تاریخ دادنامه قطعی: 1394/07/19
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: با فسخ و زوال اصل قرارداد، شرط داوری مندرج در آن نیز زائل میشود؛ بنابراین با صدور حکم بر فسخ قرارداد از ناحیه داور، قرارداد منحل شده و داور مرضی الطرفین حق اظهارنظر راجع به اصل قرارداد را ندارد، بنابراین در دعوی تایید فسخ و مطالبه خسارات، ایراد عدم صلاحیت دادگاه قابل پذیرفته نیست.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/07/19
رای دادگاه
دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره --- مورخه 1393/12/26 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب قسمتی از آن حکم بر تایید فسخ قرارداد مورخه 1389/10/30 فی مابین متداعین راجع به سهام و دارایی های شرکت ز. اصدار و مورد تجدیدنظرخواهی م. م.ن. واقع و به موجب قسمت دیگر قرار رد دعوی تجدیدنظرخواه س. الف. به خواسته مطالبه خسارت تاخیر تادیه صادر شده است در هر دو قسمت موافق قانون و مقررات موضوعه و مدارک ابرازی بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و مستوجب نقض آن نمیباشد زیرا که اولا مبنای روابط حقوقی و قراردادی فی مابین متداعین پرونده مبتنی بر قرارداد مورخه 1389/10/30 میباشد که به موجب قرارداد منعقده هریک از طرفین قرارداد تعهداتی را به تبعیت از اصل آزادی اراده تقبل نمودهاند و برای عدم اجرای هر یک از تعهدات ضمانت اجراهایی نیز از قبیل فسخ قرارداد در نظر گرفته اند ثانیا از زمره تعهدات مختص خریدار پرداخت ثمن معامله در تاریخ های تعیین شده بوده است که مشارالیه در مواعد معینه نسبت به ایفای تعهدات خود اقدامی ننموده و از مفاد قرارداد تخطی نموده و در نتیجه موجد حق برای طرف دیگر قرارداد در جهت اعمال حق فسخ شده است که نامبرده نیز با رسال اظهارنامه در تاریخ 1392/07/23 در مقام اعمال حق فسخ برآمده و سپس با طرح دعوی در مراجع قضایی تایید واقعه حقوقی فسخ را خواستار شده است که از این حیث خللی به اقدام صورت گرفته وارد نمیباشد. ثالثا تجدیدنظرخواه دلیل و مدرک موجهی که حاکی از پرداخت اقساط معینه بابت ثمن باشد به دادگاه ارائه ننموده است و مطالب بیان شده از ناحیه مشارالیه صرفا از باب ادعا و فاقد دلیل میباشد رابعا ایراد تجدیدنظرخواه مبنی بر عدم صلاحیت دادگاه و تعیین داور مرضی الطرفین در جهت حل و فصل اختلاف به شرح قرارداد موثر در مقام نمیباشد زیرا که مستفاد از مقررات ماده 461 قانون آیین دادرسی مدنی داور مرضی الطرفین حق اظهارنظر راجع به اصل قرارداد را نداشته به لحاظ آنکه با زوال اصل قرارداد شرط داوری نیز زائل میگردد که در مانحن فیه آنچه خواسته خواهان نخستین به شرح دادخواست تقدیمیست تایید فسخ قرارداد است که فسخ یکی از طرق انحلال قرارداد است که با اصدار حکم بر فسخ از ناحیه داور قرارداد منتهی به انحلال گردیده و شرط مندرج در آن نیز زائل میگردد خامسا خسارت تاخیر تادیه بنابر تصریح ماده 522 از قانون مرقوم ناظر به دعاویی میباشد که موضوع آن دین و از نوع وجه رایج بوده که با مطالبه داین و تمکن مدیون شخص مدیون از پرداخت دین امتناع نموده باشد این درحالیست که در دوسیه مطمح نظر خواسته خواهان تایید فسخ قرارداد میباشد و خروج موضوعی از مقررات ماده قانونی مارالذکر دارد از این رو دادنامه تجدیدنظرخواسته که بر همین اساس صادر گردیده خالی از هرگونه ایراد و اشکالی بوده و دادگاه ضمن رد درخواست های تجدیدنظرخواهی به عمل آمده مستندا به قسمت آخر از ماده 358 و قسمت اول از ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را در هر دوقسمت را تایید و استوار مینماید. و در مورد ادعاهای دیگر تجدیدنظرخواه داود الف. راجع به سایر خسارات اعلام میدارد بنابر تصریح ماده 349 از قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه تجدیدنظر صرفا به آنچه که در دادرسی نخستین مورد حکم واقع شده است رسیدگی کرده و اظهارنظر مینماید که در مانحن فیه دادگاه بدوی نسبت به خواسته معنونه نفیا یا اثباتا هیچگونه اظهارنظری نکرده است تا این دادگاه مواجه با تکلیفی باشد. رای صادره حضوری و قطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار
عزت اله امانی شلمزاری - علی کرمی صادق آبادی