تأثیر عدم تفیهم اتهام تغییر یافته بر اعتبار رأی صادره

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/02/29
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: چنانچه عنوان اتهامی از مشارکت به معاونت تغییر یابد،عدم تفهیم اتهام جدید، سبب بی اعتباری رای صادره و تجویز اعاده دادرسی نیست.

رای شعبه دیوان عالی کشور

آقای الف. م. در تاریخ 91/12/5 با مراجعه به دادسرای عمومی و انقلاب مراتب مفقود شدن دوست و مهمانش به نام س. ه. را کتبا اعلام کرده و توضیح داده که دوستم س. ه. از شهرستان خوی برای دیدنم به نشتارود آمده بود در مورخ 91/12/4 حدود ساعت 19/30 از ما فاصله گرفت و در مسیر نشتارود به تنکابن بود به ایشان گفتم کجایی گفت قصد رساندن یک خانم و بچه خردسالش را دارم. سی دقیقه بعد تماس حاصل شد باز هم از دادن پاسخ خودداری و سروصدا از پشت موبایلش می آمد بعد موبایلش خاموش شد نمی دانم چه اتفاقی برای دوست ما افتاده با توجه به اینکه اهل خوی است و اینجا غریب است دلواپس سلامتی او هستم. گزارش مورخ 91/12/5 مرجع انتظامی حکایت از کشف یکدستگاه خودرو سمند نقره ای به شماره پلاک --- ب 79 --‌- 27 در کمربندی بزرگ جنب میدان میوه و تره بار در جاده لوله گاز و کشف جسد فردی حدود 50 ساله ملبس به کت و شلوار و پیراهن چارخانه آبی در صندلی عقب اتومبیل مکشوفه دارد (ص 3 ) جسد مکشوفه که هویت وی س. ه. متولد 1341 اعلام گردیده به پزشکی قانونی انتقال یافته است. برابر گزارش معاینه جسد در معاینه سر و صورت، جراحت خونریزی دهنده در کاسه سر مشهود بود که احتمالا بر اثر برخورد جسم نوک تیز ایجاد شده کبودی وسیع و پارگی در ابروی چپ، کبودی در اطراف چشم راست داشته پارگی و تورم و کبودی وسیع در لب بالا طرف چپ مشهود بوده زبان در لای دندانها قرار داشته، در ناحیه گردن آثار فشاری طناب یا مشابه آن به طور افقی مشهود بوده در زیر ناخنها هیچگونه آثار دفاعی مشهود نبود. خونمردگی وسیع در زیر پوست سر طرف چپ مشهود بود خونمردگی وسیع در خلف حلق و حنجره مشهود بود، شکستگی استخوان لامی داشته است شکستگی استخوان جناغ همراه شکستگی دنده 5 - 4 طرف راست داشته است (ص 32 ) پزشکی قانونی پس از نمونه برداری و انجام آزمایشات سم شناسی و آسیب شناسی علت فوت را آسیب به ع ن. حیاتی گردن در اثر جسم قابل انعطاف تعیین کرده است (ص 367 ) بنا به گزارش مرجع انتظامی با انجام تحقیقات گسترده پلیسی و بهره گیری از اطلاعات مخبرین محلی در رابطه با قتل س. ه. افرادی به اسامی س. ا.الف معروف به سالار و م. الف.گ. و خانم ف. م. ب. « همسر س. الف »; به عنوان مظنون شناسایی و دستگیر شده اند. در اداره آگاهی از م. الف.گ. تحقیق به عمل آمده اظهار داشته چند سال است که با س. االف. آشنا هستم و مدتی با هم ارتباط نداشتیم تا اینکه یک هفته قبل با من تماس گرفت و گفت یکی ناموس مرا اذیت می کند گفتم به من ربطی ندارد دست از سر من بردار. گفت این دفعه را بیا قطع کردم مجددا چند مرتبه تماس گرفت تا روز جمعه همدیگر را ملاقات کردیم. نامبرده اجمالا اظهار داشته که با س.الف. و ف. م. ب. با مرحوم درگیر شدیم. (ص 97 ) نامبرده در خصوص نحوه درگیری اظهار داشته: غروب بود که جلوی پمپ بنزین که از قبل با سالار هماهنگ کرده بودیم با یک پراید که راننده اش یک خانم بود به سمت نشتارود حرکت کردیم. یک نفری به گوشی زن سالار زنگ می زد که کجایید سرِ بازار نشتارود رسیدیم مرتب به گوشی خانم سالار زنگ می زدند که می گفت می آییم دور زدیم زن سالار پیاده شد سوار ماشین سمند نقره ای شد یک نفر راننده تنها بود زن سالار و آن راننده حرکت کردند به طرف تنکابن از قبل به من گفته بودند که سرِ بازار نشتارود یقه اش را بگیریم و با او درگیر شویم. ما هم پشت سر او با پراید آژانس که راننده اش یک خانم بود حرکت کردیم. تا اینکه کنار ساحل داخل کوچه ای پیاده شدیم 10 الی 20 دقیقه ماندیم یکدفعه زن سالار و خودرو سمند داخل کوچه آمدند البته زن سالار مرتب با شوهرش در ارتباط بود فکر کنم مسیر را مشخص می کرد من اطلاع نداشتم که قضیه چیه دیدم که زن سالار با راننده سمند جروبحث می کنند و آن راننده لباس ف. را می کشید سالار رفت جلو و با داسی که در دست داشت شیشه جلو ماشین سمت راننده را شکست و از من کمک خواست و من هم آن راننده را نگهداشتم. خیلی قوی هیکل بود او هم مرا چپ و راست می زد گفتم ناموس مردم ناموس شما نیست مرتب قسم و آیه می خورد و می گفت که مرا اشتباه گرفتید اشتباه شده گفتم زن مردم را آورده ای کنار دریا اشتباه شده درگیری شدیدی با آن راننده داشتیم من فقط سیلی می زدم. سالار گفت تو دیگه ول کن برو بقیه اش با من، مرتب فحش می داد آن موقع متوجه نشدم که زن سالار کجا رفت و سالار و آن راننده به طرف تنکابن می آمدند و من هم به طرف چالوس رفتم. متهم در ادامه بازجویی توضیح داده که سالار جیب و شلوار راننده را گشت گوشی، پول و مدارک او را گرفت می خواست به من بدهد گفتم نمی خواهم من فقط بخاطر ناموس با تو آمدم. به سالار گفتم اگر می خواهی ادب بشه ادب شد ول کن برویم. سوارش کردیم دور زدیم به سالار گفتم چکارش کنیم. بندازیم برویم هنوز آن راننده با شال محکم به صندلی بسته بود مجددا دور زدیم تا میدان میوه و تره بار ولش کنیم برود. دستانش را باز کردیم و آن مرحوم را روی صندلی گذاشتیم. (ص 100 ) متهم در ادامه اظهار داشته داس دست من بود از آن استفاده نکردم من با مشت و لگد می زدم کلاه پشمی سیاه را سالار آورده بود که به صورت خود بزنیم تا شناسایی نشویم. من با مشت به صورت و ابرویش زدم که شکست و با دستم دندان مرحوم را شکستم سه الی پنج مشت محکم به صورت و پیشانی مرحوم زدم و همان موقع خون آمد و به شیشه ماشین پاشید. من با سالار مرحوم را به صندلی عقب گذاشتیم سر باطری را سالار قطع کرد نمی دانم چرا این کار را کرد وقتی سالار درب جلو را باز کرد مثل یک جسد بیرون افتاد و مرحوم را دو نفری روی صندلی عقب گذاشتیم. و ساعت 10 شب با هم به خرم آباد منزل سالار رفتیم. (ص 101 ) در پلیس آگاهی از ف. م.ب. نیز تحقیق شده اظهار داشته دو روز قبل از حادثه به درخواست همسرم به م.ر. که از قبل آشنایی و خصومت داشت تماس گرفتم که او خواست من به منزل یکی از دوستانش در نشتارود بروم تا خودش از آستارا بیاید. من بعد از مشورت با همسرم گفتم نمی آیم گفت پس دو روز دیگر می آیم و با هم می رویم جایی ویلا می گیریم روز جمعه ساعت 1/5 به م.ر. تک زدم او تماس گرفت و گفت خودش آستاراست ولی دو تا از دوستانش از ارومیه آمده اند. از من خواست بروم آنجا و یکی از دوستانم را هم ببرم. من قبول کردم و سر قرار رفتم جلوی مسجد بازار نشتارود که م.ر. گفته بود. شماره مرا به س. ه. داده بود او با من تماس گرفت سوار ماشینش شدم خواستم صندلی عقب بنشینم که درب جلو را برایم باز کرد. به همراه س. ه. به بهانه دوستم رفتیم نرسیده به مجتمع میلاد داخل کوچه رفته و گفتم ماشین را خاموش کند همسرم که از قبل با یکی از دوستانش متنظر بود شیشه ماشین را شکست و دست و پای او را بستند و جلوی ماشین نشاندند و شوهرم رانندگی کرد و دوستش از صندلی عقب مراقب س. ه. بود. من با ماشین دربست به خانه برگشتم حدود ساعت یازده شب همسرم به خانه آمد و گفت که نفس می کشید و زنده بود گذاشتم با ماشین جایی که کسی بتواند سریع پیدایش کند. (ص 103 ) خانم ف. م. ب. توضیح داده که مرحوم س. ه. را برای اولین بار دیدم و شماره مرا آقای م.ر. به او داده بود. آلات قتاله دو عدد داس، دو شال و دستکش داخل نایلون گذاشته و با خود بردیم قصد ما این بود که م.ر. را سر قرار بیاوریم. (ص 104 ) از متهم س. الف. شوهر خانم ف. م.ب. در خصوص چگونگی قتل مرحوم س. ه. تحقیق به عمل آمده اظهار داشته: شخصی به نام عزت.الف. آقای م.ر. ار خرید و فروش کیوی بود به من پیشنهاد کار برای سردخانه و جاهای دیگر داد و برای کار شماره م.ر.را به همسرم داد.

هسرم در حضور خودم به ر.زنگ زد و گفت برای شوهرم کار جور کن. من که احتیاج به پول داشتم همسرم به م.ر. می زند و قرار می گذارد که از او پول دستی بگیرد بعد از چند روز متوجه شدم همسرم از او پول گرفته و دریام که او از همسرم سوء استفاده جنسی می‌نماید و برای همسرم پیامک می فرستاد و زنگ می زد. موضوع را به همسرم گفتم او گفت اشتباه کردم او را واگذار به خدا بکن من از این بابت خیلی ناراحت شدم و گفتم هر طوری هست باید بلایی سر او بیاورم به همسرم گفتم به او زنگ بزن و پیام بده تا ببینیم کجا می‌باشد او گفت من نشتارود هستم منزل دربست اختیار کردم آن شب با او قرار گذاشتیم نرفتیم و قرار به شب دیگر گذاشتیم او گفت من نیستم ولی رفقای دیگر من هستند می آیند و یقینا می دانست که من برنامه ای برای او داشتم برای این منظور رفیق خودش را فرستاد سپس به اتفاق همسرم از آژانس بانوان خرم آباد به رانندگی خانم هاشمی دربستی گرفتیم و رفتیم سمت نشتارود با دوستم به نام گ.قرار گذاشتم نزدیک ساحل طلایی سوارش کنیم به خانمم گفتم اگر به شما زنگ زد با او قرار بگذار محسن ر. بههمسرم گفت اگر یک نفر دیگر هم داری با خودت بیاور من مهمان دارم محلی را به همسرم نشان دادم و گفتم اگر م. رفیقت کجاست بگو در این آدرس. سپس همسرم را در بازار نشتارود پیاده کردیم به م.ر.نگدکه ت من الان نمی آیم دوستم به نام س. ه. می آید. او آمد و همسرم را سوار کرد ما هم در همان گوشه کنار او را مراقبت می نمودیم. رفتند به طرف آدرسی که به همسرم سفارش کرده بودم ما هم با ماشین دنبال ایشان بودیم زودتر رفتیم در محل موردنظر کمین کردیم آنها آمدند که به اصطلاح رفیق همسرم را سوار کنند به محض اینکه داخل کوچه توقف نمودند با داسی که در دست داشتم زدم شیشه سمت راننده را شکاندم و به همسرم گفتم تو از اینها دور شو. من و م. گیلانی دست او را بستیم و روی صندلی سمت شاگرد نشاندیم م. عقب ماشین رفت و با شال مشکی رنگ دور گردن او به صندلی گرفت و محکم نگه داشت و او مقاومت می کرد و سعی داشت فرار کند و من با داس به دست و بدن او می زدم و دیدم دیگر از او سروصدا بلند نمی شود ما با ماشین او را سوار نمودیم آمدیم کنار میدان بار سمت کمربندی کمی داخل جاده خاکی رفتیم ماشین را کنار انبار پارک نمودیم او را از صندلی سمت شاگرد درآوردیم پشت صندلی عقب انداختیم مقداری پول حدود 400 هزار تومان شاید هم بیشتر و یک گوشی موبایل سونی اریکسون او را نیز گرفتیم و سر باطری ماشین را کشیدیم دربهای ماشین را بستیم و فرار کردیم. انگیزه اصلی گرفتن انتقام از م. بود و قصد کشتن رفیق او را نداشتیم. (ص 108 ) متهمین در بازپرسی نیز ماجرای قتل س. ه. را تشریح نموده‌اند (صفحات 112 تا 129 ). برابر گواهی انحصار وراثت صادره از شورای حل اختلاف خوی ورثه مرحوم س. ه. عبارتند از: ه. و ر. پسر و دختر متوفی و س.ر. زوجه ی (ص 156 ). تصویر آلات مورد استفاده در قتل که از متهمین کشف شده در صفحه 177 پرونده ملاحظه می‌شود. متهمان در جریان بازسازی صحنه جرم نیز برای چندین بار چگونگی قتل مرحوم س. ه. را تشریح نموده اند. (صفحه 213 تا 216 ) م.هرگونه آشنایی و رابطه با خانم ف. م.برا انکار نموده است (ص 280 ) در حوزه قضایی بابلسر شکایاتی مبنی بر سرقت به عنف علیه س. الف.ز. و ف. م. ب و ف. الف.ز. و سجاد الف.ز. مطرح شده که بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب بابلسر به لحاظ ضرورت رسیدگی توام به اتهامات متعدد متهمان و شرکاء و معاونین قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادسرای عمومی و انقلاب تنکابن صادر کرده است. (ص 326 ) (تعدادی از اوراق پرونده اختصاص به تحقیق از متهمان در مرجع انتظامی و قضایی پیرامون سرقت دارد) که نتیجتا منتهی به صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست در خصوص اتهامات شرکت در قتل عمدی و سرقت مقرون به آزار علیه متهمان س. الف.ز. و م. الف.گ. شده است. (ص 416 ) پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری استان مازندران ارجاع شده است. جلسه دادگاه در مورخ 93/6/12 با حضور نماینده دادستان و دو تن از مالباختگان به اسامی بهروز ح.و مهدی و. متهمین تشکیل شده و عمدتا به استماع اظهارات مالباختگان و تحقیق پیرامون بزه شرکت در سرقت مقرون به آزار اختصاص یافته است در این جلسه اتهام معاونت در قتل عمدی س. ه. و معاونت در سرقت و مشارکت در ربودن آقای ح.ش مشارکت در سرقت مقرون به آزار از م.و. به خانم ف. م.ب.تفهیم شده اظهار داشته فقط معاونت در قتل عمدی را قبول دارم و اول از خدای خودم بعد از دادگاه و اولیاء دم عذرخواهی می کنم (ص 689 ) یکی از شکات خانم ف. م.ب. با حضور در دفترخانه اسناد رسمی...رامسر مراتب رضایت خویش را اعلام کرده است (ص 699 ) دادگاه پس از استعلام مجدد علت قطعی مرگ س. ه. و وصول پاسخ مبنی بر: « با توجه به شرح معاینه جسد و کالبدگشایی انجام شده و بررسی جواب آزمایشگاهی و ملاحظه پرونده کیفری علت فوت خفگی ناشی از فشار به ع ن. حیاتی گردن توسط جسم سخت قابل انعطاف و عوارض ناشی از آن تعیین می‌گردد. (ص 701 ) »; دستور تعیین وقت رسیدگی صادر کرده و برای مورخ 94/1/24 تعیین وقت شده است. در جلسه مورخ 94/1/24 که متهمین در معیت وکلایشان حضور داشته اند اتهام شرکت در قتل عمدی س. ه. و شرکت در سرقت مقرون به آزار به متهم س.الف هیم شده نامبرده اظهار داشته: قتل را قبول دارم شرکت در سرقت مقرون به آزار از بهروز.حرا قبول دارم. شرکت در سرقت از مقتول را قبول دارم. (ص 757 ) در این جلسه اتهامات م. الف.گ. دائر به شرکت در قتل عمدی س. ه. و سرقت اموال و مدارک وی تفهیم شده اجمالا اظهار داشته که: آقای الف خانم وی به من خیانت کردند و مرا دعوت کردند برای کار من اظهارات الف خودم را قبول ندارم. الف. شیشه ماشین را شکست و با داس به سروصورت مقتول زد وقتی ایشان شال را آورد مرا مجبور کرد که مقتول را ببندم من هم دست مقتول را به صندلی بستم و بعد رفتیم به کمربندی تنکابن بعد دست وی را باز کردم و س. گفت من پای وی را ببندم. س. شال را به گردن وی بست من زدم به پشت ابراهیم زاده تا مقتول را رها کند من فقط شال را به دست وی بستم ولی در بستن گردن و کشیدن آن نقشی نداشتم (ص 759 ) دادگاه سرانجام با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه --- - 94/2/19 بزه های انتسابی به متهمین 1 - س. ابراهیم زاده 2 - م. الف.گ. 3 - ف. م.ب.را محرز و مسلم دانسته و به خلاصه چنین رای داده است: آقای س. الف.ز. مشهور به سالار را در خصوص مباشرت در قتل عمدی مرحوم س. ه. به قصاص نفس و آقای م. الف.گ. و خانم ف. م.ب. را از جهت معاونت در قتل عمدی هر یک را به تحمل 25 سال حبس تعزیری و پیرامون اتهام دیگر متهمین ردیف اول و سوم مبنی بر شرکت در سرقت مقرون به آزار هر یک را به تحمل 10 سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق تعزیری و همچنین متهمان ردیف اول و دوم و سوم را از حیث شرکت در سرقت هر یک را به تحمل سه سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق تعزیری و متهمه ردیف سوم را از حیث معاونت در سرقت مقرون به آزار شاکی ب.ح. به تحمل سه ماه و یک روز حبس تعزیری و 10 ضربه شلاق تعزیری و از جهت مشارکت در آدم ربایی به تحمل 15 سال حبس تعزیری و نیز متهمان ردیف اول و دوم را به رد مبلغ چهارصد هزار تومان وجه نقد و استرداد اسناد و مدارک مقتول به اولیاء دم و متهمان ردیف اول و سوم را به رد مبلغ ده میلیون و پانصد هزار تومان و دو عدد لپ تاپ و یک حلقه انگشتر طلا به آقای م.و. و متهم ردیف اول را به رد مبلغ ششصد و ده هزار تومان به ب.ح.و رد مبلغ پنج میلیون و ششصد و هفتاد هزار تومان و استرداد مدارک در حق آقای ح.ش. محکوم می‌نماید. ضمنا پیرامون اتهام دیگر م. الف.گ. دائر به مشارکت در قتل عمدی مرحوم س.ه. نظر به مدافعات متهم و وکیل وی به جهت عدم تجمع ارکان جرم و عدم کفایت دلیل برائت وی صادر می‌گردد. رای دادگاه مورد فرجام خواهی هر سه متهم قرار گرفته و پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع شده است لوایح فرجام خواهان هنگام شور قرائت می‌شود. هیات شعبه تشکیل است پس از قرائت گزارش آقای غلام ح. آماده عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه ی آقای محرمعلی بیگدلی دادیار محترم دیوان عالی کشور مبنی بر اینکه: « 1 - محکومیت ف. م. ب. به اتهام معاونت در قتل مغایر با قانون و دلائل منعکس در پرونده می‌باشد زیرا اقدامات وی به قصد قتل صورت نگرفته است اساسا هیچ یک از متهمین انگیزه و قصد قتل نداشته اند و به قصد اخاذی و زورگیری و احیانا آزار مرحوم س. ه. او را به محل وقوع جرم کشانده اند که در نهایت منجر به قتل وی شده است موقع کتک کاری و آزار و ربودن اموال وی نیز مشارالیها معاونتی نکرده است مطابق تبصره ذیل ماده 126 قانون مجازات اسلامی برای تحقق معاونت در جرم وحدت قصد و تقدم یا اقتران زمانی بین رفتار معاون و مرتکب جرم شرط است. چنانچه فاعل اصلی جرم، جرمی شدیدتر از آنچه مقصود معاون بوده است مرتکب شود معاون به مجازات معاونت در جرم خفیف تر محکوم می‌شود بنابراین مجازات مشارالیها به اتهام معاونت در قتل مغایر با این تبصره قانونی است ضمنا نامبرده در جلسات دادرسی اتهام معاونت در قتل را انکار نموده لکن در صفحه 689 صورتجلسه مورخ 93/6/12 دادگاه سهوا به جای کلمه ندارم دارم درج شده است در گزارش عضو محترم ممیز نیز این سهو قلم تکرار شده است. 2 - به آقایان س. الف.ز. و م. الف.گ. هر دو اتهام مشارکت در قتل عمدی تفهیم گردیده ولی ردیف اول به اتهام مباشرت در قتل و ردیف دوم به اتهام معاونت در قتل محکوم شده اند بدون اینکه اتهام مباشرت در قتل به ردیف اول و اتهام معاونت در قتل به ردیف دوم تفهیم گردد حکم به محکومیت آنان صادر شده است. در بقیه موارد رای فرجام خواسته مغایرتی با قانون و دلایل منعکس در پرونده ندارد لذا عقیده به صدور رای مقتضی با توجه به موارد فوق الذکر دارم »; در خصوص دادنامه شماره --- - 94/2/19 فرجام خواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهند:

رای شعبه دیوان عالی کشور

در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم الف. نسبت به محکومیت خانم ف. م. ب به تحمل 25 سال حبس به جرم معاونت در قتل عمدی، هر چند خانم م. مقدمات درگیری مقتول با دیگر متهمان را فراهم آورده و مقتول را به صحنه کشانده و خودش به دستور شوهرش از ماشین پیاده شده و فراری گردیده است ولی با عنایت به اینکه بنای این خانم بر این بوده که به دستور شوهرش افراد غریبه را شکار کرده و در صحنه آورده تا از آنان اخاذی گردد همانطوری که در دفعات قبل و موارد مشابه نیز چنین نموده است بدون اینکه قصد قتل داشته باشند و اینکه وی شخصا کوچکترین اقدامی در به قتل رساندن آن فرد به عمل نیاورده و موضوع با مفاد تبصره ی ماده ی 126 قانون مجازات اسلامی انطباق ندارد لذا به استناد بند 4 از شق ب ماده ی 469 قانون آیین دادرسی کیفری، دادنامه ی صادره در این خصوص نقض و جهت رسیدگی مجدد به شعبه ی همعرض ارجاع می‌گردد و در بقیه ی موارد محکومیت نامبرده ایراد موثری وجود ندارد و به استناد شق الف از ماده ی اخیرالذکر ابرام می‌گردد. و در خصوص محکومیت های آقای س. الف. ایراد موثری به عمل نیامده و مندرجات پرونده موجب حصول علم بر توجه اتهام ارتکاب قتل و... به وی بوده و فاقد ایراد قانونی می‌باشد بنابراین دادنامه ی صادره راجع به محکومیت های او تایید می‌شود. اما راجع به محکومیت آقای م. الف.گ. در رابطه با معاونت در قتل عمدی هر چند دادگاه محترم در مراحل مختلف دادرسی اتهام مشارکت در قتل را به وی تفهیم کرده و در نهایت با ملاحظه ی دفاعیات او اقدامات وی را در حد مشارکت در قتل تشخیص نداده بلکه در حد معاونت دانسته و اتهام معاونت را به صورت علیحده به او تفهیم ننموده است همانطوریکه دادگاه در مراحل مختلف دادرسی اتهام مشارکت در قتل عمد را به آقای الف.ز. تفهیم کرده و در نهایت پس از رسیدگی مورد را ارتکاب قتل عمد تشخیص داده بود ولی عدم تفهیم مجدد اتهام فوق با این توضیحات در حدی نیست که خللی اساسی بر ارکان رای وارد ساخته و آن را بی اثر نماید. وانگهی اقدامات آقای م. الف.گ. در وارد ساختن ضربات متعدد به سر و صورت و دندان مرحوم ه. به حدی بوده که او را کاملا ناتوان ساخته و به قول خود آقای گ. با آنکه مقتول بسیار هیکل مند و قوی بوده توانسته وی را پس از ایراد ضربات متعدد به صندلی ببندد و از عکس العمل باز دارد، بدیهی است چنانچه اینهمه ضربات از جانب آقای گ به مرحوم ه. وارد نمی شد و آقای او را محکم به صندلی نمی بست و مقدمات قتل را فراهم نمی ساخت آقای الف. نمی توانست به آسانی او را خفه نماید بنا به مراتب فوق دادنامه ی صادره در این خصوص نیز طبق ماده ی استنادی فوق ابرام می‌شود.

شعبه نهم دیوان عالی کشوررئیس: نبی اله داودی مازندرانی عضو معاون: غلام ح. آماده

منبع