در این پرونده اقای ش. خ. ا. اس با وکالت اقای ع. ر. ک. و ح. ع. ز. دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم شعبه *به طرفیت خانم م. گ. و. نموده و اظهار داشته در تاریخ 73/9/10 با خوانده ازدواج نمودم در حال حاضر به دلیل بروز اختلاف و عدم سازش قادر به ادامه زندگی با زوجه نمی باشم لذا از دادگاه تقاضای رسیدگی دارم. زوجه برابر صورت جلسه مورخ 99/12/4 شورای حل اختلاف اظهار داشته سه فرزند مشترک داریم دو دختر و یک پسر و 27 سال با هم زندگی مشترک داشته ایم در حال حاضر به دلیل ازدواج مجدد زوج با خانم دیگری مرا رها کرده و با همسر دوم خود زندگی می کند با وجود این دوست دارم. که با زوج زندگی کنم و هیچ گونه قصد طلاق و جدایی ندارم. زوجه ملک غیر منقول از زوج به دادگاه معرفی نموده است.دادگاه در تاریخ 1400/01/22 وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را دعوت به دادرسی نموده است.وکیل خواهان در جلسه رسیدگی حاضر شده و درخواست موکله را به شرح دادخواست تقدیمی بازگو نموده است.وکیل زوجه اظهار داشته زوج با همکاری و مساعدت موکله دارای اموال و املاک غیر منقول شده از جمله یک واحد منزل مسکونی با عرصه 350 متر واقع در *با 650 متر و مقدار 200 متر زمین در *که طی سالهای اخیر به فروش رفته است.لذا زوج موظف است.برابر شروط ضمن عقد حقوق مالی موکله را پرداخت نماید. وکیل زوج اظهار داشته … زمین به فروش رسیده است.و دو ملک مسکونی دیگر هم متعلق به همسر موکل است. (همسر دیگر) که طی عقد نکاح مهریه همسر دوم خود کرده است.دادگاه قرار داوری صادر کرده و نظریه داوری را جلب کرده است.دادگاه در تاریخ 1400/04/02 جهت انجام تحقیقات پیرامون حقوق مالی زوجه تشکیل جلسه داده است.خواهان در مورد ادعای جهیزیه زوجه اظهار داشته زوجه هنگام عروسی هیچ مالی به عنوان جهیزیه به منزل من نیاورده است.زوجه می گوید من هنگام عروسی جهیزیه داشته ام و ان وسایلی که وجود دارد. باید به من مسترد دارد. زوجه اقلام جهیزیه مورد درخواست خود را در صورت جلسه مذکور ذکر کرده است.لازم به توضیح است.زوجه راجع به مهریه و نفقه و اجرت المثل ایام زندگی مشترک در پرونده جداگانه اقدام نموده است.و زوجین برابر صورت جلسه مورخ 1400/04/02 توافق کردند. که زوج بابت جهیزیه مبلغ هفت میلیون تومان به زوجه پرداخت نماید. و درنهایت دادگاه در تاریخ 1400/04/15 مبادرت به گواهی عدم امکان سازش نموده است.سپس زوجه به شرح لایحه وکیل خود که عمدتا ناظر به عدم تعیین تکلیف نسبت به شرط ضمن عقد نکاح در مورد تنصیف دارایی است.دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم داشته و از دادگاه تجدیدنظر تقاضای رسیدگی نموده است.زوج نیز نسبت به رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظر تقدیم داشته و اظهار داشته با توجه به اینکه قبلا دادگاه در مورد اجرت المثل ایام زندگی مشترک رای صادر کرده لذا تعیین مجدد نحله با توجه به مقررات مربوطه وجاهت ندارد. و از دادگاه تجدیدنظر تقاضای رسیدگی نموده است.پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور در تاریخ 1400/07/22 مبادرت به صدور رای به تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته با اصلاح ان در قسمت تعیین نصف دارایی برای زوجه نموده است.متعاقبا وکیل زوج به شرح لایحه تقدیم شده که عمدتا ناظر به نحوه تعیین نصف دارایی برای زوجه است.نسبت به رای صادره مذکور معترض است.و تقاضای نقض رای صادره را در مورد نحوه تنصیف دارایی و تعیین نحله با توجه به تعیین اجرت المثل ایام زندگی مشترک برای زوجه از دیوان عالی کشور کرده که پرونده جهت رسیدگی فرجامخواهی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی میباشد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
اولادر خصوص فرجام خواهی اقای ع. ر. ک. به وکالت از طرف اقای ش. خ. ا. اس نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/07/22 شعبه *که به موجب ان ضمن نقض دادنامه بدوی قرار رد دعوی خواهان بدوی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش صادر گردیده است.با توجه به محتویات پرونده نظر به اینکه وکیل یاد شده حسب مندرجات وکالتنامه های پیوست پرونده کاراموز وکالت بوده و مطابق تبصره 3 ماده 6 قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت دادگستری مصوب سال 1376 حق وکالت در مرحله فرجامی و دیوان عالی کشور را ندارد. بنابراین فرجام خواهی نامبرده به وکالت از سوی فرجام خواه به لحاظ فقدان سمت قانونی قابلیت استماع و رسیدگی را نداشته و به تجویز ماده 415 قانون ایین دادرسی مدنی قرار رد فرجام خواهی وکیل مذکور صادر و اعلام میگردد. ثانیا - فرجام خواهی اقای ر. ا. وکیل دیگر اقای ش. خ. ا. اس نسبت به دادنامه فرجام خواسته به شماره صدرالاشعار با توجه به محتویات پرونده مالا وارد بوده و دادنامه فرجام خواسته درخور نقض میباشد. زیرا دادگاه محترم صادرکننده رای فرجام خواسته حسب تصمیم اتخاذی مورخ 1400/06/27 در مقام تجدیدنظر خواهی وکیل زوجه نسبت به دادنامه بدوی، جهت براورد و تعیین ارزش اموال زوج جهت اجرای شرط تنصیف راسا موضوع را بکارشناس ارجاع نموده است.و مطابق ماده 259 قانون ایین دادرسی مدنی تودیع دستمزد کارشناسی به عهده زوجه تجدیدنظرخواه بوده است.درحالی که دادگاه محترم برخلاف صراحت ماده مرقوم تودیع دستمزد کارشناسی را به عهده زوج محول و بر همین اساس هم به وکیل زوج جهت پرداخت ان اخطار گردیده و درنهایت به لحاظ عدم تودیع حق الزحمه کارشناسی از سوی نامبرده دادگاه محترم به موجب دادنامه فرجام خواسته با نقض دادنامه بدوی قرار رد دعوی خواهان بدوی (زوج) را صادر نموده است. بنابراین دادنامه فرجام خواسته به لحاظ عدم انطباق ان با موازین قانونی قابلیت ابرام نداشته مستندا به بند 3 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان پرونده جهت ادامه رسیدگی و اقدامات قانونی به دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد. ضمنا ارشادا اعلام میگردد. که مطابق مفاد رای وحدت رویه شماره 779 مورخ 1398/05/15 هیات عمومی دیوان عالی کشور نحله ایام زوجیت بدل اجرت المثل ایام زندگی مشترک محسوب بوده و حسب شرایط مقرر در تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق که در مورد نحله موضوع بند (ب) ذیل تبصره مذکور قابل اعمال و اجرا بوده نحله و اجرت المثل قابل جمع با یکدیگر نمیباشد. و چون زوجه حسب دادنامه پیوست پرونده اجرت المثل ایام زندگی مشترک خود را مطالبه داشته و مورد حکم قرار گرفته لذا جهت احراز اینکه ایا زوجه تاکنون محکوم به اجرت المثل را وصول نموده است.یا خیر و در صورت عدم وصول ایا خواستار وصول ان میباشد. یا جهت دریافت نحله ایام زوجیت حق خود را نسبت به محکوم به اجرت المثل ساقط و از مطالبه اجرت المثل انصراف مینماید. لازم است.که پرونده مربوط به اجرت المثل و پرونده اجرایی مرتبط به ان مطالبه و ملاحظه و نیز از زوجه در خصوص مورد اخذ توضیح به عمل اورده و سپس در خصوص استحقاق یا عدم استحقاق زوجه نسبت به نحله ایام زوجیت تعیین تکلیف نماید.
رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.