عدم تحقیق از کلیه اولیاء دم در خصوص قصاص

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/31
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: عدم تحقیق از کلیه اولیاء دم در خصوص قصاص متهم در بزه قتل عمدی،از موجبات نقض رای در دیوان عالی کشور است.

رای خلاصه جریان پرونده

حسب مفاد صورت‌جلسه مورخ سیزدهم مرداد ماه 1391 تنظیمی توسط پلیس آگاهی س. در پی اطلاع کلانتری مرکزی س. مبنی بر یک فقره نزاع منجر به آسیب‌دیدگی سه نفر به نام‌های آقایان 1 - آ. ک. 2 - ح. (م.) ک. 3 - م. ک. و اعزام هر سه نفر به بیمارستان س. سریعا اکیپ بررسی صحنه جرم به سرپرست ستوان یکم ا. ا. و با هماهنگی بازپرس شهرستان جناب ک. به بیمارستان عزیمت آقای آ. ک. در بیمارستان فوت نموده و دو نفر دیگر به بیمارستان ش. اعزام شده‌اند در ساعت 16 : 40 جناب ک. شخصا در بیمارستان حضور پیدا کرده و جسد متوفی را بررسی جسد دارای لباس، پیراهن آبی و زیر پیراهن سفید کمربند و شلوار خاکستری و جسد از ناحیه قفسه سینه نیم سانت و بالای سینه سمت چپ نیم سانت به طور رسمی چاقو خوردگی داشته و پشت شانه سمت چپ 2 الی سه سانت که عمیق بود و بنا به اظهارات پزشک معالج بیمارستان دکتر م. باعث فوت ضربه پشت کمر شده است کبودی... بر روی کمر کاملا مشهود بود از جسد فیلم و عکس تهیه شد و از منزل متهم نیز فیلم و عکس تهیه و از محل اصابت چاقو نیز فیلم تهیه شد آلت قتاله نیز در منزل متهم م. م. کشف و ضم پرونده گردید و متهم نیز دستگیر و به پلیس آگاهی دلالت داده شد و در تحقیقات اولیه به قتل مرحوم آ. ک. اقرار نمود مراتب در حضور بازپرس شهرستان صورت‌جلسه و به امضا وی رسیده است. در تاریخ 1391/05/13 و در وقت کشیک از متهم به نام م. م. 34 ساله شغل راننده به عنوان متهم تحقیق و به وی خطاب شده حسب محتویات پرونده گزارش مرجع انتظامی، اظهارات شهود، گواهی پزشک بیمارستان اقرار شما در پلیس آگاهی، اتهام شما دایر بر قتل عمدی مرحوم آ. ک. با چاقو تفهیم می‌گردد از خودتان دفاع کنید؟ ج- حدود ساعت 10 الی 10 : 30 من در منزل بودم به حمام رفتم داخل حمام که بودم سر و صدایی شنیدم گفتم شاید صدای تلویزیون است دیدم سر و صدا شدیدتر شد سریع لباس پوشیدم بیرون آمدم رفتم داخل آشپزخانه ایستادم و از آنجا داخل خیابان معلوم است دیدم که برادرم به نام خ. با و. ک. سر و صدا می‌کردند گفتم همسایه هستند با هم... می‌روند دو دقیقه ایستادم دیدم که خ. برادرم با آ. ک. سر و صدا می‌کنند و آ. ک. جلوی سینه خ. آمد (ناخوانا) سر و صدا کردن در تاکسی تلفنی بود که مسئولش آ. ک. و همسایه ما می‌باشد خ. به م. ک. زنگ زد گفت یا بیا تاکسی تلفنی را ببند یا من قانونی می‌بندم صدایی آمد که صدای شکستن شیشه بود گفتند ح. ک. شیشه را شکسته گفتم ح. تو خجالت نمی‌کشی گفت بیا پآیین تا برایت بگویم من نرفتم گفت در خیابان می‌بینمت من گفتم برو گنده بک برو خودت را آب کن من عصبانی شدم یک کارد آشپزخانه که دسته‌اش زرد یا قهوه‌ای برداشتم پآیین رفتم آ. ک. جلوی من آمد من هم عصبانی بودم یک ضربه چاقو که دقیقا نمی‌دانم به پهلو یا شانه (کر) (ناخوانا) زدم و حرکت کردم به سمت پآیین دیدم که آیت به سمت من می‌آید و کفی صندلی دستش است می‌آید و کف صندلی را پرتاب کرد که به من نخورد پسرش به نام ح. ک. به طرف من آمد و نمی‌دانم چاقو یا کارد دستش بود به من حمله‌ور شد و یک ضربه کتف راست من زد من هم یک ضربه به وی زدم که فکر کنم به کمر یا شکمش زدم و به خانه رفتم لباسم را عوض کردم و چاقو را داخل آشپزخانه گذاشتم که مامورین آگاهی من را به آگاهی آوردند گفتم خودم می‌آیم گفتند ممکن است درگیری بیشتر شود من هم با آن‌ها به آگاهی آمدم س- شما چند ضربه چاقو زدید؟ ج- یک ضربه به آ. ک. که به شانه یا پهلوی چپش زدم و یک ضربه هم به ح. ک. که به کمر یا شکمش زدم. س- آیا شخص دیگری به غیر از شما با آ. ک. درگیر شد؟ ج- خیر خودم درگیر شدم و یک ضربه چاقو به وی زدم و زمانی که کفی صندلی را برای من پرت کرد برگشت من با پسرش و. درگیر شدم و و. با چاقو به من زد من هم یک ضربه چاقو به و. زدم و به خانه رفتم و دیگر آ. ک. را ندیدم. برای متهم قرار بازداشت موقت صادر به وی ابلاغ به آن اعتراض نموده است چون تحقیق در وقت کشیک انجام گرفته پرونده با صدور دستورات قضایی به پلیس آگاهی ارسال تا اول وقت اداری روز بعد ( 1391/05/14 ) به دادسرا ارسال گردد. پلیس آگاهی طی گزارش مورخ 1391/05/14 به دادسرا گزارش کرده در اجرای دستور مقام قضایی جسد مرحوم آ. ک. به پزشکی قانونی ارسال گردید. اولیای‌دم جهت تحقیق به این یگان مراجعه ننموده‌اند. آلت قتاله جهت تطبیق به آزمایشگاه تشخیص هویت استان ف. ارسال گردید. پرونده به آقای ک. بازپرس ارجاع شده است بازپرس دستور داده پس از موافقت دادستان با قرار بازداشت موقت جهت رسیدگی به اعتراض متهم به دادگاه ارسال گردد. در تاریخ 1391/05/14 بازپرس از آقای م. ر. (د.) ک. فرزند آ. 19 ساله تحقیق کرده اظهار داشته از آقای م. م. به دلیل قتل عمد پدرم مرحوم آ. ک. فرزند ق. شکایت تقاضای قصاص دارم و از خانم م. ک. فرزند آ. 21 ساله تحقیق اظهار داشته از آقای م. م. به دلیل قتل عمد پدرم مرحوم آی. ک. فرزند ق. شکایت و تقاضای قصاص دارم. از خانم ف. ک. فرزند آ. 26 ساله تحقیق اظهار داشته از آقای م. م. به دلیل قتل عمد پدرم مرحوم آ. ک. شکایت و تقاضای قصاص دارم. پرونده برای رسیدگی به اعتراض متهم به قرار بازداشت موقت به شعبه --- دادگاه عمومی جزایی س. ارجاع و شعبه مرجوع‌الیه طی رای شماره --- - 1391/05/15 با رد اعتراض قرار صادره را تایید نموده است. در تاریخ 1391/05/15 از آقای خ.م. 40 ساله شغل راننده که داخل خیابان بلند شد من پآیین چرخ ماشین را باز می‌کردم و رفتم جلو به آقایان ق.ق. و ع.ک. برادر آ. ک. گفتم سر و صدایتان را ببرید داخل دفتر و تلفن زدم به آقای م.ک. مسئول تاکسی تلفنی و گفتم بیا و آمد درب آژانس به خاطر شلوغ کردن راننده‌ها با او صحبت کردم و آ. ک. هم سرویس بود و در همین حین آمد و شروع کرد به توهین و فحاشی به من و فرزندانش به نام‌های ح. و و. ک. پسر برادرش نیز آمدند و آقای ح. ک. سنگ به شیشه‌های ساختمان ما زد که صورت خواهرم نیز زخمی شده و همه آن‌ها به پشت درب منزل من رفتند و در همین حین برادرم به نام م. م. داخل بود بیرون آمد و یک چاقو دستش بود و من رفتم جلوی او که او را بگیرم و به زیر دستم زد و رفت طرف آیت اله ک. و یک ضربه چاقو به شکمش زد و آقای آ. ک. نیز با یک سر صندلی به سر م. م. می‌زد که سپس ح. ک. به طرف آن‌ها آمد و یک ضربه چاقو هم به ح. زد ولی ندیدم که به کجای او زد و من فقط میانجیگری می‌کردم و اصلا با کسی درگیر نشدم و بعد زنگ زده بودند کلانتری و اورژانس آمدند و در همین حین که ما را می‌خواستند به کلانتری ببرند دیدم که آقای آ. ک. افتاد و دیگر چیزی ندیدم و ما را به کلانتری بردند. برای متهم قرار تامین وثیقه به مبلغ دویست میلیون ریال صادر شده است اداره کل پزشکی قانونی استان ف. طی گزارش معاینه جسد شماره 91/8/711/956/1 - 1391/05/14 مشخصات ظاهری جسد را قید نموده از جمله اعلام شده در سمت راست قفسه سینه بریدگی دوکی شکل و فاقد علائم حیاتی واضح و طول تقریبی 5 سانتی‌متر مشهود است که به نظر می‌رسد محل اقدامات درمانی جهت تعبیه لوله سینه‌ای بوده است. شکم و کمر سائیدگی، سوختگی ندارد شکستگی مهره‌ای ملموس نیست یک زخم عمیق به طول تقریبی 1/5 مثلثی شکل در خلف تنه و بر روی شانه چپ مشهود است که قاعده زخم مزبور به سمت خارج می‌باشد همچنین دو زخم کوچک در قسمت فوقانی سمت چپ قفسه سینه در ناحیه قسمت تحتانی جناغ سینه مشهود است که سطحی است. معاینه ناحیه مقعد تناسلی طبیعی است. اندام‌های فوقانی و تحتانی و لگن به سائیدگی، خون‌مردگی، سوختگی ندارد آثار انگشت‌نگاری ندارد. آثار تزریق بیمارستانی، غیربیمارستانی، جدید، قدیمی، واحد، متعدد و عفونی ندارد. شکستگی استخوان ملموس نیست. کالبد گشائی: قفسه صدری: زیر پوست سینه خون‌مردگی ندارد. در استخوان جناغ شکستگی استخوان ملموس نیست. کالبدگشائی: قفسه صدری: زیر پوست سینه خون‌مردگی ندارد. در استخوان جناغ شکستگی ندارد. شکستگی در دنده‌ها مشهود نیست. استخوان جناغ برداشته شد در پرده‌های جنب چسبندگی ندارد. ریه‌ها کلا به (جمع‌شدگی) وارده در فضای جنب سمت چپ خون به میزان تقریبی دو لیتر مشهود است. ریه‌ها رنگ طبیعی و قدام غیرطبیعی داشتند. در برش ریه‌ها احتقان و خیز مشهود است کوفتگی در ریه‌ها ندارد. در بین لوب‌های ریه تپشی مشاهده نشد. ترشحات چرکی مانند در برش ریه‌ها وجود ندارد. در عروق بزرگ لخته مشاهده نشد. بریدگی در لب تحتانی ریه سمت چپ مشهود است. شکم و حفره لگن: زیر پوست شکم خون‌مردگی ندارد. در فضای داخل صفاقی مایع غیرطبیعی و خون ندارد. معده و روده‌ها دارای پارگی نیست. جسم خارجی در روده‌ها در فضای شکم ندارد. کبد دارای پارگی نیست اندازه طبیعی و قوام آن طبیعی بود در برش کبد احتقان و تغییر چربی مشهود نیست. نمای منقوط در برش کبد مشهود نیست. طحال دارای پارگی نیست. شکل و اندازه طحال طبیعی بود. در خلف صفاق خونریزی نیست اندازه کلیه‌ها طبیعی بود نسبت لایحه خارجی به داخلی طبیعی بود دارای سنگ نیست. دارای کیست نیست. در غده فوق کلیوی خونریزی مشهود نیست. در پانکراس خونریزی مشاهده نشد. مثانه طبیعی است. ترشحات چرکی داخل فضای شکم ندارد. علائمی از نکروز امعاء و رف در شکم ندارد. ادرار وارده نمونه (ادرار، احشا، خون، مایع صفراوی جهت آزمایشات سم شناسی) برداشته شد و به آزمایشگاه پزشکی قانونی ارسال گردید. علت فوت: خونریزی داخلی به دنبال پارگی ریه در نتیجه اصابت جسم برنده نامشخص تعیین می‌گردد. جواز دفن به نام وی صادر شد. آقای م.ک.الف. به پزشکی قانونی معرفی در پاسخ اعلام شده است: از نامبرده معاینه به عمل آمد 1 - بریدگی عمقی شکم که منجر به پارگی لوب چپ کبد و دیواره معده شده است که قسمت انجام عمل باز کردن شکم و ترمیم ضایعات قرار گرفته است (جائفه) 2 - خراشیدگی سطحی پهلوی چپ ضایعات فوق بر اثر اصابت جسم برنده نوک تیز در تاریخ 1391/07/13 (تاریخ پذیرش بیمارستان) ایجاد گردیده است. لازم است سه ماه بعد جهت معاینه مجدد مراجعه نماید. آقای م.ک.الف. به پزشکی قانونی معرفی پاسخ داده‌اند: از نامبرده معاینه به عمل آمد حسب انجام مشاوره تخصصی 1 - خراشیدگی سطحی خلف انگشت دوم دست راست (حارصه) 2 - خراشیدگی سطحی خلف انگشت سوم دست راست حارصه 3 - خراشیدگی سطحی خلف انگشت چهارم دست راست (حارصه) 4 - خراشیدگی سطحی خلف انگشت پنجم دست راست (حارصه) 5 - جراحت عمیق نفوذی به سمت چپ قفسه صورت که منجر به تجمع هوا و خون داخل قفسه جنب طرف چپ شده است که لوله سینه‌ای کارگذاری شده است (جائفه) ضایعات فوق بر اثر اصابت جسم نوک تیز در تاریخ 1391/05/12 (تاریخ پذیرش بیمارستان) ایجاد گردیده است. لازم است سه ماه بعد جهت معاینه مجدد مراجعه نماید. در تاریخ 1391/06/02 از آقای ر.ر. 55 ساله بازنشسته به عنوان گواه تحقیق شده و نامبرده پس از اتیان سوگند اظهار کرده قبل از ظهر بود من جلوی منزلم در خیابان نشسته بودم که آقایان ق.ق. و ع.ک. بر سر روزه‌خواری با هم بحث کردند خ.م. هم جلوی منزلش در پیاده‌رو ایستاده بود صدا زد چه خبر است من مریض دارم. مرحوم آ. ک. (مقتول) رسید به خ. م. گفت برادرت م. دو هفته قبل از داخل آژانس تلویزیون دزدید من بخاطر تو شرم کردم شکایت کنیم و با هم جر و بحث می‌کردند که بحث تند شد که م. م. از داخل منزل بیرون آمد و یک کارد آشپزخانه که فکر کنم دسته آن زرد رنگ بود در دستش بود و به محض اینکه رسید یک ضربه چاقو به پشت آ. ک. زد و آ. ک. حدود دو متر بالاتر آمد و روی زمین افتاد و ح. و و. ک. هم که آنجا بودند و دو طرف به هم فحاشی می‌کردند ولی درگیری نبود با هم فاصله داشتند و فحاشی می‌کردند که م. م. یک ضربه چاقو به شکم ح. زد و یک ضربه چاقو نیز به پهلوی و. زد و سریع به داخل منزل رفت و کلا حدود سی ثانیه طول کشید و اصلا درگیری نشد و فقط مرحوم آیت الله ک. بعد از اینکه ضربه چاقو خورد یک کف صندلی که در دستش بود به سر م. م. زد که ندیدم م. م. زخمی شود ولی شخص دیگری م. م. را نزد کلا بحث بین خ. م. و مرحوم آ. ک. بود که فحاشی به هم می‌کردند و م. م. هم پشت پنجره آشپزخانه منزلشان بود، ح. و و. ک. هم در خیابان بودند و دو طرف به هم فحاشی می‌کردند که یک دفعه م. م. آمد و یک ضربه چاقو از پشت به مرحوم آ. ک. زد و یک ضربه چاقو به شکم ح. و یک ضربه چاقو به پهلوی و. زد و داخل منزل رفت و اصلا درگیری با هم نشدند همین طولی نکشید که به درگیری برسد. از آقای م. د. فرزند آخر ایشان 27 ساله نقاش اتومبیل به عنوان گواه تحقیق پس از اتیان سوگند اظهار داشته حدود ساعت 10 الی 10/30 صبح بود من جلوی مغازه‌ام که به آژانس حافظ حدود پنجاه متر فاصله دارد بودم دیدم که دو نفر راننده تاکسی تلفنی داخل آژانس (ع. ک. و ق. ق.) با هم بحث می‌کردند من به طرف تاکسی تلفنی رفتم دیدم که ق. ق. جلوی در ایستاده است و لفظی با ع. ک. بحث می‌کردند خ. م. جلوی خانه‌اش که حدود پانزده متر آن طرف تاکسی تلفنی است داشت زیر ماشینش (کامیون) کارهای ماشینش را انجام می‌داد که از زیر ماشین بیرون آمد و دو تا بدگوئی به بچه‌های آژانس کرد (فحاشی نکرد) گفت شکایت می‌کنم آسایش می‌خواهم بچه‌های تاکسی تلفن چیزی نگفتند و. ک. از تاکسی تلفنی بیرون آمد گفت کسی حرف نمی‌زند دو تا راننده دارند با هم بحث می‌کنند برای چه و صدا می‌کنی که خ. م. شروع به بدگوئی و توهین به و. ک. کرد و گفت در آژانس را می‌بندم من رفتم روی خ. م. را بوسیدم. گفتم زشت است صدا نده و و. ک. هم داخل آژانس رفت من خ.م. را جلوی خانه‌اش بردم آرامش کردم که مادر خ. م. از منزل بیرون آمد و به صورت کلی به بچه‌های آژانس بدگوئی کرد و بچه‌های آژانس چیزی نگفتند خ. م. دوباره شروع به سر و صدا کردن کرد که با موبایلش به م. ک. که رئیس آژانس است زنگ زد و گفت می‌بندمش که حدود یک دقیقه طول نکشید م. ک. آمد خ. ایستاد جلوی سینه م. خ. صدا کرد م. ک. گفت تو اگر حرف داری بیا به من بگو و آمد دست خ. م. را بگیرد و آرامش کند که مادر خ. آمد جلو و به م. گفت می‌خواهی بچه‌ام را ببر بزن و... که م. ک. به مادر خ. گفت برو بالا دعوا نداریم خ. به من زنگ زده آمده‌ام صحبت کنیم که در همین حین مرحوم آ. ک. با ماشین رسید ماشینش را پارک کرد پیاده شد و جلوی آژانس ایستاد که خ. دوباره شروع به توهین کردن به آژانس من رفتم صورتش را بوسیدم گفتم زشت است مرحوم آ. ک. گفت این داد و بیداد که تو راه انداخته‌ای نمی‌دانم برای چیست و چه کسی اینجا سر و صدا می‌کند که داری داد و بیداد می‌کنی که خ. م. گفت به تو ربطی ندارد.... آ. ک. ناراحت شد به طرف خ. آمد و خ. آچار چرخ مینی‌بوس دستش بود به طرف آیت آمد و به هم فحاشی کردند که نگذاشتیم درگیر شوند م. ک. به خ. م. گفت نکن برادرم (مرحوم آ.) قلبش درد می‌کند اگر اتفاقی برایش بیفتد ول کن نیستم خ. گفت هر اتفاق بیفتد که م. م. از پشت پنجره آشپزخانه شروع به فحاشی به م. و آ. ک. کرد و م. گفت کثافت بیشور ما داریم حرف می‌زنیم چرا فحش می‌دهی ح. ک. هم رسید گفت کثافت آشغال اگر مردی بیا پآیین فحش بده خواهر م. م. به نام س. م. کف صندلی برای آ. ک. پرت کرد و فحاشی کرد صندلی روی کاپوت ماشین من خورد م. گفت کثافت چرا صندلی روی ماشین آژانس پرت می‌کنی که م. م. روی بالکن آمد و استکان چای به سمت پآیین پرتاب می‌کرد که م. ر. و ح. ب. رفتند بالا و بردنش داخل ده دقیقه‌ای گذشت م. ک. به ما گفت ماشین‌ها را بزنید پآیین‌تر من سوار ماشین شدم پآیین‌تر رفتم در آینه بغل نگاه کردم دیدم شلوغ شده (خیلی شلوغ شده بود) پیاده شدم با سرعت به طرف آن‌ها رفتم دیدم م. م. پآیین آمده است دیدم از آ. جدا شد و یک چاقو آشپخانه در دست وی دیدم ح. ک. به طرف م. م. آمد که یک ضربه چاقو برای ح. انداخت ح. جا خالی داد به ح. نخورد م. م. زمین خورد ح. با دست به صورت م. م. زد که م. م. چاقو را به شکم ح. زد مرحوم آ. ک. با کف صندلی از پشت به سر م. م. زد که م. م. با چاقو از پشت به کمر آ. ک. زد و. ک. آمد م. م. را بگیرد و م. را گرفت که یک ضربه چاقو هم به پهلوی و. ک. زد. من و و. و ح. به طرف م. م. رفتیم که خ. م. با آچار می‌خواست به ح. بزند که ح. با مشت به بینی خ. زد که م. م. داخل خانه رفت و کل جریان همین بود. در تاریخ 1391/06/06 از آقای م. ک.الف. فرزند آ. معروف به ح. 24 ساله تحقیق و به وی خطاب شده بدوا شکایت خویش را بیان کنید؟ در پاسخ اظهار داشته از آقای م. م. به دلیل ایراد جرح عمدی با چاقو نیست به خودم و قتل عمدی پدرم شکایت و تقاضای رسیدگی دارم. به وی خطاب شده حسب محتویات پرونده و گزارش مرجع انتظامی به اظهارات شهود اتهام شما دایر بر شرکت در نزاع دسته‌جمعی منجر به قتل به شما تفهیم می‌گردد و از خودتان دفاع کنید؟ ج- من در آژانس نشسته بودم که راننده آژانس آقایان ق.ق. و ع.ک. با هم بحث می‌کردند خ.م. هم داشت چرخ مینی‌بوس همسایه را باز می‌کرد که خ. شروع به سر و صدا کرد خواهر و مادرش هم پآیین بودند و گفتند چرا ایجاد مزاحمت می‌کنید مرحوم پدرم گفت پسر تو که چند مدت پیش تلویزیون من را دزدید جر و بحث لفظی داشتند که م. م. و خواهرش از بالکن گلدان، استکان به پآیین پرت می‌کردند گفتند زشت است من حرکت کردم داشتم می‌رفتم نزدیک منزل ر. ر. بود که همه صدایم زدند برگشتم دیدم م. م. با پای برهنه به سمت من می‌آید و یک چاقو هم در دستش بود و به من رسید یک چاقو به سمت من پرت کرد که به پهلوی سمت چپم خورد و یک چاقو دیگر هم پرت کرد که به شکم خورد من اصلا وی را نزدم کل جریان همین بود من اصلا درگیر نشدم. از آقای م.ک.الف. 26 ساله تحقیق و به وی خطاب شده بدوا شکایت خویش را بیان نمائید؟ ج- از آقای م. م. به دلیل ایراد جرح عمدی با چاقو شکایت و تقاضای رسیدگی دارم. به نامبرده خطاب شده اتهامت دایر بر شرکت در نزاع دسته‌جمعی منجر به قتل تفهیم می‌گردد از خودتان دفاع کنید؟ ج- روز جمعه قرار بود که همراه یکی از عموهایم داخل زمین او برویم و برای او کار کنم به من زنگ زد و گفت درب آژانس بیا تا با هم برویم سر زمین حدودا ده دقیقه در آژانس نشسته بودم که دو نفر از راننده‌ها با همدیگر بحث کردند و بحث آنان نیز لفظی بود و من نیز آن‌ها را از هم جدا کردم و بعد آقای خ.م. شروع به داد و فریاد کرد که شما آسایش را از ما گرفتید که ما هر چه به آقای م. گفتیم که کوتاه بیا ولی آقای م. هیچ توجهی نکرد فقط می‌گفت فردا آژانس را می‌بندم و یک نفر به عمویم زنگ زده بود و عمویم به درب آژانس آمد و همه راننده‌ها را داخل آژانس آورد و گفت چه خبر شده است و بعد آقای م. همان حرف‌هائی که به ما زده بود به عمویم نیز زد و یک لحظه دیدم که آ.ک. از سرویس برگشت و درب آژانس ایستاد و گفت چه خبر شده است ما گفتیم جدی نیست دو تا از راننده ها بحث کرده‌اند و آقای م. اعتراض کرده است که یک لحظه به آقای م. گفت چه خبر شده است برادر تو که تلویزیون آژانس را سرقت کرد ما هیچ گونه شکایتی نکردیم که یک لحظه آقای خ.م. به آقای آ. ک. توهین کرد و عمویم نیز عصبانی شد که ما نیز میانجیگری کردیم ولی یک لحظه دیدیم از بالای بالکن منزلشان سنگ و اشیاء و ته قلیان و جسم سخت به طرف ما پرتاب می‌کردند و یک لحظه دیدم که عمویم فریاد زد ح. چاقو دستش هست فرار کن ح. تا درب خانه ر.ر. فرار کرد اما آقای م. م. به او رسید یک ضربه به درون شکم آقای ح.ک. وارد کرد که یک لحظه پدر آقای ح.ک. به او رسید می‌خواست که کمک پسرش کند که یک دفعه آقای م. م. برگشت با عمویم درگیر شد که عمویم دو دست او را گرفت که چاقو بزند ولی آقای م. با فشار چاقو را داخل سینه عمویم فرو برد و من را وسط راه دید که چاقو را به طرف من کشید که من دستم را دراز کردم که چاقو به من نخورد و من به او ضربه زدم و او به زمین افتاد و زمانی که بلند شد دور من چرخ خورد و یک ضربه چاقو به زیر بغل سمت چپ من زد و فرار کرد و به منزلشان رفت و زمانی که به من زد عمویم به دنبال او رفت و خواهر آقای م. او را داخل منزل بردند و درب را بستند و من دیگر سرم گیج رفت و دیگر چیزی نفهمیدم. برای آقایان م. ک. معروف به ح. و م. ک. قرار تامین وثیقه هر یک به مبلغ یکصد و پنجاه میلیون ریال صادر شده است. در تاریخ 1391/06/21 بازپرس جهت بازسازی صحنه جرم به محل رفته بازپرس به آقای م. م. متهم خطاب کرده نحوه درگیری خود با مقتول را مشروحا بیان کنید؟ متهم اظهار داشته اول از پنجره نگاه کردم دیدم سر و صدا می‌آید به پنجره وسطی هال آمدم دیدم آقای ق.ق. با ع.ک. برادر مقتول با هم بحث می‌کردند که برادرم خ. م. گفت دعوایتان را داخل آژانس ببرید خ. ماشین درست می‌کرد بعد زنگ زد به مسئول آژانس م.ک.م. آمد با برادرم حرف می‌زد خ. گفت اگر آژانس برای ما مزاحمت ایجاد کند فردا قانونی آن را می‌بندم که در همین حین مقتول آ. ک. رسید سر و صدا کرد فحاشی کرد پسرش ح. از راه رسید موقعی که من بالا بودم آیت آمد من جدی نگرفتم ح. به بالا نگاه کرد فحاشی کرد و گفت پآیین بیا کارت دارم گفتم من دنبال شر و جر نیستم گفت داخل خیابان گیرت می‌آورم که شیشه‌ها را شکستند ندیدم چه کسی زد. من پآیین آمدم کارد دستم بود آیت جلوی آژانس ایستاده بود چون خواهرم زخمی شده بود پآیین آمدم چاقو دستم بود جلو آژانس با آیت درگیر شدم خودش را به طرف من هل داد چاقو به شکمش خورد با هم گلاویز شدیم چاقو را از شکمش درآوردم و در حال گلاویز شدن چاقو را از شکمش درآوردم و در حال گلاویز شدن چاقو به پشتش اصابت کرد ح. داشت از پآیین می‌آمد از سمت منزلشان دو تا سنگ توی دستش بود که جلو منزلشان با ح. درگیر شدم که با سنگ می‌خواست به من بزند که من با چاقو به شکم ح. زدم. دوباره آیت به طرف من آمد با صندلی به طرف من پرتاب کرد بعد از اینکه صندلی را به طرف من پرتاب کرد به منزل برگشتم. ضمنا من جاخالی دادم صندلی به بینی برادرم خ. خورد و من اصلا زخمی نشدم کسی مرا نزده است. در تاریخ فوق اتهام آقای م. م. قتل عمدی مرحوم آیت الله ک. فرزند ق. با چاقو و ایراد جرح عمدی با چاقو نسبت به م.ک.الف. معروف به ح. و م.ک.الف. و شرکت در نزاع دسته‌جمعی منجر به قتل تفهیم گردیده تا از اتهام انتسابی دفاع کند در پاسخ اظهار کرده اتهام را قبول دارم عمل ارتکابی را در دفاع از خود و از ناموسم انجام دادم بقیه اظهاراتم به شرح محتویات پرونده و اظهارات قبلی‌ام می‌باشد. متهم در آخرین دفاع نیز اظهار کرده اتهام را قبول دارم. تقاضای بخشش دارم. به متهم آقای خ.م. اتهام شرکت در نزاع دسته‌جمعی منجر به قتل تفهیم شده تا آخرین دفاع خود را بگوید در پاسخ اظهار کرده اینجانب در درگیری نقشی نداشتم من قصد میانجیگری داشتم همه شهود حاضرند شهادت دهند از کسی نیز شاکی نیستم اتهام شرکت در نزاع را قبول ندارم برادرم که متهم به قتل عمدی است اظهارات بنده را تایید می‌کند که من در درگیری شرکت نداشته‌ام فقط می‌خواستم آن‌ها را از هم جدا کنم به هیچ وجه اتهام را قبول ندارم. در تاریخ 1391/06/26 متهمین م. و م. ک. فرزندان آ. و ر.الف. در شعبه بازپرسی حاضر به م. ک. فرزند آ. خطاب شده اتهام شما شرکت در نزاع دسته‌جمعی منجر به قتل تفهیم شده تا آخرین دفاع خود را بگوید در پاسخ اظهار داشته اینجانب به حمایت از پدرم (مقتول) و در دفاع از ایشان درگیر شدم ولی به کسی صدمه‌ای نزدم کسی را نیز مورد ضرب و شتم قرار ندادم و هم چنین کسی را نیز مجروح نکرده‌ام و کسی نیز از من شاکی نیست. در درگیری توسط آقای م. م. (متهم به قتل) مورد جرح عمدی با چاقو قرار گرفته‌ام و از ایشان شاکی و تقاضای رسیدگی دارم. ضمنا از آقای خ. م. نیز شاکی هستم به دلیل مقصر بودن در ایجاد نزاع که منجر به قتل پدرم گردیده حرف دیگری ندارم. به آقای م. ک. معروف به و. خطاب شده اتهام شما مبنی بر شرکت در نزاع دسته‌جمعی منجر به قتل مجددا تفهیم به عنوان آخرین دفاع چه می‌گوئید؟ براساس اظهارات قبلی‌ام شرکت در نزاع دسته‌جمعی منجر به قتل را قبول ندارم اصلا قصد درگیری نداشتم به نیت میانجیگری آنجا بودم خیلی هم سعی کردم از ایجاد درگیری جلوگیری کنم که در این حین آقای م. م. بعد از مجروح کردن عمو و پسرعمویم به سمت من حمله کرد و مرا با چاقو مورد ضرب و جرح عمدی قرار داد که از ایشان شاکی و تقاضای رسیدگی دارم. اتهام وارده را قبول ندارم. حرف دیگری ندارم. پلیس آگاهی فارس اداره تشخیص هویت و آزمایشگاه اعلام کرده 1 - بر روی یک تیغه چاقوی ارسالی، مقادیر ناچیزی نمونه خون رویت گردید که پس از انجام آزمایشات لازم وجود نمونه خون انسانی بر روی چاقوی مذکور محرز گردید. لیکن به دلیل قلت و کمی نمونه امکان انجام آزمایش تعیین گروه خونی بر روی باقیمانده نمونه مذکور امکان پذیر نمی‌باشد. 2 - به دلیل فساد خون ارسالی ماخوذه از جسد مقتول آ. ک. امکان انجام آزمایشات تکمیلی میسر نمی‌باشد. پزشکی قانونی فارس طی نامه مورخ 1391/07/05 اعلام کرده در خصوص مرحوم آی. ک. به اطلاع می‌رساند علت فوت نامبرده مطابق اعلام قبلی است نتایج آزمایشات سم‌شناسی منفی گزارش شده است و همچنین پزشکی قانونی طی نامه مورخه 1391/08/28 در خصوص آقای م.ک.الف. اعلام کرده از نامبرده معاینه به عمل آمد شرح گواهی نهائی: کلیه ضایعات التیام یافته است و دارای دیه مقرر می‌باشد پرونده مختومه اعلام می‌گردد. بازپرس طی قرار شماره --- - 1391/10/16 قرار مجرمیت 1 - م.م. 2 - خ. م. 3 - م.ک.الف. معروف به ح. فرزند آ. 4 - م.ک.الف. معروف به و. را به ترتیب متهم ردیف اول قتل عمد مرحوم آ. ک.الف. با چاقو شرکت در نزاع دسته‌جمعی منجر به قتل و ایراد جرح عمدی با چاقو نسبت به متهمین ردیف سوم و چهارم و متهمین ردیف دوم و سوم و چهارم شرکت در نزاع دسته‌جمعی منجر به قتل صادر نموده است جانشین دادستان در خصوص آقای م. م. 34 ساله شغل راننده طی کیفرخواست شماره 00710 - 1391/10/16 تقاضای تعیین مجازات متهم را از دادگاه کیفری استان ف. نموده است. پرونده به شعبه پنجم دادگاه کیفری استان فارس ارجاع شعبه مرجوع‌الیه طی تصمیم شماره 00077 - 1391/11/11 اعلام کرده حسب محتویات پرونده و قرار مجرمیت صادره از ناحیه بازپرس محترم متهم به قتل اتهامات دیگری از قبیل شرکت در نزاع دسته‌جمعی و دو فقره ایراد جرح عمدی با چاقو هم داشته ولی در کیفرخواست صادره در این خصوص اقدامی نشده و معلوم نگردیده که آیا دادسرا در این مورد پرونده را به مرجع دیگری ارسال کرده یا خیر، چون باید به اتهامات متعدد متهم در این پرونده یکجا رسیدگی شود، روشن شدن این موضوع در اتخاذ تصمیم دادگاه کیفری استان موثر است، از طرفی ذیل قرار مجرمیت صادره از ناحیه بازپرس محترم، اظهارنظر دادستان محترم مشخص نمی‌باشد و اظهارنظری در این خصوص صادر نشده و دادستان محترم نظریه خود را در خصوص قرار مجرمیت صادره اعلام نکره‌اند به علاوه ذیل قرار مجرمیت صادره در یک خط با خط قرمز ذکر شده در خصوص نزاع دسته‌جمعی بدل تهیه و به شعبه --- جزایی س. ارسال شده ولی معلوم نشده در خصوص کدام متهمان پرونده به دادگاه جزایی ارسال شده و اثری از ارسال وجود ندارد. گواهی حصر وراثت اخذ و ضمیمه نشده تا معلوم شود اولیاء دم مقتول چه کسانی هستند. مقرر است دفتر پرونده از آمار کسر و اعاده تا اقدامات مقتضی را معمول دارند. دادسرا کیفرخواست را در خصوص اتهام متهم م. م.به قتل عمدی مرحوم آ. ک.الف. با چاقو و شرکت در نزاع دسته‌جمعی منجر به قتل و ایراد جرح عمدی با چاقو نسبت به م.ک.الف. معروف به ح. و م.ک.الف. معروف به و. اصلاح و به استناد مواد 257 و 232 و 231 و 227 و 219 و 207 و 206 قانون مجازات اسلامی طی کیفرخواست شماره 00710 - 1391/10/16 تقاضای تعیین مجازات متهم را از دادگاه کیفری استان فارسی نموده است. گواهی حصر وراثت شماره 281 - 1391/07/24 مقتول ضمیمه شده است. حسب محتویات گواهی خانم خ. د. همسر متوفی و م.ر.ک.الف. متولد 1372 و م. ک.الف. متولد 1367 پسران متوفی و خانم‌ها ف.ک.الف. متولد 1365 و م.ک.الف. متولد 1370 دختران متوفی و خانم ن.ز. متولد 1320 مادر متوفی ورثه متوفی هستند. پرونده به شعبه پنجم دادگاه کیفری استان فارس اعاده و دادگاه در تاریخ 1391/12/06 دستور داده به متهم اخطار شود ظرف ده روز پس از ابلاغ اخطاریه وکیل انتخاب کرده و به دادگاه اطلاع دهد. متهم وکیل معرفی نکرده دادگاه از کانون وکلای استان ف. خواسته تا برای متهم وکیل تسخیری معرفی کنند. متعاقبا متهم نیز تقاضا کرده برای وی وکیل تسخیری تعیین نمایند. کانون وکلا آقای ع. س. را به عنوان وکیل تسخیری متهم معرفی نموده است. دادگاه وقت رسیدگی تعیین اولیای دم و مجروحین دعوت و متهم نیز از زندان احضار شده است. در تاریخ 1392/06/05 جلسه رسیدگی دادگاه با حضور نماینده دادستان و متهم به قتل آقای م. م. و وکیل تسخیری وی آقای ع. س. و خانم ن. ز. مادر مقتول و آقایان م. و م. ر. و خانم م. همگی ک.الف. فرزندان مقتول، مجروح م.ک.الف. تشکیل احد از فرزندان مقتول به نام خانم ف.ک.الف. حضور نداشته است. نماینده دادستان طبق کیفرخواست تقاضای تعیین مجازات متهم را نموده است ن. ز. فرزند بابا جان مادر مقتول اظهار داشته از آقای م. م. که فرزندم آیت الله ک. را با کارد به قتل رسانده شکایت دارم. خودم در محل بودم دیدم با کارد سه ضربه به فرزندم زد دو نفر دیگر را هم زخمی کرد تقاضای قصاص دارم. رضایت نمی‌دهم دلیل در پرونده می‌باشد خودم از پنجره دیدم آقایان م. و م. ر. و خانم م. همگی ک.الف. فرزندان مقتول اظهار می‌دارند ما هم از متهم به قتل م. م. که پدرمان را با کارد به قتل رسانده شکایت داریم قصاص می‌خواهیم م.ک.الف. اظهار می‌دارد من در نزاع بودم متهم به من چاقو زد و بستری بودم جریان اینگونه بود آقایان ق. ق. و ع. ک. با هم در آژانس جر و بحث کردند خ. م. برادر متهم به قتل داشت ماشین تعمیر می‌کرد خودش را وارد دعوا کرد، سر و صدا کرد، خواهران نامبرده هم از پشت بام اشیاء را پرتاب می‌کردند. م. م. هم از خانه بیرون آمد بدون اینکه بداند موضوع چه می‌باشد با کارد داخل جمعیت افتاد و به من و پدرم و پسرعمویم حمله کرد پدرم را کشت من و پسرعمویم را مجروح کرد من تقاضای پرداخت دیه بابت جرح خودم و قصاص برای قتل پدرم دارم. آقای م.ک.الف. فرزند ر.الف. اظهار کرده از آقای م. م. که با کارد مرا مجروح کرده شکایت دارم کارد به پهلو سمت راست زده، به دست من هم کارد زده و کارد زده دیه می‌خواهم مجازات او را می‌خواهم رضایت نمی‌دهم. دادگاه به متهم خطاب کرده شما تهدید به ارتکاب قتل عمدی مرحوم آیت الله ک.الف. به وسیله ایراد جرح عمدی با کارد، شرکت در نزاع دسته‌جمعی منجر به قتل و هم چنین دو فقره ایراد جرح عمدی با کارد به آقایان م. و م.ک.الف. بر اساس کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان س. و شکایت اولیای دم مقتول و شکایت مجروحین چه می‌گویی؟ در پاسخ اظهار داشته م. م. فرزند ن. س.، باسواد، بیکار و 35 ساله اهل و ساکن... جنب کلانتری و فعلا از آن محل کوچ کرده در شهرک... را سکونت داریم. تلفن... روز جمعه بود من در حمام بودم سر و صدا شنیدم از حمام بیرون آمدم داخل آشپزخانه ایستادم از پنجره نگاه کردم دیدم ق. ق. با ع. ک. برادر مقتول با هم جر و بحث دارند، سر سیگار کشیدن در ماه رمضان با هم بحث می‌کردند برادرم خ. داشت ماشین تعمیر می‌کرد به آقای ق. گفت بروید داخل آژانس با هم حرف بزنید زنم مریض است. من جریان را نگاه می‌کردم خ. به آقای م. ک. مسئول آژانس زنگ زد و م. ک. داشتند با هم صحبت می‌کردند یکدفعه آیت الله ک. زیر پنجره منزل ما آمد و فحاشی کرد به خ. فحش می‌داد. ح. ک. هم در دعوا بود به من گفت بیا پآیین، من نرفتم، ح. گفت مگر اینکه در خیابان تو را نمی‌بینم دیدم صدای شکستن شیشه آمد رفتم اتاق خواهرم را باز کردم دیدم صورت او زخمی شده بر اثر شکستن شیشه زخمی شده بود من ناراحت شدم بی‌عقلی کردم کارد را برداشتم و پآیین رفته دیدم آیت اله ک. به طرف من آمد صندلی در دست او بود می‌خواست به من بزند جاخالی دادم او به طرف من آمد گفتم سرت سفید است این کار زشت است او یقه مرا گرفت کارد در دست من بود به طرف من آمد کارد به پهلوی او خورد دیدم ح. ک. به طرف من می‌آید و دو عدد سنگ در دست دارد می‌خواست مرا بزند از خودم دفاع کردم و با چاقو به ح. که اسم او در شناسنامه م. می‌باشد زدم به سینه او چاقو زدم من به م. چاقو نزدم در شلوغی چاقو خورده به گردن من گذاشتند، وقتی چاقو به آ. خورد دیگر نفهمیدم چه شد که ح. به طرف من آمد یادم نمی‌آید به ح. چند کارد زدم. من دیگر به آیت الله ک. چاقو نزدم فقط وقتی به طرف من آمد و یقه مرا گرفت چاقو به او خورد فقط یک کارد به او خورد قبول دارم که مقتول به وسیله چاقوی من کشته شده و قبول دارم که م. توسط من مجروح شده ولی مجروح شدن م. را قبول ندارم. مطمئن هستم م. را نزده‌ام. س- غیر از شما کسان دیگری هم چاقو داشتد؟ ج- فقط من کارد داشتم کسان دیگر کارد نداشتند از کسانی که در دعوا بودند فقط من کارد داشتم. س- غیر از شما کس دیگری با مرحوم آ.ک. و آقایان م. و م. ک. درگیر بودند؟ ج- فقط من با این سه نفر درگیر بودم. س- آیا مقتول مرحوم آ. ک. کارد داشت؟ ج- خیر او هم کارد نداشت و من وقتی رفتم کلانتری خودم را معرفی کنم کارد را نبرده بودم ماموران رفتند با نشانی‌هائی که دارم کارد را از منزل ما آوردند و همین کاردی است که در دادگاه به من نشان داده شد. آقای ع. س. به وکالت تسخیری از متهم به قتل اظهار داشته به نام خدا چون شهود در اظهارات خود دچار تناقض‌گوئی شده‌اند و عده‌ای گفته‌اند موکل از جلو به مقتول چاقو زده و دیگران گفته‌اند از پشت چاقو زده تقاضای استماع مجدد شهادت شهود توسط دادگاه محترم را دارد. در ماهیت موضوع با توجه به اینکه مرحوم آ. ک. در ابتدا به وسیله کفی صندلی به موکل حمله کرده و باعث شده که موکل بر زمین بخورد و م. معروف به ح. موکل را زد و آ. ک. از پشت با کف صندلی به سر موکل زده که موکل با چاقو از پشت آ. ک. را زده. دفاعی وجود ندارد از اولیاء‌دم مقتول تقاضای عفو و بخشش دارم. دادگاه تصمیم گرفته چون تحقیق از آقایان ر. ر.، س. ر.، م. د.، ر. ف.، م. ک. که شاهد درگیری نزاع منجر به قتل بوده‌اند ضروری است از اقرار استماع شهادت شهود صادر و اعلام می‌گردد و مقرر است دفتر وقت رسیدگی تعیین، طرفین احضار وقت رسیدگی به وکیل و نماینده دادستان ابلاغ، شهود احضار گردند به طرفین ابلاغ شود چنانچه شهودی دارند به همراه بیآورند. در تاریخ 1392/02/23 در وقت مقرر جلسه رسیدگی دادگاه با حضور نماینده دادستان و متهم م. م. و آقای ع. س. وکیل تسخیری وی و تعدادی از اولیای‌دم به نام‌های م. و م. ر. و ف. و م. ک. و مصدومین آقایان م. و م. ک. تشکیل از گواهان دعوت شد آقایان ر. ر. و م. د. و م. ک. نیز حضور داشته‌اند. ر. ر. پس از معرفی خود و اتیان سوگند و اطلاع از مورد گواهی اظهار داشته روز سیزدهم ماه رمضان بود ساعت 10 صبح موقعی که از سرویس برگشتم چون راننده آژانس هستم، یکی از بچه‌ها به نام ن. ک. در آژانس سیگار می‌کشید من آمدم بیرون نشستم و یکی از راننده‌های دیگر به نام ق. ق. گفت چرا بیرون نشسته‌ای گفتم روزه هستم و سیگار می‌کشند و ایشان رفت و صحبت کرد و موجب درگیری لفظی شد و صدایشان بلند شد یک نفر به نام خ. م. با فاصله 20 متری داد زد که چرا سر و صدا می‌کنید همسرم مریض است سر و صدا نکنید آقای م. ک. رفت جلویش و گفت شما هم سر و صدا دارید بعد م. ک. که مدیر آژانس است. و خ. م. به وی زنگ زده بود م. ک. هم آمد. بین بچه‌ها سر و صدا بلند شد دو تا از خواهرهای م. م. بالای بام فحاشی می‌کردند آقای م. ک. هم جواب آن‌ها را می‌داد و یک سنگ انداخت خورد توی شیشه منزل و آن‌ها هم چند تا صندلی و استکان برای م. پرتاب کردند در همین موقع آ.ک. از سرویس برگشت، آیت با مادر م. م. با سر و صدای بلند صحبت می‌کردند ناخودآگاه م. م. از طبقه بالای منزل پآیین آمد یک کارد دست وی بود پشت شانه آیت زد فاصله دو سه دقیقه آیت چند متری آمد افتاد که من آیت را به بیمارستان بردم وقتی آیت را سوار کردم دیدم م. هم‌خونی است ولی ندیدم چه کسی وی را زد و م. ک. را هم با خودم بردم بیمارستان و م. ک. را هم ندیدم چه کسی زد فقط م. م. کارد داشت و کس دیگری کارد نداشت م. م. از پشت سر مرحوم آیت را زد که کارد دست وی بود جنباند و خورد وکیل متهم از شاهد سوال کرده آیا شخصا دیده که موکل چاقو به آیت زد. شاهد در پاسخ بیان کرده بلی با چشم خودم دیدم در صحنه بودم. آقای م.ک.الف. شاهد دوم پس از معرفی خود و اتیان سوگند و اطلاع از صدور گواهی اظهار داشته روز جمعه که روز درگیری بوده در منزل نبودم داداش م. م. به نام ا. از تلفن خ. م. زنگ زد و گفت یک شب شده است زود بیائید من هم کمتر از دو دقیقه شد رسیدم وقتی رسیدم دعوایی وجود داشت فقط خ.م. داد و هوار می‌کرد من برادر آیت هستم و من بچه‌ها را در آژانس بردم سوال می‌کردم مرحوم آیت هنوز حضور نداشت در همین حال آمد، رسید، سوال کرد خ. م. چرا داد می‌زند گفتم داخل بیائید تا بگویم برادرم می‌خواست داخل بیاید که خ. م. زیاد سر و صدا می‌کردند سمت خسرو رفت توی پیاده‌رو با هم بگو مگو داشتند و خ. آرام نمی‌شد شاید پنج دقیقه طول نکشید و خ. تهدید می‌کرد و برادرم مرحوم آیت گفت هر غلطی می‌توانی بکن خودم هر چه خواهش کردم فایده نداشت یک دفعه م. م. در طبقه بالا داد و بیداد و سر و صدا می‌کرد پسر برادرم م. حرکت کرد سنگ بردارد که خواهرای م. م. هر چه وسایل داشتند پرتاب کردند و من م. را گرفتم و چند متری دور کردم و وقتی برگشتم روبروی در تاکسی که رسیدم م. م. با یک رکابی و پای پتی وارد شد و من خواستم جلوی وی را بگیرم و چیزی در آن لحظه ندیدم و مستقیم رفت به طرف م. و م. را زد و من 20 متری فاصله داشتم و برادرم مرحوم در پیاده‌رو بود و متهم رفت به سمت مرحوم برادرم پس از اینکه دو سه ضربه برای برادرم انداخت دست م. م. را گرفت و من به سمت کلانتری رفتم و من زدن ضربه به برادرم را ندیدم و زدن م. ک. را هم ندیدم. وقتی از کلانتری برگشتم چون کلانتری نزدیک است دیدم برادرم زخمی است و من خون ندیدم من در کلانتری شنیدم که برادرم زخمی شده است و خود متهم میگفت زده است و حتی در کلانتری تهدید می‌کرد عین واقعیت همین است و من کارد را دست متهم ندیدم فقط احساس کردم کارد داخل دست وی بود. طرفین بیان داشتند سوالی از شاهد نداریم. شاهد بیان داشته حتی چندین بار با اهل خانواده‌اش درگیر شده است که من از وی کاردش را گرفتم. دادگاه به متهم خطاب کرده در این مورد چه می‌گویی؟‌ بیان داشته قبول دارم چند بار منزل ما آمده است و اگر کارد از دست من گرفته است اشتباه کردم یک اشتباهی بوده است. شاهد بعدی آقای م. د. پس از معرفی خود و اطلاع از مورد گواهی و اتیان سوگند اظهار داشته مرحوم دایی من می‌باشد من دقیقا مغازه‌ام حدود سی الی چهل متر از تاکسی تلفنی دورتر است حدود ساعت 10 الی 10/5 صبح روز جمعه بود من در مغازه کار می‌کردم و در آژانس صدا می‌آمد آقای ق. ق. از آژانس بیرون آمد متوجه شدم که بدحرفی می‌کند و جلوتر نگاه کردم رفتم رسیدم آقای ن. ک. با ق. بحث کرده بودند که ماه رمضان است چرا سیگار کشیده است خ. م. برادر متهم حدود بیست متری داشت چرخ ماشین را باز می‌کرد و سر و صدا می‌کرد چرا رعایت نمی‌کنید و خودم رفتم خ. را کنار کشیدم گفتم چرا سر و صدا می‌کنی حل می‌شود و خیلی سر و صدا می‌کنی حل می‌شود خیلی سر و صدا می‌کرد و سر و صورتش را بوس کردم و عذرخواهی کردم و گفت باید م. بیاید تکلیف را مشخص کند با عصبانیت زنگ زد به م. و م. آمد در همین حین مادر خ. آمد و سر و صدا کرد و فحش می‌داد هنوز مرحوم آ.ک. در محل نبود و ن. ک. رفت، در همین حین و. (م.) ک. گفت شما سر و صدا می‌کنید مگر ما حرف زده‌ایم خ. سر و صدای بیشتر می‌داد در همین حین م. ک. رسید و دست خ. را گرفت و گفت مسئله را حل می‌کنم ولی خ. داد و بیداد می‌کرد و بددهنی می‌کرد، یک لحظه صدای م. م. توی دریچه صدا داد و فحاشی کرد و گفت می‌آیم پآیین همه‌تان را می‌کشم که همه مردم به وی بدگوئی کردند، م. م. چند استکان از همان بالا پرتاب کرد م. ر. رفت بالا او را بغل کرد و داخل منزل برد. م. ک. به م. م. گفت می‌بینمت مرحوم آیت بعد از م. ک. رسیده بود و حتی مرحوم م. را هل داد که سر و صدا نکن و برو منزل و من سوار ماشین خودم شدم که ماشین را جابجا کنم وقتی می‌خواستم پیاده شوم دیدم سر و صدا شد و من دیدم دائی‌ام مرحوم آیت در بغل م. بود و از هم جدا شدند بعد که از دائی‌ام جدا شد ح. (م.) را زد من با چشم خودم دیدم م. را با چاقو زد وقتی م. را زد برگشت به طرف دایی من و دائی من خم شد (ناخوانا) بردارد به م. م. بزند که م. م. از پشت با کارد زد و دائی من با صندلی به م. م. زد که خورد زمین و می‌خواست فرار کند که و. می‌خواست او را بگیرد که در بغل هم رفتند و و. چاقو خورد ولی من مستقیما ندیدم که چاقو بزند. اما دیدم که به م. و پدرش ضربه زد. عین واقعیت همین بود که گفتم طرفین بیان داشتند سوال نداریم. دادگاه به طرفین خطاب کرده چنانچه در مورد اظهارات شهود مطلبی دارید بیان کنید. متهم اظهار داشته یک چیزهایش را قبول دارم موقعی که من از حمام بیرون آمدم بحث می‌کردند موقعی که صدای شیشه آمد دیدم خواهر کوچکم صورتش خونی شده است ناراحت شدم و نتوانستم خودم را بگیرم و با کارد بیرون رفتم با مرحوم بحث کردم و دست به یقه شدیم و کارد به شکم وی زدم. موقعی که مرحوم بلند شد یک ته صندلی انداخت که جاخالی دادم به من نخورد. اگر دستم بخورد قبول دارم من و. را ندیدم. دادگاه به متهم خطاب کرده اتهام‌های شما مجددا مبنی بر قتل عمدی و ایراد جرح عمدی با چاقو و شرکت در نزاع منجر به قتل با دریل تفهیم می‌گردد به عنوان آخرین دفاع چه می‌گوئید؟ در پاسخ اظهار داشته اشتباه کردم بچگی کردم تقاضای بخشش دارم. از خانواده مرحوم تقاضای عفو دارم دفاعیات قبلا گفته‌ام حرف دیگری ندارم. وکیل تسخیری در آخرین دفاع اظهار داشته با توجه به اینکه متهم صریحا اقرار دارد از خانواده محترم مقتول تقاضای عفو و بخشش دارم. حرف دیگری ندارم. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- - 1392/09/27 پس از بیان گردشکار پرونده اعلام کرده بنابراین با التفات به درخواست قصاص از ناحیه اولیای‌دم و مطالبه دیه از ناحیه مجروحین و اینکه عمل متهم با توجه به وسیله ارتکاب جرم و کیفیت جرم و موضع اصابت نوعا کشنده محسوب می‌گردد. مستندا به مواد 172 ، 211 ، 290 بند الف 381 ، 417 ، 418 ، 448 ، 449 ، 641 ، 488 ، 709 ، 710 ، 711 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 مواد 614 و 615 قانون مجازات اسلامی مصوب 75 با رعایت مواد 134 ، 135 همان قانون اولا در مورد اتهام قتل عمدی حکم به قصاص نفس متهم صادر و اعلام می‌گردد ثانیا در مورد بزه ایراد جرح عمدی با چاقو از جنبه خصوصی جرم حکم بر محکومیت متهم به پرداخت یک دوم دیه کامل بابت جراحت جائفه دو درصد دیه کامل بابت ارش آسیب پارگی لوب چپ کبد و دیواره معده و نیم درصد دیه کامل بابت ارش خراشیدگی سطحی پهلوی چپ در حق شاکی م. ک.الف. و یک سوم دیه کامل بابت جراحت جائفه و نیم درصد دیه کامل بابت پنج فقره جراحت حارصه در انگشت‌های دست راست در حق شاکی آقای م.ک.الف. و از جنبه عمومی جرم به تحمل یک سال حبس صادر و اعلام می‌گردد. ثانیا در مورد بزه شرکت در نزاع منجر به قتل به تحمل سه سال حبس محکوم می‌گردد. دادنامه در تاریخ 1392/10/28 به آقای ع.س. وکیل تسخیری متهم ابلاغ و نامبرده طی لایحه‌ای که به شماره 00086 - 1392/11/14 ثبت دفتر دادگاه شده تقاضای تجدیدنظر نموده است. لایحه در موقع شور قرائت خواهد شد. دادنامه در تاریخ 1392/10/28 به آقای م. ک. نیز ابلاغ شده است پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای م.ن.ی صالح آباد عضو ممیز و نظریه کتبی جناب آقای دکتر احمد رفیعی دادیار محترم دیوان عالی کشور مبنی بر وجود اشکال در رسیدگی دادگاه از این حیث که اصولا اولیای‌دم می‌باید تقاضا و شکایت نموده را لزوما در حضور دادگاه مطرح نمایند و از خانم ف.ک.الف. در دادگاه تحقیق شده مشاوره نموده چنین رای صادر می‌کند:

رای شعبه دیوان عالی کشور

حسب گواهی حصر وراثت شماره 281 - 1391/07/24 ورثه مرحوم آیت اله ک. که حق مطالبه قصاص دارند خانم ن.ز. مادر مقتول و آقایان م. ر. و م. و خانم‌ها ف. و م.ک.الف. فرزندان مقتول هستند و در اولین جلسه رسیدگی دادگاه مورخ 1392/06/05 از اولیای دم خانم ن.ز. مادر مقتول و آقایان م. و م. ر. و خانم م. همگی ک.الف. فرزندان متوفی حضور داشته و تقاضای قصاص متهم را نموده‌اند و خانم ف.ک.الف. حاضر نبوده است و در جلسه رسیدگی مورخ 1392/09/23 خانم ف. حضور داشته ولی در این مورد اقدامی نشده و اصولا اولیای‌دم حاضر صحبتی نکرده‌اند و چون تحقیق از کلیه اولیای‌دم در دادگاه لازم است پرونده از این نظر ناقص تشخیص می‌گردد. لذا به استناد بند 2 قسمت ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری رای معترض‌عنه نقض و پرونده به دادگاه صادرکننده رای منقوض ارسال تا پس از رفع نقص و صدور رای و ابلاغ به طرفین در صورت تجدیدنظرخواهی به دیوان عالی کشور ارسال گردد.

رئیس و مستشار شعبه --- دیوان عالی کشور

محمد ناصری صالح آباد - سید عبدالرضا طباطبائی

منبع