سکوت موجر در برابر تغییر شغل مستأجر

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1393/05/27
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: خودداری طولانی مدت موجر از اعمال حق فسخ خود باوجود اطلاع از تخلف مستاجر (تغییر شغل) عرفا به منزله عدول از آن بوده و موجب سقوط حق فسخ است.

رای دادگاه بدوی

در خصوص واخواهی 1 - آقای م.ع. 2 - خانم م.ک. به وکالت از آقای ع.ت. نسبت به دادنامه غیابی شماره 92000488 - 20/6/92 صادره از ناحیه این دادگاه با توجه به اوراق و محتویات پرونده صرف نظر از اینکه بانک م. شعبه م. در پاسخ استعلام دادگاه در رابطه با اعلام مشخصات وصول کننده سه فقره چک موردادعای وکلای واخواه که در راستای جلب رضایت مالک بابت تغییر شغل صادرشده است اعلام داشته است اسناد تا سال 82 امحاء گردیده است با امعان نظر به دفاعیات دیگر وکیل واخواه (خانم ک.) در جلسه دادرسی مورخه 6/2/93 و استناد وی به رسیدهای پرداخت اجاره بها که در آن ها صراحتا شغل مستاجر (نمایشگاه چوب آرا) و (مبل م.) ذکرشده است و این امر دلالت بر رضایت مالک قبلی (مورث واخواندگان) به موضوع تغییر شغل می‌نماید دادگاه واخواهی واخواه را وارد و ثابت تشخیص و به استناد مواد 305 و 306 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه واخواسته را نقض و به استناد مواد 1257 و 1258 قانون مدنی و 194 ، 197 ، 199 و 200 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوای خواهان ها صادر می‌نماید رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.

رییس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - نمازی

رای دادگاه تجدیدنظر استان

تجدیدنظرخواهی آقایان ف. و الف.ف. هردو با وکالت آقای ع.الف. و خانم ی.م. به طرفیت آقای ع.ت. با وکالت خانم م.ک. نسبت به دادنامه شماره --- - 20/3/93 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران می‌باشد. بر اساس دادنامه موصوف واخواهی تجدیدنظر خوانده از دادنامه غیابی شماره 0488 - 20/6/92 آن دادگاه متضمن محکومیت وی به تخلیه سه دانگ یک باب مغازه مستاجره به پلاک ثبتی شماره 11206/4476 بخش --- تهران به لحاظ تغییر شغل و پرداخت خسارت دادرسی موردپذیرش قرارگرفته، با فسخ دادنامه واخواسته حکم به بطلان دعوی بدوی صادرشده است. اینک با بررسی محتویات و مستندات پرونده و مطالعه لوایح ابرازی وکلای طرفین نظر به اینکه: اولا- در این مرحله ایراد موجه و مدللی که با یکی از جهات تجدیدنظرخواهی منطبق بوده و موثر در نقض و بی اعتباری دادنامه معترض عنه گردد اقامه نشده است. ثانیا: مورث تجدیدنظر خواهان ها در تاریخ 9/12/89 فوت گردیده حال آنکه مدارک ابرازی دلالت بر این دارد که تغییر شغل حداقل در سال 78 صورت گرفته و مشارالیه با اطلاع کامل از تغییر شغل به اتفاق مالک دیگر با تصریح شغل جدید (مبل فروشی م.) از مستاجر اجاره بهاء دریافت می کرده است. صرف نظر از اینکه مستاجر مدعی پرداخت وجه جهت جلب رضایت مالکین به منظور تغییر شغل شده است اصولا عدم اعمال حق فسخ باوجود اطلاع از تخلف به مدت بیش از ده سال از سوی مشروط له، عرفا به منزله عدول از آن و سقوط حق فسخ تلقی می‌گردد. ثالثا - رای دادگاه بدوی با توجه به مبانی و مستندات و استدلال منعکس در آن موافق مقررات قانونی صادرشده و از لحاظ رسیدگی شکلی نیز بر دادرسی مرحله نخستین اشکالی وارد نمی‌باشد بنا به مراتب مذکور به تجویز ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با رد اعتراض دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید و استوار می‌گردد. این رای قطعی است.

رییس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه

دوبحری - قیصری

منبع