تاریخ دادنامه قطعی: 1395/01/25
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که به دلیل عدم تهیه منزل مناسب و مقدمات تمکین توسط زوج، زوجین جدای از یکدیگر زندگی کنند، این امر از مصادیق ترک زندگی خانودگی توسط زوج محسوب و موجب عسروحرج زوجه در زندگی مشترک است.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/01/25 - 14 : 27 قاضی: عبدالعلی ناصح فورگ قاضی: عباسعلی علیزاده بایگی قاضی: سعید عالم قاضی: محمد دیوسالار
خلاصه جریان پرونده
این است که آقای م. الف. فرزند ن.ق. دادخواستی به طرفیت خانم ص. موسوی گرچکانی فرزند ه. به خواسته تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر تمکین زوجیت و الزام خوانده به بازگشت به خانه و زندگی و انجام وظایف زناشویی به شرح متن دادخواست به دادگاه حقوقی اصفهان تقدیم کرده که جهت رسیدگی به شعبه --- ارجاع گردیده است دادگاه به دفتر دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین را صادر کرده در مقابل این دادخواست زوجه خانم ص. موسوی گرچکانی فرزند ه. دادخواست به طرفیت آقای م. الف. به خواسته تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور طرح و به دلیل عسر و حرج و تحقق شروط ضمن عقد و دادن حق طلاق به دادگاههای حقوقی اصفهان تقدیم کرده که جهت رسیدگی به شعبه --- ارجاع گردیده است که دادگاه به دفتر دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین را صادر کرده است زوج آقای م. الف. طی تقدیم لایحه ای به شعبه --- اعلام می کند که اینجانب بر علیه خواهان ص. موسوی در شعبه --- دادگاه خانواده طرح دعوی که موضوع آن عدم تمکین نام برده میباشد لذا از آن مقام محترم تقاضا می کنم پرونده فوق جهت رسیدگی توام به شعبه --- دادگاه خانواده ارجاع گردد دادگاه پس از استعلام از شعبه --- دادگاه پرونده را به شعبه --- ارسال کرده است. دادگاه شعبه --- حقوقی اصفهان در تاریخ 1393/11/26 در وقت مقرر و با حضور طرفین تشکیل جلسه داده و پرونده مربوطه را تحت نظر قرار داده و با ملاحظه پرونده به هر دو دعوای مذکور رسیدگی می نمایند ابتدا دادگاه خطاب به خواهان دعوی تمکین مطالبه خود را بفرمایید ج- اظهار داشته خواسته اینجانب الزام به تمکین همسرم میباشد مدتی است منزل مشترک را ترک کرده و من هم مجبور شدم نشانی منزل پدرش را بدهم خوانده اظهار داشت دعوی را قبول ندارم منزل متعلق به بنده است و سند به نام من میباشد و ایشان هیچ جایی را برای زندگی ندارد و در منزل پدر خود ساکن است خواهان اظهار داشت منزل را خودم به نام ایشان زدم و اگر حاضر به تمکین باشد بنده منزل در باغ بهادران دارم بیاید زندگی کند زوج اظهار داشت چنانچه منزل متناسب و در شان بنده فراهم کند حاضر به تمکین هستم و چون می دانم نمی تواند این کار انجام دهد خواهان طلاق هستم و خواسته اینجانب طلاق به لحاظ عسر و حرج و به دلیل سوء معاشرت و نداشتن امنیت مالی و جانی میباشد از ایشان متنفر هستم و نمی توانم با وی زندگی کنم و حاضر به ادامه زندگی نیستم س- دلایل اثبات دعوی خود را بفرمایید ج- اظهار داشته ایشان سر من را کلاه گذاشته و اموال مرا بر داشته و خرجی نمی دهد ولیکن شکایتی نکردم خوانده اظهار داشت دعوی ایشان وجاهت قانونی ندارد و مدت 8 ماه است که منزل مشترک را ترک کرده است و بنده نفقه را پرداخت کرده ام که مدارک آن ارائه میشود زوجه اظهار داشت بنده اطلاعی از مقررات نداشته ام و دادخواست نداده ام البته دادگاه قبلا این قرار ارجاع امر به داور را صادر کرده و داوران نظر خودشان را به دادگاه اعلام کرده اند. دادنامه در تاریخ 94/1/24 در وقت فوق العاده پرونده را تحت نظر قرار داده و ختم رسیدگی را اعلام و به شرح زیر رای صادر نموده است در خصوص دعوی آقای م. الف. فرزند ن.ق. به طرفیت خانم ص. موسوی گرچگانی فرزند ه. به خواسته الزام به تمکین و دعوی تقابل خانم ص. موسوی به طرفیت آقای م. الف. به خواسته طلاق به لحاظ سوء معاشرت و ادعای عسر و حرج دادگاه با توجه به دعاوی مطروحه نظر به اینکه حسب اظهارات زوجین در جلسه دادرسی مورخ 93/11/26 زوجه مالک منزل مشترک بوده زوج در حال حاضر در منزل پدری ساکن است و در واقع منزل و مکان مناسبی برای امکان تمکین زوجه و ادامه زندگی مشترک ندارد زوجه نیز تمایل و آمادگی خود را بر تمکین در صورت تهیه منزل متناسب از ناحیه خواهان اعلام نموده لذا با وصف مراتب دادگاه دعوی تمکین را در حال حاضر و با این کیفیت قابل پذیرش ندانسته و حکم به بطلان دعوی صادر و اعلام مینماید و در خصوص دعوی طلاق زوجه نظر به اینکه مستفاد از اظهارات زوجین است که مدت 8 ماه است از یکدیگر جدا زندگی می کنند و این جدایی با توجه عدم تهیه منزل و مقدمات تمکین مستند به فعل زوج بوده به نظر دادگاه ترک زندگی خانوادگی موضوع بند 1 ماده 1130 قانون مدنی محقق و با این وصف وضعیت به وجود آمده امکان ادامه زندگی را برای خواهان توام با مشقت و سختی مینماید در حالی که از جمله تکالیف زوجین لزوم حسن معاشرت میباشد با وصف مراتب و با پذیرش نظر داور زوجه و رد نظر داور معرفی شده از ناحیه زوج که امکان ادامه زندگی را ممکن دانسته در حالی که به نظر دادگاه بدون توجه به واقعیت زندگی زوجه و مشکلات حادث شده اظهار نظر شده دعوی را وارد دانسته و به استناد مواد 1139 و 1130 و تبصره الحاقی و تبصره ماده 1133 قانون مدنی و 24 ، 26 ، 27 ، 29 ، 33 قانون حمایت از خانواده حکم به الزام خوانده به مطلقه نمودن خواهان صادر و اعلام میگردد. پس از ابلاغ دادنامه به طرفین آقای م. الف. فرزند ن.ق. دادخواستی به طرفیت خانم ص. موسوی گرچگانی فرزند سید ه. به خواسته تقاضای تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 94/1/24 صادر از دادگاه شعبه --- خانواده اصفهان تقدیم کرده که پس از جری تشریفات قانونی پرونده به محاکم تجدیدنظر اصفهان ارسال و جهت رسیدگی به شعبه شش دادگاه تجدیدنظر اصفهان ارجاع شده است در تاریخ 1394/09/02 در وقت مقرر جلسه شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان تشکیل شده و پرونده را تحت نظر قرار داده طرفین تجدیدنظرخواه آقای م. الف. و تجدیدنظرخوانده خانم ص. موسوی گرچگانی حضور دارند تجدیدنظرخواه اظهار میدارد تجدیدنظرخواهی به شرح دادخواست و لایحه تقدیمی میباشد و حاضر به طلاق نمی باشم و مطالبی را در این مقوله بیان کرده است تجدیدنظر خوانده نیز در پاسخ زوج مطالبی را بیان نموده دادگاه پس از استماع حرفهای طرفین که در صورت جلسه دادگاه منعکس است سپس دادگاه با بررسی محتویات پرونده و انجام مشاوره ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح ذیل مبادرت به صدور رای مینماید. تجدیدنظرخواهی آقای م. الف. فرزند ن.ق. به طرفیت خانم ص. موسوی گرچگانی فرزند ه. نسبت دادنامه شماره --- مورخ 1394/01/29 صادره از ناحیه شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی اصفهان متضمن حکم به بطلان دعوی تمکین و الزام زوج به طلاق زوجه وارد نمیباشد زیرا با توجه به محتویات پرونده و شرح اظهارات طرفین در جلسه دادرسی این دادگاه و اختلاف حاصل شده فی مابین و تشکیل پرونده های متعدد حقوقی و کیفری و مفاد توافق نامه مورخ 1393/06/17 که در آن در مورد مسائل مالی و مهر و نفقه زوجه و نفقه فرزند دختر و قید حق وکالت در مورد طلاق در بند هفتم توافق که بعدا زوج طلاق قبول نکرده است....... بنابراین دادنامه که نتیجتا بر این اساس صادر شده را صحیح و منطبق با موازین شرعی و قانونی تشخیص و به استناد مواد 351 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه موصوف را تایید مینماید. پس از ابلاغ دادنامه به طرفین آقای م. الف. فرزند ن.ق. دادخواستی به طرفیت خانم ص. موسوی گرچگانی فرزند ه. خواسته فرجام خواهی نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/09/10 صادره از شعبه --- تجدیدنظر اصفهان تقدیم کرده که پس از جری تشریفات قانونی پرونده به دیوان عالی کشور ارسال پس از ثبت در دبیرخانه به شعبه --- (این شعبه) ارجاع شده است. عمده مطلبی که فرجام خواه متذکر شده این است که رای بدوی دادگاه محترم شعبه --- خانواده و شعبه محترم --- دادگاه از نظر استان اصفهان بر خلاف موازین قانون و شرع صادر گردیده..... همان طور که بزرگواران می دانید براساس قانون و شرع طلاق جزء قوانین آمره بوده و جاری شده صیغه طلاق نیاز به تشریفات خاص دارد... لایحه ضمیمه دادخواست و همچنین لایحه فرجام خوانده در هنگام شور قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عباسعلی علیزاده عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر تایید در خصوص دادنامه شماره --- - 1394/09/10 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
رای شعبه
محتویات پرونده براساس بررسی های به عمل آمده و محاکمات انجام شده در محکمه بدوی و تجدیدنظر و ملاحظه مدارک و مستندات طرفین در دادگاه همه آنها حاکی از صحت صدور دادنامه دارد و متقاضی در لایحه فرجام خواهی مدرک و دلیلی که موجبات تزلزل در ارکان دادنامه را ایجاب نماید ارائه ننموده بلکه همان مطالبی را که در دادگاه تجدید نظر گفته بود در دادخواست و لایحه پیوست فرجام خواهی متذکر شده که همه آن مطالب مورد توجه دادگاه قرار گرفته و با توجه به لایحه فرجام خوانده مبادرت به اصدار رای نموده است و با عنایت به اینکه از جهت شکلی و رعایت موازین قانونی و آیین دادرسی مدنی ایراد و اشکالی به نظر نمی رسد علیهذا استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد فرجام خواهی دادنامه فوق الذکر تایید و ابرام میشود. مقرر است دفتر پرونده به مرجع مربوطه اعاده گردد.
ز شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور رئیس: عبدالعلی ناصح مستشار: عباسعلی علیزاده عضو معاون: سعید عالم