قلمرو رسیدگی دادگاه در دعوای اعترض ثالث

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/07/12
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در فرآیند رسیدگی به اعتراض ثالث، دادگاه باید در حدود خواسته معترض ثالث، اسناد و مدارک ارائه شده از ناحیه وی را ارزیابی کرده و در صورتی که این اسناد حاکی از حقانیت او باشد رای معترض عنه را نقض کند. بنابراین دادگاه نمی تواند مستند دعوی خواهان اصلی را باطل اعلام کند.

رای دادگاه بدوی

در خصوص دادخواست خواهان آقای ت. پ. فرزند ن. با وکالت آقای ح. ش. به طرفیت آقای م. د. فرزند م. با وکالت آقای ک. الف. 2 - ق. م. فرزند ف. 3 - شرکت تعاونی مسکن کارکنان آ. به خواسته اعتراض ثالث نسبت به بخشی از دادنامه شماره --- - 1391/01/30 در پرونده کلاسه --- در شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی مبنی بر تحویل یک واحد آپارتمان متعلق به خواهان به احد از خواندگان به نام آقای م. د. بدین شرح که خواهان برابر دادخواست تقدیمی و صورتمجلس مورخ 1393/05/14 مدعی است یک واحد آپارتمان از خواندگان ردیف دوم و سوم خریداری و تصرف نموده است ولیکن به موجب دادنامه شماره --- - 1391/01/30 دادگاه به نفع خوانده ردیف اول و علیه خواندگان ردیف دوم و سوم حکم به تحویل چهار واحد آپارتمان مسکونی دارد که در مرحله اجرای دادنامه دادورز آپارتمان خواهان را توقیف می‌نماید. دادگاه نظر به مراتب فوق با عنایت به مداقه در پرونده کلاسه --- مختومه شده در شعبه --- و مورد استناد خواهان محرز گردید خواهان این پرونده که در حال حاضر خوانده ردیف یک پرونده اعتراض ثالث می‌باشد به موجب دادخواست تقدیمی علیه خواندگان ردیف دو و سه این پرونده الزام آنها را به تحویل چهار واحد آپارتمان به موجب قرارداد مورخه 1385/07/11 تقاضا می‌نماید. که منجر به صدور دادنامه --- مبنی بر تحویل چهار واحد آپارتمان در حق خواهان (آقای م. د.) برابر قرارداد مورخه 1385/07/11 میگردد. و مضافا نظر به اینکه قرارداد استنادی مورخه 1385/07/11 در پرونده کلاسه --- عقد جعاله تلقی که با فرض عدم انجام تعهد از سوی متعهد قابلیت فسخ دارد چون از عقود جایز محسوب و در قالب عقد بیع باطل و غیر قابل استناد است و زیرا موضوع قرارداد مال غیر منقول بوده و می‌بایست با وصف معلوم و معین بودن مورد خریداری قرار می گرفت نه کلی ما فی الذمه در نتیجه دادگاه خواسته خواهان این پرونده را وارد تشخیص داده ضمن نقض دادنامه شماره --- مستندابه ماده 565 و 561 قانون مدنی و ماده 197 و 417 و 418 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد دعوی خواهان پرونده کلاسه --- صادر می‌نماید. رای دادگاه حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محکمه تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

رئیس شعبه --- دادگاه حقوقی تهران- رضا حاجی آقایی خیابانی

رای دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. د. با وکالت آقایان ک. الف. و ع. م. به طرفیت آقایان 1 - ت. پ. 2 - ق. م. 3 - شرکت تعاونی مسکن آ. نسبت به دادنامه نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1393/07/30 شعبه --- دادگاه عمومی تهران که بر اساس دادنامه موصوف در مورد دعوای تجدیدنظرخوانده ردیف اول به خواسته اعتراض ثالث نسبت به بخشی از دادنامه شماره --- - 1391/01/30 در پرونده کلاسه --- شعبه --- دادگاه مذکور مبنی بر تحویل یک واحد آپارتمان مورد ترافع به تجدیدنظرخواه اجمالا با این استدلال که قرارداد استنادی مورخه 1385/07/11 در پرونده کلاسه --- جعاله تلقی که با فرض عدم انجام تعهد از سوی متعهد قابلیت فسخ دارد چون از عقود جایز محسوب و در قالب عقد بیع باطل و غیرقابل استناد است زیرا موضوع قرارداد مال غیرمنقول بوده و می‌بایست با وصف معلوم و معین بودن مورد خریداری قرار می گرفت نه کلی مافی الذمه در نتیجه دعوا وارد تشخیص ضمن نقض دادنامه شماره --- مستندا به ماده 565 و 561 قانون مدنی و ماده 197 و 417 و 418 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد دعوای خواهان پرونده کلاسه --- صادر گردیده است. دادگاه با بررسی محتویات و مستندات پرونده و مطالعه لوایح ابرازی از ناحیه طرفین، نظر به اینکه برابر مقررات ماده 417 و 415 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای اعتراض شخص ثالث، چنانچه دادگاه احراز نماید رای معترض عنه به حقوق شخص ثالث خلل وارد سازد آن قسمت از حکم که مورد اعتراض قرار گرفته نقض می‌نماید بنابراین در فرآیند رسیدگی به دعوای اعتراض ثالث دادگاه باید در حدود خواسته دعوا اسناد و مدارک ارائه شده از ناحیه معترض ثالث که با استناد به آنها خود را ذیحق می داند ارزیابی و مورد سنجش قرار دهد، در صورتی که این اسناد حاکی از حقانیت معترض ثالث باشد رای معترض عنه را نقض نماید. از این رو دادگاه نمی تواند خارج از خواسته دعوا، قرارداد و مستند دعوای خواهان اصلی را به لحاظ اینکه عقد جعاله است و عقد مذکور جایز است و در قالب عقد بیع باطل است آن را باطل اعلام کند زیرا این امر نیازمند به اقامه دعوا از ناحیه ذینفع (طرف دیگر قراردادیعنی آقای ق. م.) است و فسخ آن نیز فرع بر اقامه دعوا مبنی بر صدور حکم بر تایید فسخ قراردادبه لحاظ رجوع از ناحیه ذینفع است. افزون بر آن دادگاه نخستین در رسیدگی به دعوای اصلی که منجر به صدور دادنامه معترض عنه گردیده قرارداد مستند دعوای خواهان اصلی را بیع نامه تشخیص داده است و بر این اساس حکم به الزام فروشنده به تحویل ملک صادر گردیده است. بنابراین تلقی آن در این مرحله از رسیدگی به «عقد جعاله» موجه نمی‌باشد. نظربه اینکه قرارداد مورخ 1385/07/11 حاکی از آن که آقای ق. م. در قبال اخذ ثمن معین یک واحد آپارتمان به مساحت 60/09 مترمربع واقع در طبقه چهارم واحد 10 به تجدیدنظرخواه واگذار کرده و ثمن معامله نیز اخذ کرده است بنابراین قرارداد مذکور واجد ویژگی عقد بیع است.نظر به اینکه قرارداد مذکور توسط شرکت تعاونی آ. امضا و تایید گردیده است. نظر به اینکه معترض ثالث به عنوان قائم مقام یکی از اعضای تعاونی مسکن آ. می‌باشد و تعاونی متعهد شده است یک دستگاه آپارتمان به وی واگذار نماید و در قرارداد استنادی (مشارکت نامه) مشخصات آن قید نشده است بنابراین دادنامه معترض عنه به حقوق نامبرده خلل وارد نمی‌سازد و در هر حال رابطه حقوقی نامبرده با شرکت تعاونی پابرجاست و نامبرده می‌تواند از طریق اقامه دعوا علیه شرکت مذکور احقاق حق نماید. بنابه مراتب مذکور تجدیدنظرخواهی وارد تشخیص داده می‌شود و به تجویز ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم به بطلان دعوای خواهان نخستین صادر و اعلام می‌گردد این رای قطعی است.

شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار

مجتبی نورزاد - محمد متولی

منبع