خلاصه جریان پرونده:
در تاریخ 1400/03/13 اقای ح. ک. و خانم ا. ا. ب. لت از طرف خانم م. پ. ن. ا. به طرفیت اقای ع. ج. ق. س. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به علت اعتیاد خوانده به مواد مخدر به استناد بند هفتم شرط مندرج در سند نکاحیه و نیز عسر و حرج تقدیم نموده که پس از اعلام شعبه *حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. اقای س. ک. م. ن. ا. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده (زوج) اعلام وکالت نموده است.در جلسه رسیدگی مورخ 1400/08/04 که با حضور وکلای طرفین و نیز زوجه خواهان تشکیل گردیده احد از وکلای خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.طرفین در سال 1394 از دواج کردند. و حاصل ان یک فرزند به نام م. 4 ساله میباشد. و موکل در سال 1396 متوجه اعتیاد همسرش میگردد. در حالی که باردار بوده و تنها 17 سال داشته است.و ظاهرا اعتیاد وی به مواد صنعتی بوده و حتی در راستای کمپ و ترک اعتیاد با خانمی اشنا و موکل متوجه ارتباطات با ان خانم میشود. تا جایی که زوج اقرار به صیغه کردن وی مینماید. و از اسفند سال گذشته تا حال جدا زندگی می کنند و بچه نزد پدر زوج میباشد. مهریه موکل 36 عدد سکه. 14 سکه پدر زوج و 30 مثقال طلا بر عهده زوج و نیز سه دانگ منزل که حاضر است.6 عدد سکه بر ذمه زوج را بذل نماید. در خصوص حقوق مالی فعلا ادعایی نداریم. وکیل خوانده اظهار داشت به خواسته مطروحه ایراد دارم. زیرا هم به بند 7 استناد کرده اندو هم عسرو حرج. موکل هیچ پرونده کیفری با زوجه ندارد. که دلالت بر اعتیاد مضر و مخل زندگی باشد. موکل تنها یک بار در کمپ بستری شده و هم چنین زوجه به اعتیاد مبتلا شده بود و هیچ دلیلی بر اعتیاد مضر و مخل ارائه نشده و حتی فرزند مشترک نزد موکل است.و زوجه دارای اختلال روانی است.و اقرار به اعتیاد و مشکل روحی روانی نموده است.موکل در شرکت سپید نخ مشغول به کار است.و خانم بدون هر گونه ضرب و جرح و پرونده کیفری زندگی را ترک نموده و جهیزیه خود را برده است.و صیغه نمودن نیز مورد انکار موکل است.و موکل ماهی 300 به حساب زوجه واریز مینماید. بابت نفقه و اظهارنامه مبنی بر بازگشت به منزل مشترک ارائه نموده وکیل خواهان اظهار میدارد. و گواهی از مشکات مبنی بر اعتیاد و تحت درمان بودن زوج ارائه میگردد. و تقاضای استعلام از محل کار زوج مبنی بر اعتیاد و اشتغال وی داریم و موکل بنده در اثر فشارهای روانی و تحریک زوج مبتلا و درگیر اعتیاد میشود. و خانمی که اورده بود منزل ان هم در یک اتاق باعث فشارهایی به زوجه شده بود و در پاسخ به سوالات وکیل زوج اظهار داشت نوع مواد همان موادی که زوج مصرف میکرده سورچه و شیشه به مدت یک ماه مصرف میکرده و در زمان تست در کارخانه متوجه اعتیاد زوج شده اند وکیل زوج میگوید وقتی که در زمان تست در کارخانه متوجه اعتیاد میشوند دلالت بر اعتیاد مصر و مخل ندارد. زوجه اظهار میدارد. ایشان زندگی را ترک میکرد و مدت 2- 3 روز منزل نمی امد و و برگه را خودم نوشتم و همسرم با ان خانم خیلی راحت بود و من اهمیتی برای انها نداشتم اقدام به خودکشی را قبول دارم. زیرا مشکل روانی برای من ایجاد کرده بود سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و سوابق زوج را از شرکت سپید نخ استعلام نموده و در جوابیه *شرکت مذکور اعلام شده که اقای ع. ج. ق. س. فرزند ق. در تاریخ 1399/10/06 با این شرکت قطع رابطه کرده و از تاریخ مذکور در این شرکت مشغول به کار نمیباشد. ضمنا تست مواد مخدر ایشان ضمیمه میباشد. و در تصویر تست اعتیاد ارسالی نتیجه آزمایش اعتیاد زوح مثبت اعلام شده است. کمپ ترک اعتیاد پرواز طی گواهی مورخ 1400/08/17 اعلام نموده که اقای ع. ج. فرزند ق. در تاریخ 1399/12/20 از طریق *معرفی و منتقل گردید.ایشان در تاریخ 1399/01/24 (به نظر میرسد 1400/01/24 صحیح میباشد. عضو ممیز) با هماهنگی کلانتری یادشده ترخیص گردید.ضمنا مصرف ایشان هرویین و شیشه به صورت تدخینی بوده است. داور زوجه نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سرانجام دادگاه پس از اظهارعقیده قاضی مشاور ختم دادرسی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/01/16 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز رابطه زوجیت دائم بین طرفین و موثر واقع شدن مساعی دادگاه و داوران و مشاورقضایی درداصلاح ذات البین با اعلام اینکه تحقق بند هفتم شرط ضمن عقد مبنی بر اعتیاد مضر و مخل زوج حسب اوراق و محتویات پرونده و گواهی صادره از بهزیستی و نوع موادمصرفی که هرویین میباشد. و عدم ارائه هرگونه دفاع موجه از سوی وکیل نامبرده (خوانده) محرز است.لذا با لحاظ نظریه قاضی مشاور خانواده و به استناد ماده 26 قانون حمایت خانواده و مواد 234 و 237 و 1119 قانون مدنی حکم بر احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق صادر و به زوجه خواهان اجازه داده به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه و با بذل 6 عدد سکه موضوع مهریه به زوج و قبول بذل به وکالت از طرف زوج با اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط مذکور نسبت به اجرای صیغه طلاق از نوع خلع و مطلقه نمودن خود و ثبت رسمی ان اقدام و دفاتر مربوطه را اصالتا از طرف خود و به وکالت از طرف شوهرش امضای نماید. عده طلاق نیز سه طهر و مدت اعتبار اجرایی حکم صادره شش ماه از تاریخ ابلاغ دادنامه قطعیت یافته به طرفین میباشد. و حضانت فرزند مشترک پسر به نام م. 4 ساله را به مادر واگذار و برای پدر به نحو مقرر در رای حق ملاقات با فرزند تعیین نموده و مقرر داشته که پدر مکلف است.نفقه فرزند را به صورت ماهیانه ششصد و پنجاه هزار تومان به مادر پرداخت نماید. و در خصوص حقوق مالی زوجه با توجه به عدم ادعای فعلی خواهان دادگاه با تکلیفی مواجه نمیباشد. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظر خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *شعبه نوردهم دادگاه تجدیدنظر حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و حسب تصمیم اتخاذی پرونده را جهت اخذ نظر داور زوج به دادگاه بدوی ارسال نموده و دادگاه بدوی پس از وصول پرونده، داور منتحب زوج را به لحاظ عدم ارائه نظریه داوری خود منعزل و برای زوج داور انتخاب نموده و سرانجام داور منصوب زوج هم نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. به دستور دادگاه پرونده بمرجع تجدیدنظر استان شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1401/10/29 با استدلال منعکس در ان تحقق بند هفتم از شروط مندرج در سند نکاحیه را محرز تشخیص و براین اساس اعتراض وکیل زوج را غیروارد تشخیص و ضمن حذف زمان تعیین شده برای ملاقات پدر با طفل و تعیین نفقه برای فرزند به لحاظ اینکه فرزند در حال حاضر نزد زوج نگهداری میشود. به استناد مواد 351 و 358 قانون ایین دادرسی دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را با اصلاح به عمل امده تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1401/11/01 به وکلای زوجین ابلاغ شد و وکیل زوج در تاریخ 1401/11/06 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل شد. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواهی وکیل فرجام خواه اقای ع. ج. ق. س. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/10/29 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره *مورخ 1401/01/16 صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ احراز تحقق بند هفتم از شروط ضمن العقد مندر ج در سند نکاحیه مبنی بر اعتیاد زوج به مواد مخدر حکم بر احراز شرایط و تجویز اعمال وکالت در طلاق از سوی زوجه فرجام خوانده صادر گردیده است. با توجه جامع اوراق پرونده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. دادنامه های بدوی و فرجام خواسته که متکی بر ارزیابی ادله اثباتی موجود در پرونده و مبتنی بر استنباط و تشخیص دادگاه بوده و با عنایت به اوراق پرونده و گواهی صادره از مرکز ترک اعتیاد پرواز که حاکیست زوج فرجام خواه در تاریخ 1399/12/20 جهت بازپروری و سم زدایی از طریق کلانتری به ان مرکز معرفی و مدتی بستری گردیده و نوع مواد مصرفی ایشان هم هرویین و شیشه به صورت تدخینی اعلام شده است. و هم چنین تست اعتیاد مورخ 1396/04/04 ارائه شده از سوی شرکت سپید نخ محل کار سابق زوج که طی ان نتیجه آزمایش اعتیاد وی مثبت اعلام گردیده که حکایت از سابقه اعتیاد ایشان دارد. و اینکه مواد مصرفی زوج فرجام خواه نوعا مضر و مخل به اساس زنگی مشترک بوده که عوارض ناشی از ان از جمله بروز اختلاف و افتراق جسمانی طرفین موید ان میباشد.، در مجموع موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی و با رعایت اصول و قواعد دادرسی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراض وکیل فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بر استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد. فلذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه مستندا مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه *
رئیس شعبه: ح. ع. مستشاران: ح. م. ه. - م. ح. م.