تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/02
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: نظریه دفتر فنی دادسرا،جنبه کارشناسی داشته و موضوعیت ندارد و نمی تواند مبنای صدور حکم محکومیت قرار گیرد.
به حکایت تصاویر مصدق آراء صادره در مورد اتهام آقایان م. و ن. ق. و ج. م. و ک. ه. دائر بر عضوگیری در شرکت... و ردیف اول و سوم اخذ مبلغ 8330000 تومان از شاکی به نام ن. ح. و همچنین ردیف سوم اخذ مبلغ 7700000 تومان از م. ن. و ردیف اول اخذ 6250 دلار پورسانت ردیف دوم اخذ 1500 دلار پورسانت ردیف سوم 60000 دلار پورسانت ردیف چهارم 35500 دلار پورسانت بر اساس تحقیقات مقوله و پاسخ استعلام دفتر فنی مستقر در دادسرا و کیفرخواست صادره و عدم حضور متهمان علیرغم احضار از طریق انتشار آگهی طی دادنامه شماره --- - 1391/03/09 صادره از شعبه... دادگاه عمومی جزایی تهران و به استناد بند ز الحاقی به ماده 1 قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور حکم بر محکومیت ک. ه. به تحمل سه سال حبس و بقیه متهمین به دو سال حبس و نیز محکومیت ردیف اول و سوم به رد مال در حق شکات و همگی را به پرداخت دو برابر پورسانت اخذ شده به عنوان جزای نقدی به نفع صندوق دولت صادر و رای صادره غیابی اعلام شده است سپس رای صادره مورد واخواهی ج. م. قرار گرفته و شعبه صادرکننده رای غیابی طی دادنامه شماره --- - 920 - 1392/04/09 دادنامه واخواسته را در مورد حبس یا اعمال ماده 22 قانون مجازات اسلامی و تقلیل مدت آن به هشت ماه تایید نموده و در رابطه با رد مال به لحاظ انکار واخواه و پاسخ دفتر فنی و اینکه واخواندگان زیرمجموعه مستقیم واخواه نمیباشند واخواهی را موجه تشخیص و حکم برائت صادر نموده است نسبت به رای اخیر از سوی ج. م. با وکالت از م. گ. از جهت محکومیت خود به شرح موصوف و نیز از جانب احد از شکات به نام م. ن. در مورد برائت متهم ج. م. در خصوص رد مال تجدیدنظرخواهی به عمل آمده که در شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران مطرح و طی دادنامه شماره --- - 1393/08/14 شعبه مذکور ضمن رد تجدیدنظرخواهیهای معموله رای تجدیدنظر خواسته تایید گردیده است اینک آقای ج. م. با وکالت آقای م. گ. نسبت به دادنامه صادره از دادگاه تجدیدنظر به شرح فوق به استناد بندهای ج و چ ماده 474 و مواد 475 و 476 قانون آیین دادرسی کیفری درخواست تجویز اعاده دادرسی به عمل آورده وکیل متقاضی در درخواست مطروحه عنوان نموده که موکل در الف. راننده تاکسی بوده در اواخر سال 1387 با دعوت یکی از فامیلها به نام آران ا. که مدعی بوده در تهران باشگاه اجاره کرده با فروش تاکسی خود به تهران عزیمت چون بیسواد بوده کاری هم به وی ارجاع نشده بعد از چهار ماه با از دست دادن سرمایه با قهر از فامیل برگشته در الف. با کارگری در پیش دیگران زندگی خود را اداره مینموده بعد از آن به تهران نیامده و در سال 92 با حکم غیابی مواجه شده و در همان لحظه اول اعلام نموده نه تنها شکات را نمیشناسد بلکه خود در اثر دعوت ا. آ. متحمل ضرر زیان شده اصلا از شرکت هرمی اطلاع نداشته است و با همین استدلال نسبت به رای صادره واخواهی نموده و در مورد رد مال حکم برائت موکل صادر شده است ضمنا دو سال حبس مقرر در حکم غیابی را به هشت ماه تقلیل ولی عملا در مورد جزای نقدی که دو برابر پورسانت یا همان سود حاصله که از زیر شاخه معرفی شده پرداخت میگردد اظهارنظر ننموده اما به این موضوع کاملا اشاره نموده که شکات نه تنها زیر شاخه موکل نمیباشد بلکه موکل پولی از آنها دریافت نداشته پس جزای نقدی نیز از بین رفته ولی در ک. تاسف در صدور حکم واخواهی از قلم افتاده و با تجدیدنظرخواهی اینجانب به وکالت از موکل حکم بدوی عینا تایید شده است و در قبال درخواست رفع ابهام دادگاه تاکنون اقدامی به عمل نیاورده است مدارک پیوست درخواست اعاده دادرسی کپی نامه (درخواست) آقای ج. م. از زندان به عنوان ریاست محترم شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران متضمن شرح مجازات و محکومیت خود و مشمول عفو رهبری در مورخه 1394/02/15 و عدم آزادی وی در اثر تفسیر اشتباه قاضی محترم (جزای نقدی برای بنده در نظر گرفته است) و نیز استشهادیهای متضمن مطالب مقید در درخواست وکیل به شرح موصوف و تایید آن مطالب از سوی امضاءکنندگان آن استشهادیه میباشد درخواست وکیل متقاضی به هنگام شور قرائت خواهد شد. به تاریخ 1394/08/25 پرونده محاکماتی واصل و مورد مطالعه قرار گرفت آقای ن. ح. در توضیح شکایت مطروحه اعلام داشته مبلغ هشت میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان م. و ج. م. و ک. ه. به بهانه خرید تور جهانگردی از من گرفتند شاهد من م. ن. است م. ن. هم اظهار داشته مبلغ هفت میلیون و هفت صد و پنجاه هزار تومان به ج. م. و ک. ه. بابت خرید تور جهانگردی پرداخت نمودهام شاهدم ن. ح. است از مظاهر ق. در مرجع انتظامی در مورد شکایت شاکی سوال شده پاسخ داده است که با شاکی با هم کار میکردیم پول ایشان دست من نبوده و به کسی دیگر تحویل دادهاند هر کسی پولی تحویل کسی داده در مقابل کارت اعتباری دریافت کرده که در ایمیل اختصاصی هر کس هست ما با هم شاکی هستیم ولی من وقت شکایت نداشتم و به پیشنهاد بنده بود که به این مرکز محترم مراجعه و درخواست راهنمایی بکنم و خودم به همراه ایشان مراجعه کردم قبلا مدت کوتاهی به همراه شاکی کار کردم ولی دیدم جواب نمیدهد ادامه ندادم و بالا سری بنده آقای ج. م. هست - تقریبا مبلغ هشت میلیون تومان خرید کردم و هیچ پورسانتی دریافت نکردم بنده شاکی را نمیشناختم و به این کار هم دعوت نکردم کسی دیگر آنها را دعوت کرده ولی اشتباها از بنده شکایت کرد نامبرده در دادیاری هم گفته است به همراه شاکیان در سه ماه پیش برای شرکت عضو شدیم و پول پرداخت کردیم و خودم نیز مالباخته هستم و مبلغ هفت میلیون تومان من به ج. م. و مقداری هم به ک. ه. دادم من پولی از شاکیان نگرفتم درباره متهم نامبرده که اتهام عضوگیری در شرکت هرمی برای وی تفهیم شده قرار کفالت به میزان یکصد میلیون ریال صادر شده است و با معرفی کفیل و صدور قرار قبولی کفالت آزاد شده است در تاریخ 1389/02/25 شکات آقایان ن. ح. و م. ن. در دادسرا حاضر و اظهار نمودهاند (آقای ن. ح. اظهار داشته) هشت میلیون و دویست و سی و پنج هزار تومان نقدا به مظاهر ق. دادم او هم پول را به ج. م. داده است شاهد دارم معرفی میکنم م. ن. هم بیان داشته هفت میلیون و هفتصد و پنجاه هزار تومان نقدا به ن. ق. دادم و او هم به ک. ه. و ج. م. تحویل میداد شاهد دارم معرفی میکنم ذیل این صورتجلسه دستور استعلام سابقه شکات و متهمین از دفتر فنی صادر گشته دفتر فنی در پاسخ اعلام نموده در مورد م. ن. و ع. ج. جستجو شد نتیجهای از مشارالیه یافت نگردید در مورد ن. ق. موارد مشابه محتمل یافت گردید و نیاز به اطلاعات بیشتر میباشد - اطلاعات دریافت شده از سوی آن مرجع ممکن است به دلایل مختلف نظیر استفاده از اسم مستعار... در سیستم موجود نباشد - در مشخصات ارسال شده منظور از افراد معرفی شده زیرمجموعهای فرد نمیباشد و در اطلاعات موجود نزد این دفتر تعداد زیر مجموعهها و لیست آنها به صورت کامل فعلا موجود نمیباشد و کل عملیات مالی شخص فعلا در دسترس نمیباشد دفتر فنی در پاسخ به استعلام دیگر دادسرا اعلام نموده در مورد ن. ق. و ج. م. اطلاعات ارائه شده از افراد مذکور در پایگاه دادهای موجود در نزد این دفتر جستجو گردید و موارد مشابه محتمل یافت گردد و نیاز به اطلاعات بیشتر میباشد دادسرا مجددا به اعلام اسامی و مشخصات ن. ق. و ج. م. و ن.ح. و م. ن. از دفتر فنی خواسته است که مشخصات موجود از افراد مذکور در پایگاه داده سیستم هرمی را تهیه و به شعبه ارسال نمایند دفتر فنی در پاسخ اعلام داشته در مورد ن. ق. با 275453 و درآمد 1500 دلار در مورد ج. م. با 113848 و درآمد 60000 دلار در مورد ن. ح. با... و درآمد 500 دلار و در مورد م. ن. با... و درآمد 500 دلار در پایگاه داده این دفتر موجود میباشد با دستور دادیار متهمان ج. م. و ن. ق. از طریق نشر آگهی احضار شدهاند متهم دیگر به نام ک. ه. نیز به همین نحو احضار شده است م. ن. طی لایحهای خطاب به دادیار اعلام داشته که نتوانستم شهود خود را حاضر نمایم مراتب جهت اطلاع و هرگونه دستور تقدیم میگردد م. ق. جهت اخذ آخرین دفاع احضار شده به شرح صورتجلسه مورخ 1390/10/10 ن. ح. و م. ن. در شعبه دادیار حضور یافته و اظهار نمودهاند امکان معرفی شهود نداریم در تاریخ 1390/11/05 دادیار شعبه دوم دادسرای ناحیه 31 در مورد اتهام ن. ق. و ج. م. و ک. ه. و م. ق. دائر بر عضوگیری در شرکت... قرار مجرمیت صادر و در خصوص شکایت علیه عزت جدی قرار منع تعقیب صادر نموده و قرارهای صادر مورد موافقت از جانب دادستان (دادیار اظهارنظر) قرارگرفته است(ص 76 ) اوراق پرونده بعد از صدور قرار نهایی موصوف از صفحه 78 تا 98 مربوط به اخطاریهها و آگهیهای شعبه --- دادگاه عمومی تهران جهت احضار و دعوت شکات و متهمین و صورتجلسه دادرسی در وقت مقرر و صدور رای بدوی و آگهی دادنامه میباشد و کیفرخواست دادسرا بعد از صفحات مذکور و در برگ 99 قرار گرفته و بدین صورت اوراق پرونده از حیث جریان رسیدگی مرتب نبوده و در جای خود قرار ندارند علی ایحال پرونده با صدور کیفرخواست علیه م. و ن. ق. و ج. م. و ک. ه. به اتهام عضوگیری و فعالیت در شرکت... موضوع شکایت ن. ح. پ. و م. ن. در تاریخ 1390/11/19 به شعبه --- دادگاه عمومی جزایی جهت رسیدگی ارجاع گردیده و این شعبه بعد از تعیین وقت رسیدگی و دعوتهای لازم در وقت مقرر به تاریخ 1391/03/02 تشکیل جلسه داده نماینده دادستان تقاضای رسیدگی نموده و از شکات ن. ح. اظهار داشته من هشت میلیون و سیصد و سی هزار تومان نقدا به ج. م. و م. دادم و م. ن. اظهارداشته من هفت میلیون و هفتصد هزار تومان به ج. م. نقدا دادم متهمین علیرغم احضار در جلسه دادگاه حضور نیافتهاند (احضار از طریق نشر آگهی) و سپس دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 910 - 1391/03/09 به استناد بند ز ماده 1 قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور ک. ه. را به سه سال حبس و سایر متهمین را به دو سال حبس و م. و ج. م. را به رد مال در حق شکات و همگی متهمین (م. و ن. ق. و ج. م. و ک. ه.) را به پرداخت دو برابر پورسانت اخذ شده به عنوان جزای نقدی به نفع صندوق دولت محکوم نموده و رای صادره را غیابی توصیف کرده است آقای ح. ن. با تسلیم وکالتنامه از سوی ج. م. نسبت به رای صادره واخواهی به عمل آورده مضافا شخص واخواه با حضور در شعبه اجرای احکام کیفری در تاریخ 1391/10/05 نسبت به رای صادره اعتراض و واخواهی نموده است در همین تاریخ پرونده تحت نظر دادگاه قرار گرفته ج. م. در مقام واخواهی اظهار داشته: من در اواخر سال 87 توسط شخصی به نام ا. آ. پسر دائی خودم وارد شرکت گ... شدم و بعد از مدتی ر. ر. را آوردم داخل شرکت و من تاکسی داشتم تاکسی را فروختم مبلغ 16 میلیون تومان و 8 میلیون تومان را خرید کرد و 8 میلیون تومان هم بابت ر. ر. دادم گفته بعدا که کارکرد به تو میدهد بعد از مدتی ر. ر. کار کرد و من نتوانستم نفر دوم را به شرکت بیاورم بعد از چند ماه طول کشید چهار ماه بعد چون تاکسی را فروخته بودم نتوانستم به الف. برگردم و اواخر سال 88 از شرکت جدا شدم رفتم الف. و بالاسری من ا. آ. بوده است که زنگ زد الف. و به من گفت یک نفر... را برای تو انتخاب کردم و گذاشتم برگرد که من برنگشتم و شکات ن. ح. را و م. ن. را نمیشناسم و اصلا آنها را ندیده بودم ولی در موقع دستگیری آنها را دیدم و فهمیدم که ا. آ. اینها را آورده و پول از شکات گرفته و من اصلا از آنها پول نگرفتم و مدرک نیز ندارند من خودم 16 میلیون تومان بابت خودم و ر. ر. دادم و هیچکس را معرفی نکردم و از هیچکس هم پول نگرفتم دادگاه در ادامه رسیدگی بر اساس مدافعات متهم (ج. م. قرار تامین مورخ 1391/10/04 را تقلیل و آزادی وی را مقید به تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد و پانصد میلیون ریال نموده و مراتب را به متهم ابلاغ کرده است برگ بعدی پرونده سفید بوده تنها در صدر آن دو سطر چاپی (محل رسید بازداشتگاه نام و نام خانوادگی مسئول تحویل زندانی...) به چشم میخورد (ص 110 ) متهم در تاریخ 1391/10/05 به زندان معرفی وقت رسیدگی از سوی دادگاه تعیین و دستور دعوت طرفین صادر گشته است آقای ن. از وکالت ج. م. استعفاء نموده و آقای م. گ. با تسلیم وکالتنامه از سوی ج. م. اعلام وکالت نموده است اوراق پرونده در این قسمت هم منطبق با جریان رسیدگی نبوده از جمله دستور ثبت واخواهی ج. م. و تعیین وقت رسیدگی در این قسمت دیده میشود در تاریخ 1392/03/02 جلسه شعبه --- دادگاه عمومی تهران در وقت مقرر تشکیل گردیده نماینده دادستان درخواست رسیدگی نموده شکات و متهم و وکیل وی حضور یافتهاند وکیل واخواه اظهار نموده مطالب به شرح لایحه تقدیمی است (در لایحه تقدیمی وکیل عنوان شده است که موکل در دام یکی از فامیلهایش به نام ا. آ. گرفتار شده و نه تنها سرمایه زندگی خود یعنی یک تاکسی را فروخته و به ا. آ. داده بدون اینکه در موضوع شکایت دخالتی داشته باشد یا شکات را بشناسد گرفتار و محکوم شده است مدتی در منزل فامیل میهمان بوده وقتی دیده کاری نیست به شهر خود الف. رفته و مشغول کشاورزی شده درخواست میشود وقت رسیدگی تعیین تا موکل به همراه شهود و مدارک در محکمه حاضر شود) شاکی به نام ن. ح. بعد از قرائت لایحه وکیل و صورتجلسه مورخ 1391/10/05 اظهار داشته من پول خود را نقدا به ج. م. دادم و با پول من کاسبی راه انداخته است و ماشین «مکان» سوار میشود و آقای م. هم بود که پولها را (؟) کلمهای شبیه مسترد و ج. م. آن را داخل کیف گذاشت و رفت و الان متهم میگوید که مرا نمیشناسد و حرف من اینست که ایشان دست روی قرآن بگذارد که مرا نمیشناسد آقای م. ن. هم اظهار داشته من پول خودم را نقدا به ایشان دادم و از بانک پول گرفتم و به ج. م. دادم و اشخاصی زیادی آنجا بودن چند سال از این موضوع میگذرد وکیل متهم تقاضای مهلت از دادگاه نموده و شکات اظهار داشتهاند فرصت نمیدهیم میخواهد ما را معطل کند نهایتا دادگاه طی دادنامه شماره --- - 920 - 1392/04/09 در خصوص واخواهی آقای ج. م. به لحاظ اینکه در مورد عضوگیری اعتراض موثری به عمل نیامده واخواهی وی را رد نموده اما در خصوص رد مال با توجه به انکار واخواه و پاسخ دفتر فنی و نظر به اینکه واخواندگان زیر مجموعه مستقیم واخواه نمیباشند واخواهی را موجه دانسته حکم برائت صادر کرده است و مجازات حبس را به هشت ماه تخفیف و تقلیل داده است و دادنامه موصوف را با این تغییرات تایید نموده است سپس آقای م. گ. به وکالت از ج. م. نسبت به رای صادره تجدیدنظرخواهی به عمل آورده است هکذا رای صادره مورد تجدیدنظرخواهی شاکی به نام م. ن. قرار گرفته در لایحه وی عنوان شده که با وجود آنکه بنده زیرمجموعه مستقیم ایشان نیستم ولی مبلغ هفت میلیون و هفتصد و پنجاه هزار تومان به صورت دستی به مشارالیه پرداخت نمودم در صورت «دستور» حاضر به تعرفه شهود میباشم و نهایتا خواستار نقض دادنامه و صدور حکم به رد مال هستم ج. م. با تقدیم لایحهای که متضمن تکرار مطالب قبلی اوست استشهادیه هم ارائه داده که تعدادی اشتغال وی از سال 1388 تا 1391 را در نمایشگاه ش. گواهی نمودهاند درخواست تجدیدنظر آقای ن. ح. (در مقدمه دادنامه تجدیدنظرخواه م. ن. قید شده است) نسبت به دادنامه --- - 1391/03/09 به لحاظ خارج از مهلت بودن رد شده است قرار وثیقه صادره درباره ج. م. به مبلغ 3 میلیارد ریال در تاریخ 1391/10/04 در این قسمت از پرونده قرار گرفته است با تودیع وثیقه از سوی ج. م. و صدور قرار قبولی وثیقه دستور آزادی او صادر شده است و سرانجام شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران طی دادنامه شماره --- - 930 - 1393/08/14 با رد تجدیدنظرخواهیهای معموله از جانب ج. م. و م. ن. (به ترتیب نسبت به محکومیت و حکم برائت، در مورد رد مال) دادنامه تجدیدنظر را تایید نموده است وکیل ج. م. شرحی به دادیار شعبه اول اجرای احکام دادسرا نوشته و اعلام داشته است که « در مرحله واخواهی بر مبنای استعلام به عمل آمده و اینکه موکل از کسی مبلغ یا پورسانتی دریافت ننموده بود حکم برائت صادر شد متاسفانه در خصوص جزای نقدی معادل دو برابر پورسانت نظر قاضی محترم اجرای احکام به پرداخت است در حالی که متهم دیناری پورسانت دریافت ننموده و در این مورد برائت حاصل گردیده سپس جزای نقدی و محاسبه آن به چه مبنایی بوده و برابر قانون با اشکال روبروست که موضوع به ریاست محترم صادرکننده حکم اعلام نامبرده اظهار داشته از طریق اجرای احکام دادسرا اقدام در صورت به وجود آمدن شائبه از اینجانب استعلام تا جواب لازم داده شود و اینک استدعای بذل توجه دارد. ضمنا دادیار اجرای احکام با اعلام تحمل یک سوم مدت حبس و تقاضای محکومعلیه پرونده را در خصوص درخواست محکومٌعلیه برای تعلیق مابقی مجازات به دادگاه تجدیدنظر تهران ارسال و آن دادگاه طی تصمیم مورخ 1394/04/10 به لحاظ اینکه دادیار اجرای احکام در خصوص نحوه اجرای مجازات جزای نقدی اظهارنظر ننموده با کیفیت مذکور موجبات اظهارنظر فراهم نیست پرونده را برای رفع نقص اعاده نموده است نکته قابل انعکاس اینست که دادیار اجرای احکام ظهر تقاضای مورخ 1394/02/06 وکیل محکومٌعلیه (ج. م.) نوشته است: « با عنایت به صفحه 48 پرونده که میزان پورسانت محکومعلیه ج. م. 60000 دلار اعلام گردد و مفاد دادنامههای بدوی و تجدیدنظر حاکی از محکومیت وی به دو برابر پورسانت میباشد لذا اقدامی ندارد ». هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای محمدحسین عطایی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای دکتر احمد قاسمی دادیار دیوان عالی کشور مبنی بر « مستندات ابرازی متقاضی به گونهای است که بررسی مجدد آن در حذف مجازات جزای نقدی موثر است عقیده به پذیرش درخواست اعاده دادرسی دارم» مشاوره نموده چنین رای میدهد.
درخواست آقای ج. م. با وکالت آقای م. گ. دائر بر تجویز اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره --- - 930 - 1393/08/14 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران که متضمن محکومیت نامبرده به تحمل هشت ماه حبس و پرداخت جزای نقدی معادل دو برابر پورسانت ماخوذه به اتهام عضوگیری در شرکت... با مطالعه و بررسی پرونده محاکماتی قابل اجابت میباشد زیرا مجازات قانونی بزه انتسابی و ارتکابی مشارالیه به موجب تبصره یک ماده 2 قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی علاوه بر رد مال و حبس از شش ماه تا سه سال جزای نقدی معادل دو برابر اموالی است که از طرق مذکور به دست آورده و از طرفی برخلاف تصور وکیل متقاضی جزای نقدی مورد حکم دادگاه در مانحن فیه مرتبط و مبتنی بر وجوه ادعایی شکات و تابع آن نبوده تا با صدور حکم برائت راجع به رد مال جزای نقدی هم به تبع آن منتفی گردد بلکه جزای نقدی مزبور مربوط به پورسانتی است که متفاوت از پول پرداختی و ادعایی شکات میباشد و دفتر فنی مستقر در دادسرای مربوطه به شرح برگ 48 پرونده امر آن را به محکومٌعلیه متقاضی اعاده دادرسی تایید نموده است اما نظر به اینکه متقاضی در کلیه مراحل دادرسی منکر دریافت هرگونه وجهی از شکات شده کما اینکه در این خصوص حکم برائت وی صادر گشته وکیل وی هم اظهار داشته موکل دیناری پورسانت دریافت نکرده است و با لحاظ اینکه پاسخ دفتر فنی مستقر در دادسرا که مبنای محکومیت متقاضی به پرداخت جزای نقدی قرار گرفته جنبه کارشناسی داشته و موضوعیت ندارد تجدید کارشناسی و یا ارجاع امر به هیات کارشناسی در راستای مسجل شدن اینکه محکومٌعلیه (متقاضی) مبلغ اعلامی دفتر فنی را به دست آورده یا خیر؟ (شرط و مبنای محکومیت به جزای نقدی به موجب تبصره یک ماده دو مرقوم به دست آوردن مال میباشد) وجود داشته و چون لازمه این امر رسیدگی مجدد از سوی دادگاه ذیصلاح است به استناد مقررات بند چ ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری و ماده 476 همان قانون با تجویز اعاده دادرسی رسیدگی مجدد را به شعبه همعرض دادگاه صادرکننده رای قطعی ارجاع و نظر دادگاه محترم مرجوعٌالیه را به مقررات ماده 478 قانون مارالذکر معطوف میدارد.
رئیس و عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور
حسین انتظاری - محمدحسین عطایی