تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/23
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: دعوی اعتراض ثالث در واقع قسمی از دعاوی طاری است و از نظر رعایت قواعد دادرسی تابع مقررات مربوط به دعوی اصلی است. بنابراین چنانچه رای اصداری در دعوای اصلی قطعی باشد، رای صادره در دعوای اعتراض ثالث نیز قطعی محسوب میشود.
خانم ف. س. وکیل پایه یکم دادگستری به وکالت از شرکت م. با مدیریت عاملی آقای ف. در مورخ 90/12/7 دادخواستی به خواسته صدور حکم به ورشکستگی شرکت خواهان تقدیم دادگستری شهرستان ت. نموده است. جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ارجاع شده است و باتوضیحات مندرج در دادخواست و اعلام توقف شرکت از تادیه دیون مستند به ماده 412 قانون تجارت. صدور حکم ورشکستگی و توقف شرکت از تاریخ 84/3/22 تقاضا نموده است. مستند دعوی پرونده کلاسه --- - 88 همان شعبه اعلام شده است. دادگاه بدوا پرونده مذکور را مطالبه و خلاصه مفید آن را در صورتجلسه فوق العاده مورخ 91/2/11 منعکس مینماید و تلخیصا حاکی است که قبلا تعاونی اعتبار مولی الموحدین با مدیریت آقای ع. ص. و باوکالت آقای ا. ب. دادخواستی به خواسته صدور حکم ورشکستگی به تقصیر خواندگان برعلیه شرکت م. و آقایان ع. ف.، ص. ف. و ح.ش. تقدیم و درخواست رسیدگی و صدور حکم نموده، دادگاه مبادرت به رسیدگی و جلب نظر کارشناس مینماید لکن سرانجام خواهان درمورخ 90/11/5 دعوی مسترد و طی دادنامه شماره --- - 90/11/10 قرار رد دعوی صادر میگردد. دادگاه دستور تهیه تصویر نظریه کارشناسی و اعاده پرونده را صادر مینماید. و با توجه به اینکه در نظریه کارشناسی اشاره ای به تاریخ دقیق توقف شرکت نمینماید. کارشناس جهت ادای توضیح دعوت میگردد. در مورخ 91/2/31 کارشناس در دادگاه حاضر میشود. مراتب به وی تفهیم میگردد. اعلام داشته تاریخ دقیق ورشکستگی شرکت م. مورخ پایان اسفند سال 1387 میباشد و آمادگی خود را به عنوان مدیر تصفیه اعلام می نمایم. دادگاه دستور ابلاغ نظریه کارشناسی و تاریخ توقف را صادر مینماید. سپس به شرح دادنامه شماره --- - 91/3/21 حکم به اعلام ورشکستگی شرکت م. (خواهان) به شماره ثبت... با تاریخ توقف پایان روز اسفند 1387 اعلام مینماید. پس از اعلان رای بانکهای 1 - رفاه ک. 2 - بانک ص. 3 - بانک ت. و بانک س. خراسان رضوی نسبت به رای صادره اعتراض تجدیدنظر خواهی می نمایند. دادگاه پس از یک سلسله رسیدگی و جلب نظر هیات سه نفره و 5 نفره کارشناسان سرانجام به موجب دادنامه شماره --- - 93/9/4 با توجه به اظهارنظر اتفاقی کارشناسان رای بدوی را تایید مینماید 2 - موضوع پرونده کلاسه --- شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی، دعوی اداره تصفیه امور ورشکستگی تهران به قائم مقامی بازرگان ورشکسته 1 - آقای ع. ف. 2 - شرکت تولیدی م. به مدیریت تصفیه آقای م.ب. باوکالت خانم ف. س. به طرفیت خواندگان 1 - بانک ت. 2 - بانک س. 3 - بانک ص. 4 - بانک ر. به خواسته اعتراض ثالث نسبت به دادنامه شماره --- - 93/9/4 در رابطه با تاریخ توقف میباشد. دادگاه با تعیین وقت رسیدگی به تاریخ 94/3/31 و تشکیل جلسه دادرسی و استماع اظهارات وکیل خواهان ها و نمایندگان خواندگان سپس با ختم رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 94/4/2 چنین رای صادر کرده است... صرف نظر از ماهیت دعوی، نظر به استرداد دعوی خانم وکیل خواهان (شرکت م.) مستند به بند ب ماده 107 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادر میگردد. در مورد دعوی وکیل مذکور از ناحیه دیگر موکل خود اداره تصفیه و امور شکستگی تهران به قائم مقامی بازرگان ورشکسته آقای ع. ف. به طرفیت خواندگان... نظر به اینکه مورد انطباقی با ماده 417 قانون آیین دادرسی مدنی نداشته زیرا مناط و ملاک و دلالت ماده 417 آن است که خواهان به هیچ نحوی در دادرسی اولیه و در رای قطعیت یافته حضور نداشته در حالی که دعوی اولیه از ناحیه شرکت م. بوده که در زمان اقامه دعوی مدیرعامل شرکت شخص خواهان فعلی (ع. ت.) بوده، نامبرده بعدها حکم ورشکستگی برای خود اخذ و اداره تصفیه به قائم مقام وی اعتراض ثالث نموده پس می توان گفت در زمان دادرسی اولیه نماینده خواهان فعلی در دادرسی حضور داشته و از جریان رسیدگی به پرونده مطلع بوده، خانم وکیل خواهان فعلی شخصا نیز در پرونده اولیه شرکت م. بودند که این وکالتنامه به شماره... به عنوان مدیر عامل شرکت آقای ع. ف. امضا نمودند. سپس نامبرده مطلع از جریان دادرسی بوده، دعوی فعلی قائم مقام وی مردود بوده مستند به مفهوم مخالف ماده 425 حکم به رد دعوی خواهان صادر میگردد رای صادره قطعی است... سپس با اعتراض فرجام خواهی خواهان پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. عمده مطالب مندرج در آن اظهار این مطلب است که رای صادره در قبال اعتراض ثالث بوده و طبق ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی ترتیبات دادرسی مانند مرحله نخستین است و رای مطابق ماده مذکور قابل تجدیدنظر میباشد و اعتراض ثالث اداره تصفیه به قائم مقام بازرگان ورشکسته از یک طرف و همچنین به نمایندگی هیات بستانکاران بازرگان مذکور و حفظ منابع آنها در راستای اجرای وظایف قانونی صورت گرفته است. مشروح لایحه هنگام شور قرائت میگردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عنایت حیاتی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
صرف نظر از آنکه در قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی صریحا طریق و قابلیت اعتراض نسبت به آرائی که محکمه تجدیدنظر در مقام رسیدگی به دعوی اعتراض ثالث صادر مینماید پیش بینی نشده است. مع الوصف اولا نظر به اینکه دعوی اعتراض ثالث در واقع قسمی از دعاوی طاری میباشد. و از لحاظ رعایت قواعد دادرسی تابع مقررات مربوط به دعوی اصلی است. و در مانحن فیه چون رای دادگاه تجدیدنظر در دعوی اصلی قطعی محسوب است لذا به همین اعتبار رای صادره در قبال دعوی اعتراض ثالث نیز قطعی محسوب میگردد. ثانیا: گذشته از مراتب اصولا خواسته دعوی اصلی هیچ انطباقی با شقوق مندرج در بندهای الف و ب ماده 368 قانون آیین دادرسی مذکور ندارد تا رای صادره قابلیت فرجام خواهی داشته باشد. مع الهذا به جهات مذکور پرونده قابلیت طرح در دیوان عالی کشور ندارد. مقرر مینماید دفتر به مرجع مربوطه اعاده گردد.
شعبه اول دیوان عالی کشور - مستشار و عضو معاون
حمیدرضا موحدی - عنایت حیاتی