تاثیر بذل حقوق مالی بر طلاق

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/04/13

پیام: صرف کراهت زوجه نسبت به زوج موجب طلاق نیست،بلکه عسر و حرج زوجه که علت آن کراهت است می‌تواند سبب طلاق باشد نه اینکه کراهت ناشی از اقدام زوجه باشد. -تایید شده (بررسی)

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

محتویات پرونده حاکی از این است.که خانم م. ا. ی. در تاریخ 1400/03/10 با تقدیم دادخواستی به دادگستری شهرستان طارم به طرفیت اقای ص. ق. با خواسته طلاق به درخواست زوجه به استناد بندهای 1 و 2 و 3 شروط ضمن عقد نامه و عسر و حرج تقاضای صدور حکم مقتضی مطابق خواسته خود را نموده است.ایشان در تشریح خواسته خود ادعا کرده است: اینجانب که در تاریخ 1382/08/08 مطابق سند ازدواج به شماره ثبت 14237 به عقد دایم خوانده درآمده ام و حاصل ازدواجمان یک دختر 9 ساله به نام ز. می‌باشد. شوهرم از پرداخت نفقه اینجانب خودداری می کند و به بیماری صعب العلاج گرفتار است.و با اینجانبه به شدت بد رفتاری می کند که برای نجات جان خویش به منزل پدرم رفته ام از انجاییکه بیماری ایشان باعث شده امکان زندگی با ایشان برایم مقدور نباشد. تقاضای صدور اجازه طلاق به استناد بندهای 1 و 2 و 3 شروط عقد نامه به دلیل ابتلای به بیماری صعب العلاج و عسر و حرج شدید دارم. پرونده بدوا جهت ایجاد مصالحه به شعبه --- شورای حل اختلاف شهرستان طارم ارجاع گردید.لیکن به جهت عدم توفیق شورای مذکور در ایجاد صلح و سازش سپس جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان طارم ارجاع گردیده و دادگاه مرجوع الیه نیز پس از جری تشریفات قانونی و رسیدگی های لازم در نهایت به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1400/10/28 به شرح و استدلال مندرج در متن ان مبادرت به صدور رای به شرح ذیل نموده است:

در خصوص دعوی خانم م. ا. ی. فرزند م. با وکالت اقای س. ح. به طرفیت اقای ص. ق. فرزند ن. به خواسته تقاضای صدور اجازه طلاق با استناد به بند 1 و 2 و 3 عقدنامه و عسر و حرج زوجه بدین توضیح که خواهان، به شرح دادخواست تقدیمی بیان داشته است: اینجانبه م. ا. ی. که در تاریخ 1382/08/08 در دفتر رسمی ازدواج شماره ی 52 * به شماره ثبت 14237 به عقد دایم اقای ص. ق. درآمده ام و حاصل ازدواجمان یک دختر 9 ساله به نام خانم ز. ق. می‌باشد. شوهرم از پرداختن نفقه به اینجانبه خودداری می کند و به بیماری صعب العلاج گرفتار است.و با اینجانبه به شدت بدرفتاری می کند که برای نجات جان خویش به منزل پدرم رفته ام از انجاییکه بیماری ایشان باعث شده امکان ادامه زندگی با ایشان برایم مقدور نباشد.از حقوق مالی خودم مهریه را مطالبه نموده ام و نفقه گذشته، حال و اجرت المثل ایام زندگی را می خواهم ولی نفقه ایام عده را نمی خواهم و جهیزیه را مسترد نموه ام ویک قطعه سکه تمام بهار ازادی از مهریه ام را درقبال طلاق بذل می نمایم لذا تقاضای صدور اجازه طلاق با استناد به بندهای 1 ٫ 2 و 3 عقدنامه و به دلیل ابتلا به بیماری صعب العلاج و عسر و حرج شدید را دارم. خوانده با وصف ابلاغ واقعی درجلسات رسیدگی حضور نداشته و لایحه ای هم ارسال ننموده است. از طرفی مساعی و تلاش دادگاه و داوران جهت ایجاد صلح و سازش بین زوجین مترافعین نتیجه ای نداشته است. دادگاه با عنایت به مجموع اوراق و محتویات پرونده، از جمله تصویر م. سند ازدواج شماره 530467 مورخ 1382/08/08 که مطابق ان وجود علقه زوجیت به سبب عقد نکاح دایم فیمابین زوجین مترافعین محرز می‌باشد. و سایرادله ابرازی از جمله محکومیت زوج به پرداخت نفقه و اجرت المثل در دادنامه شماره --- مورخ 1400/03/23 صادره از این شعبه دادگاه و قطعیت ان در شعبه نهم تجدید نظر به شماره دادنامه --- مورخ 1400/09/15 که صحت ادعای زوجه را مورد تایید قرار داده است. لذا دادگاه به استناد مواد 1119 ٫ 1145 ٫ 1146 ٫ 1174 قانون مدنی و مواد 26 ٫ 27 ٫ 28 ٫ 29 ٫ 31 ٫ 34 ٫ 36 ٫ 37 و 41 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 و عموم قاعده المومنون عند شروطهم ضمن احراز شرایط اعمال وکالت مطابق بند 1 سند نکاحیه، گواهی عدم امکان سازش صادر و به زوجه اجازه داده می‌شود. تا اصالتا و وکالتا از طرف زوج با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق، نسبت به مطلقه نمودن خویش و اجرای صیغه طلاق اقدام نماید. توضیح اینکه زوجه مطابق گواهی پزشکی قانونی شماره 140011990003951788 مورخ 1400/06/10 فاقد حمل بوده و حقوق مالی وی شامل: اجرت المثل ایام زوجیت و نفقه در پرونده کلاسه --- به دادنامه شماره --- مورخ 1400/03/23 صادره از دادگاه بدوی و دادنامه شماره --- مورخ 1400/09/15 صادره از شعبه نهم تجدید نظر استان زنجان و مهریه نیز در پرونده کلاسه --- طی دادنامه شماره --- مورخ 1399/10/20 تعیین تکلیف شده است.و همچنین زوجه یک قطعه سکه تمام بهار ازادی از مهریه خود را در قبال طلاق بذل نموده و جهیزیه خود را مسترد داشته است.و فرزند مشترک ایشان به نام ز. ق. 10 ساله تحت حضانت خارج شده با هرکدام از والدین خود بخواهد می‌تواند زندگی کند و نفقه وی بر عهده زوج می‌باشد. مدت اعتبار این گواهی (جهت ارایه به دفتر رسمی ثبت طلاق) ظرف شش ماه پس از قطعی شدن رای دادگاه می‌باشد. نوع طلاق باین خلعی و عده ان از زمان وقوع سه طهر خواهد بود و رعایت شرایط صحت اجرای صیغه طلاق از جمله مفاد مواد 1134 ٫ 1135 ٫ 1140 و 1141 قانون مدنی حسب مورد به عهده مجری محترم صیغه طلاق می‌باشد. رای صادره حضوری محسوب، ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم تجدیدنظر * و سپس ظرف بیست روز قابل فرجام خواهی در دیوانعالی کشور می‌باشد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای مذکور از ناحیه اقای ص. ق. مورد اعتراض و تجدید نظر خواهی قرار گرفت که شعبه نهم دادگاه تجدید نظر استان زنجان براساس دادنامه شماره --- مورخ 1400/12/23 نسبت به ان چنین رای داده است:

در خصوص تجدیدنظرخواهی اقای ص. ق. به طرفیت خانم م. ا. ی. با وکالت اقای س. ح. از دادنامه شماره --- صادره از شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان طارم که به موجب ان با درخواست زوجه دادگاه ضمن احراز شرایط اعمال وکالت مطابق بند یک سند نکاحیه برای زوجه در طلاق خودش مبادرت به صدور گواهی عدم امکان سازش با شرایط مندرج در دادنامه نموده است. با توجه به محتویات پرونده و رسیدگی های انجام شده و توضیحات و استدلال موجه دادگاه بدوی و محکومیت زوج به پرداخت نفقه در حق زوجه و عدم پرداخت ان و با وصف صدور اجراییه و اینکه حسب حکایت پرونده و اظهارات طرفین زوج مریض و بیکار بوده و توان پرداخت نفقه زوجه را ندارد. بنابراین تخلف زوج از شرط بند یک عقدنامه محرز بوده و دادنامه مطابق مقررات قانونی صادر شده و خدشه ای به ان مترتب نیست و نظر به اینکه تجدیدنظرخواه ایراد و اعتراض موجه و موثری که با شقوق ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق بوده و نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را ایجاب نماید. به عمل نیاورده است. فلذا به استناد ماده 358 از قانون مذکور ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید می‌گردد. رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوانعالی محترم کشور است.

رای مذکور نیز به طرفین ابلاغ گردید.که اقای ص. ق. (زوج) با تقدیم دادخواستی در فرجه قانونی خطاب به ریاست محترم دیوان عالی کشور که به هنگام شور قرائت می‌گردد. نسبت به ان فرجام خواهی کرده و اجمالا ادعا نموده است: زوجه مدعی شده اینجانب از پرداخت نفقه استنکاف نموده ام و به لحاظ محجوریت اینجانب برادرانم با سوی استفاده از ان تعدادی از زمینهایم را تحت تصرف قرار داده و نامبرده قادر به توقیف انها در قبال مهریه نشده است. مطابق گواهی پزشکی قانونی در سال 95 اثاری از محجوریت برای اینجانب متصور نبوده است.و اخیرا محجور شناخته شده ام. از سیروز کبدی رنج می برده ام که با هزینه های فراوان درمان شده ام به لحاظ اداره زندگی توسط برادرانم و تامین مخارج درمان و زندگی و حتی ساخت منزل و داشتن بدهی به نامبردگان چند قطعه زمین خود را در سال 95 به نامبردگان انتقال داده ام. در دو سه سال اخیر با تشدید بیماری تحت مصرف داروهای درمانی قرار گرفته ام. استنکاف از پرداخت نفقه نشده ام و بالعکس افعال زوجه در دوران بیماری و مطالبه اجرت المثل و نفقه و مهریه و توقیف تنها دارایی ام که چند قطعه زمین بود موجب شد مشکلاتم دو چندان شود. عدم پرداخت نفقه خارج از اراده و اختیارم بود و به خاطر بیماری توان پرداخت نداشتم. بنا به گواهی پزشکی محجور شناخته شده ام که توان اداره امور مالی و غیر مالی را ندارم. که دادگاه می‌بایست مراتب را جهت تعیین وصی یا قیم به اطلاع دادستان می رساند وپس از تعیین قیم به نحو صحیح دعوی طرح و مورد رسیدگی قرار می گرفت که کوچکترین توجهی به ان نشده است. فلذا ضمن اعلام مراتب اعتراض خود صدور حکم بر نقض دادنامه فرجام خواسته مورد استدعاست. وکیل زوجه نیز در پاسخ به فرجام خواهی لایحه ای ارسال داشته است.که به هنگام شور قرائت خواهد شد. پرونده پس از ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به فرجام خواهی مذکور به این شعبه ارجاع گردیده است. ضمنا فرجام خواه پس از وصول پرونده لایحه ای ارسال داشته است.که پیوست پرونده گردیده و به هنگام شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ص. عضو ممیز و دادخواست فرجام خواهی و ضمایم ان و مطالعه و بررسی دیگر محتویات اوراق پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:

رای شعبه

در خصوص دادخواست فرجام خواهی اقای ص. ق. به طرفیت خانم م. ا. ی. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1400/12/23 صادره از شعبه نهم دادگاه تجدید نظر استان زنجان نظر به اینکه ایشان در دادخواست فرجامخواهی و ضمایم ان هیچگونه مدرک و دلیل موجهی که برابر مقررات موجبات ایراد خدشه اساسی و نقض دادنامه فرجامخواسته را در پی داشته باشد. ارایه ننموده و رای مذکور هم از نظر شکلی و رعایت اصول دادرسی و هم از حیث ماهوی و مبانی استدلال و استنباط قضایی عاری از ایراد و اشکال اساسی و موجب نقض صدور یافته است.لذا این شعبه فرجامخواهی معموله را غیر موجه تشخیص و با استناد به بند الف ماده 368 و ماده 370 و ماده 396 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ابرام دادنامه فرجامخواسته پرونده را به دادگاه محترم صادر کننده رای مذکور اعاده می‌نماید./ط

شعبه پنجاه و دوم دیوان عالی کشور

غ. ق. (رییس) ع. ص. (عضو معاون)

منبع