تاریخ دادنامه قطعی: 1395/02/26
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: 1 - شرط اذن ولی در خصوص نکاح موقت دختر باکره، به شرایط و نوع تقلید زوج و زوجه، بستگی دارد. بنابراین در صورتی که حسب اعلام زوجین، آنها از مرجعی تقلید نمایند که نظر بر عدم اشتراط اذن ولی در نکاح موقت داشته باشد، انعقاد این عقد بدون اجازه ولی صحیح است. 2 - در فرض بذل مدت باقیمانده از عقد موقت، توسط زوج و اقدام فوری برای نکاح دائم با همان زوجه، نیازی به رعایت عده (دو طهر) توسط زوجه نبوده و از نظر شرعی ایرادی بر نکاح دائمی رسمی بعد از بذل مدت وارد نیست.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/02/26 - 09 : 00 قاضی: جعفر قدیانی قاضی: مرتضی شریفی قاضی: حسن حمیدیان; خلاصه جریان پرونده: حسب محتویات پرونده آقای ن. س. با وکالت آقای م.م. دادخواستی به خواسته اثبات زوجیت در تاریخ 1394/04/10 تقدیم دادگاههای عمومی حقوقی شهرستان اردبیل تقدیم نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه دوازدهم دادگاه حقوقی شهرستان اردبیل ارجاع گردیده است. خواهان در توضیح خواسته خود اعلام نمود موکل بنده طبق عقدنامه عادی مورخه 1394/01/17 خانم ش. س. (خوانده ردیف اول) را به عقد دائم خود درآورده است اما آقای ر. الف. (خوانده ردیف دوم) با ارائه سند عادی کذب مدعی گردیده است که بین ایشان و خانم ش. س. رابطه زوجیت موقت دو ساله از تاریخ 1393/08/08 لغایت 1395/08/08 برقرار میباشد در حالی که عقدنامه موقت ادعائی فاقد شهادت شهود بوده و علاوه بر این استعلام انجام شده از حوزه علمیه شهرستان اردبیل و همچنین دفتر تبلیغات نشان دهنده آن است که عاقد عقدنامه موقت به نام آقای ع.ر. در دو مرکز یاد شده دارای پرونده تحصیلی یا پرونده پرسنلی نمیباشد و در واقع چنین شناسائی نگردید. لذا مستندا به ماده 1062 قانون مدنی تقاضای صدور حکم مبنی بر اثبات رابطه زوجیت دائم بین موکل اینجانب با خانم ش. س. را دارم، آقای ن. س. در تاریخ 1394/04/24 با تقدیم لایحهای خطاب به دادگاه عزل وکیل خود (آقای م.م. را اعلام مینماید. آقای ت.خ. س. پدر خانم ش. س. طی لایحهای تقدیمی اعلام مینماید با توجه به اینکه اینجانب به دخترم که بیست ساله و باکره است اذن در نکاح با آقای ر. الف. را (در نکاح موقت) ندادهام خواهشمند است جهت جلوگیری از وقوع جرم رابطه نامشروع و نیز حفظ کیان خانواده دخترم را تا زمان صدور حکم دادگاه به نفع یکی از مدعیان زوجیت تحویل خانوادهاش نمایند. لازم به توضیح است که بعد از وقوع عقد دائم خانم ش. س. منزل پدر را ترک نموده و به آقای ر. س. ملحق گردیده و در نزد ایشان زندگی مینماید. در تاریخ 1394/04/23 خانم س. ج. به وکالت از آقای ن. س. وکالت نامه خود را تقدیم و طی لایحهای اعلام مینماید که موکل اینجانب در تاریخ 1394/01/17 خانم ش. س. را به عقد دائم خود درآورده و شهود حاضر در جلسه و همچنین عاقد همگی حاضر به شهادت هستند اما آقای ر. الف. که مرتکب آدم ربائی گردیده برای فرار از مجازات و با ارائه سند ساختگی عادی، مدعی رابطه زوجیت موقت گردیده در حالی که با تفحص انجام شده عاقد آن نیز شناسائی نگردیده است (پرونده کیفری آقای ر. الف. در شعبه --- کیفری استان مطرح میباشد که به دلیل اختلاف در مساله زوجیت و ضرورت رسیدگی حقوقی در دادگاه خانواده قرار اناطه رسیدگی صادر گردیده است تا طرفین ظرف یک ماه به دادگاه صالحه مراجعه و گواهی اقامه دعوی خود را به دادگاه کیفری ارائه نمایند.) وکیل خواهان در ادامه اظهار میدارد با توجه به یا پیامک های موجود و جعلی بودن عقدنامه موقت تقاضای صدور حکم اثبات زوجیت فیما بین موکل اینجانب و خانم ش. س. را دارم (صفحات 42 و 43 ) این پیامکها از تاریخ 15 فروردین تا 23 فروردین 94 بین آقای ر. الف. و خانم ش. س. رد و بدل گردیده و نشاندهنده آن است که آقای ر. الف. از عقد دائم ش. س. با موکل اینجانب مطلع بوده است در ردیف چهارده پیامکهای ر. الف. به خانم س. فقط 48 ساعت وقت میدهد تا نسبت به فرار از منزل و ملحق شدن به ایشان اقدام نماید. وکیل خواهان در جلسه مورخه 1394/04/24 دادگاه اعلام نمود که خوانده (ش. س.) دختر عموی موکل اینجانب میباشد که آقای ر. الف. پس از آدم ربائی و تهدید وی اقدام به تهیه عقدنامه موقت نموده است و با انگیزه فرار از مجازات تاریخ عقدنامه موقت را مقدم بر تاریخ عقد دائم تنظیم نموده است دادگاه قرار استماع شهادت شهود و همچنین عاقد و زوجه را صادر و اعلام مینماید همزمان آقای ن. س. اعلام مینماید که همسرش به همراه آقای ر. الف. قصد دریافت مدارک هویتی المثنی جهت خروج از کشور هستند لذا از دادگاه تقاضا مینماید به ثبت احوال و مراجع مربوطه اعلام نمایند تا از ارائه هرگونه مدارک هویتی المثنی به نامبردگان فوق الذکر خودداری نمایند. شهود تعرفه شده به نامهای آقایان س.ز.، پ.د. (عاقد)، ف.س. و ت.خ. س. (پدر زوجه) و آقای ه.س. در وقت مقرر در دادگاه حاضر و شهادت دادند که در مجلس عقد حاضر و با حضور خانم ش. س. خطبه عقد دائم جاری گردید. دادگاه در تصمیم مورخه 1394/05/08 به آقای روز به الف. اعلام مینماید تا اصل عقدنامه موقت را به همراه زوجه و همچنین عاقد نکاح موقت در دادگاه حاضر نمایند و در تصمیم 1394/06/05 نیز به خواندگان اخطار نمود که اگر ظرف مهلت 7 روز جهت ادای توضیحات در دادگاه حاضر نشده و صیغه نامه را ارائه نمایند صیغه نامه موقت از عداد دلائل خارج خواهد شد. دادگاه در تاریخ 1394/06/16 در وقت نظارت تشکیل جلسه داده و با عنایت به جامع اوراق و محتویات پرونده و توجها به اظهارات عاقد و شهود و همچنین ولی زوجه که جملگی صراحتا به وقوع عقد دائم بین خانم ش. س. و آقای ن. س. شهادت دادهاند و از طرفی نیز خواندگان دعوی علیرغم ابلاغ قانونی در دو مرحله در جلسه دادرسی حضور نیافتهاند و دلیل و مدرکی دال بر بیاعتباری ادعای خواهان و مستندات ابرازی وی ارائه ننمودند و با توجه به اینکه صیغه نامه موقت ابرازی فاقد اعضای ولی زوجه و شهود میباشد و در استعلام مربوطه و معموله از مراجع ذی ربط عاقد به نام آقای ع.ر. مورد شناسائی واقع نگردیده است دادگاه دعوی خواهان را وارد تشخیص داده و مستندا به ماده 1062 قانون مدنی و ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر اثبات زوجیت دائم بین خواهان و خوانده ردیف اول (آقای ن. س. و خانم ش. س.) با مهریه موصوف صادر و اعلام مینماید. با توجه به غیابی بودن رای صادره آقایان ع. ق. و الف. ص.الف. به وکالت از آقای ر. الف. و خانم ش. س. به رای صادره اعتراض و تقاضای واخواهی نمودند. در لایحه تقدیمی عقدنامه موقت دو ساله را که در دفتر ازدواج و بر اساس رای صادره از شعبه اول دادگاه عمومی بخش ا... ثبت رسمی گردیده است را به دادگاه ارائه مینمایند وکلای مارالذکر در لایحه تقدیمی اعلام مینمایند که موکلین آنها در تاریخ 1394/06/01 باقیمانده مدت صیغه موقت را بذل و متعاقب آن در تاریخ 1394/06/01 (همان تاریخ) با تعیین صداق 114 عدد سکه به صورت رسمی و دائمی با یکدیگر ازدواج نمودهاند و هم اکنون به مدت 7 ماه است که با یکدیگر زندگی مشترک دارند و علاوه بر این خانم ش. س. اعلام مینماید که ذیل عقدنامه دائم با آقای ن. س. را امضا ننموده است و اعضاء ایشان در زیر عقدنامه عادی دائمی جعل گردیده است در نتیجه چنین عقدی از روی قصد و رضای موکله بنده نبوده و بطلان دعوی مورد تمنی است (ص 95 ) دادگاه با توجه به ارائه سند رسمی ازدواج قرار استماع شهادت سر دفتر و عاقد را صادر و اعلام مینماید. صفحه 134 پرونده حاکی از آن است که خانم ش. س. طی دادخواستی از دادگاه بخش ارشق تقاضا مینماید که با توجه به تعهد آقای ر. الف. بر ثبت رسمی نکاح موقت او را ملزم به ثبت رسمی نکاح موقت مینمایند با توجه به اقرار آقای ر. الف. بر این تعهد دادگاه او را ملزم به ثبت نکاح موقت مینماید. در جلسه 1394/09/10 وکلای طرفین در دادگاه حضور دارند و خطاب به دادگاه اعلام نمودند که خانم ش. س. هم اکنون حامله بوده و دارای جنین 6 ماهه میباشد و در این خصوص تقاضای ارجاع به پزشکی قانونی را نمودند. سر دفتر مربوطه نیز با ارسال لایحهای خطاب به دادگاه اعلام نمود اینجانب بر اساس رای صادره از دادگاه بخش ا... به شماره ترتیب 3124 در مورخه 1394/05/17 ازدواج آنها را به صورت رسمی ثبت نمودم کپی حکم بدوی و قطعیت آن نیز به پیوست برای دادگاه ارسال شده است (ص 138 ) ولی زوجه طی لایحهای اعلام نمود سند نکاحیه ارائه شده فاقد امضا اینجانب به عنوان ولی زوجه میباشد علاوه بر این سردفتر قبل از قطعیت دادنامه یعنی 14 روز پس از تنظیم دادنامه اقدام به ثبت ازدواج نموده است ضمنا عده بذل مدت در نکاح منقطع طبق منطوق ماده 1152 قانون مدنی دو طهر (نزدیک به دو ماه) است که این امر نیز رعایت نگردیده است زیرا با بذل مدت در یک روز صیغه عقد دائم هم جاری و ثبت میشود لذا طبق ماده 1050 قانون مدنی ازدواج با زنی که در عده است باطل میباشد دادگاه در تاریخ 1394/10/05 تشکیل جلسه داده و با توجه به اینکه عقد دائمی فیما بین آقای ن. س. و خانم ش. س. با اذن ولی زوجه و با حضور شهود و جری تشریفات شرعی و عرفی و با اذن زوجه صورت پذیرفته و برای دادگاه کاملا محرز شده است ادعای وکیل واخواهان مبنی بر وجود موانع نکاح به هنگام عقد دائم و اینکه زوجه عقدنامه دائم را امضا ننموده است را غیر ثابت تشخیص داده است صرف نظر از اینکه اذن ولی در ازدواج دائم شرط است در یک روز بذل مدت و صیغه نکاح دائمی جاری و ثبت گردیده است و رعایت دو طهر نگردیده است لذا عمل آنان فاقد وجاهت قانونی و شرعی است و با توجه به اینکه اعتراض موثر و موجهی که موجب فسخ دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید به عمل نیامده ضمن رد واخواهی مستندا به ماده 305 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را عینا تایید و استوار مینماید. وکلای محکومٌ علیها با تقدیم لایحهای به رای صادره اعتراض نموده و در لایحه اعتراضی اعلام مینمایند آقای ر. الف. و خانم ش. س. (موکلین) به تصور نکاح صحیح و پرهیز از تولد ناشی از زنا یا شبهه اقدام به انعقاد نطفه نمودند حکم دادگاه مبنی بر اینکه در لحظه انعقاد نطفه خانم ش. س. زاده فرد دیگری بوده است با لزوم حفظ کرامت مسلمین و عرض آنها منافات داشته و موجب سرشکستگی و سرافکندگی طفل خواهد بود لذا در صورت تعارض و تزاحم دادگاه باید نکاحی که ثمره آن چنین ذی روحی است که کمتر از 3 ماه به تولد آن مانده است را ترجیح دهد. علاوه بر این در زمان تنظیم عقدنامه دائمی عادی فیما بین آقای ن. س. و خانم ش. س. عمل مواقعه بر اساس نکاحنامه موقت انجام پذیرفته بود و به همین دلیل خانم ش. س. اقدام به فرار از منزل و ملحق به همسر خود آقای ر. الف. میگردد. ضمنا موکلین اینجانبان مقلد جناب آقای بهجت بوده و نظر ایشان بر عدم اشتراط اذن ولی میباشد. علاوه بر آن اذن ولی در باکره شرط است نه در ما نحن فیه که براساس نکاح موقت مواقعه آنها منجر به ازاله بکارت گردیده است و هم اکنون دارای سند ازدواج دائمی رسمی میباشند و دادگاه نمیتواند در برابر سند رسمی و قبل از ابطال آن به سند عادی ارائه شده اصالت دهد و بر اساس آن رسیدگی و مبادرت به صدور رای نماید. وکیل آقای ن. س. در پاسخ به لایحه تجدیدنظرخواهان اعلام نموده است دادنامه صادره با رعایت کلیه موازین شرعی و قانونی و به طور جامع الاطراف صادر گردیده است روحانی و سردفتر شماره 34 ، ولی زوجه، شهود تعرفه شده، پیامکهای رد و بدل شده از 15 فروردین تا 23 فروردین، اقرار خانم س. در کیفری استان و برگ آزمایش شماره 148 مورخه 1394/01/10 هم بیانگر آن است که خانم س. با رضایت کامل عقدنامه را امضا نموده است. شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل با توجه به اوراق پرونده اعلام مینماید: دادگاه بدوی با رعایت اصول دادرسی و استدلال و استنتاج صحیح انشاء رای نموده است و اظهارات وکیل تجدیدنظرخواه مدلل به نظر نمیرسد زیرا عقل سلیم قبول نمیکند عقد موقتی صورت بگیرد که عاقد آن مورد شناسائی واقع نشده است و به دلیل آنکه طرفین متواری بودند به احتمال قوی سند محلی هم نداشته و شهودی هم در عقد نباشند ضمنا ادعای جعل وکیل محترم تجدیدنظرخواه میبایست در جلسه اول مطرح میشد و در این مرحله چنین ادعائی جایگاه نداشته است و اینکه وکیل محترم اذن ولی را در صفحه 165 پرونده مورد نقد قرار میدهد اجتهاد در برابر نص است و طبق ماده 1043 اصلاحی 1370/08/14 ق.م نکاح دختر باکره اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری است و علاوه بر این عقد جاری شده توسط روحانی محترم آقای دهقان نیز بدون ایراد بوده است بنابراین ادعای وکلای آنان (وکلای تجدیدنظرخواهان) دائر بر صیغهنامه قبلی کانون خانوادگی را متزلزل نموده و مخالف عرف محلی و تالی فاسد خواهد داشت که چنین هنجار شکنی اگر بدعت شود سنگ روی سنگ بند نخواهد شد لذا مستندا به ماده 348 و قسمت آخر ماده 358 آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم بدوی تایید میشود. فرجامخواه و وکیل ایشان در وقت مقرر با تقدیم لایحهای که در صورت لزوم به هنگام شور قرائت خواهد شد نسبت به رای صادره اعتراض نمودهاند که پرونده پس از وصول به دیوانعالی کشور و جری تشریفات لازم جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای حسن حمیدیان عضو ممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- 1394/11/25 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد: رای شعبه: فرجامخواهی آقای ر. الف. و خانم ش. س. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1394/11/25 صادره از شعبه دوم تجدیدنظر استان اردبیل با بند 5 از ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقت دارد زیرا دادنامه فرجامخواسته به دلایل ذیل مطابق دلائل و مستندات ارائه شده در پرونده صادر نگردیده است 1 - در نکاح موقت شرط اذن پدر (اذن ولی) بستگی به شرایط و نوع تقلید زوج و زوجه دارد که در ما نحن فیه حسب اعلام وکیل مربوطه موکلین ایشان مقلد حضرت ایت ا... بوده و نظر ایشان بر عدم اشتراط اذن ولی در نکاح موقت میباشد. 2 - دادگاه بخش ا... پس از احراز صحت نکاحنامه موقت زوج را بر اساس اقرار به تعهد وی ملزم به ثبت رسمی نکاح موقت در یکی از دفاتر ازدواج و طلاق مینماید 3 - بذل مدت از سوی زوج در نکاح موقت و اقدام فوری برای نکاح دائم با همان زوجه نیازمند به رعایت عده (دو طهر) نبوده و از نظر شرعی ایرادی بر نکاح دائمی رسمی بعد از بذل مدت وارد نمیباشد 4 - خانم ش. س. اعلام نموده که ذیل عقدنامه عادی دائمی را امضا ننموده صرفنظر از اینکه صحت و سقم موضوع ادعائی به کارشناس مربوطه ارجاع نگردیده دلیل اکراهی بودن آن نیز میباشد علاوه بر این ترک منزل پدری و ملحق شدن به همسر دلخواه خود که در نکاح موقت ایشان بوده و همچنین دارای فرزند شدن از ایشان و شروع زندگی مشترک و قرائن متراکمه دیگر نشان دهنده آن است که ازدواج موقت و سپس دائمی آنان از روی قصد و رضا انجام پذیرفته است لذا با توجه به مراتب اشعاری رای فرجام خواسته نقض و به استناد بند 2 از ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و همچنین بند ج از ماده 401 قانون مارالذکر رسیدگی بعدی به شعبه همعرض صادر کننده رای منقوض محول میگردد. شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور رئیس: جعفر قدیانی; عضو معاون: مرتضی شریفی; عضو معاون: حسن حمیدیان