مرجع صالح رسیدگی به بزه خیانت در امانت نسبت به چک

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/03/16
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: دادسرای صالح برای رسیدگی به بزه خیانت در امانت نسبت به چک،دادسرای محلی است که چک در حوزه ی آن برگشت خورده است.

رای خلاصه جریان پرونده

به موجب محتویات پرونده آقای ع. ق. فرزند ع. اهل ومقیم سردشت شکوائیه ای مبنی برخیانت درامانت در تاریخ 1391/03/16 به ریاست دادسرای عمومی و انقلاب سردشت علیه 1 - شرکت پ. 2 - علی.د فرزند ر. تقدیم وتوضیح داده است به موجب قرارداد شماره 84 /ف/ 835 - 84/8/22 نمایندگی وعاملیت فروش موتورسیکلت های شرکت پ. به اینجانب واگذار گردیده واز بابت ضمانت کاری دو فقره چک بانکی به شماره های 676506 به عهده بانک ملی و 878059 به عهده بانک کشاورزی به شرکت مذکورواگذار شده است وطی گواهی شماره 88 /ف/ 026 مورخ 88/10/20 تسویه حساب کامل با شرکت انجام ودر گواهی مزبور به امانی بودن چکها درنزد مشتکی عنه ردیف اول اذعان گردیده متاسفانه مشتکی عنه ردیف اول اقدام به واگذاری چک شماره 676506 به مشتکی عنه ردیف دوم که یکی از کارمندان شرکت می‌باشد نموده وبا نامبرده با طرح دعوی در شعبه چهارم شورای حل اختلاف سردشت به کلاسه ش 4/91/31 خواستار مطالبه وجه چک شده است حال با عنایت به اینکه عمل مشتکی عنهم به صورت تبانی با یکدیگر واز روی سوء نیت وبا آگاهی کامل از امانی بودن چکها انجام گرفته تقاضای تعقیب کیفری به عنوان خیانت درامانت نموده است. پرونده به بازپرس دادسرای سردشت ارجاع آقای بازپرس پس از استماع اظهارات شاکی وشهود وی واعطاء نیابت قضایی به دادسرای تهران وتفهیم اتهام به مدیر فروش شرکت پ. به نام رستمی واخذ تامین متناسب، بازپرس شعبه --- دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 23 تهران نیز در تاریخ 91/6/21 با توجه به عدم پیگیری شاکی وعدم توجه دلایل وقویه جرم نیابت را بدون انجام آن اعاده نموده است. مجددا نیابت دیگری اعطاء سپس در تاریخ 1392/02/14 با توجه به انحلال شعبه بازپرس حسب دستور دادستان سردشت پرونده به دادیاری شعبه اول ارجاع آقای دادیار نیز پس از دعوت متهم از طریق مطبوعات ونشر آگهی در پرونده کلاسه --- در تاریخ 93/4/22 به لحاظ اینکه چکها در تهران به مدیر فروش سازمان مربوطه تحویل می‌شود ودرگواهی مزبور قید شده که چکهای مزبور به صورت امانت می‌باشد و با توجه به اظهارات شهود که محل تحویل چکها تهران می‌باشد وعمل تحویل چکها به فرد دیگر درتهران صورت گرفته علیرغم امانتی بودن آنها خود را صالح به رسیدگی ندانسته و محل وقوع جرم چون تهران می‌باشد مستندا به ماده 54 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1378 قرارعدم صلاحیت به شایستگی دادسرای عمومی و انقلاب تهران صادرنموده که پس از موافقت دادستان سردشت پرونده را به دادسرای تهران ارسال (صفحه 63 ) و به بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه 6 تهران ارجاع وبکلاسه --- ثبت آقای بازپرس تهران نیز در تاریخ 93/9/8 بنا به استدلال زیر از خود نفی صلاحیت نموده است.قراردادسرا:... با عنایت به موضوع اتهامی که خیانت در امانت بوده وطبعا و برفرض وجود دلایل اثباتی زمانی که این بزه تحقق پیدا می‌نماید که یکی از افعال چهارگانه موضوع ماده 674 قانون تعزیرات به وقوع بپیوندد والا به صرف تحویل امانی بدون تحقق احد از افعال خائن جرمی محقق نخواهد شد ومرجع دارای صلاحیت محلی مرجعی است که فعل خائنانه درآن انجام شده واز آنجایی که محل برگشت خوردن چکها درشهرستان سردشت بوده است فلذا مستندا به مواد 51 و 54 قانون آیین دادرسی کیفری قرارعدم صلاحیت به شایستگی دادسرای سردشت صادرکه پس از موافقت دادیار اظهارنظر پرونده به دیوان عالی کشور جهت حل اختلاف ارسال وبه این شعبه ارجاع وبکلاسه --- ثبت شده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش اقای رضا صفرپور عضو ممیزواوراق پرونده ونظریه کتبی آقای مهرداد حبیبی دادیار دیوانعالی کشوراجمالا مبنی بر اتخاذ تصمیم مقتضی مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

با توجه به قرارهای عدم صلاحیت رسیدگی صادره از دادیاری شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سردشت وبازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه 6 تهران در رابطه با صلاحیت رسیدگی به پرونده مطروحه اتهامی آقای ر. مدیرفروش شرکت پ. وع. ج.دایر بر خیانت درامانت نسبت به دو فقره چک امانی، با توجه به اوراق ومندرجات پرونده وبا عنایت به نوع شکات مطروحه و با توجه به استدلالی که در هریک از دو قرارمذکور شده است وصرفنظر از صحت وسقم موضوع ومستندا به مواد 51 و 54 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امورکیفری مصوب سال 1378 دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سردشت صالح به رسیدگی به موضوع بوده وبا اعلام صلاحیت رسیدگی مرجع اخیرالذکر اختلاف حاصله رفع میگردد.

شعبه --- دیوانعالی کشور- رئیس و عضو معاون

دکتر سید احمد هاشمی - رضا صفرپور

منبع