عسر و حرج ناشی از ازدواج مجدد زوج با مجوز دادگاه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/07/29
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: هرچند که ازدواج مجدد زوج در صورتی که با اجازه دادگاه باشد، شرط ضمن عقد نکاح مبنی بر وکالت زوجه در طلاق را محقق نمی کند؛ اما این امر مانع از آن نیست که دادگاه عسر و حرج و زوجه را از شرایط مذکور احراز کند.

رای خلاصه جریان پرونده

خانم س. الف. در تاریخ 1393/09/18 دادخواستی با وکالت آقای ن. خ. به طرفیت آقای ع. ش. به خواسته طلاق تقدیم نموده که شعبه اول دادگاه عمومی خ. تحت پرونده شماره 93/645 عهده‌دار رسیدگی شده است. وکیل خواهان در دادخواست تقدیمی توضیح داده که موکلش به موجب سند رسمی ازدواج شماره... مورخ 1388/05/14 دفتر ازدواج شماره... حوزه ثبتی ق. با صداقیه مبلغ 70 میلیون ریال‌ به عقد دائمی و رسمی خوانده درآمده است. این ازدواج برخلاف میل باطنی زوجه صورت گرفته و با توجه به اتفاقات بعدی از قبیل صدور حکم مبنی بر تمکین و پرداخت مهریه و اجازه ازدواج مجدد و تجدید فراش زوج خواستار طلاق می‌باشیم. حدود شش سال از تاریخ عقد می‌گذرد و طی این مدت زوج ازدواج مجدد کرده و صاحب فرزند از همسر دوم خود شده و به زندگی خودش مشغول است. با عنایت به عسر و حرج زوجه مستندا به ماده 1130 قانون مدنی تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق دارد. به ضمیمه دادخواست تصاویر دادنامه‌های شماره 22 مورخ 1392/01/26 شعبه اول دادگاه عمومی خ. که طی آن اجازه ازدواج مجدد برای زوج صادر شده است و دادنامه شماره --- مورخ 1393/07/30 شعبه مذکور که طی آن زوجه دعوی بطلان نکاح تقدیم نموده ولی حکم به رد آن صادر شده ارائه می‌شود. در رای صادره در خصوص اجازه ازدواج مجدد توضیح داده شده که زوج گفته از همسرم می‌خواهم برای شروع زندگی مشترک اقدام و تمکین نماید. مهریه‌اش را داده‌ام و اگر حاضر به تمکین نیست اجازه ازدواج مجدد می‌خواهم. زوجه گفته است در سال 88 ازدواج کرده‌ایم ولی در دوران نامزدی به سر می‌بریم حاضر به زندگی با خواهان نیستم. ایشان هر چه فحاشی و توهین بوده به من و خانواده داده و کتک‌کاری نموده و علاقه‌ای به همسرم ندارم. در رای صادره در خصوص رد دعوی بطلان نکاح نیز زوجه توضیح داده که در سال 88 بدون رضایت به عقد زوج درآمده‌ام. در طول این مدت عدم رضایت ادامه داشته و هنوز زندگی مشترک خود را شروع نکرده‌ایم و زوج اقدام به تجدید فراش کرده و دارای یک فرزند از همسر دوم خود می‌باشد. در زمان عقد 14 ساله بوده‌ام و مخالفت‌هایم در مقابل تهدید و کتک‌کاری پدرم ثمربخش نبوده است. زوج در مقام دفاع وجود اکراه در عقد را منکر شده و مدعی است حتی جهت ثبت عقد نکاح به طور رسمی بدون وجود اکراه به همراه زوجه حکم رشد عقلی از دادگاه اخذ نموده و مهریه را به صورت کامل پرداخت کرده‌ام. اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 1393/11/27 با حضور خواهان و وکیل وی تشکیل می‌گردد. وکیل خواهان مطالب خود را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام و لایحه‌ای نیز تقدیم می‌دارد علت طلاق را عسروحرج زوجه ناشی از برآورده نشدن نیازهای طبیعی و جنسی در اوج جوانی و کراهت شدید وی نسبت به زوج به دلیل تجدید فراش وی می‌باشد. خوانده نیز در جلسه حضور دارد و در مقام دفاع اظهار می‌دارد من طلاق نمی‌دهم. هر موقع همسرم بیاید و تمکین کند حاضرم خانه جداگانه برایش تهیه کنم. در طول این شش سال نتوانسته‌ایم زندگی مشترک تشکیل بدهیم. مهریه‌اش را اجرا گذاشت. نمی‌دانم چرا از من بدش می‌اید عقد کرده‌ایم و بعد جشن گرفته‌ایم سرویس طلا برایش خریده‌ام. او را به میهمانی برده‌ام. تاکنون نزدیکی نداشته‌ایم. وکیل زوجه می‌گوید خواهان حاضر است در قبال طلاق مهریه‌اش را که معادل 7 میلیون تومان بوده و اخذ نموده مسترد نماید. زوج می‌گوید ازدواج مجدد کرده‌ام و از همسر دوم خود صاحب یک فرزند می‌باشم وکیل زوجه در لایحه تقدیمی توضیح داده که زوجه در سال 88 به عقد زوج درآمده ولی این وصلت برخلاف میل باطنی زوجه صورت گرفته است. زوج موفق به اخذ اجازه ازدواج مجدد شد و در حال حاضر با همسر دوم خود مشغول زندگی است. بعد از جلسه طلاق در تاریخ 1393/07/29 درگیری فیزیکی بین طرفین پیش آمد و زوج مادر زوجه را مورد ضرب و جرح قرار داد و موضوع در شعبه اول دادیاری در حال رسیدگی است. زوجه شش سال است بلاتکلیف رها شده و زندگی مشترک آن‌ها شروع نشده و به همین جهت به لحاظ عسر و حرج زوجه تقاضای صدور حکم طلاق داریم. در این مرحله دادگاه مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به داوری نموده که پس از تعیین داوران و طی تشریفات نظر آن‌ها که مفادا حکایت از عدم توفیق در برقراری صلح و سازش بین زوجین دارد،‌ ارائه می‌شود دادگاه ختم دادرسی را اعلام و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و احراز رابطه زوجیت و اینکه مساعی دادگاه و داوران در جهت ایجاد صلح و سازش مفید و موثر واقع نگردیده و زوجه و وکیل وی با اشاره به اینکه زوجه در سال 88 بدون رضایت و میل باطنی به عقد زوج درآمده و طی مدت شش سال زندگی مشترک شروع نشده و زوج با همسر دوم خود مشغول زندگی است مدعی عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت گردیده با عنایت به دلایل زیر عسر و حرج زوجه را محرز می‌داند 1 - زوجه متولد 74 بوده در هنگام عقد 14 ساله بوده و مدعی است بدون رضایت به عقد زوج درآمده است 2 - با گذشت شش سال از تاریخ عقد نکاح طرفین زندگی مشترک خود را به طور رسمی شروع نکرده‌اند و نزدیکی بین آن‌ها واقع نشده است و زوجه در عنفوان جوانی است و نیازهای روحی و عاطفی و جنسی وی برآورده نشده و ادامه این وضعیت از نظر روانی و اجتماعی زوجه را در حالت فشار روحی و عاطفی شدیدی قرار خواهد داد 3 - طرفین در طول این شش سال به طور مستمر در اختلاف و منازعه بوده‌اند 4 - زوج مدعی است پس از اخذ مجوز ازدواج مجدد از دادگاه اقدام به تجدید فراش نموده و از همسر دوم صاحب یک فرزند است و عرف غالب جوامع ایرانی زندگی دختر دوشیزه در کنار زن دیگری که دارای فرزند است را برنمی‌تابد و اصرار بر شروع زندگی مشترک خواهان با همسر فعلی بی‌نتیجه و بی‌فایده است 5 - عدم تمکین زوجه به علت شدت کراهت وی از زوج بوده و اجبار نمودن زوجه بر زندگی مشترک در کنار کسی که از او تنفر دارد با عدالت و انصاف منافات دارد ضمن اینکه زوجه حاضر به استرداد مهریه شده است فلذا طی دادنامه شماره --- مورخ 1393/12/28 مستندا به ماده 1130 قانون مدنی و مواد 26 تا 29 قانون حمایت خانواده حکم به الزام خوانده به طلاق زوجه صادر و اعلام می‌دارد خواهان می‌تواند پس از قطعیت حکم به دفاتر رسمی طلاق مراجعه و نسبت به اجرا و ثبت صیغه طلاق اقدام نماید. در صورت عدم حضور خوانده سردفتر نمایندگی دارد. مهریه دریافت شده از سوی زوجه به مبلغ 70 میلیون ریال پیش از اجرای صیغه طلاق عودت داده می‌شود. نوع طلاق بائن غیرمدخوله است. مدت اعتبار این حکم شش ماه از تاریخ قطعیت است پس از ابلاغ این رای به زوج نامبرده مبادرت به تجدیدنظرخواهی نموده و در لایحه خود توضیح داده که با زوجه رابطه فامیلی داشتم و با شناخت کامل و اخذ گواهی رشد توسط زوجه با هم ازدواج کردیم یک سال با هم نامزد بودیم و با رضایت کامل زوجه با هم رفت و آمد داشتیم. پس از یک سال قصد عروسی داشتیم مادر زوجه به علت اختلاف با مادرم مانع عروسی ما شدند و این اختلافات کم‌کم زیاد شد و دخترش را تهدید کرد اگر عروسی نماید دیگر به خانه راهش نمی‌دهد سپس زوجه اقدام به مطالبه مهریه نمود. وقتی زوجه محکوم به تمکین شد و حاضر به شروع زندگی مشترک نشد دادگاه اجازه ازدواج مجدد صادر نمود در حال حاضر از نظر مالی توان اداره دو خانواده را دارم حاضرم برای زوجه خانه جداگانه تهیه نمایم. بنابراین زوجه هیچ دلیلی برای عسر و حرج ندارد. وکیل زوجه نیز طی لایحه‌ای به موارد مطروحه در لایحه تجدیدنظرخواه پاسخ می‌دهد شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- مورخ 1394/04/18 رای تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. پس از ابلاغ این رای در تاریخ 1394/05/07 به زوج نامبرده مبادرت به فرجام‌خواهی نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. گزارش پرونده و لایحه فرجامی هنگام شور قرائت می‌شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای مسعود کریمپور نطنزی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می‌دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

فرجام‌خواهی آقای ع. ش. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/04/18 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان که در مقام تایید دادنامه شماره --- مورخ 1393/12/28 شعبه اول دادگاه عمومی خ. اصدار گردیده و متضمن حکم طلاق به خواسته زوجه فرجام‌خوانده است، وارد و موجه به نظر نمی‌رسد. زیرا زوجه و وکیل وی در دادخواست تقدیمی و مراحل دادرسی و لوایح ارائه شده با اشاره به اینکه زوجه در سن 14 سالگی در سال 88 به عقد دائمی زوج درآمده و این ازدواج بدون رضایت و میل باطنی زوجه صورت گرفته و به همین جهت پس از گذشت شش سال از تاریخ عقد هنوز زندگی مشترک خود را به لحاظ تنفر زوجه ازدواج شروع نکرده و زوج با اخذ اجازه از دادگاه اقدام به تجدید فراش نموده و در حال زندگی با همسر دوم با فرزندی که از زن دوم خود دارد می‌باشد و به همین جهت زوجه در عسر و حرج قرار دارد محکمه با توجه به محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین و اخذ نظریه داوران و ملاحظه دادنامه‌های استنادی با احراز عسروحرج زوجه مبادرت به صدور حکم طلاق با شرایط مندرج در رای نموده است که بر این تشخیص و استنباط دادگاه خدشه و خللی وارد نگردیده است. کما اینکه اولا: زوجه در سن 14 سالگی به عقد زوج درآمده و به دلایلی علیرغم گذشت شش سال از تاریخ عقد نکاح زندگی مشترک زوجین شروع نشده و زوجه کماکان دوشیزه باقی مانده و پس از محکومیت به تمکین به لحاظ اظهار تنفر نسبت به زوج حاضر به تمکین نشده است. ثانیا: زوجه در سال 93 با این استدلال که این ازدواج برخلاف میل باطنی و با تهدید و کتک‌کاری پدرش صورت گرفته دادخواستی به خواسته ابطال نکاح تقدیم نموده است که هر چند حکم به رد دعوی وی صادر شده ولی حکایت از عمق اختلاف زوجین دارد. ثالثا: زوج اقدام به تجدید فراش نموده و از همسر دوم خود صاحب فرزندی شده و با آن‌ها در حال زندگی است و هرچند این اقدام زوج پس از صدور حکم تمکین و اثبات نشوز زوجه و تحصیل اجازه از دادگاه صورت گرفته و موجب تحقق بند 12 شروط ضمن عقد نمی‌گردد اما مانع از اثبات عسروحرج زوجه که مجبور است در عنفوان جوانی با همسری که دارای زن و فرزند است زندگی نماید نخواهد بود رابعا: زوجه برای رهایی از این بلاتکلیفی حاضر شده است کل مهریه دریافتی را در قبال طلاق مسترد نماید بنابراین با شرایط فوق عسروحرج زوجه در تداوم زوجیت قابل اثبات است. از این رو دادنامه فرجام‌خواسته در حدود اعتراضات مطروحه از ناحیه فرجام‌خواه فاقد ایراد و اشکال مستوجب نقض بوده و مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام‌خواسته ابرام می‌گردد.

رئیس و مستشار و عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور

حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - جعفر پوربدخشان

منبع