تاریخ دادنامه قطعی: 1393/12/09
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: تخریب دستبند نیروی انتظامی، مصداق بزه تخریب وسایل و تاسیسات مورداستفاده عمومی نیست.
بهموجب کیفرخواست بدون شماره و تاریخ صادره از سوی دادستان عمومی و انقلاب شهرستان...، آقای ح. 37 ساله و دارای پیشینه کیفری زندان، به اتهامات: 1 - قتل عمدی مرحوم م. بهوسیله تبر، 2 - نگهداری غیرمجاز چهار عدد فشنگ شکاری، 3 - تخریب دستبند نیروی انتظامی 4 - تهدید و قدرتنمایی با قمه نسبت به ماموران انتظامی(آقای ح.) تحت تعقیب کیفری قرار گرفته و بهموجب دادنامه شماره --- مورخه 1393/09/01 به مجازاتهای قصاص نفس و تحمل زندان به شرح منعکس در متن رای مذکور محکوم گردیده است. شرح اجمالی ماوقع بدین گونه بوده است: در تاریخ 1392/03/20 یک مورد درگیری و انتقال فردی مصدوم به بیمارستان به مرجع انتظامی...، اعلام گردیده و مامورین به بیمارستان اعلام شده عزیمت نمودهاند. صورتجلسه تنظیمی حاکی است که شخصی به نام م. متولد 1362 از ناحیه گردن مصدوم و قادر به تکلم نبوده و طبق اظهارات خانمی به نام ف. شخصی به نام ح. وارد منزل مصدوم شده و وی را در حضور همسرش به نام م. بهوسیله تبر مصدوم و از محل متواری شده و جا و مکان مشخصی ندارد.
از همسر مقتول خانم م. تحقیق و از وی سوال شده: چگونگی و نحوه درگیری برادرت با شوهرت را بیان کنید. مشارٌالیها اظهار داشته: بنده بهاتفاق همسرم در منزل خودمان نشسته بودیم و... که برادرم ح. آمد، شوهرم از او تقاضای طلبش را کرد که برادرم بلافاصله تبر را از پشت کمد برداشت و از ناحیه گردن شوهرم زد که مجروح شد و توسط یکی از اهالی محل به بیمارستان منتقل شد و برادرم به من نیز حملهور شد من فرار کردم و بعد برادرم از محل فرار کرد و رفت. برادرم جایی نداشت در منزل ما میخوابید و جرات نداشتیم که او را راه ندهیم چون چاقو و تبر داشت(صفحه 5 ). آقای ع.(پدر مقتول) در تاریخ 1393/09/21 در تحقیقات مرجع انتظامی ضمن توضیح چگونگی مطلع شدن خود از فوت فرزندش، از قاتل وی شاکی شده و درخواست رسیدگی را نموده است(صفحه 9 ). شاکی نامبرده در تحقیقات مورخ 1392/03/21 دادرس بخش... به جانشین بازپرس نیز با تکرار اظهارات قبلیاش از متهم ح. بهعنوان قاتل فرزندش شاکی شده و تقاضای قصاص نموده است(صفحه 12 ). خانم م.(همسر مقتول و خواهر متهم) در نزد آقای دادرس نیز بیان داشته: برادرم ح.، همسرم را با تبر به قتل رسانید. حدود دو ماه بود که برادرم در منزل ما میخوابید. آدم شرّی بود. چندین بار برای پدر و مادرم اسلحه و چاقو کشیده... و حتی یکبار پدرم را با چاقو مضروب نموده است. برادرم همیشه یک تبر همراه خود داشته و آن را داخل منزل ما تیز میکردند ظاهرا آن روز تبر را پشت کمد مخفی کرده بود. من و شوهرم نشسته بودیم داشتیم حرف میزدیم. شوهرم به من گفت از داداشت پول بگی، یکصد هزار تومان به شوهرم بدهکار بودند. من گفتم به ح. نمیگویم. ح. جای راهپلهها بود صدای ما را شنید و داخل خانه آمد و با م.(شوهرم) جر و بحث شد. ح. گفت موتور را گرفتند الان پول ندارم بدهم، در حالت ایستاده با همدیگر درگیر شدند، پای شوهرم را گرفتند من نشسته بودم با لگد مرا پرت کردند، ظاهرا به دست شوهرم نیز تبر خورده بود. یکدفعه با تبر به گردن شوهرم زدند و شوهرم به زمین افتاد و ح. متواری شد و من جیغ کشیدم که مردم جمع شدند و... همسرم را به بیمارستان منتقل نمودند و در اثر شدت جراحت همسرم فوت کردند و من از ایشان به جرم قتل همسرم شاکی و قصاص وی را خواستار هستم و دارای یک فرزند پسر سهساله به نام ی. هستم(صفحه 13 ، 14 ). خانم ف. بهعنوان گواه در تحقیقات دادگاه بخش اظهار داشته: قاتل برادرم و مقتول شوهر خواهرم م. است. خانه ما روبروی خانه مقتول و مشرف به آنجاست. من دیروز خانه را جابهجا میکردم. یکدفعه از لب پنجره دیدم که مقتول پآیین آمدند و درب را باز کردند و قاتل روی پلههای منزل نشسته بود وارد اتاق نشده بود. هر وقت برادرم باشد من به آنجا نمیروم چون آدم خطرناکی است حتی اسلحه و چاقو و شوکر برقی نیز دارد. چندین بار به خواهرم م. گفتم ح. را به خانهات راه نده نمک میخورد و نمکدان میشکند ولی خواهرم گوش نداد تا اینکه جیغ خواهرم را شنیدم و وارد خانه شدم با پیکر خونآلود و بیجان م. مواجه شدم و...(صفحه 15 ، 16 ). آقای د.، 35 ساله، بهعنوان گواه در مرجع قضایی بیان داشته: همسر مقتول دخترعموی من است. من در منزل ن. دعوت بودم، صدای جیغ و فریاد شنیدم و بیرون آمدم. مردم میگفتند ح.، م. را با تبر زده است، داخل خانه رفتیم و مقتول را بغل گرفتیم و به بیمارستان بردیم(صفحه 17 ). نظریه پزشکی قانونی پس از انجام معاینه و کالبدگشایی از جسد مقتول در تاریخ 1392/03/22 به شرح برگ ( 6 ) 195 پرونده واصل و طی آن علت فوت را خونریزی شدید و خونریزی داخل جمجمه روی بطنها و مخچه و بصلالنخاع و عوارض ناشی از آن در اثر اصابت جسم برنده و سنگین به ناحیه سمت راست جمجمه تعیین و اعلام گردیده است.
النهایه متهم ح. در تاریخ 1392/04/20 توسط مامورین دستگیر و در تحقیقات اولیه دایره آگاهی بیان داشته: اینجانب دارای 5 بار سابقه کیفری هستم و به جرمهای سه فقره سرقت، یک فقره تریاک و یک فقره جعل، سابقه داشتهام و... در روز حادثه من از سر چاه آب کشاورزی مرغداری به منزل خواهرم آمدم. برای صرف نهار حدود ساعت 12 یا یک بعدازظهر از پلهها رفتم بالا دیدم فیمابین م. و خواهرم در اتاقخواب درگیری بود... م. از اتاقخواب آمد بیرون و مرتبا به خواهرم فحش ناموسی میداد و من به آنها گفتم باز شماها با هم سگ و گربه شدید، رفتم به سمت اتاقخواب خواهرم م.، دیدم خواهرم سر لخت و دستهایش کبود شده بود و به من گفت امروز سه روز است که مرا کتککاری میکند و... من هم ناراحت و عصبانی شدم چشمم افتاد به تبر که در داخل هال منزل گوشهای که به سمت آشپزخانه بود، رفتم تبر را گرفتم و م. هنوز هم فحاشی ناموسی میکرد و عربدهکشی مینمود تا اینکه من دستم بلند شد که اول تبر را بهطور بالا به پآیین با دست چپ زدم که به انگشتان دست راست وی اصابت نمود و تبر بعدی را که خودم کاملا عصبانی بودم و اختیارم دست خودم نبود روی سر وی زدم که نشست و روی بالش افتاد و تبر بعدی را روی گردن وی که به سمت راست گردن وی برخورد نمود و دیگر از منزل بیرون رفتم و تبر را با خودم بردم و تبر را در... گذاشتم و سپس از محل رفتم. نمیدانم چه شد که این موضوع پیش آمد. من با م. خیلی با هم خوب بودیم و... متهم اتهام نگهداری 4 عدد فشنگ سلاح شکاری مکشوفه از منزل مقتول را قبول کرده و بیان داشته: متعلق به من است، آنها را برای شکار تهیه کرده بودم ولی سلاحی پیدا نکردم که برای شکار بروم و در ادامه بیان نموده: من حقیقت را گفتم و قبول دارم که م. که دامادم است را از روی عصبانیت به قتل رساندم و در حال حاضر پشیمان هستم و طلب عفو و بخشش دارم(صفحه 142 - 145 ).
به حکایت برگهای 147 و 148 پرونده، صحنه قتل با حضور متهم توسط دادرس و مامورین آگاهی بازسازی شده و متهم با تکرار مطالب قبلی خود چگونگی حادثه را توضیح داده و به قتل مقتول با ضربات تبر اعتراف نموده و مراتب صورتجلسه و به امضا حاضرین رسیده است. متهم نامبرده در تحقیقات مورخ 1392/04/22 نیز با تکرار مطالب قبلی خود به ارتکاب قتل عمدی مرحوم م. با تبر اعتراف نموده و بیان داشته است: اتهام وارده را قبول دارم، عصبانی بودم، کنترل خود را از دست دادم و با تبر دامادم را به قتل رساندم و الان پشیمان هستم و... (صفحه 151 - 153 ). به حکایت برگهای 202 پرونده، در تاریخ 1392/04/05 ( 15 روز قبل از دستگیری متهم و در ایامی که هنوز متواری و تحت تعقیب از بابت اتهام قتل بوده است) شخصی به نام آقای ع. به مامورین انتظامی مراجعه و اظهار داشته: شخصی جهت سرقت وارد منزل شده است، تقاضای دستگیری او را دارم و مامورین در محل حاضر و با اذن صاحبمنزل وارد شده و فردی را در داخل خانه که قصد سرقت داشته مشاهده مینمایند و بهمحض رویت مامورین اقدام به فرار مینماید که توسط مامورین دستگیر میشود و به دست راست او دستبند میزنند و در تلاش زدن دستبند به دست چپ او میباشند که متهم مقاومت میکند و با کشیدن قمه و تهدید مامورین در نهایت از دست مامورین خلاص و با استفاده از تاریکی شب با یکرشته دستبند که به دست راست وی زده شده بود متواری میگردد. و مامورین ضمن صورتجلسه مراتب و منعکس نمودن آن به مراجع ذیربط به پیگیری و تعقیب متهم فراری ادامه میدهند و درنهایت متهم فراری را بهموجب صورتجلسه مورخ 1392/04/19 در... در منزل شخصی به نام الف. دستگیر میکنند که در حین دستگیری بهمحض مشاهده مامورین چاقو به سمت مامورین گرفته و از سوی مامورین نیز با گرفتن اسلحه به سمت وی نامبرده را به آرامش دعوت و با گذاشتن چاقو به زمین او را دستگیر مینمایند و از داخل جیب شلوار ایشان یکرشته دستبند فلزی فاقد شماره به علت سنگکوب کردن روی آن، کشف میگردد و در تحقیقات مشخص میگردد که این شخص دستگیر شده همان متهم متواری ح. است که به اتهام قتل عمدی مرحوم م. تحت تعقیب بوده است(صفحه 202 - 204 ). مامورین به نامهای ح. و ج. از بابت تهدید، تمرد و سرقت و تخریب دستبند، علیه متهم به شرح برگهای 205 و 206 اعلام شکایت نمودهاند و آقای ع. نیز از بابت تهدید و توهین و ورود به عنف متهم به منزلش بهقصد سرقت که با حضور بهموقع مامورین سرقت صورت نگرفته است، به شرح برگ 207 پرونده علیه متهم مذکور(ح.) اعلام شکایت نموده است. در تحقیقات 1392/04/19 دایره آگاهی از متهم که شکایت مامورین دایر بر تمرّد از دستور مامورین و تهدید و قدرتنمایی با قمه و سرقت و تخریب یک حلقه دستبند به وی تفهیم گردیده است. نامبرده اظهار داشته: اتهامات فوق را کلا قبول دارم. بنده از ترس روی مامورین قمه کشیدم و آنها را تهدید کردم و از دستور آنان تمرد نمودم و دستبندی که به دستم زده بودند سرقت و آن را از دستم جدا و تخریب نمودم. و در خصوص شکایت آقای ع. مبنی بر ورود به عنف و سرقت و تهدید با قمه و توهین و فحاشی بنده در مورخه 1392/04/05 حدود ساعت 23 : 00 جلوی منزل وی آمدم و در زدم. پسر شاکی حضور یافت و من گفتم که دو روز است غذا نخوردهام و گرسنه هستم و بعد من با دامادم به نام ب. و ر. به منزل ایشان رفتم و دیدم که مامورین با ع. آمدند و بعد من ترسیدم و بلند شدم و پس از دستبند زدن مامورین از محل متواری شدم و اتهامات را قبول ندارم(صفحه 208 ).
پرونده موضوع شکایت مامورین و آقای ع. در شعبه سوم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان... مطرح رسیدگی قرار گرفته و شعبه دادیاری مذکور بهموجب قرار شماره --- مورخ 1392/05/04 با استدلال مندرج در متن آن، پرونده را با اصدار قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادگاههای عمومی.....، به مرجع مذکور ارسال نموده است. متهم ح. در تحقیقات مورخ 1392/06/21 دادگاه با تفهیم اتهام قتل عمدی مرحوم م. به وی، با تکرار مطالب قبلی و توضیحات بیشتر چگونگی حادثه، اتهام انتسابی را قبول کرده است (صفحه 221 - 223 ). در تاریخ 1392/06/20 آقای م. در دادگاه حضور یافته و علیه متهم و فرد دیگری به نام ن. مطالبی را بهعنوان شکایت بدین گونه عنوان نموده است:... در روز موردنظر، ن. مرا تعقیب میکرد احتمال سرقت را میدادم، حدود ساعت 4 تا 4/5 بود داخل خیابان که آمدم میخواستم فرار کنم. من را به کوچهای که خلوت بود هدایت کردند، ن. جلوی من پیچید با موتور و قمه را از داخل خورجین موتور درآورد. من که با دیدن قمه ترس و فکر فرار مرا سرگردان کرده بود، ایست نکردم و دوباره اقدام به فرار کردم که به ح. گفت بزن و نگذار فرار کند موتور را بگیر، که دیدم ح. از پشت با چاقو حمله و چاقو را در گردن من فرو کرد، بعد از اینکه افتادم ن. شروع به فحاشی ناموسی نمود و مرا به روی زمین انداخت و با پا شروع به لگدزدن من باحالی که چاقو خورده بودم موتور را رها نکردم و شروع به فریاد کردم که دیدم ن. سوار موتوری که با آن آمده بود، شد و متواری شد و ح. هم پشت سر ن. گریختند. اول ن. با قمه حمله کرد و ضربه به دستم زد و بعد ح. با چاقو در گردنم زد و مجروح شدم و... (صفحه 226 ).
دادگاه در تاریخ 1392/09/04 با تفهیم اتهامات: قتل عمدی مرحوم م.، مشارکت در ایراد جرح عمدی نسبت به م.پ. و ایجاد مزاحمت تلفنی نسبت به خانم س.، نگهداری چهار عدد فشنگ شکاری، تخریب دستبند نیروی انتظامی و تهدید و قدرتنمایی با قمه نسبت به ح.ز.، بر متهم ح.، نامبرده اظهار داشته: بهطوریکه در جلسات قبلی مطرح کردهام، من دامادمان م. را با دو ضربه تبر به قسمت گوش و سرش کشتم. مشارکت در ایراد جرح عمدی به م.پ. را قبول ندارم و... برای اینکه حق مرا پایمال کند شکایت کرده است. اتهام ایجاد مزاحمت به خانم س. را قبول ندارم. این خانم عروسمان و همسر برادرم ح. است، گفتم که به پدرش بگوید اشتباه کردم تا رضایت بدهد. توهین و تهدیدی نکردم و چهار عدد فشنگ از خانه مقتول پیدا شده و... من هیچ فشنگ اسلحهای را نداشتهام و پلیسها قصد دستگیری مرا داشتند با یک دستبند فرار کردم چون میخواستند به چشم من اسپری بزنند. بعد از 45 روز که دستگیر شدم دستبند به همراه داشتم که مامورین مواد مخدر در... مرا در منزل برادرخانمم دستگیر کردند و دستبند را هم گرفتند و من چاقویی در دست داشتم که راه را باز کنند. به کسی تهدید و... قدرتنمایی نکردهام. این جریان در... اتفاق افتاده بود دروغ نمیگویم. تهدید و قدرتنمایی در کار نبود به خاطر حفظ جان خودم همراه داشتم. من فقط قتل عمد را قبول دارم. بقیه اتهامات را قبول ندارم و... عصبانی شده بودم با دو ضربه تبر به م. زدم و کشته شد. عرض دیگری ندارم(صفحه 243 - 245 ).
آقای ع. (شاکی دیگر متهم) در تحقیقات مورخ 1392/09/07 مرجع قضایی ضمن تکرار اظهارات قبلی خود علیه متهم درنهایت از شکایت خودش منصرف شده و با اعلام رضایت درخواست مختومه شدن پروندهاش را نموده است(صفحه 249 ). متعاقب آن خانم س. شاکیه دیگر نیز به شرح برگ 259 پرونده ضمن اعلام انصراف از شکایت و رضایت خود از متهم درخواست مختومه شدن پروندهاش را نموده است. النهایه دادرس محترم دادگاه به جانشینی بازپرس با اخذ آخرین دفاع از متهم و اعلام ختم تحقیقات مبادرت به اصدار قرار نهایی نموده و متعاقب آن پرونده با صدور کیفرخواست از سوی دادستان محترم عمومی و انقلاب به شرحی که در صدر همین گزارش منعکس گردیده است. پرونده را به محاکم کیفری استان... ارسال نموده و حسبالارجاع در شعبه سوم دادگاه کیفری استان تحت رسیدگی قرار گرفته و دادگاه مرجوعٌ الیه پس از انجام اقدامات مقدماتی نهایتا جلسه رسیدگی را در وقت مقرر به تاریخ 1393/09/01 با جری تشریفات قانونی و با حضور نماینده دادستان و شکایت(اولیایدم) و متهم و وکیل تسخیری وی تشکیل داده و پس از قرائت کیفرخواست توسط نماینده دادستان و استماع اظهارات شاکی(پدر مقتول و ولی طفل صغیر مقتول به نام ی.) و وکیل وی مبنی بر درخواست قصاص قاتل و تفهیم اتهامات: قتل عمدی مرحوم م.، نگهداری غیرمجاز 4 عدد فشنگ، تخریب دستبند نیروی انتظامی، تهدید و ارعاب و قدرتنمایی با قمه نسبت به مامورین، بر متهم نامبرده در مقام دفاع از خود اتهام قتل عمدی با ایراد ضربه به سروصورت مقتول با تبر و همچنین اتهام نگهداری غیرمجاز 4 عدد فشنگ شکاری مکشوفه از منزل مقتول را، قبول کرده و به این دو فقره اتهام اعتراف نموده و بقیه موارد اتهامی را تکذیب و در خصوص اتهام تخریب دستبند بیان داشته است:... دستبند دستم بود فرار کردم و پین دستبند را باز کردم که دستم آزاد شود. دوباره خود پین زدم. دستبند سالم و قابلاستفاده بود که بعدا تحویل دادم و...
سرانجام دادگاه پس از استماع مدافعات متهم و وکیل تسخیری وی و اخذ آخرین دفاع از آنان که مشروح رسیدگی و اظهارات و مدافعات طرفین دعوی در برگهای صورتجلسه دادگاه منعکس و در صفحات 296 الی 301 پرونده درج گردیده است، ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به اصدار دادنامه شماره --- مورخ 1393/09/01 نموده و بهموجب آن با دلایل و مستندات مندرج در متن رای متهم نامبرده را از بابت بزه قتل عمد به قصاص نفس و از بابت تهدید و قدرتنمایی با چاقو به تحمل دو سال حبس و 74 ضربه شلاق تعزیری و از بابت تخریب یک رشته دستبند نیروی انتظامی به تحمل ده سال حبس و از بابت نگهداری چهار عدد فشنگ غیرمجاز شکاری به تحمل شش ماه حبس و ضبط فشنگها به نفع دولت محکوم نموده و حکم صادره پس از ابلاغ در فرجه قانونی از سوی وکیل تسخیری محکومٌعلیه مورد اعتراض واقع گردیده و با تقدیم لایحه اعتراضی که درج پرونده گشته و حینالمشاوره قرائت خواهد شد. درخواست تجدیدنظر در رای صادره را نموده و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض وی به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش فیض عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: «نقض» در خصوص دادنامه شماره --- - 1393/09/02 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده، چنین رای میدهد:
با عنایت به محتویات پرونده و کیفیات منعکسه در آن، دادنامه معترضٌعلیه جز در مورد محکومیت تجدیدنظرخواه از بابت تخریب یک رشته دستبند نیروی انتظامی به تحمل ده سال حبس، در بقیه موارد به لحاظ اینکه بر اساس دلایل و مدارک موجود در پرونده و بر طبق موازین قانونی صادر شده و از جهت مبانی استنباط و احراز مجرمیت و تطبیق موضوع با مقررات قانونی و رعایت اصول و قواعد دادرسی و ترتیبات رسیدگی ایرادی در آن مشهود نیست و از سوی محکومٌ علیه و وکیل وی اعتراض موجه و مستدل و ایراد موثر و قابلتوجهی که موجبات نقض دادنامه معترضٌ علیه را فراهم نماید عنوان و ارائه نشده است. علیهذا ضمن ردّ اعتراض تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته استنادا به شق الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری عینا ابرام میگردد. ولیکن در خصوص محکومیت تجدیدنظرخواه به جرم تخریب یک رشته دستبند نیروی انتظامی، به تحمل ده سال حبس تعزیری، اعتراض تجدیدنظرخواه وارد است و دادنامه معترضٌ علیه به جهات ذیل قابل ابرام نیست. صرفنظر از اینکه متهم فقط در تحقیقات اولیه پلیس در برگ 208 پرونده به سرقت و تخریب دستبند اعتراف نموده و در بقیه موارد منکر تخریب آن شده است. اولا: در شکایت اولیه مامورین به شرح برگ 205 پرونده و در گزارشات و مراحل متعدد تحقیق به شرح برگهای 208 و 212 و 215 پرونده، اتهام سرقت دستبند به متهم تفهیم شده و در مراحل بعدی اتهام سرقت و تخریب و درنهایت از برگ 237 به بعد پرونده، فقط اتهام تخریب دستبند نیروی انتظامی به متهم تفهیم شده و مآلا با منطبق دانستن عمل وی با ماده 687 قانون مجازات اسلامی به تحمل ده سال حبس تعزیری تحت عنوان تخریب یکرشته دستبند نیروی انتظامی محکوم گردیده است. ثانیا: اگر دستبند به سرقت رفته بعدا کشف نمیشد و کلا از بین میرفت، حداکثر عمل متهم به فرض ثبوت مشمول مجازات مقرر در ماده 659 همان قانون که یک تا 5 سال مجازات لحاظ شده است میگردید. ثالثا: اساسا ماده استنادی دادگاه محترم ( 687 ) عمدتا مربوط به ارتکاب تخریب در وسایل و تاسیسات مورداستفاده عمومی و وسایل و علائم راهنمایی منصوب در اماکن و جادههایی است که بهمنظور حفظ جان اشخاص به کار گرفته شده باشد که تخریب و اخلال در آنها موجب سلب امنیت و خطر جانی عمومی گردد. یعنی در این قبیل موارد قانونگذار به مالکیت اشیاء مورد سرقت و تخریب توجه نداشته، بلکه عمدتا مورداستفاده عمومی بودن آن را مدنظر قرار داده است، نه یکرشته دستبندی که نه مورداستفاده عمومی است و نه تاثیر چندانی در سلب امنیت و خطر جانی عمومی مردم دارد. بنا بهمراتب مذکور دادنامه معترضٌعلیه در این خصوص مخدوش و اعتراض تجدیدنظرخواه وارد است و با قبول اعتراض، دادنامه تجدیدنظرخواسته، استنادا به بند 4 شق ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری منحصرا در مورد محکومیت محکومٌ علیه به تحمل ده سال حبس تعزیری از بابت تخریب یک رشته دستبند نیروی انتظامی، نقض و پرونده جهت رسیدگی و صدور حکم مقتضی به شعبه همعرض دادگاه صادرکننده رای منقوض، ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و مستشار
علی بابائی- اکبر فیض