فرجام خواهی از حکم عزل ناظر و نصب قیم محجور

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/07/27
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: حکم صادره از دادگاه تجدیدنظر، مبنی بر عزل ناظر و نصب قیم برای محجور، در زمره آراء قابل فرجام نیست.

رای خلاصه جریان پرونده

دادیار محترم سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب قم طی درخواست شماره 433 / 92 مورخ 1393/03/17 تقاضای صدور حکم حجر خانم ا. ا. را نموده که شعبه --- دادگاه عمومی قم به موضوع رسیدگی و با توجه به محتویات پرونده و گواهی شماره 1741 / 92 مورخ 1393/02/27 کمیسیون پزشکی قانونی تهران که اعلام داشته نامبرده در حال حاضر دچار زوال عقل است و قادر به اداره امور خود نمی‌باشد و شروع این بیماری با توجه به سوابق پزشکی ارائه شده حداقل از آذر 92 تعیین گردیده لذا دادگاه در مجموع حجر نامبرده را محرز دانسته و طی دادنامه شماره --- مورخ 1393/03/17 مستندا به مواد 1207 و 1208 و 1217 قانون مدنی حکم حجر نامبرده را صادر و تاریخ شروع آن را آذر 92 اعلام می‌دارد. آقایان ح. و ع. ی. فرزندان خانم ا. ا. به عنوان معترض ثالث اعتراض خود را نسبت به این رای تقدیم نموده و طی آن توضیح داده‌اند که خانم ا. ا. والده اینجانبان حسب مستندات موجود که مورد توجه کمیسیون پنج نفره پزشکی قرار گرفته و در حال حاضر 96 ساله می‌باشد از سال 86 که سکته مغزی کرده دچار بیماری زوال عقل شده و از آن تاریخ قادر به تشخیص نفع و ضرر خود نبوده است. متاسفانه خواهرمان خانم ف. ی. بعد از تاریخ مذکور دخل و تصرف ناروایی در اموال وی نموده و اسناد و مدارک و معاملاتی را مخفیانه به سود خود انجام داده است. علیرغم اینکه نظریه مذکور طی شماره 249 مورخ 1392/11/12 دایره سرپرستی اعلام شده است نسبت به این نظریه اعتراض و موضوع در کمیسیون 7 نفره مطرح و در این کمیسیون بدون ابراز سوابق پزشکی مادر، زمان زوال عقل مادر را آذر 92 اعلام کردند شعبه --- دادگاه عمومی قم به موضوع اعتراض ثالث رسیدگی و پس از ارجاع مراتب به کمیسیون 9 نفره و وصول نظریه کمیسیون مذکور که پس از بررسی سوابق و مدارک پزشکی و استماع اظهارات طرفین پرونده (ف. و ح. ی.) صورت گرفته و اعلام داشته « با توجه به سوابق پزشکی ارائه شده و مصاحبه بالینی انجام شده در تاریخ 1392/09/16 شروع زوال عقل نامبرده از تاریخ مذکور محرز می‌باشد» فلذا طی دادنامه شماره --- مورخ 1393/09/27 اعتراض معترضان ثالث را وارد ندانسته و حکم به رد آن صادر نموده است. متعاقب این امر، دادیار محترم سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب قم طی درخواست شماره 92 / 433 / س مورخ 1394/01/22 خطاب به دادگاه خانواده اعلام نموده که خانم ا. ا. محجور می‌باشد و فرزندان ایشان به اسامی خانم ف. ی. و آقای ح. ی. در مورد تاریخ شروع حجر ایشان و برخی مسائل مالی اختلاف شدیدی با هم دارند به گونه‌ای که پرونده از آبان 92 تشکیل شده و تاکنون فقط به مرحله صدور حکم حجر رسیده است. لهذا با عنایت به اینکه هر دو نفر متقاضی قیمومیت هستند ولی اختلاف زیاد بین طرفین در صورت قیم بودن هر دو باعث کندی در روند پرونده خواهد بود پیشنهاد سرپرستی، نصب یکی از متقاضیان به عنوان قیم می‌باشد. در این مرحله شعبه --- دادگاه عمومی قم به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- مورخ 1394/02/10 مستندا به مواد 1222 و 1218 و 1207 و 1223 قانون مدنی خانم ف. ی. دختر محجور را به عنوان قیم محجور خانم ا. ا. تعیین و منصوب می‌نماید و با توجه به وجود اختلاف در مورد اموال متعلق به محجور بین خواهر و برادر، دادگاه آقای ح. ی. پسر محجور را به عنوان ناظر تعیین و منصوب می‌نماید. پس از ابلاغ این رای به طرفین هر دو نفر نسبت به آن اعتراض می‌نمایند. آقای ح. ی. نسبت به اینکه خانم ف. ی. به عنوان قیم تعیین شده اعتراض کرده و توضیح داده وی سوء استفاده زیادی از موقعیت مادر نموده است و از طرف دیگر خانم ف. ی. از اینکه برادرش به عنوان ناظر تعیین شده با توجه به اختلافات فیما بین اعتراض نموده است. شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان قم به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- مورخ 1394/04/18 تجدیدنظرخواهی آقای ح. ی. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/02/16 شعبه --- دادگاه عمومی قم را در خصوص نصب خانم ف. ی. به عنوان قیم محجور وارد ندانسته و توضیح داده قیم منصوب طبق اوراق و محتویات پرونده مدت زیادی از محجور نگهداری کرده و با وی در یک جا زندگی کرده است و دلیلی بر عدم صلاحیت نامبرده و جهات منفی مذکور در ماده 1231 قانون مدنی ارائه نکرده است بنابراین دادگاه ضمن رد درخواست تجدیدنظر رای بر تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته صادر می‌نماید و اما در مورد اعتراض خانم ی. راجع به نصب آقای ح. ی. به عنوان ناظر دادگاه اعتراض وی را وارد می‌داند زیرا اوراق و محتویات پرونده موجود حکایت از وجود اختلافات شدید بین قیم و ناظر و وجود عداوت و دشمنی بین آن‌ها دارد و در چنین شرایطی غبطه و مصلحت محجور توسط نامبردگان رعایت نخواهد شد و موجب اخلال در امور محجور خواهد بود و همین اختلاف شدید بین آن‌ها باعث گردیده که اداره سرپرستی تقاضا نموده که یکی از دو نفر به عنوان قیم انتخاب شوند. البته اگر نیاز به ناظر وجود داشته باشد دادگاه می‌تواند فرد دیگری را به عنوان ناظر انتخاب کند و یا اقدامات قیم را از طریق دیگری از جمله نظارت واحد سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب قم تحت نظارت قرار دهد. بنابراین دادگاه دادنامه تجدیدنظرخواسته را در قسمت نصب ناظر نقض می‌نماید. پس از ابلاغ این رای به آقای ح. ی. نامبرده به اتفاق برادر دیگرش ع. مبادرت به فرجام‌خواهی نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای مسعود کریمپورنطنزی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می‌دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

با توجه به محتویات پرونده، قطع نظر از صحت و سقم اعتراض مطروحه نظر به اینکه اولا: احد فرجام‌خواهان به نام ع. ی. سمتی در پرونده ندارد و ثانیا: فرجام‌خواه دیگر آقای ح. ی. نسبت به حذف خود به عنوان ناظر محجور و نصب خواهرش به عنوان قیم محجور اعتراض نموده و رای فرجام‌خواسته جزء احکام قابل فرجام موضوع بند الف ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی محسوب نمی‌شود. تا قابلیت فرجام‌خواهی داشته باشد. فلذا قرار رد دادخواست فرجامی صادر می‌شود.

رئیس و مستشار و مستشار شعبه --- دیوان عالی کشور

حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - سیروس کیقبادی

منبع