تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در دعوی اثبات نسب، در صورتی که خوانده دعوی ادعای خواهان را قبول داشته و اقرار به نسب نماید، دعوی ثابت است و استناد به دلیل دیگری از جمله آزمایش DNA لازم نیست.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/10/27
خلاصه جریان پرونده
خانم س. گ. دادخواستی به طرفیت آقایان و خانم ها خ.، غ.ن.، س.، ث.، م.، الف. و خانم ف. د.د. و اداره ثبت احوال گالیکش به خواسته اثبات نسب تقدیم و توضیح داده:تقاضای صدور حکم به اثبات نسب نسبت به آقای غ.ن. گ. به عنوان پدر و خانم ف. د.د. به عنوان مادر را دارم. دادخواست به شعبه دوم دادگاه حقوقی شهرستان گالیکش ارجاع میگردد. پس از جری تشریفات قانونی در تاریخ 92/3/6 جلسه دادگاه با حضور خواهان و خواندگان آقای غ.ن. گ.و. خانم ها الف. و ث. گ. تشکیل میشود.سایرین حضور ندارند.خواهان می گوید من دعوایم را نسبت به خواندگان سوم تا آخر مسترد می نمایم. من فرزند مشترک خواندگان غ.ن. گ.و. خانم ف. د.د. هستم. آنان دارای دو فرزند هستند اولی ث. دومی من،برای ث. شناسنامه گرفته اند ولی من فاقد شناسنامه هستم.جهت اثبات ادعای خود گواه دارم.خواستار صدور حکم به خواسته اثبات نسب و الزام اداره ثبت احوال به صدور شناسنامه برای خود هستم.خوانده آقای غ.ن. گ. اظهار میدارد اظهارات خواهان را قبول دارم.بنده دارای دو همسر می باشم اولی ف. د.د. و دومی رعنا یاقوتی. خواهان و دختر دیگرم ث. گ. فرزندان همسر اولم هستند.(ص 16 پرونده) دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر مینماید. در تاریخ 94/4/29 دادگاه جهت استماع شهادت شهود تشکیل میشود. خواهان اظهار میدارد گواهانم را در دادگاه حاضر نموده ام. تقاضای استماع اظهارات آنان را دارم. پرونده ای نیز در خصوص تابعیت در شورای تامین و اطلاعات مطرح نموده ام. اداره ثبت احوال به بنده اظهار داشته تنها با اثبات نسب برایت شناسنامه صادر می نماییم. از گواه به نام آقای عباسعلی شامرزایی 60 ساله تحقیق میشود.او می گوید غ.ن. دارای چهار فرزند از همسر اولش میباشد.من بچه های او را به چهره می شناسم. دادگاه از وی سئوال می کند بچه های غ.ن. جملگی در دادگاه حاضرند خواهان (س.) کدام یک از آنان است؟ گواه خانم م. را نشان می دهد.دادگاه خطاب به گواه حسب اظهار غ.ن. از همسر اول دو فرزند داشته شما چطور اظهار می دارید دارای چهار فرزند است از همسر اول است؟ج: دقیقا نمی دانم. بچه های او در منزل هستند کمتر بیرون می آیند ایشان را نمی بینم. از گواه دیگر به نام آقای نظر ذاکری فرد 63 ساله در خصوص موضوع تحقیق میشود. او می گوید خواهان فرزند مشترک غ.ن. و ف. د.د. است. مادرش الان در سرخس است و مریض احوال میباشد. غ.ن. دارای چند همسر است.یک همسر در سرخس است یک همسرش فکر می کنم فوت شده است.دقیقا نمی شناسم. دادگاه خطاب به گواه از بین بچه های غ.ن. که در دادگاه حاضر هستند کدامیک خواهان به نام س. است؟گواه فرزند بزرگ غ.ن. به نام ث. را نشان می دهد. س - شما که با غ.ن. در یک روستا زندگی می کنید چطور نمی دانید همسر دومش زنده است یا مرده ؟ ج: بنده کارگری در دامغان می روم بچه هایش را نمی شناسم. (صفحات 37 - 36 ) دادگاه طی دادنامه شماره --- مورخ 92/4/31 مبادرت به صدور رای مینماید.حسب رای صادره: دادگاه توجها به محتویات پرونده، اظهارات خواهان، اظهارات گواهان تعرفه شده که جملگی در دادگاه هیچ شناختی نسبت به خواهان نداشته و گویا برای یک بار ایشان را ندیده اند و از روی حدس و گمان گواهی نمودهاند دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص و حکم به بطلان آن صادر مینماید و در خصوص خواندگان سوم به بعد با توجه به استرداد دعوی قرار رد دعوی صادر میگردد. پس از ابلاغ دادنامه،آقای علی قربانی وکیل دادگستری به وکالت از خواهان بدوی نسبت به رای صادره اعتراض و تجدیدنظرخواهی مینماید. اجمال جهات اعتراض این است که دادگاه هیچ توجهی به اظهار پدر موکله ننموده است.موکلم خواهری به نام ث. دارد که او دارای شناسنامه است.دادگاه جهت کشف حقیقت اقدامی نکرده است.آزمایشات ژنتیک نیز راهکار مناسبی تلقی میشود. تقاضای نقض رای بدوی و صدور حکم به خواسته را دارد. پرونده جهت رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان گلستان ارجاع میشود. دادگاه در تاریخ 92/12/20 با حضور تجدیدنظرخواه و وکیل او و نیز احد از خواندگان به نام آقای غ.ن. گ. تشکیل میشود.سایرین حضور ندارند.تجدیدنظرخواه و وکیل او به شرح دادخواست تجدیدنظر خواسته خود را بیان می نمایند. آقای غ.ن. گ. می گوید: تجدیدنظرخواه فرزند من است.خانم ف. زن اولم بوده دو فرزند به نام س. و ث. از او دارم. طلاق که دادم 17 - 18 سال است که رفته است از او خبر ندارم.من بلوچ هستم او هم بلوچ بود. حاضر به انجام آزمایش های قانونی هستم.دادگاه دستور انجام آزمایش دی ان ای را صادر مینماید. حسب اعلام پزشکی قانونی نسبت پدر فرزندی آقای غ.ن. گ. (پدر احتمالی) نسبت به س. گ. (فرزند) رد میگردد.(ص 99 ) با ابلاغ نظریه پزشکی آقای وکیل نسبت به آن اعتراض مینماید و درخواست آزمایش مجدد دی ان ای را مینماید.دادگاه دستور تعیین وقت مجدد را صادر و به تجدیدنظرخواه اخطار میشود تا مسجّلین استشهادیه تقدیمی را جهت تحقیق به دادگاه معرفی نمایند.در تاریخ 93/11/8 جلسه دادگاه تشکیل میشود.مسجّلین استشهادیه حاضر نمی شوند. طرفین مطالب خود را بیان می نمایند. مطالب ابرازی تکرار دفاعیات سابق است.خانم ث. گ. می گوید: من خواهر ابوینی تجدیدنظرخواه هستم.وکیل تجدیدنظرخواه تقاضای تحقیق بیشتر را مینماید.دادگاه با اعلام ختم دادرسی طی دادنامه شماره --- - 93/11/11 مبادرت به صدور رای مینماید.حسب رای صادره: با توجه به نظریه پزشکی قانونی و نیز عدم معرفی شهود و مسجّلین استشهادیه به دادگاه جهت تحقیق مویّد صحت استنتاج دادگاه بدوی است بنابراین با رد اعتراض دادنامه معترض عنه تایید میگردد.پس از ابلاغ رای،خانم س. گ. نسبت به آن اعتراض و فرجام خواهی کرده است.اجمال اعتراض این است که اینجانب به نظریه پزشکی قانونی مازندران اعتراض نمودم و دادگاه نسبت به آن توجهی نکرد. من ازدواج کرده ام و دارای یک فرزند هستم.شوهرم از رابطه پدر و فرزندی من و غ.ن. گ. آگاه است.هویت بنده روشن است.مادرم در سه سالگی طلاق گرفته و دارای شناسنامه است.تقاضای تحقیقات محلی از دائی های خودم را دارم.آمادگی معرفی شهود و نیز تحقیقات بیشتر را دارم.سپس پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای غلامحسین ذات عجم عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حمیدرضا محمدباقری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: صدور رای شایسته موافق موازین قانونی مورد تقاضا میباشد. در خصوص دادنامه فرجام خواسته،مشاوره نموده و چنین رای می دهد:
فرجام خواهی خانم س. گ. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 93/11/11 صادره از شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان گلستان موجّه و قابل پذیرش تشخیص داده میشود، زیرا اولا -احد از خواندگان دعوی بدوی یعنی آقای غ.ن. گ. پدر خواهان نسبت فرزندی مدعی را اقرار و قبول کرده است و خواندگان دیگر نیز ادعای فرجام خواه را تکذیب نکرده اند و اظهارات مطّلعین از جمله خواهر ابوینی خواهان نیز مویّد ادعای وی بوده است. ثانیاحسب مفاد ماده 202 قانون آیین دادرسی مدنی هرگاه خوانده دعوی اقرار به امری نماید که دلیل ذیحق بودن خواهان باشد دلیل دیگری از جمله آزمایش دی ان ای لازم نبوده است. لهذا رای فرجام خواسته مغایر با موازین شرعی و مقررات قانونی صادر گردیده و به استناد بندهای 2 و 3 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و به استناد بند(ج)ماده 401 همان قانون پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض دادگاه تجدیدنظر صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و عضو معاون
دکتر علیزاده - غلامحسین ذات عجم