تاریخ دادنامه قطعی: 1392/06/10
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: دادگاه صادر کننده حکم قطعی، قانونا صلاحیت رسیدگی به درخواست اعاده دادرسی نسبت به احکام قطعیت یافته را دارد ولو اینکه در مرحله فرجامی مورد ابرام قرار گرفته باشد.
به تاریخ 1391/11/07 پرونده کلاسه --- از طریق دفتر واصل و تحت نظر قرار گرفت با بررسی محتویات پرونده ملاحظه میگردد که آقای ح.ش. به طرفیت خانم ز.ج. دادخواستی به خواسته اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره --- - 27/9/90 صادره از شعبه هشتم دیوان عالی کشور که بر ابرام دادنامه فرجام خواسته به شماره 638 - 16/6/90 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان البرز اصدار یافته تقدیم نموده که حسب الارجاع، در شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان البرز به کلاسه --- ثبت و هیات شعبه در وقت فوق العاده به موجب رای شماره --- مورخ 21/9/91 به استدلال اینکه مرجع صادر کننده رای مورد درخواست اعاده دادرسی شعبه هشتم دیوان عالی کشور میباشد، مستندا به ماده 433 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم صلاحیت خود را به شایستگی شعبه هشتم دیوان عالی کشور صادر نموده و پس از وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
با توجه به محتویات پرونده، نظر به این که به صراحت مواد 426 و 433 قانون آیین دادسی مدنی، احکام قطعیت یافته قابلیت درخواست اعاده دادرسی را داشته و مرجع رسیدگی به اعاده دادرسی هم همان دادگاه صادر کننده حکم مورد درخواست اعاده دادرسی میباشد و طبق ماده 365 قانون مزبور کلیه آرای صادره در مرحله تجدیدنظر قطعی بوده و فرجام خواهی نسبت به آرای قابل فرجام صادره از مرجع تجدیدنظر، وصف قطعیت آراء صادره در مرحله تجدیدنظر را زایل نمیسازد و دادگاه صادر کننده حکم قطعی مورد درخواست اعاده دادرسی حسب تبصره ماده 435 قانون آیین دادرسی مدنی، در صورت قبول درخواست اعاده دادرسی مکلف به رسیدگی ماهوی نسبت به درخواست اعاده دادرسی مطروحه خواهد بود و به علاوه دادگاه طبق مقررات قانون آیین دادرسی مدنی به مرجعی اطلاق میگردد که صلاحیت رسیدگی و صدور حکم در ماهیت دعوی را داشته و دیوان عالی کشور که طبق ماده 366 قانون آیین دادرسی مدنی مرجع تشخیص انطباق یا عدم انطباق آرای مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات قانونی بوده و نسبت به آرای مورد درخواست فرجامی قانونا رسیدگی شکلی مینماید نه ماهوی و به طور کلی مرجع نقض یا ابرام آراء فرجام خواسته میباشد، عنوانا مصداق دادگاه را نداشته و قانونا صلاحیت رسیدگی به درخواست اعاده دادرسی نسبت به آرای قطعیت یافته را ولو این که در مرحله فرجامی مورد ابرام قرار گرفته باشد به لحاظ این که مقتضای قانونی را قبول این درخواست اعاده دادرسی رسیدگی ماهوی نسبت به آن بوده نخواهد داشت چنان که مفاد تبصره ماده 434 قانون مسبوق الذکر که رسیدگی ماهوی به درخواست اعاده دادرسی و صدور حکم در خصوص مورد را نسبت به حکم قطعی که در مرحله فرجامی تحت رسیدگی بوده از طرف دادگاه صادر کننده حکم قطعی قبل از خاتمه رسیدگی فرجامی مورد تجویز قرار داده موید این امر میباشد بنابراین درخواست اعاده دادرسی مطروحه در پرونده امر اگرچه به دادنامه صادره از این مرجع دیوان عالی کشور اشاره گردیده ولی در واقع منظور مستدعی اعاده دادرسی همان دادنامه قطعی صادره از شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان البرز که در مرحله فرجامی مورد ابرام قرار گرفته خواهد بود قابلیت رسیدگی در دیوان عالی کشور را نداشته و رسیدگی به آن در صلاحیت شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان البرز به عنوان دادگاه صادر کننده حکم مورد درخواست اعاده دادرسی بوده و تصمیم مرجع مذکور در نفی صلاحیت از خود در رسیدگی به درخواست اعاده دادرسی مطروحه فاقد وجاهت قانونی میباشد، از این رو ارسال پرونده به دیوان عالی کشور به جهت غیر قابل طرح و رسیدگی بودن درخواست اعاده دادرسی مطروحه در این مرجع موقعیت قانونی نداشته و به شعبه پنجم محترم دادگاه تجدیدنظر استان البرز اعاده میگردد تا به عنوان دادگاه صادر کننده حکم قطعی نسبت به درخواست اعاده دادرسی مطروحه وفق مقررات قانونی رسیدگی و تصمیم شایسته اتخاذ نماید مقرر میدارد پرونده از موجودی کسر و به مرجع مزبور اعاده شود.
رییس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار - عضو معاون
عباسیان - اللهیاری - کریمپور نطنزی