تشریفات صدور رأی برائت در فرض عدم تحقق لوث

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/04/12
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در فرض عدم تحقق لوث،اصدار رای برائت بدون اعمال قاعده مدعی و منکر، فاقد وجاهت شرعی و قانونی است.

رای خلاصه جریان پرونده

بر اساس بخشی از قرار مجرمیت شماره 9100566 - 1391/07/05 (ص 443 ) و کیفرخواست شماره 9100959 - 1391/07/12 بازپرس و دادستان دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شوشتر (ص 445 ) و هم چنین قرار مجرمیت و کیفرخواست شماره 92001619 - 92/11/17 دادسرای مذکور (ص 499 و 500 ) متهم: آقای م. س.فاقد پیشینه کیفری و مجرد با اتهامات: 1 - ایراد ضرب و جرح عمدی با سلاح و نگهداری یک قبضه سلاح شکاری غیر مجاز و 2 - تخریب شیشه های منزل آقای م. ب. با اسلحه شکاری حسب مورد و بر اساس شکایت آقای م. ب. و آقای الف. ج. (با وکالت آقای ح. س.خ.)، تحت پیگرد قانونی قرار گرفته و پرونده در شعبه شانزدهم دادگاه کیفری استان خوزستان مطرح رسیدگی قرار گرفته است. آقای ج. اظهار داشته است که: من نگهبان دانشگاه پیام نور بودم که یک موتوری رد می شد، تا مرا دیدند برگشتند، من رسیدم نبش ساختمان، م. را شناختم، پسر خاله ام است، صدایش کردم، چیزی نگفت، بعد رفتم طرفش، سه یا چهار متر مانده به وی، یک دفعه دیدم، دستم داغ شد. و متهم در پرونده دادسرا و قرار مجرمیت گفته است: شاکی پسر خاله ام است، آن شب من منزل خواب بودم، م. (شاکی دیگر) به وی خط می دهد که شکایت کند، آن هم بعد از دو هفته، همین آقا با برادرانش درگیری دارد، من اصلا مشکلی با وی ندارم، روز اول گفتند دو نفر قد بلند بودند!!، و شاکی در این خصوص گفته است: من به خاطر بیم درگیری، نام وی را همان روز اول نگفتم، اما خود ایشان بوده و من او را شناختم، زیرا اگر می گفتم، شک نکنید او را می کشتند. و آقای ب. نیز مدعی است که متهم با سلاح و تیراندازی به منزل وی، شیشه ها را تخریب کرده است و متهم هر چند که در تاریخ مرداد ماه سال 90 در مرجع انتظامی به همراه داشتن و تیراندازی به سمت منزل شاکی، اعتراف داشته است (ص 42 پرونده) لیکن در دادسرا منکر این اتهام نیز می‌باشد. در جلسه مورخه 93/6/4 دادگاه، شکات شکایت خود را مطرح می کنند و متهم منکر اتهامات است و اظهارات خود را در نیروی انتظامی توجیه می کند که تحت فشار بوده است و سلاح را نیز متعلق به پدرش اعلام می‌دارد که وی به لحاظ همان فشارها به گردن گرفته است. آقای ب. مدعی است که متهم بارها به سوی منزل وی تیراندازی کرده و باعث سلب آسایش وی شده است و ادعا دارد که متهم خواستگار دخترش بوده است و... (ص 537 تا 542 ). در جلسه مورخه 94/2/23 دادگاه نیز شکات به شکایت خود باقی هستند و متهم حمل سلاح را قبول می‌نماید لیکن اتهامات دیگر را منکر می‌شود و همچنان اظهارات خود را در دادسرا در رابطه با تیراندازی و اذعان بر آن، را توجیه می کند و ادعا دارد آقای ج. مشکل ناموسی داشته و دیگران وی را زده اند... (ص 563 تا 567 ) و آقای ج. و وکلای متهم و شکات لایحه تقدیم کرده اند و از سوی دیگر دادگاه قرار وثیقه متهم را به بازداشت موقت وی تشدید کرده است (ص 566 ). جلسه مورخه 94/4/15 دادگاه که در این تاریخ به دادگاه کیفری یک (شعبه دوم) تبدیل شده است، با حضور شکات و متهم و وکلای طرفین (آقایان س.خ. و م.) تشکیل می‌شود و نماینده حضور نداشته است که دادگاه حضور وی را ضروری ندانسته است. شکات مجددا شکایت خود را مطرح می کنند و آقای ج. ادعا دارد که خود شخصا متهم را دیده است. دادگاه از ایشان می پرسد: حسب شکایتتان در صفحات 28 و گزارش مامورین در اوراق 42 و 43 پرونده، بیان داشته اید که ضاربین دو نفر بوده اند لکن آنها را شناسائی نکرده اید؟! و ایشان در پاسخ می گوید: اصلا ماموری بالای سر من نیامده است، و من با چشم خودم ماموری ندیدم!!! و دادگاه سوال می کند: چرا بعد از 19 روز، شکایت خود را مطرح نموده اید؟! و او می گوید: اگر آن شب، او را می گفتم، چیزها به هم می خورد؟!! رئیس اطلاعات گفت: فعلا شما چیزی نگوئید!! و دادگاه می پرسد: اگر چنین است که بیان می کنید، حسب (گزارش) پلیس اطلاعات در صفحه 77 پرونده اعلام شده م. س. به همراه پسر ک.م. به نام م.م. بوده است، در این خصوص چه می گوئید [ظاهرا این گزارش قرائت شده است. گزارشگر]؟! و شاکی در پاسخ می گوید: ساعت 2 تا 2/5 با هم بوده اند!!! و من ساعت سه تیر خورده ام؟!! سوال: آیا اختلافی بین شما و م. س. وجود داشته است یا خیر؟! جواب: خیر هیچ مشکلی نداشتم و انگیزه او سرقت بوده است؟!! من در حال گشت زنی بودم، شاید عجله کرد و تیراندازی کرد؟! وقتی مرا دید شلیک کرد و من او را صدا زدم، به طرف او رفتم، انگیزه سرقت بود و موتور روشن بود و بعد از شلیک فرار کرد، من مسلح نبودم، متهم اهل مواد است، برادرم هم آنجا بود و البته دو تیر از من بود؟!! [جدا این سخنان اخیر وی مفهوم نیست!! گزارشگر]. وکیل شاکی اجمالا گفته است: افسر اطلاعات نیروی انتظامی شوشتر آقای... به موکلم صریحا اعلام کرده که م. س. به تیراندازی اعتراف کرده است، و از سوی اطلاعات [موکل] تحت فشار هستند و نمی تواند به دادگاه ارائه دهد!!... زمان دقیق آن را نمی دانیم!! پنج سال از موضوع می گذرد، نظر ما این است که افسر اطلاعات احضار گردد. و در مرجع انتظامی و نظامی علیه ایشان [افسر اطلاعات] شکایتی مطرح نکرده ایم و منتظر جواب این پرونده هستیم و نکته دیگر اینکه: م. س. چندین مرحله به آقای الف. ب. مراجعه کرده و از ایشان سوال می کرده نگهبانها چه کسی هستند و کی سرپرست هستند؟!... موکل مدعی است اصلا ماموری در زمان وقوع جرم حضور نداشته است، و موکل منکر صورتجلسه است... و در پایان هم می گوید: سایر اظهاراتم به شرح دفاعیات سابق است. [دادگاه از مطلعین تحقیق می کند] و در این تحقیقات آقای ب. ب. از آمدن یک دستگاه و اینکه سرنشینان!! صورت هایشان را بسته بوده اند و اینکه صدای تیر آمده و متعاقب آن، الف. فریادی کشیده است، و وی به سوی الف. رفته و دستش را گرفته و اینکه برادر مصدوم هم آنجا بوده است!! و اینکه خود آقای ب. ب. با تاکسی تلفنی، مصدوم را به بیمارستان برده است صحبت می کند و با صراحت و در ادامه می گوید: ضارب را شناسائی نکرده است، چون پوشیده بودند... و الف. نیز هیچ حرفی نزد که چه کسی وی را زده است و من نیز سوال نکردم، و از اختلاف الف. ج. با برادرهایش با برادر خانمهایش خبر ندارم، و در پایان هم تاکید دارد: راکبین موتور آدم های هیکلی درشت اندام بودند، و در پاسخ این سوال که: خانواده الف. ج. - خصوصا س. - مدعی است که شما چندین مورد، م. س. را در آنجا دیده اید، چه می گوئید؟! گفته است: من اصلا چیزی نگفته ام و این حرف دروغ است و من م. س. را آنجا ندیدم و دروغ است (ص 585 تا 588 ). و مطلع دیگر - آقای الف. ب. - از ادعای مزاحمت های م. س. از سوی شاکی - صحبت می کند و می گوید: آقای م. ب. گفت: فکر کنم م. س. است، و گفتم: فامیل هستیم... نیروی انتظامی م. س. را دستگیر کردند و فرمانده نیروی انتظامی گفت: م. بیاید شاکی شود، با پسر عمویم تماس گرفته بود، و گفت: بیایید پیگیری کنید، و در خصوص الف. دقیق اطلاع ندارم... به سوی الف.ج. تیراندازی شده بود، ولی من نمی دانم م. انجام داده یا خیر، و پدر مادر م. س. به درب منزل خیبر آمدند و گفتند: پسرمان اعتراف کرده است و به همه چیز اعتراف کرده است!! [ولی] من نقل قول از زبان خبیر می کنم!! (ص 589 و 590 )... دادگاه سپس به متهم تفهیم اتهام می کند و او در پاسخ می گوید: اتهامات وارده را قبول ندارم... ولی نگهداری اسلحه را قبول دارم. اتهام الف.ج.را قبول ندارم و زن الف.ج. مشکل ناموسی داشت!! وکیل متهم در دفاع گفته است: اینکه ادعا می‌شود: افرادی به منزل آقای ج. رفته و گفته اند: شکایت نکنید [صحت ندارد] در حالی که الف.ب. اظهار داشت که فرمانده نیروی انتظامی گفته است: ما م. را گرفته ایم، بروید شکایت کنید!! و اظهارات اولیه شاکی این است که: من متهم را نمی شناسم، و همیشه اظهارات اولیه صادق است، در ثانی، خود شاکی اظهار داشته متهمان چفیه داشتند، چطور ممکن است: نفر عقب موتور را می شناسد ولی نفر جلو را نمی شناسد، و چرا بعد از بیست روز می گوید، [آن وقت] حال خود خوب بود، ولی نمی خواست اسم م. س. را بدهد!! و سپس اضافه می کند: اظهاراتم به شرح لایحه دفاعی سابق است (ص 591 تا 608 ). دادگاه وقت جلسه را تجدید و مقرر می‌دارد طرفین و نماینده دادستان و مطلعین (آقایان ص. ن. ;ح. ی و الف.ع.) دعوت شوند (ص 609 ). جلسه مورخه 1394/06/23 با حضور طرفین و در غیاب نماینده دادستان که دادگاه حضور وی را ضروری تشخیص نداده و به رسیدگی ادامه داده است، تشکیل می‌شود و شکات و وکیل آنان به شکایت خود باقی هستند و مطلعی جدید به نام س. را معرفی می کنند که دادگاه از مطلعین و شهود به طور جداگانه تحقیق می کند. آقای ص.ن. ادعای اینکه متهم اعتراف کرده است را تکذیب می کند و می گوید: امکان گم شدن اورق به هیچ وجه صحیح نیست و شاکی خود قبل از دستگیری متهم، به وی مشکوک بوده است و من در این خصوص تاکید داشتم که چون پرونده حساس است، با دقت و با مدارک اقدام شود... و ب. گفت: دو سه بار م. س. به سوی منزل ما تیراندازی کرده و من هم گفتم: برو شکایت کن!! (ص 632 و 633 ). و آقای ش.ح.ی نیز اجمالا قضیه ادعائی اقرار و اعتراف متهم را تکذیب می کند و... (ص 634 تا 636 ) و آقای الف.ع. هم ادعاهای شکات را تکذیب می کند...(ص 637 و 638 ) و آقای ج.ج.(برادر شاکی) نیز گفته است: آن شب در منزل م.س. با زن و بچه اش بوده و م.س. بیرون می خواسته است برود، و به پدرش گفته است: تا صبح بر نمی گردد و یک دستمال سیاه هم در گردن او بوده است... و از برادرش شنیده که گفته است: م. س. دستم را زده است، و اضافه می کند: و چیز دیگری ندیدم (ص 639 ) و آقای س.ج. برادر الف. گفته است: در تهران برادرم به من گفت که م. س. وی را زده است و من هم به آقای ت. گفتم که م. س. برادرم را زده است و بعد حضوری به آقایان ح. ی و ت. گفتم... آنان آمدند خانه و گفتند ما ضارب را شناسائی کردیم و او را دستگیر می کنیم!!... دادگاه از اختلاف وی با برادرش ع. می پرسد که وی می گوید: من با ع. درگیر شدم؟!! [چون] پسرهایم را می زد!!! و من اختلاف خانوادگی نداشتم و جریانی سر موضوع خانم من نبوده و دروغ و کذب محض است... و از اینکه از کجا فهمیده است که ضارب متهم پرونده است، می گوید: برادرم الف. گفت، و در پاسخ این سوال که چرا برادرت در شوشتر و یا اهواز این حرف را نزده است تا اینکه در تهران به شما گفته است؟! می گوید: فکر می کردیم پانسمان شود و خوب شود، وقتی فهمیدم می خواهد [دستش] قطع شود شکایت س. را کردیم؟!! و در پاسخ این سوال که: شما در زمانی که تماس گرفتید با تاجی پور و ح. ی، آنها گفتند متهم س. اعتراف کرده است؟! می گوید: بله گفتند اقرار کرده، متهم م. س. بوده است. (ص 640 و 641 ) سپس وکیل متهم گفته است:... اینک با توجه به اظهارات مامورین مشخص شده که ادعای شاکی و همکار محترم (وکیل شاکی) بی اساس است... و اساسا دلیلی بر حضور موکل در صحنه اقامه نشده است... و اظهارات متهم در نیروی انتظامی از حیث تیراندازی به سوی منزل آقای ب.... در اثر شکنجه و فشار بوده و در بازپرسی انکار کرده و هیچ اقراری نداشته است... و تقاضای رسیدگی و صدور حکم شایسته را دارم... در مورد سلاح که موکل بدان اقرار دارد، از حیّز انتفاع خارج است، و تقاضای تخفیف در مجازات وی را به لحاظ جوانی وی دارم. و متهم پس از تفهیم اتهام، در آخرین دفاع گفته است: شکایت الف.ج. را قبول ندارم، من تا یک هفته در منزل آنها بودم؟!!، نگهداری سلاح را قبول دارم، تخریب شیشه را قبول ندارم. (ص 625 تا 631 ). دادگاه پس از فک قرار بازداشت موقت و تبدیل آن به قرار وثیقه (ص 642 ) ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره --- چنین رای داده است: بنا بر کیفرخواست های صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شوشتر آقای م. س. 20 ساله، فاقد سابقه کیفری، مجرد با وکالت آقای م. م. متهم است به الف - ایراد ضرب و جرح عمدی با سلاح شکاری منتهی به نقص عضو نسبت به شاکی آقای الف. ج.ف.، ب - نگهداری یک قبضه سلاح شکاری هشت تیر غیر مجاز، پ - تخریب شیشه های منزل آقای م. ب. با اسلحه شکاری؛ هیات دادگاه با امعان نظر در جمیع اوراق و محتویات پرونده، شکایت شکات آقایان الف. ج.ف. و م. بهدارود، دفاعیات وکیل مدافع محترم ایشان آقای ح. س.خ.، گزارشات متعدد مرجع انتظامی و تحقیقات معموله از آن مرجع بدین توضیح که مشارالیه در صفحه 81 پرونده بیان داشته: «بله قبول دارم من یک قبضه سلاح شکاری هشت تیر دارم که فاقد مجوز می‌باشد... من ابتدا ساعت حدود 2 شب با ماشین خودم که پژو پارس سفید رنگ شیشه دودی دارد از خیابان اصلی که منزل م. ب. در آن قرار دارد با سرعت زیاد می گذشتم بعد به طرف ف. رفتم هنگامی که داماد م. ب. و دخترش به سمت منزل خودشان می رفتند من به دنبال آنان رفتم... بعد من سلاح شکاری هشت تیر خودم را از منزلمان آوردم و به درب منزل م. با موتورسیکلت قرمز رنگ هوندا رفتم و یک تیر شلیک کردم ولی نمی دانم به کجا اصابت کرد و بعد به منزل رفتم...»;، صورت جلسه کشف سلاح شکاری هشت تیر بدون قنداق شورشی) به شماره 306 منعکسه در صفحه 87 پرونده، اقرار صریح و مقرون به واقع متهم در تمامی مراحل تحقیقات و دادرسی در خصوص نگهداری سلاح شکاری مکشوفه، دفاعیات غیر موثر متهم و وکیل محترم ایشان در جلسه دادرسی بزه نگهداری سلاح شکاری غیر مجاز را نسبت به مشارالیه محرز و مسلم دانسته ایضا از حیث بزه تخریب موضوع شکایت شاکی آقای م. ب. توجها به مراتب مارالذکر و قرائن و امارات قویه منعکسه که موجب حصول علم متعارف گردیده بزه معنونه نسبت به متهم موصوف محرز و مسلم است لذا مستندا به ماده 677 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1375 (بخش تعزیرات و مجازات های بازدارنده) و ماده 27 و 134 و 160 و 161 و 162 و 164 و 166 و 171 و 172 و 211 همگی از قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 و بند الف ماده 6 و ماده 18 هر دو از قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیر مجاز مصوب سال 1390 متهم موصوف را از حیث نگهداری سلاح شکاری غیر مجاز به تحمل شش ماه حبس تعزیری و از حیث تخریب به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم می‌نماید بدیهی است که فقط مجازات اشد قابل اجرا است و اگر مجازات اشد به یک از علل قانونی تقلیل یابد یا تبدیل یا غیر قابل اجرا شود مجازات اشد بعدی اجرا می‌گردد ضمنا ایام بازداشت قبلی محاسبه می‌گردد و اسلحه شکاری مکشوفه نیز به نفع وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ضبط می‌گردد در خصوص اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی با سلاح شکاری موضوع شکایت آقای الف. ج.ف. با وکالت آقای ح. س.خ.، نظر به اینکه شاکی و وکیل محترم ایشان بجز شکایت خود هیچگونه دلیل و مدرکی که بتوان اتهام را به متهم منتسب نمود ارائه نکرده اند و اظهارات ضد و نقیض شهود معرفی شده از ناحیه ایشان نیز اقناع وجدان محکمه را فراهم نمی‌سازد و نظر به انکار متهم در تمامی مراحل رسیدگی و فقد ادله مثبته قانونی مستندا به اصل 37 قانون اساسی و ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 و اعمال قاعده درء حکم به برائت متهم موصوف از بزه معنونه صادر و اعلام می‌دارد لکن با عنایت به اینکه به علت فرار به مرتکب دسترسی نبوده و به لحاظ اینکه خون مسلمان ضایع نمی گردد و قاعده فقهی: لایبطل دم امرء مسلم مستندا به مواد 17 و 387 ، 435 ، 448 ، 449 ، 462 بند الف 488 و 638 همگی از قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 حکم به پرداخت دیه از بیت المال به میزان 1 - نصف دیه کامل مرد مسلمان از حیث قطع دست راست از ناحیه آرنج، 2 - پنج درصد از دیه کامل ارش بابت آسیب بافت نرم آسیب عضلانی و عروق محل جراحی، 3 - هفت درصد از دیه کامل ارش بابت نقص عملکردی ناشی از قطع دست راست تا مفصل آرنج، 4 - سه درصد از دیه کامل ارش مجموعا بابت سه پرتابه فلزی در شکم که معادل سه دامیه بوده در حق شاکی آقای الف. ج.ف. محکوم می‌نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می‌باشد. از رای صادره آقای الف. ج.ف. (شاکی) و آقای م. م. به وکالت از محکوم علیه، تقاضای فرجام کرده اند که پرونده از این جهات به دیوان عالی کشور ارسال گردیده و حسب الارجاع تحت نظر قرار دارد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل پس از قرائت گزارش آقای سید ح. جعفری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حاتمی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض در خصوص دادنامه شماره --- - 94/6/24 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

با توجه به مجموع اوراق پرونده و صورتجلسات دادگاه و اظهارات مطلعین امر و اظهارات شکات و دفاعیات متهم و وکلای آنان و لوایح تقدیمی به محضر دادگاه، و بررسی لایحه فرجام خواهی آقای الف.ج. و هم چنین فرجام خواهی آقای م. م. به وکالت از محکوم علیه و دیگر شواهد و قرائن، اولا فرجام خواهی وکیل محترم متهم از احکام تعزیری متهم (محکوم علیه) از آنجا که استدلال دادگاه و مواد استنادی دادنامه فرجام خواسته، در این خصوص، با محتویات پرونده انطباق دارد و توجیهات متهم - بدون دلیل اثباتی - موثر در مقام نمی‌باشد و علم ادعائی قضات محترم نیز متعارف می‌باشد نتیجتا، غیر وارد و غیر مدلل تشخیص و مردود اعلام و استنادا به بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری، این بخش از دادنامه فرجام خواسته انحصارا ابرام می‌گردد. ثانیا در خصوص فرجام خواهی آقای الف. ج.ف. (شاکی) از حکم برائت متهم از اتهام ایراد جرح با سلاح گرم به بازوی راست وی که نهایتا به قطع آن منتهی گردیده است، هر چند که دلایل اثباتی مانند بینه شرعی و علم قاضی، و قسامه - به لحاظ اینکه در پرونده امر هیچ گونه قرائن و امارات ظنیه بر تحقق لوث و حضور متهم در صحنه امر ادعائی وجود ندارد - و اقرار متهم، اقامه نگردیده است، لیکن طبق مبانی فقهی و فتوای صریح حضرت امام خمینی قدس سره الشریف دائر بر اینکه: «لولم یحصل اللوث فالحکم فیه کغیره من الدعاوی، فلاقسامه و لاتغلیظ، و البینّه علی المدعی و الیمین علی المدعی علیه»; (تحریرالوسیله جلد دوم از چاپ اسماعیلیان - قم، ص 528 مساله سوم) و ذیل ماده 315 و ماده 454 قانون مجازات اسلامی، حق مطالبه سوگند شرعی در شرایط حاکم بر پرونده، در خصوص مورد ادعائی شاکی، همچنان به قوت خود باقی است، فلذا اصدار رای برائت بدون انجام قاعده مدعی و منکر، فاقد اساس شرعی و قانونی، تشخیص و ضمن نقض آن از باب نقص فوق الذکر، رسیدگی مجدد - انحصارا در خصوص مورد - با استناد به بند دوم از شق ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری به همان دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض اعاده و ارجاع می‌گردد.

سید ح. جعفری (رئیس)- م. حمیدی پور (عضو معاون)

منبع