قضات شعبه *در خصوص اعتراض خانم ر. ص. به وکالت از طرف اقای م. ق. نسبت به دادنامه صادره از شعبه *، که به موجب ان متعاقب شکایت خانم ز. ک. لنجی به اتهام توهین و افتراء به پرداخت جزای نقدی و بابت بزه ترک انفاق فرزند مشترک به تحمل 9 ماه حبس تعزیری محکوم گردیده است، با این استدلال که محل اقامت قبلی زوجه با شوهرش و نیز اقامت فعلی زوج به عنوان پدر فرزند مشترک در *میباشد. و برفرض وقوع بزه ترک انفاق عمدی فرزند مشترک، بزه ترک فعل در *رخ داده است.و سایر بزه های انتسابی به متهم، بزه مهم از جهت میزان مجازات بزه مذکور است.و بایستی به تبع بزه مهم و در محل دادگاه صالح رسیدگی گردد.، دادگاه صادرکننده حکم بدوی را صالح به رسیدگی ندانسته و قرار عدم صلاحیت به صلاحیت و شایستگی محاکم کیفری دو *صادر کرده است، سپس قاضی شعبه *با عدم پذیرش قرار مذکور با این استدلال که محل زندگی مشترک طرفین، حسب محتویات پرونده و اسناد مثبته ارائه شده از سوی شاکی در حوزه قضایی *قرار داشته و بزه ترک انفاق فرزند مشترک نیز در محل زندگی مشترک به وقوع پیوسته، بنابراین اساسا جرمی در *واقع نشده تا نوبت به استناد به وقوع جرم مهمتر در این حوزه برسد و براین اساس با نفی صلاحیت خود و اعتقاد به صلاحیت محل دادگاه ارسال کننده پرونده به این مرجع، پرونده را جهت حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال نموده و پرونده پس از ثبت در دبیرخانه دیوان به شعبه *ارجاع شده است. عضو ممیزم. ص. ق.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
نظر به اینکه بزه ترک انفاق جرم مستمر است.و محل وقوع ان جایی است.که شخص ملزم به انفاق در انجا ساکن است، بنابراین چون مشتکی عنه ساکن *است.با توجه به ماده 310 قانون ایین دادرسی کیفری و مستندا به ماده 317 ان قانون با تایید صلاحیت دادگاه کیفری دو *حل اختلاف مینماید.
شعبه *رئیس: ج. ا. مستشار: م. ص. ق.