم شک دارید ایشان تزریق کرده و مرده گفت نمرده خودم او را دیدهام گفت احتمالا این زن به همراه ه. به این سرقت آمده است (صفحه 8 و 9 پرونده) ف. داماد مقتول گفته معتادین به خانه ایشان رفت و آمد داشتند دو پسرش به نامهای 1 - ح. 2 - ک. هر دو در امر خرید و فروش مواد مخدر فعالیت داشتهاند که دستگیر شدهاند و زندان هستند دخترش م. ساکن ک. است هر ده روز یکبار به او سر میزند و همسر من به نام ز. همسر من بیشتر اوقات به او سر میزد او خیلی پیر بود فکر نمیکنم با پسرهایش در خرید و فروش مواد مخدر همکاری میکرد اعتیاد نداشت ولی پسرهایش معتاد بودند. با کسی مشکلی نداشت. م. ک.الف. احد از فرزندان مقتوله گفته فردی درب منزل را میزد و فرار میکرد شخصی که خود را ج. ب. معرفی کرده با منزل مادرم تماس گرفته و مطالبه طلب یکصد هزار تومانی از برادر ح. را کرده و تهدید کرده اگر ندهی هر چه دیدی از چشم خودت دیدی. (صفحه 13 پرونده) ز. ک.الف. هم همان مطالب را تکرار کرده است از شخصی به نام ج. و خانمی به نام الف. نام برده است ه. پشت خانه ما است و شخصی کرد زبان است برادرم ک. کلید به اکثر معتادها داده بود ولی ما کلید را عوض کردیم. ج. ب. را نمیشناسم ولی برادرم ح. او را میشناسد ایشان به مغازه شوهرم رفته بود علیه وی شاکی هستم. (صفحه 17 پرونده) در گزارش نیروی انتظامی از افرادی به نامهای م. الف. - م.ن. - س. ن. نام برده شده است که در زمان حضور فرزندان مقتوله در خانه وی رفت و آمد داشتهاند نسبت به ایشان نیز اعلام ظن کردهاند. خانم ز. ک.الف. در خصوص خانمی به نام س. ت. که مدعی بوده که نوهاش سینی طلایش را دزدیده و به ک. و ح. فروخته با زور وارد خانه مادرم شده مادرم برایم گفته بود که به قول ک. گفته بود و سینی گم شده بود. (صفحه 46 پرونده) در ادامه گفته مادر م.ت. به نام س. و نوه خاله رفته بودند خانه مادرم و سینی طلا را خواسته بودند و یک قندان نقرهای یک کاسه پایهدار تقریبا برنز داخل مواد مخدر بود در بازرسی منزل شخصی به نام... کشف به رویت دختر رسید اعلام داشت قندان همان قندان منزل مادرم است ولی کاسه را ندیدهام و نمیشناسم (صفحه 50 پرونده) دستوراتی در خصوص شناسایی و دستگیری افراد مظنون و انجام امور در تکمیل پرونده خواسته شده است. شخصی به نام و. م. 27 ساله دستگیر و اقرار کرده است که قبول دارم به اتفاق شخصی به هویت م. ع. به قصد سرقت مواد مخدر رفتیم داخل خانه با ورود ما وی از خواب بیدار و من به جهت جلوگیری از سروصدا متکایی جلو دهان وی گذاشتم و م. به وسیله یک لنگه جوراب دور گردن او انداخت و او را خفه کرد ادامه داده من به اتفاق م. که اگر او را ببینم میشناسم و از دوستان قدیمی من است آدرس او را نمیدانم رفتیم س. منزل رحمت و شیشه کشیدیم (مصرف نمودیم) م. به من گفت بیا برویم منزل ک. و ح. من آنجا مقداری مواد سراغ دادم آنها را بیاوریم رفتیم م. از دیوار بالا رفت و درب را باز کرد با هم رفتیم داخل خانم ه. در اتاق بالا دراز کشیده بود و از سروصدای ورود ما بیدار شد و م. به طرف وی رفته روی دهان او را گرفته دوباره او را درازکش نمود بعد من بخاطر جلوگیری از سروصدا متکایی روی دهان او گذاشتم م. نیز با لنگه جوراب او را خفه کرد سپس م. از جیب لباسهای او کیف پول حاوی حدود 50 الی 60 هزار تومان وجه نقد بود سرقت کردیم پول را از شخصی به هویت ه. س. در محله ب. مواد مخدر شیشه و کراک خریدیم و مصرف نمودیم (صفحه 53 و 54 و 58 - 59 پرونده). م. ع. نیز شناسایی و دستگیر شده است از وی تحقیق شده است منکر ارتکاب قتل شده است و وجود کارت ملیاش در منزل مقتوله را خرید مواد مخدر از پسرش به نام ک. ذکر کرده است و اظهارات م. را کذب ذکر کرده است گفته بخاطر خرید مواد کارتم دست آنها مانده است. نزد جانشین بازپرس آقای و. م. گفته قبول دارم که در آگاهی و کلانتری اقرار کردم ولی تحت فشار بودم که اقرار کردم ولی اکنون قبول ندارم من مقتول خانم م. ه. را به قتل نرساندم. احتمالا که اگر نگویم قتل انجام دادهام ترسیدم مرا مامورین کتککاری کنند گفتم من او را کشتم با م. من دعوا کرده بودم م. به من میگفت پول یک نفر را سرقت کردهام برای این من اسم ایشان را بردم به خاطر اینکه شکنجه شدم اقرار کردم کشتهام ( 1390/04/21 نزد جانشین بازپرس صفحه 66 پرونده) م. ع. منکر اظهارات و اقاریر و. م. شده و آنها را کذب دانسته و گفته من با او جایی نرفتم برای سرقت ولی با هم مواد مخدر خریداری و مصرف کردیم (صفحه 75 و 76 )... گفته من میدانم خانم ه. برای پسرهایش مواد مخدر نگهداری میکرد در عوض آنها خرجش را میدادند چون یک بار رفتم برای مواد پسرش گفت دست مادرم است الان نیست و. م. مجددا در نیروی انتظامی اقرار به قتل کرده و گفته م. ع. گفت از اقرارت برگرد والا بیچاره میشویم مجددا اظهارات قبلی را تکرار کرده است... دو نفری رفتیم جلو خانه مرحوم و م. ع. از دروازه رفت بالا دروازه را باز کرد من هم رفتم حیاط و هر دو نفر رفتیم داخل چیزی پیدا نکردیم م. ع. رفت داخل اتاق و سالنی که مرحوم زندگی میکرد. من هم رفتم بالا دیدم مرحومه در حال چرت زدن است نزدیک غروب بود لامپ جلو بهار خواب نیز روشن بود خاموش کردم به محض اینکه ما را دید شروع کرد به داد و فریاد کردن بلافاصله م. ع. با متکا وی دهن مرحوم انداخت گفت بیا این متکا را بگیر من هم گرفتم و م. با لنگه جوراب انداخت دور گردن مرحومه او را خفه کرد... (صفحه 84 ) از فردی به نام م. خ. تحقیق شده اظهار کرده و. م. از وی سرقت کرده و م. ع. کمک کرده در شناسایی و دستگیری و. م. (صفحه 85 الی 87 پرونده) سوگند یاد کرده که و سارق وی است (صفحه 88 ) م. ع. نزد بازپرسی 1390/04/05 مجددا رفت و آمد به خانه مقتوله را با حضور فرزندانش برای خرید مواد مخدر پذیرفته گفته کارت ملی من نزد ک. ک.الف. بوده است و منکر ادعای و. م. شده است (صفحه 94 الی 95 پرونده) و. م. ادعای وی در مورد الف. و م. را که در میدان م. به دنبال او رفته بودند را پذیرفته است (صفحه 104 پرونده) و با گلگون و م. ع. و و. م. راجع به کفشهای م. مواجه شدهاند (صفحه 109 پرونده) و. م. پذیرفته کفشهای خودش است. آقای الف. ع. وکیل پایه یک دادگستری از طرف متهمان 1 - م. ع. 2 - و. م. اعلام وکالت کرده است (صفحه 126 و 127 پرونده) از ج. خ. تحقیق شده گفته زمان قتل مادر ح. و ک. من زندان بودم (صفحه 130 به بعد) سپس گفته من در تاریخ قتل 1390/03/15 کرمانشاه بودم گفته شده آخرین نفری که قبل از دستگیری ک. و ح. در منزل آنها بوده شما بودید و اطلاع از جاسازی مواد داشتهاید احتمالا اقدام به قتل... گفته قبول دارم من منزل آنها بودم با شخصی به نام ر. ص. ایشان زندانی بود مرخصی آمده بود چند نفر دیگر هم بودند هویت آنها را نمیدانم. از ک. و ح. ک.الف. تحقیق شده و نام افرادی را بردهاند که در خانه آنها تردد داشتهاند از جمله ح. مدعی شده شب حادثه م. ک.الف. و ص. ن. به خانه آنها آمده بودند. گفته از آنها شاکی هستم.(صفحه 134 پرونده) گواهی معاینه جسد که حکایت از شیار در گردن به صورت دو خط عرضی به فاصله دو سانتیمتر از یکدیگر... است ضم پرونده شده است (صفحه 123 پرونده) در جلسه بازپرسی 1390/06/31 متهم و. م. گفته من اقاریرم بر اثر شکنجه بوده است بازپرس پرسیده در بازسازی صحنه بیان جزئیات را کردهای و نحوه قرار گرفتن جسد را گفتهاید و فیلمبرداری شده است گفته مامورین از بیرون به من میگفتند و من هم حرف آنها را تکرار میکردم و م. ع. هم بیگناه (اشتباه نوشته شده بیگانه) است. م. ع. هم گفته من بیگناهم درست است که کارت ملی من در منزل مقتوله پیدا شده ولی به خاطر پول مواد مخدر کراک بوده است گرو گذاشتم (صفحه 129 و 130 ) از گواه به نام ک. م. پ. شغل نظامی تحقیق شده گفته زمان دستگیری و. م. شخصی به نام مراد خ. به کلانتری مراجعه و اظهار داشت که در چند روز گذشته شخصی به نام و. م. به منزل ع. ا. آمده و قصد کشتن او را داشته مقداری پول از وی سرقت کرده در شب و متواری شده یک جفت کفش تحویل داده و گفته متعلق به س. گ. است س.ا. در خصوص کفشها تحقیق اظهار داشت کفشها را به مبلغ دو هزار تومان به و. م. فروختم... با تحقیقات غیر محسوس معلوم شد و. م. در خانه مقتوله رفت و آمد داشته از وی تحقیق گفته به همراه م. ع.... صحنه بازسازی شد. (صفحه 245 پرونده) گواه دیگر ح. الف. شغل... ضمن تکرار مطالب فوق گفته نزد استوار ک. م. و سرگرد ر. م. آقای و. م. که برای گرفتن وانت وی که توقیف شده بود آمده و دستگیر شده بود اقرار کرده که به اتفاق م. ع. مرتکب قتل م.ه. شدیم چون رفتیم جاسازی مواد مخدر را پیدا کنیم پیدا نکردیم م. گفت مواد در منزل دارند م. متکی روی دهن ایشان گذاشت من با جوراب وی را خفه کردم مستند صحنه بازسازی شد و شکنجهای هم در کار نبود چون قبل از آمدن من به کلانتری ایشان اقرار به کشتن خانم ه. کرده بود. (صفحه 246 پرونده) آقای ر.م. شغل... هم مطالب فوق را تکرار و گفته... یک عدد متکی روی دهان وی گذاشتم و با لنگه جوراب او را خفه نمودیم. و صحنه را هم بازسازی کرد. (صفحه 247 پرونده) و جزئیات کاملا در صحنه توسط وی توضیح داده شد. آقای م. ف. شغل نظامی او هم عینا مطالب را تکرار و گفته شکنجه و زوری در کار نبود و حتی اقرار کرده پرونده زورگیری به فراموشی سپرده شد و ادامه رسیدگی به آگاهی سپرده شد. (صفحه 248 پرونده) آقای ع.ه. شغل نظامی به عنوان گواه گفتند من در امور جنایی کار نمیکنم ولی زمان بازسازی صحنه همراه اکیپ رفتم آقای و. م. مامورین را راهنمایی میکرد ولی من بیرون منزل بودم ندانستم که چه گفته است. (صفحه 249 پرونده) همچنین آقای الف. ف. آقای م. ح. خ. شغل نظامی ضمن توضیح مطالب پیش گفته وقتی و. م. ان از خانه ع. ا. سرقت کرده و م. خ. میرسد و فرار میکند کفش او جا میماند. م. ع. مدعی است کارت را تحویل فرزندان مقتوله داده است پس چرا کارت ملی کنار جسد کشف شده است. (صفحه 251 پرونده) در تاریخ 1390/09/23 فی مابین مامورین انتظامی آقایان 1 - س. ف. 2 - ستوان م. ح. 3 - س. م. 4 - ا.ک. م. 5 - س. ه. 6 - س. ف. 7 - ستوان یکم ا. (کلانتری 11 ) و متهمان و. م. و م. ع. با حضور وکیل آقای الف. ع. مواجهه شدهاند متهم و. م. اظهار داشته آقای ا. مرا آویزان کرد من اعتراف کردم ادامه داده من معتاد و خمار بودم خودروی من در کلانتری بود آمدم تا خودرو خودم را آزاد کنم مامورین مرا دیدند و دستگیر کردند گفتند شما دزد هستید مرا شکنجه کردند خمار بودم اعتراف کردم در بازسازی صحنه هم به زور اعتراف کردم. آقای ا. اظهار کرد که متهمان دروغ میگویند ما هیچگونه شکنجهای نکردیم آقای ک. م. هم حضور داشت (دیگر مامور کلانتری 11 ) سرگرد ف. ضمن توضیح در خصوص کفشهای س. گ. گفته هیچگونه شکنجهای در کار نبود خود متهم اقرا کرد در خصوص خانم م. ه. اجباری در کار نبود ادعای ایشان کذب است. (صفحه 254 پرونده) خانم ز. ک.الف. فرزند ع. علیه متهمان م. ع. و و. م. اعلام شکایت کرده است (صفحه 261 پرونده) خانم م. ک.الف. نیز علیه ایشان اعلام شکایت کرده است (صفحه 262 پرونده) آقای ح. ک.الف. ضمن ادعای قتل توسط م. ع. و و. م. گفته کارت ملی م. ع. بخاطر پول مواد مخدر پیش من گرو بود که در خانهام بود ولی م. اعتراف کرده مادرم را به قتل رسانده ی. ک. گفته م. ک.الف. و. و م. را تحریک کرده است. گفته یک رم موبایل دارم که اظهارات ی. ک. در آن است. آقای م. ک.الف. گفته اظهارات ح. و ک. را قبول ندارم و و. م. را اصلا نمیشناسم و ی. ک. الان در سالن دادگاه است از او تحقیق کنید (صفحه 270 پرونده) ی. ک. 25 ساله منکر ادعای ک. و ح. ک.الف. شده و گفته آنها مرا بردند خانه لخت کردند به زور از من اظهارات گرفتند علیه م. ک.الف. که م. با تحریک م. ع. و و. م. مادر آنها مرا به قتل رسانده برای اینکه میگفتند م. آنها را لو داده است. (صفحه 274 پرونده) در بیان آخرین دفاع هم متهمان منکر شده و گفتهاند ما معتاد بودیم و شکنجه شدیم و م. ع. گفته کارتم را گروی پول مواد مخدر گذاشته بودم. (صفحه 288 پرونده) با احراز بزهکاری آنها دائر به مشارکت در قتل عمدی خانم م. ه. نقایصی را دادستان اعلام و تکمیل آن را خواسته است گواهی حصر وراثت ضمیمه پرونده شده است مربوطه به مقتوله (صفحه 319 پرونده) با تحقیقات خواسته شده از نیروهای انتظامی گفتهاند هیچگونه اطلاعاتی به متهمان از صحنه قتل داده نشده است و در مورد پ. و اینکه م. خ. رسیده و آنها فرار و کفشهای آنها مانده است توضیحاتی دادهاند (صفحه 327 الی 329 پرونده) نظریه پزشکی قانونی توضیح راجع به وجود شیار گردنی دو رشتهای در یک طرف گردن واضحتر بوده فشار هر جسم سخت قابل انعطاف دور گردن اعم از رشته بند یا طناب بلند و باریک، جوراب بلند روسری بلند تا شده و... میتواند باعث ایجاد این حالت گردد. نتیجه آزمایشهای سم و آسیب شناسی هم ضمیمه شده است (صفحات 338 و 339 پرونده) قضات شعبه اول کیفری استان ک. نقایصی را در دو برگ اعلام و پرونده به دادسرا اعاده شده است (صفحات 378 و 379 پرونده) سلامت روحی و. م. تایید شده و گفته شده در زمان حادثه امکان بررسی وضعیت روحی متهم وجود ندارد (صفحه 415 پرونده) علت مرگ فشار بر عناصر حیاتی گردن توسط جسم سخت قابل انعطاف رشته مانند میباشد و با توجه به اینکه معاینه جسد در ک. و بررسی لکههای خون در شهرستان س. (محل قتل) بوده با آگاهی و تشخیص هویت شهرستان س. مکاتبه شود. (صفحه 428 پرونده) آقای م. ع. معاینه شده و مجنون شناخته نشده است (صفحه 437 پرونده) اخذ آخرین دفاع از متهمان و. م. و م. ع. شده منکر شدهاند دادگاه جانشین بازپرس قرار مجرمیت به مشارکت در قتل عمدی و سرقت 50 هزار تومان صادر کرده است و توضیح دادهاند که ذکر اقرار متهمان سهو قلم بوده است صرفا اقرار و. م. آن هم در آگاهی و فیلم بازسازی صحنه بوده است گروه خون مکشوفه بر ملحفه و یک تکه پارچه از نوع A بوده و گروه خونی متهم و حید م. (+O)و م. ع. (+B) بوده است گروه خونی متوفی نامشخص اعلام شده است (صفحه 459 ) آقای الف. ع. وکیل تسخیری متهمان لایحهای در 10 برگ به دفاع از موکلین در دفاع از ایشان با اشاره به گروههای خونی و ادعای شکنجه و... تاکید بر بیگناهی آنان داشته است (صفحه 478 الی 487 ) 1393/07/15 جلسه شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه با حضور طرفین و وکیل متهمان و دو نفر از اولیاءدم و متهمان تشکیل شده است نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت خانمها م. و ز. ک.الف. خواستار محکومیت و قصاص شدهاند گفتهاند تفاضل دیه را نداریم پرداخت کنیم متهم و. م. اظهارات قبل را تکرار و گفته بر اثر شکنجه اقرار کرده است و م. ع. منکر شرکت در قتل عمدی و سرقت شده است وکیل متهمان لایحه را قرائت کرده است 1393/07/22 جلسه شعبه اول دادگاه کیفری استان ک. ابقاء قرار بازداشت موقت متهم و. م. است. مورخه 1394/02/30 شعبه اول دادگاه کیفری استان ک. طرفین و وکیل و نماینده دادستان، کیفرخواست قرائت شده خانم ک.الف. به لحاظ اقرار متهمان خواهان قصاص شده است گفته ایشان صحنه قتل را بازسازی کردهاند ک. ک.الف. گفته علاوه بر آنچه برادرم گفت و. م. گفته با جوراب او را خفه کردهاند مجددا متهمان همان اظهارات قبل را تکرار و منکر قتل شدهاند دادگاه اعلام کرده اولیاءدم حق حلف دارند آیا حاضرید من باب بیگناهی سوگند یاد کنند که اولیاءدم اظهار داشتند ما اینها را قبول نداریم که سوگند یاد کنند. در بیان آخرین دفاع هم و. م. گفته از ترس جانم اقرار کردم بر اثر شکنجه بوده و وکیل آنان دفاعیاتی داشته گفته به شرح لایحه و گذشته است و م. ع. گفته من دشمنی با مقتوله یا فرزندانش نداشتیم که او را به قتل برسانم. دادگاه ختم دادرسی اعلام و با ذکر شرحی از ماجرا مبادرت به صدور رای کرده است. اتهام متهمان مشارکت در قتل عمدی و سرقت 50 هزار تومان وجه نقد از منزل مرحومه م. ه.(اولیاءدم به نامهای ک. - ح. - ز. و م. شهرت همگی ک.الف. و فرزندان مقتوله) و ذکر توضیحاتی پیرامون اقرار متهم و. م. و اینکه منکر شده و نحوه حضورش در کلانتری و عادی بودن وضع وی قبل از دستگیری و اینکه اگر قتل کرده بود سعی میکرد از دید ماورین مخفی شود و اقرار وی با توجه به شیار دور گردن مقتوله مقرون به واقع نبوده و جوراب چنین شیاری ایجاد نمیکند و کشف کمربند نزدیک جسد و شیاری شبیه به نقش سگک کمربند در ناحیه گردن و اینکه گروه خونی مکشوفه A بوده در حالی که گروه خونی متهمان (+Oو+ B) بوده و عدم استفاده از حق حلف با توجه به فتوای مقام معظم رهبری موضوع سوال 5474 حکم به توقف دعوی (قرار توقف) صادر شده است و در مورد سرقت نیز به برائت حکم داده شده است اولیاءدم (خانم م. ک.الف. و غیره به حکم صادره اعتراض و فرجامخواهی کردهاند لایحه ایشان هنگام شور قرائت خواهد شد.لازم به ذکر است که برگ شماری از صفحه 131 پرونده یکصد برگ اشتباه درج شده است یعنی 232 به بعد شمارش شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای م. س. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای دکتر احمد قاسمی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر«با توجه به شکایت اولیاء دم مقتول، نظریه پزشکی قانونی در خصوص علت فوت و اقاریر صریح متهم در مرحله تحقیقات مقدماتی و بازسازی صحنه جرم و عدم وجود دلیل در خصوص اکراه یا اجبار یا تحت شکنجه بودن متهم در اقرارهای مذکور عقیده به نقض دادنامه صادره و ارجاع به شعبه همعرض را دارم » مشاوره نموده چنین رای میدهد:
فرجامخواهی خانم م. ک.الف. و غیره اولیاءدم مقتوله مرحومه م.ه. نسبت به دادنامه شماره --- - 1394/04/01 صادره از شعبه یک دادگاه کیفری یک شهرستان ک. که به موجب آن مشتکیعنهم آقایان و. م. و م. ع. از شرکت در سرقت تبرئه و در خصوص اتهام قتل عمدی مذکور حکم به توقف دعوی در مورد آنان صادر شده است ظاهرا دادگاه اقرار آقای و. م. را صحیح ندانسته و از باب انکار حق اولیاءدم را در یکبار قسم از جانب منکرین تشخیص داده اما اولیاءدم محول نکردهاند که متهمان سوگند یاد کرده و تبرئه شوند با توجه به اینکه آقای و. م. صراحتا و بعضا با ذکر جزئیات به ارتکاب قتل اقرار کرده گرچه قتل را متوجه م. ع. دانسته و گفته با لنگه جوراب وی را خفه کرده و من متکی مقابل دهان مقتوله گرفتم، پزشکی قانونی هم خفگی به وسیله شئی قابل انعطاف و رشته مانند ذکر و نفی نکرده که قتل به وسیله جوراب یا غیر آن باشد (نبوده) و ادعای شکنجه توسط مامورین از سوی متهم م. در هیچ مرجع صالحی به اثبات نرسیده و دلیلی هم در این مورد اقامه نکرده است و مامورین نیز در دادگاه و در مواجهه با متهمان منکر ادعای آنان شده و گفتهاند اقاریر در حالت عادی بوده و بعضا با حضور بازپرس پرونده (به ویژه حین بازسازی صحنه جرم) با این اوصاف و با وجود اقرار محلی برای استحلاف از باب انکار باقی نمیماند چرا که حداقل در حد لوث توجه اتهام به ایشان وجود دارد حلف در جایی است که دلیلی اقامه نشود و مدعی قائل به توجه اتهام قتل عمد به منکر باشد بنا علیهذا مورد مشمول فتوای مقام معظم رهبری و ماده 326 قانون مجازات اسلامی نیست و ادعای فرجامخواه صائب تشخیص مستندا به قسمت ب بند 4 از ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری حکم معترضعنه نقض و رسیدگی مجدد به شعبه همعرض آن شهرستان ارجاع و محول میگردد مقرر است پرونده به مرجع مربوطه اعاده شود.
رئیس و عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور
حسین انتظاری - محمد سلطان همتیار