شرط تحقق بزه محاربه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

رای دادگاه بدوی

پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *

شاکی: سازمان *به نشانی *

متهمین: 1. اقای م. ا. فرزند ص. با وکالت اقای ع. ح. فرزند ع. به نشانی *

2. اقای م. م. فرزند ف. با وکالت اقای و. م. فرزند ش. به نشانی *

اتهام ها:

1. اعتراض به قرار بازداشت موقت

2. ایراد جرح عمدی با چاقو

3. قتل عمدی مسلمان

4. جنایت غیر مسری

5. حمل و نگهداری کلت کمری

6. محاربه

7. مشارکت در نزاع دسته جمعی

گردشکار:به تاریخ 1400/02/16 در وقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضا کننده ذیل تشکیل است. پرونده کلاسه فوق تحت نظر قرار دارد. ملاحظه می‌گردد. محکومین ش. م. و م. ا. که بابت اتهام محاربه به حبس در تبعید محکوم شده اند حق اعتراض خویش را ساقط و تقاضای تخفیف مجازات نموده‌اند دادگاه با عنایت به اوراق پرونده به شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید./

رای دادگاه

در خصوص درخواست تخفیف مجازات از سوی اقایان ش. م. و م. ا. که بعد از ابلاغ دادنامه حق فرجام خواهی خویش را ساقط نموده‌اند نظر به اینکه اتهام نامبردگان محاربه بوده و از این باب محکوم گردیده اند و تخفیف موضوع ماده 442 از قانون ایین دادرسی کیفری مربوط به جرایم تعزیری بوده نه حدی لذا تقاضای انان مسموع نمی‌باشد. برابر ماده 442 قانون موصوف رد می‌گردد./ دفتر بدل مفید از پرونده تشکیل نسبت به نامبردگان به اجرای احکام کیفری ارسال و نسبت به سایرین که فرجام خواهی نموده‌اند به دیوان عالی کشور ارسال گردد.

ح. س.

رئیس شعبه *

جلد اول پرونده که مشتمل بر276 برگ باشد. کلا کپی می‌باشد. که صورتجلسه اولیه حکایت مورخه 98/3/7 مقارن ساعت 23 در پی اعلام مرکز 110 مبنی بر یک مورد تیراندازی در *بلافاصله مامورین این یگان درمحل حاضر که حسب اعلامی حاضرین در محل اعلام داشتند بر اثر درگیری مسلحانه در ادرس مذکور چند نفر زخمی و به بیمارستان های *منتقل گردیده که حسب اعلام اهالی محل چند نفر جوان که احدی از انها خ. ج. ف. فرزند ص. بوده اقدام به درگیری مسلحانه نموده و از محل متواری شده اند. که مامورین به *مراجعه حسب اعلام عوامل نگهبان بیمارستان احدی از مضروبین به ان بیمارستان منتقل و به دلیل جراحت وارده فوت نموده که احتمالا شخصی به هویت ه. ص. فرزند ح. میباشد. به دلیل عدم حضور خانواده متوفی امکان دسترسی به مشخصات و ادرس دقیق وی امکان پذیر نبوده است. فلذا مامورین به *عزیمت در بیمارستان مشخص گردید.دو نفر از مضروبین به هویت های 1 ا. خ. فرزند ش. 2 ب. خ. فرزند ش. به بیمارستان منتقل مضروب اول از ناحیه پشت سر بر اثر اصابت ضربات چاقو زخمی و تحت درمان بوده مضروب ردیف دوم نیز از ناحیه سینه مورد اصابت گلوله قرار گرفته و بر اثر جراحت وارده فوت نموده است. و به سردخانه بیمارستان منتقل گردیده اولیا دم متوفی نیز در محل حضور داشته و به دلیل وضعیت نامناسب روحی و روانی اخذ اظهارات انها مقدور نگردید.هم چنین از مضروب ا. خ. به دلیل شدت جراحات وارده اخذ اظهارات و تحقیق مقدور نگردید.هم چنین پدر اقایان ا. و ب. خ. در شناسنامه اشرف می‌باشد. جریان نزاع و درگیری دسته جمعی توضیح داده در مورخه 98/3/7 بنده (خ. ج. ف.) با ش. م. و پ. با خودروی پژو بعد از ظهر ان روز مشغول دور زدن در محله بودیم که موتورسیکلت برادرم در جلو منزل خودمان بود. که سوییچ ان از س. برادرم گرفتم و من و ش. با رانندگی ایشان جهت دورزدن در *در حال دور زدن ا. (ا.) خ. با یک قبضه شمشیر به ما دو نفری گیر داد و متلک به ما انداخت و ما هم چون تعداد انها زیاد بود. و محله شلوغ بود. و حتی به ب. خ. هم حضور داشت و ما ناچارا محل را ترک نمودیم و من، م. ا.، ش. و پ. ا. با خودم بودند و ر. م. با من تماس گرفت. گفت طی شرایط می خواهم و مرا ضمانت کن و من هیچ (کپی ناخوانا) و با ه. ز. چ. ب. نیز تماس گرفته و نامبرده نیز جهت شرکت در نزاع موافقت کرد و من یک قبضه کلت کمری لاما اسپاینا حاوی هفت عدد فشنگ جنگی بودم و از قبل از *به مبلغ ده میلیون و پانصد هزار تومان خریداری نموده بودم با یک قبضه شمشیر متعلق به خودم و برای بقیه دوستانم و همدستانم ر. م. برای انها از منزل خودشان شمشیر تهیه نمودیم و ساعت حدود حوالی 22 مورخه 98/3/7 با خودروی پژو ش. م. که پژو 405 بود. هر شش نفرمان جهت درگیری و نزاع با طرف مقابل به *رفتیم که نفرات همراه بنده 1 خ. ج. ف. 2 ش. م. 3 ر. م. 4 م. ا. 5 ه. ز. 6 پ. ا. که راننده خودرو بود. وارد محله شده و خودرو را در *ا. خ. و ب. خ. در کنار مسجد محل پارک نمودیم و داخل خودرو و قبل از اینکه برسیم ر. م. اسلحه کمری را از من گرفت. و به محض رسیدن هم ما شمشیر بر دست داشتیم و فقط پ. ا. به عنوان راننده در داخل خودرو ماند و بقیه ما ابتدا خودم به سمت ا. (ا.) خ. که بیست قدمی منزل خودشان بود. و در حال صحبت کردن موبایل بود. با وی رو در رو شدم و یک ضربه با شمشیر خودم به سر وی فرود اوردم و نامبرده بلافاصله بر زمین افتاد و انها نیز به ر. خ. و م. ه. م. با شمشیر به سمت ما امدند و من اسلحه کمری که نزد ر. بود. و یک تیر با ان شلیک کرده بود. گرفتم و در دست راستم شمشیر بوده و با دست چپ اقدام به تیراندازی به سمت ب. خ. و م. ه. م. نمودم که به سمت انها تعداد 5 تیر تیراندازی نمودم بعد از تیراندازی سریعا از محل متواری شدم به سمت خودرو و چون در حین درگیری شلوغ بود. ه. ز. نیز از ناحیه دست راست در صورتی که شمشیری به صورت من امد وی دستش را جلو شمشیر انداخت و زخمی شد و م. ا. دو شمشیر بر دست داشت و در کنار بنده بود. در حین درگیری یکی از شمشیرهایش را به سمت ارام و برزان پرت کرد و من دقیقا متوجه نشدم که همدستانم چند ضربه یا از شمشیرها استفاده کرده اند من یک ضربه با شمشیر به سر ارام زدم و تعداد 5 تیر با اسلحه کلت شلیک کردم و یک تیر ر. شلیک کرد هر شش نفرمان متواری شدیم

جلد دوم نیز کلا کپی بدون م. می‌باشد. از صفحه 277 تا 499 پرونده و جلد سوم پرونده از صفحه 500 تا صفحه 686 پرونده کپی می‌باشد. نهایتا قرار دادسرا حکایت دارد. که در خصوص شکایت اقای ا. خ. و خانم ش. ف. اولیا دم مرحوم ب. خ. و اقای ا. ص. و خانم م. خ. اولیا دم مرحوم ه. م. علیه اقای خ. ج. فر دائر بر قتل مرحومین ب. خ. و ه. م. قرار مجرمیت به اتهام دو فقره قتل، و اتهام اقای ش. م. فرزند ف. دائر بر حمل شمشیر و قدرت نمایی با چاقو و تسهیل در قتل و فرار دادن وی، (3) اتهام م. ا. فرزند ص. مشارکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل (4) اتهام اقای س. ا. ق. دائر بر حمل و نگهداری و مشارکت در مخفی کردن5 ا. م. و پ. م. و پ. ا. و پ. ا. و س. ج. ف. قرار جلب به دادرسی صادر شده لکن نسبت به قسمتی از اتهام را تفکیک برای متهمان ه. ز. و ر. م. و م. ا. و م. ش. و خ. ج. ف. به اتهام 1 مشارکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل 2 محاربه از طریق تجرید سلاح (3) قدرت نمایی با چاقو (4) معاونت در قتل قرار جلب به دادرسی صادر و در صفحه 745 کیفرخواست دائر بر مشارکت در محاربه از طریق تجرید سلاح سرد و گرم منجر به فوت دو نفر و زخمی شدن یک نفر صادر شده است. صفحات 768 و 769 گزارش و گردشکار رئیس محترم شعبه *می باشد. اقای ط. ت. وکالت اقای خ. ج. ف. قبول نموده در نهایت در مورخه 1399/11/12 با تعیین وقت رسیدگی دادگاه انقلاب اسلامی * تشکیل متهمین همراه وکلای خودشان در جلسه حضور داشته لکن دادستان یا نماینده دادستان حضور نداشته است. و ضرورت بر حضور وی ندارد. اقایان ر. م. اقرار به شرکت در منازعه را قبول نموده تمامی متهمین در جلسه دادرسی اقرار نموده‌اند که در منازعه حضور داشتند یا شرکت نموده‌اند لکن اتهام عنوان محاربه را قبول ندارند و در نهایت به موجب دادنامه *1400 اقای خ. ج. را به تحمل هشت سال حبس در تبعید در *و ش. م. و م. ا. را به تحمل یک سال حبس در تبعید در *واقایان ر. م. و ه. ز. به تحمل دو سال حبس در تبعید در *محکوم گردیده اند در این رابطه اقای ط. ت. به وکالت از اقای خ. ج. ف. و ن. ع. به وکالت از ه. ز. و اقای ک. ش. به وکالت ر. م. نسبت به رای صادره فرجام خواهی نموده‌اند لکن اقایان ش. م. و م. ا. تسلیم به رای شده اند. و درخواست اعمال ماده 442 قانون ایین دادرسی را نموده‌اند دادگاه درخواست مشارالیها را رد کرده است. در مجموع نسبت به فرجام خواهی به شرح اتی اتخاذ تصمیم می‌شود.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ک. ک. عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ف. م. ط. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: به موجب دادنامه شمره 6093 1400 مورخ 1400/01/21 صادره از شعبه *در خصوص اتهام اقای خ. ج. ف. به اتهام محاربه از طریق کشیدن سلاح وی به تحمل هشت سال حبس در تبعید در *و اقایان ش. م. و م. ا. به اتهام محاربه به یک سال حبس در تبعید در *و اقایان ر. م. و ه. ز. به اتهام فوق به تحمل دو سال حبس در تبعید در *که اقایان ش. د. و م. ا. تسلیم به رای شده اند. و اقای ط. ت. به وکالت از خ. ج. ف. 2 ن. ع. به وکالت از اقای ه. ز. 3 ک. ش. به وکالت از ر. م. فرجام خواهی نموده‌اند که بنا به جهات زیر عقیده به نقض دادنامه و رسیدگی در شعبه هم عرض دارم. 1 با توجه به اظهارت متهمین نزاع جنبه شخصی داشته و جنبه عمومی نداشته تا عنوان محاربه صدق نماید. 2 مفهوم اضافه الناس که در متن حکم امده است. محرز نمی‌باشد. دادنامه شماره *1400 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

در خصوص فرجام خواهی اقایان 1 ط. ت. ب. از خ. ج. ف. 2 ن. ع. به وکالت از اقای ه. ز. 3 ک. ش. ب. از ر. م. نسبت به دادنامه *به تاریخ 1400/01/21 شعبه *که به موجب ان اقای خ. ج. ف. به اتهام محاربه از طریق کشیدن سلاح به تحمل هشت سال حبس در تبعید در *و اقایان ش. م. و م. ا. به اتهام محاربه به یک سال حبس در تبعید در *و اقایان ر. م. و ه. ز. به اتهام مزبور به تحمل دو سال حبس در تبعید در *محکوم شده اند. اقایان ش. م. و م. ا. تسلیم به رای شده اند. لکن وکلای هر سه متهم خ. ج. ف. و ه. ز. و ر. م. فرجام خواهی نموده‌اند حسب محتویات پرونده اجمالا بدین شرح می‌باشد.:

در مورخه 1398/03/07اقایان خ. ج. ف. و ش. م. با موتورسیکلت شخصی خودشان به *دور می زنند در این دور زدن با مرحوم ه. م. درگیری لفظی می‌شوند در این رابطه اقای خ. ج. ف. به ه. م. می گوید بعدا بر می گردیم دعوا می کنیم در نهایت شبانه خ. ج. به همراهی دوستانش ه. ز.، ر. م. و ش. م. و م. ا. با خودرو 405 به محل مراجعه به سمت ا. و ب. و دوستشان تیراندازی می کنند و سپس از محل متواری می‌شوند که در اثر این تیراندازی ب. خ. و ه. م. به قتل می رسند و یک نفر نیز مجروح می‌گردد. در نهایت در مورخه 99/2/8 بازپرس محترم نسبت به دو فقره قتل و شرکت در نزاع و ایراد جرح به وسیله اسلحه سرد و گرم جلب به دادرسی صادر نموده و نسبت به اتهام اقایان مزبور مبنی بر محاربه قرار منع تعقیب صادر نموده که معاون دادستان شهرستان نسبت به قرار منع تعقیب نسبت به اتهام محاربه مخالفت نموده وبازپرس با پذیرش نظریه معاون دادستان برای هر 5 نفر متهم اتهام محاربه را تفهیم و قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست جداگانه که در صلاحیت دادگاه انقلاب می‌باشد. صادر شده است. رای صادره به جهات ذیل قابل ابرام نمی‌باشد.

1 حسب اظهارات متهمان و گواهی افرادی که در صحنه حضور داشتند حکایت دارد. درگیری فیمابین خ. ج. ف. و دوستانش با طرف مقابل بوده است. در حقیقت یک نزاع شخصی بوده که در این رابطه نیز پرونده تشکیل و به دادگاه کیفری یک ارجاع گردیده است. فلذا نظر به اینکه براساس اوراق و محتویات پرونده و تحقیقات به عمل امده و دفاعیات فرجام خواهان‌ها کشیده سلاح و منازعه و وقوع قتل با انگیزه شخصی بوده و عمل متهمان جنبه عمومی نداشته تا مشمول جرم محاربه موضوع ماده 279 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 باشد.

2 استدلال دادگاه محترم مبنی براینکه عمل متهمین موجب خوف و ایجاد ناامنی در محل و شهر گردیده است. اولا همچون مفهومی در این پرونده که حاکی از اخافه الناس باشد. محرز نیست ثانیا منظور از اخافه الناس باید مهاجمین قصد اخافه الناس و ترساندن مردم را داشته باشند یعنی علت فایی از کشاندن اسلحه و غیره اخافه الناس باشد. در حالی که در پرونده امر موضوع جنبه شخصی داشته است. لکن عمل متهمین موجب اخلال در نظم می‌باشد. که جداگانه کیفرخواست صادر شده علیهذا مستندا به بند 4 قسمت (ب) از قانون ایین دادرسی کیفری ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته پرونده جهت رسیدگی به دادگاه محترم هم عرض ارجاع می‌شود.

شعبه *

رئیس: ح. ک. ک. مستشار: ج. ت. ن.

منبع