دعوای اثبات نسب قبل از اثبات زوجیت

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/02/31

پیام: اثبات نسب فرع بر اثبات زوجیت است و پس از اثبات زوجیت، صدور شناسنامه از وظایف اداره ثبت احوال است بنابراین دعوای اثبات نسب پیش از دعوای اثبات زوجیت قابل استماع نیست.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

حسب محتویات پرونده خانم خ. س. فرزند غ. در تاریخ 97/12/13 دادخواستی را به طرفیت اقای م. ا. ر. فرزند ح. (خوانده) به خواسته اثبات زوجیت تقدیم دادگستری شهرستان فلاورجان نموده که جهت رسیدگی به شعبه یک دادگاه خانواده ارجاع گردیده است، خواهان در توضیح خواسته خود اعلام نمود: در تیرماه 88 به عقد خوانده به مدت 11 سال در امده بابت مهریه 110 عدد سکه تمام بهار، 6 دانگ یک باب منزل مسکونی و تعداد 110 مثقال طلا تعیین گردیده است.با توجه به اتمام مدت عقد موقت خوانده از ثبت و تحویل مهریه خودداری می‌نماید. تقاضای رسیدگی دارم. پیوست دادخواست شهادت شهود و مطلعین را نیز ضمیمه نموده است. (ص 8 ) خوانده با تقدیم لایحه ای در تاریخ 98/3/7 هرگونه رابطه زوجیت بین ایشان و خواهان را تکذیب نموده و اعلام نمود خواهان همسر شرعی موقت و قانونی اینجانب بوده و خواسته ایشان غیر قانونی است.برای این امر شاهد دارم. و مادر ایشان خانم ا. ا. ب. و عاقد شرعی در جریان این امر هستند (ص 18 ) شهودی که ایشان معرفی می‌نماید. احتمالا با انها تبانی کرده است.ایشان باید ثابت کند که کدام عاقد در کجا و چه زمانی عقد مورد ایشان را خوانده تقاضای مواجهه حضوری عاقد مربوطه را دارم. (ص 1 ) صفحات 19 الی 21 پرونده حاکی از ان است.که خوانده با ارسال پیامک موضوع طلاق و پول و مهریه را قبول داشته و به خواهان قول داده است.که اگر دوباره صیغه کنیم همه اینها را بهت می دم. (ص 19 ) اولین جلسه دادگاه در تاریخ 98/3/7 با حضور خواهان و وکیل ایشان و همچنین خوانده با وکیل ایشان تشکیل گردیده است.وکیل خواهان خطاب به دادگاه اعلام نمود خواسته به شرح دادخواست تقدیمی، مدارک ما استنادات ابرازی و نیز شهادت شهود میباشد.، موکله 12 سال صیغه موقت خوانده بود و برابر شواهد موجود نامبرده مهریه ذکر شده را به عنوان صداق قرار داده بود و قابل انکار نیست چون پیامک های ارسالی موجود است.و اگر قبلا نیز با مادر موکل عقد یا صیغه ای داشته حق ازدواج با دختر ایشان را نداشته و شرعا دارای اشکال است.ولی این اتفاق حادث شده است. موکله باکره بوده است.و در حال حاضر مدخوله است.لذا میبایست حقوق شرعی و مهر المسمی که مورد اقرار خوانده در پیامهای ایشان است.باید پرداخت شود. خوانده از موکله خواست که مجددا صیغه 99 ساله تنظیم نماید. تا به صورت نقدی حقوق ایشان را پرداخت کند که موکل حاضر نشده است.ضمنا موکله قبلا طرح دعوی نمود اما با وعده های خوانده از پیگیری شکایت خودداری نمود. (ص 30 ) خواهان نیز خطاب به دادگاه گفت: از 86/4/13 صیغه موقت خوانده شدم و مدت ان ده سال بود یعنی تا سال 96 ، عقد نامه در ید من نمیباشد. برگه ای نوشته شد با حضور برادر خوانده به نام اقای م. ر. که عاقد بود عقد موقت جاری شد خانواده من بودند شهود ان روز ج. ا. و همسایه ها ن. ا … ح. پ. و م. ا. و س. س. نیز روز عقد حضور داشته اند. البته چون پدرم بیست سال است.که از مادرم جدا شده زمان عقد نبود مادرم ا. البنین ب. و ف. و ا. س. خواهر و برادرم هم بودند. مهریه نیز مواردی بود که در دادخواست قید شد، منزل برایم فراهم ننمود، به منزل مادرم می امد و یا مرا به جایی میبرد، منزل مندرج در دادخواست استیجاری است.و همسایه ها هم در جریان هستند از عقد مادرم با ایشان هیچ اطلاعی ندارم. (ص 31 ) وکیل خوانده اظهارداشت: تقاضای احضار و تحقیق از عاقد و شهود تعرفه شده را دارم. خوانده نیز اظهار نمود: حدود 5 سال است.که خواهان را از طریق مادرش می شناسم دوبار با مادر خواهان صیغه شدم و خواهان هم در منزل مادرش زندگی می کرد خواهان به من گفت من یکسری شکایت دارم. بیا با همدیگر باشیم من گفتم نمی توانم چون مادرت را صیغه کردم و صیغه با مادر خواهان هم سه سال است.که تمام شده در ادرس مندرج در دادخواست که خواهان اعلام کرده نیز یک سال رفت و امد داشتیم، در جلسه رسیدگی قاضی مشاور نیز حضور داشت. (ص 31 ) خوانده ضمنا اعلام نمود من سواد ندارم. و نمی توانم پیام ارسال نمایم. و حتی یک کلمه یا متن را نمی توانم بخوانم فقط خواهان به من زنگ میزد و به من می گفت بیا و من اصلا قبول نمی کردم دارای همسر و دو فرزند هستم، مهریه مادر خواهان که وجه نقد بود را تعیین نموده ام. قبلا چهار صد هزار تومان در نظر میگرفتم. من پیام ها را قبول ندارم. ضمنا خط مذکور فقط دست خودم بوده و به کسی ندادم گاهی اوقات که با خواهان داخل ماشین بودیم او گوشی مرا میگرفت و سوی استفاده میکرد. (ص 32 ) دادگاه وقت نظارت تعیین و اعلام نمود تا خواهان شهود حین العقد را معرفی نماید. و با ثبت احوال فلاورجان نیز جهت بررسی دقیق موضوع مکاتبه شود. (ص 33 ) وکیل خواهان سه نفر را به عنوان شهود حین العقد به دادگاه معرفی نموده است. (ص 38 ) و اعلام نمود علاوه بر موارد منعکس در دادخواست هزار متر زمین کشاورزی نیز جزی مهریه خواهان بوده است. (ص 38 ) خواهان در لایحه مورخه 98/3/18 پنج نفر دیگر را به عنوان شهود مطلع از تمامی وقایع رخداده به دادگاه معرفی نموده است. (ص 39 ) در جلسه 98/8/12 که جهت استماع شهادت شهود تشکیل شد خواهان حضور نیافته و لایحه ای نیز ارسال ننمود لذا وکیل خوانده از دادگاه تقاضای رد دادخواست خواهان را نموده است. (ص 48 ) قاضی مشاور بدلیل اینکه دلیل بر اثبات خواسته ارایه نگردیده و شهودی نیز معرفی ننموده مستندا به ماده 1257 ق مدنی نظر به صدور حکم به بطلان را اعلام نموده است. (ص 49 ) دادگاه نیز در تاریخ 98/8/13 پس از اخذ نظر قاضی مشاور ختم رسیدگی را اعلام و با توجه به ابلاغ واقعی و عدم حضور خواهان و عدم معرفی شهود دادخواهی را غیر وارد دانسته و مستندا به ماده 1257 ق مدنی حکم به بطلان ان صادر و اعلام نموده است. (ص 51 ) پس از صدور رای خواهان با تقدیم پیامک های جدید که حکایت از رابطه ایشان با خوانده دارد. و همچنین بدلیل انکه ایشان و شهود تهدید به اسیدپاشی شدند نتوانستند در جلسه رسیدگی حاضر شوند (صفحات 56 الی 60 ) خواهان و وکیل ایشان از رای صادره اعتراض و با تقدیم لایحه ای اعلام نمودند: 1 - خوانده که مدعی رابطه شرعی با مادر موکله شده است.هیچ مدرکی به محکمه ارایه ننموده است.و این ادعای او صرفا برای فرار از تعهداتی است.که با موکله داشته است.و دادگاه قبل از دریافت پاسخ اداره ثبت احوال مبادرت به صدور رای نموده است. 2 - موکله برادر خوانده را به عنوان عاقد معرفی نموده و لازم بود از ایشان تحقیق شود. 3 - به پیامک که از سوی موکله تقدیم شده دادگاه توجهی ننموده و صرفا بدلیل عدم حضور ایشان مبادرت به صدور رای نموده است. در پیامک ها مهریه بدرستی معلوم شده است. 4 - به پیامک های دختر خوانده هم توجهی نگردیده است.لذا تقاضای نقض دادنامه بدوی را دارم. (صفحات 67 الی 71 ) وکیل خوانده نیز در پاسخ اعلام نمود: 1 - پیامک ها جعلی است. 2 - در جلسه دادرسی قبلی شرکت نداشت و بدروغ عدم حضور را تهدید موکل به ایشان اعلام نمود. 3 - مادرخواهان در همان زمان که خواهان ادعای زوجیت می‌نماید. صیغه موکل اینجانب بوده است.لذا تقاضای رد اعتراض ایشان و تایید رای بدوی را دارم. (ص 74 و 75 ) دادگاه تجدیدنظر نیز تجدیدنظرخواهی خواهان را وارد نداسته و به استناد ماده 358 ق آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه صادره را تایید نموده است. (ص 78 ) با فرجامخواهی خانم خ. س. و وکیل ایشان پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و پس از ثبت و جری تشریفات قانونی جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع گردیده است.

هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای دکتر ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- - 98/11/27 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد.

فرجامخواهی خانم خ. س. فرزند غ. با وکالت اقای م. ق. ب. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 98/11/27 صادره از شعبه بیست و چهارم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان با بند 5 از ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقت دارد. و دادنامه فرجامخواسته مالا و به دلایل ذیل دارای خدشه و ایراد است.زیرا فرجامخواه در جلسه مورخ 98/3/7 دادگاه اعلام نمود: صیغه موقت توسط برادر خوانده به نام اقای م. ر. (عاقد) جاری شد و در ان جلسه خانواده من و شهود دیگر به نام اقای ج. ا. و همسایه ها هم به نامهای ن. ا … ح. پ.، م. ا. و س. س. در جلسه عقد حضور داشتند و از خانواده ام مادرم ا. ا. ب. و ف. و ا. س. (برادر و خواهرم) نیز حضور داشتند که نسبت به هیچ یک از موارد فوق الذکر تحقیقی صورت نگرفته است.لذا ضمن توجه دادن دادگاه محترم صادر کننده رای به موارد مذکور و لزوم انجام تحقیقات لازم خصوصا عاقد ادعا شده از سوی خواهان که برادر خوانده میباشد. رای صادره در وضعیت حاضر قابلیت تایید ندارد. و به جهات اشعاری و بدلیل انکه صرفنظر از باطل بودن ازدواج با خواهان در صورت احراز ازدواج با مادر ایشان باید روشن شود. که چنین عقدی اصولا صورت پذیرفته یا خیرکه در صورت احراز ازدواج با خوانده با شرایط اعلامی موضوع مهر المثل نیز باید مشخص و اعلام گردد. لذا رای صادره مستندا به بند 5 از ماده 371 قانون آیین دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی نقض و رسیدگی بعدی به استناد بند الف ماده 401 قانون مارالذکر به همان شعبه صادر کننده رای منقوض محول تا رای مقتضی را صادر فرمایند.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از گزارش مورخ 1399/04/16 عضو ممیز شعبه، دادنامه شماره --- مورخ 98/11/27 صادره از شعبه بیست و چهارم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان مستندا به بند 5 از ماده 371 قانون آیین دادرسی عمومی و انقلاب در امور مدنی نقض و رسیدگی بعدی به استناد بند الف از ماده 401 قانون مارالذکر به همان شعبه صادر کننده رای منقوض محول تا در خصوص ادعای ازدواج زوج با مادر زوجه تحقیقات لازم معمول و سپس رای مقتضی را صادر فرمایند. ( 92 ) در جلسه مورخ 99/6/3 دادگاه باتعیین وقت رسیدگی مقرر نموده است.تا به تجدیدنظر خواه ابلاغ گردد. نسبت به تعرفه شهود خود و همچنین حضور عاقد در جلسه رسیدگی اقدام نمایند. ( 96 ) در جلسه مورخ 99/9/22 تجدیدنظرخواه خطاب به دادگاه اعلام نموده است.به وی ابلاغ نگردیده تا شهود خود را معرفی نماید. علاوه بر این نشانی عاقد را نیز ندارم. وکیل تجدیدنظر خوانده اظهارداشت: عاقد اقای م. ر. برادر موکل میباشد. و ادرس او را به دادگاه اعلام می کنم، دادگاه وقت نظارت ده روزه تعیین و اعلام نموده است. ( 102 ) وکیل تجدیدنظر خواه (زوجه) در لایحه مورخ 99/12/6 اعلام نموده است: موکله برای مدت ده سال بامهریه 110 عدد سکه، شش دانگ یک باب منزل مسکونی در *، 110 مثقال طلا و مقدار هزار متر زمین کشاورزی به صورت صیغه موقت در امده اما صیغه نامه در دست موکله نمیباشد. و برای حفظ ابرو غیر از اقربای درجه اول از موقتی بودن نکاح اطلاع ندارند و حسب اظهارنظر موکله صیغه نکاح موقت توسط برادر تجدیدنظرخوانده اقای م. ر. جاری گردید.اما چون ایشان مجوز رسمی ندارد. عقد ثبت نگردیده است، ادعای صیغه نمودن مادر موکله نیز صرفا جهت بی اعتبار کردن عقد نکاح مزبور میباشد. در حالی که موکله به هنگام نکاح موقت باکره بوده است. تقاضای اثبات زوجیت موقت موکله با میزان مهریه مقرر حین نکاح مورد استدعاست ( 105 الی 107 ) یکی از شهود تعرفه شده به شرح صفحه 113 پرونده شهادت داده است.که چهارده سال قبل برادر اقای ر. خطبه عقد ده ساله خانم س. و اقای ر. را خواند میخواستند فامیل انها این قضیه را نفهمد و علتش را هم نمی دانم، مهریه 110 سکه و 110 مثقال طلا و یک خانه و یک جریب زمین کشاورزی تعیین شده بود. ( 114 ) وکیل زوج خطاب به دادگاه اعلام نموده است: پیامکها تقلبی است.تقاضای استعلام انها را از مخابرات دارم. و در حدود عقد مادر موکله هم شخصی به نام ش. ج. عقد راخوانده و اقای ر. سر دفتر ازدواج فلاورجان در جریان هستند. ( 115 116 ) خانم م. ش. شاهد دیگر نیز خطاب به دادگاه اعلام نموده است: بدلیل سن بالای زوج گفتند نمی خواهیم فامیل حضور داشته باشند لذا من و شوهرم بودیم حاج اقا که داداش اقا داماد بوده انگار عقد ده ساله را خوانده با مهریه ای که گفته شده است. ( 117 - 118 ) شاهد دیگر به نام اقای ج. گ. نیز در دادگاه شهادت داده است.که یک اقای معمم با مهریه تعیین شده عقد موقت را به مدت ده سال خوانده است. در ذهن من این سیوال مطرح بود که چطور ممکن است.این همه مهریه تعیین شود. اما فقط خانواده دو طرف باشند عاقد هم همین حاج اقا که در بیرون دادگاه هستند بودند. ( 120 ) اقای م. ر. در دادگاه اعلام نموده است: من عقدی برای اینها نخواندم حدود 7 ماه پیش خانم س. امده درب منزل ما و جریان عقد خودش با برادرم را بیان کردند. که ما اطلاع از ان نداشتیم من روحم از این عقد خبر ندارد. و من اصلا عقد موقت برای هیچکس نمی خوانم در طول عمر خود و حضور در حوزه هیچ عقد موقتی برای کسی نخوانده ام (نه دایم و نه موقت هیچ عقدی نخواندم) ( 121 122 ) دادگاه در خصوص پیامک های ارسالی و صاحبان خطوط از اداره کل مخابرات استعلام نموده است. ( 132 ) اداره مخابرات نیز پاسخ دادگاه را به شرح صفحه 137 و 138 الی 146 پرونده اعلام نموده است. موضوع جلسه 1400/04/21 به شهادت شهود و استماع شهادت انان اختصاص یافته و احد از شهود تجدیدنظرخوانده اعلام نموده است: اقای ر. مادر تجدیدنظرخواه را معرفی کرد شاهد دفتر ازدواج دارد. و من را با مادر تجدیدنظر خواه اشنا کرد دفتر ایشان در * و حدود هشت سال قبل بود مادر تجدیدنظر خواه در * ساکن بود و اقای ر. به من زنگ زد و گفت یک موردی دارم. بیا ببین و مادر ایشان در دفتر اقای ر. بود وقتی رفتم انجا بود سه نفری رفتیم * پیش اقای ج. و انجا صیغه یک ماهه خواندیم و حاج ج. قباله را نوشت بعد از یکماه گفت دیگر نمی توانم صیغه باشم یادم نیست که اقای ر. قباله را امضای کرد یا نه ولی معرف ایشان بود وکیل تجدیدنظر خواه در دفاع اعلام نموده است: ابتدا تجدیدنظرخواه اظهار میدارد. مادر من هیچ شناختی با اقای ر. نداشته و اقای ر. مرا به خانه ر. برد و * که به عنوان دفتر استفاده میکند بعد از انکه اقای ر. به من تجاوز کرده بود گفت تو را می برم عقدت می کنم رفتیم خانه ر. و گفت من خودم ترا عقد می کنم و بعد طلاقت می دهم ( 155 - 156 ) که دختر نبودن شما مشکلی برای شما ایجاد نکند بعد برادرش را اقای ر. اورد و عقد خواندیم. دادگاه از شاهد سیوال کرد در برابر این اظهارات چه می گویید؟: شاهد در پاسخ اظهار نمود: من قسم می خورم که اقای ر. این خانم (تجدیدنظرخواه را اورد منزل ما (سالش را نمی دانم) و گفت کسی دارید برای ازدواج او و این جریان مربوط به بعد از عقد مادرش با اقای ر. بود و گفتم مدارک را بیاور تا پیدا کنم اینکه من گفته باشم او را عقد می کنم و طلاق میدهم را قبول ندارم. تاریخ دقیق را نمی دانم ولی بعد از عقد مادرش با اقای ر. بود. دادگاه: شما اول گفتید من این خانم را نمی شناسم ج: بله با نشانه ای که داد می گویم درست است.خانه ما امده اند وکیل تجدیدنظرخواه خانم خ. س. اعلام نموده است: از شهود معرفی شده اعلام شد که یکی فوت کرده و دیگر انکه به جای اقای م. ر. اقای ن. ع. ر. را حاضر نموده است. در حالی که طبق استعلام دفتر شعبه در قید حیات میباشد. جدای از تعارضات بین شاهد و تجدیدنظرخوانده شهود به حد نصاب شرعی و قانونی نرسیده و علاوه بر این احد از شهود تعرفه شده با شهادت رسمی مراتب عقد نکاح منقطع فیمابین طرفین را تایید نموده است. وکیل تجدیدنظرخوانده اظهارداشت بدلیل بیماری قلبی توان دفاع ندارم. و گواهی فوت اقای ج. را ظرف یکهفته ارایه میدهم دادگاه خطاب به تجدیدنظرخوانده: طی 12 فقره فیش بانکی در سال 96 مبالغی را به حساب تجدیدنظر خوانده واریز کردید برای چه بوده است؟ پاسخ: بخاطر حق سکوت بود تا ازدواج من و مادرش را به خانواده اش نگوید و مرا تهدید میکرد. ت. خواه در پاسخ گفت ایشان در سال 96 از دسته چک من استفاده میکرد لذا پول چکها را به حساب من واریز میکرد شماره حساب می دهم تا از بانک استعلام شود. ( 158 - 159 ) پاسخ بانک به شرح صفحه 177 از این قرار است: در سال 96 چند فقره چک از نامبرده پرداخت شده است. و تصویر چکها و مبلغ هر چک جهت بهره برداری قضایی ارسال می‌گردد. دادگاه مجددا از شرکت مخابرات در مورد پیامکهای ارسالی استعلام نموده تا مشخص شود. پیامک ها متعلق به چه کسی و برای چه کسی ارسال شده است. ( 202 ) مخابرات نیز به شرح صفحه 205 پاسخ دادگاه را ارسال نموده است.دادگاه در تاریخ 1400/08/16 ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است: تجدیدنظرخواهی خانم خ. س. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 98/8/13 صادره از شعبه اول دادگاه خانواده فلاورجان متضمن حکم به بطلان دعوی اثبات زوجیت موقت که طی دادنامه شماره --- - 98/11/27 تایید شده وارد نیست این دادنامه سپس در مرحله فرجامخواهی به جهت نقص تحقیقات نقض شده لذا با توجه به تحقیقات انجام شده 1 - تجدیدنظرخواه زمان ازدواج موقت را یازده سال اعلام نمود ولی در جلسه دادرسی انرا ده سال اعلام کرد. 2 - تجدیدنظر خواه ادعای خود را مستند به شهادت شهود نموده که سه شاهد معرفی کرده که هیچ یک از شهود معرفی شده را در دادگاه حاضر نکرده است.و علیرغم تمدید وقت جهت استماع شهادت شهود انها را در جلسه حاضر نکرده است. 3 - در مورد ادم ربایی نیز ادعای وی منجربه قرار منع تعقیب گردیده است.لذا شرایط شهادت بینه شرعی موضوع ماده 175 قانون مجازات اسلامی و مطابق ماده 241 قانونی مدنی ارزش و تاثیر شهادت شهود با دادگاه است.علاوه بر این تجدیدنظرخواه برادر تجدیدنظر خوانده به نام م. ر. را به عنوان عاقد معرفی نمود که با دعوت و تحقیق از وی اعلام نمود هیچگونه عقدی برای تجدیدنظر خواه و برادرش جاری نکرده است.و از ان اصلا اطلاعی ندارد. لذا از دلایل ابرازی توسط تجدیدنظرخواه رابطه زوجیت موقت وی با تجدیدنظرخوانده محرز نیست و دادنامه موصوف منطبق با موازین قانونی صادر گردیده است.و موجبی برای نقض ان وجود ندارد. و مستندا به ماده 358 آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید می‌گردد. ( 213 ) از رای صادره توسط خانم خ. س. و وکیل ایشان فرجامخواهی گردیده که پرونده در این راستا به دیوانعالی کشور ارسال و پس از ثبت وجری تشریفات قانونی و با توجه به سبق ارجاع جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع گردیده است.

هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای دکتر ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- 1400/08/16 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

فرجامخواهی خانم خ. س. فرزند غ. با وکالت اقای ش. ن. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1400/08/16 صادره از شعبه بیست و چهارم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان که به موجب ان باتایید دادنامه بدوی شماره 1218 - 98 مورخ 98/9/13 صادره از شعبه اول دادگاه خانواده شهرستان فلاورجان حکم به بطلان دعوی اثبات رابطه زوجیت موقت فرجامخواه (خواهان بدوی) صادر نموده است. با هیچ یک از شقوق مندرج در ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی انطباق ندارد. دادنامه فرجامخواسته با توجه به تحقیقات انجام شده از سوی دادگاه محترم تجدیدنظر از عاقد ادعایی و اینکه اقای م. ر. عاقد معرفی شده اعلام نموده است.هیچگونه عقدی برای خانم خ. س. و برادرش جاری ننموده و از ان اصلا اطلاعی ندارد. و همچنین سایر تحقیقات و بررسیهای به عمل امده و فقدان شرایط شهادت بینه شرعی برابر مقررات قانونی و صحیحا صادر گردیده است.و از ناحیه فرجامخواه و وکیل ایشان نیز مطلب مستند و مدللی که موجب نقض ان گردد. ابراز نشده است، از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز ایرادی در ان ملاحظه نمیگردد. بنابراین به استناد مواد 370 و 396 قانون مرقوم ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه دادنامه فرجامخواسته را تایید و ابرام می‌نماید./ا 401/2/31

شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور

رییس شعبه: ج. ق. مستشار: دکتر ح. ح.

منبع