تاریخ دادنامه قطعی: 1394/08/30
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: از آنجاکه دادگاه تجدیدنظر مرجع بازنگری ماهوی آراء است لازمه این رسیدگی ماهیتی، تشکیل جلسه دادرسی با حضور اصحاب دعوی یا وکلای آنان است. به ویژه در مواردی که دادگاه با موجّه تشخیص دادن ادعای تجدیدنظرخواه در مقام نقض رای و صدور رای ماهیتی باشد، باید با تشکیل جلسه دادرسی و استماع مدافعات طرفین و رعایت اصل تناظر حکم مقتضی صادر کند.
حسب محتویات پرونده،آقای م. ج. به وکالت از زوجه خانم الف. ع.الف. دادخواستی به خواسته طلاق به لحاظ عسر و حرج به طرفیت زوج خوانده آقای ر. م.تقدیم محاکم عمومی خانواده تهران نموده و توضیح داده که: موکل اینجانب در تاریخ 1387/08/10 به موجب سند نکاحیه شماره... دفتر اسناد رسمی ازدواج شماره... تهران به عقد زوجیت دائم خوانده درآمده است اکنون که قریب مدت شش سال از آغاز زندگی مشترک شان سپری میشود زوج حسب دادنامه های پیوست و دلایل موجود هیچ اهتمامی به زندگی مشترک نداشته است و از فروردین ماه سال 1392 عملا همسر خود را رها نموده و دلایل و مستندات موجود حکایت ازعسر و حرج به وجود آمده به جهات ترک زندگی توسط زوج و مفارقت جسمانی طولانی، عدم پرداخت حقوق واجبه زوجه و سوء معاشرت غیر قابل تحمل برای زوجه داشته،با توجه به دعاوی متعدد فیمابین زوجین تقاضای تحقیق و رسیدگی و صدور گواهی عدم امکان سازش دارد. پرونده جهت رسیدگی به شعبه --- دادگاه عمومی خانواده تهران ارجاع گردیده است. وقت رسیدگی برای مورخ 93/12/5 تعیین و به طرفین ابلاغ میگردد. دادگاه در وقت مقرر تشکیل، خواهان به همراه وکیل و خوانده در جلسه حاضر، خواهان اظهار می دارد: من طلاق می خواهم به دلیل آنچه که در دادخواست نوشته ام. وکیل خواهان بیان مینماید مطالب به شرح دادخواست است. خوانده اظهار میدارد من حاضر به طلاق نیستم. دادگاه به دلیل عدم حصول سازش بین زوجین، قرار ارجاع امر به داوری صادر و به طرفین ابلاغ و وقت احتیاطی مورخ 93/12/16 جهت رسیدگی تعیین میشود. زوجه در مورخ 93/12/5 آقای ر. ع. و زوج در تاریخ 93/12/13 آقایان د. ز. و ف. م. را به عنوان داور به دادگاه معرفی می نمایند. داور زوجه طی نظریه ارائه شده به دادگاه در مورخ 93/12/13 ، پس از شرح ماوقع،صلاح و مصلحت در وضع حاضر را طلاق و جدایی زوجه از همسرش اعلام مینماید. در تاریخ 93/12/21 احد از داوران زوج، آقای د. ز. طی نظریه ابرازی به دادگاه بیان داشته: با توجه به درخواست زوجه مبنی بر مطالبه مهریه و دادخواست صدور حکم طلاق و نفقه معوقه و پرداخت آن توسط زوج و سعی و تلاش زوج در مهیا نمودن شرایط ادامه زندگی مشترک از جمله منزل مسکونی و هزینه های زندگی مشترک، که دلیل و مدرکی برعدم انجام آنها وجود ندارد، صلاحیت ادامه زندگی و تفاهم و سازش بین زوجین بدون دخالت دیگران و با عنایت به شهادت شهود، ادامه زندگی زوجین مطلوب بوده و دلیلی بر عدم سازش ملاحظه نمی گردد.دادگاه در مورخ 94/1/23 به وکیل خواهان اعلام مینماید که نسبت به توضیح در مورد حقوق مالی موکله خود اقدام و وقت نظارت 94/2/15 را تعیین مینماید. زوجه طی نامه مورخ 94/1/25 به دادگاه در مورد میزان گذشت از حقوق مالی خود در قبال طلاق و شرح سوء معاشرت زوج اعلام می دارد: 1 - مهریه بنده 500 عدد سکه میباشد که مبلغ پانزده میلیون تومان و دو عدد سکه تمام آن را وصول کرده ام. از تعداد 483 سکه باقیمانده، تعداد 443 سکه آن را بذل و 40 سکه باقی می ماند. 2 - بجز پرونده محکومیت مالی زوج در شعبه --- ، از کلیه حقوق مالیم در حال و آینده از جمله اجرت المثل، نصف اموال، نفقه حال و زمان عدّه و نحله گذشت می نمایم و نسبت به جهیزیه ادعایی نخواهم داشت. پزشکی قانونی طی نامه مورخ 94/1/25 به ریاست محترم دادگاه اعلام می دارد: آزمایش بارداری از زوجه به عمل آمده و نتیجه آن منفی و نامبرده باردار نمیباشد. دادگاه پس از جری تشریفات قانونی، ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- مورخ 94/1/26 : با توجه به رونوشت مصدّق سند نکاحیه، وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین را محرز دانسته، و نظر به شرایط مالی زوجه و اینکه تلاش دادگاه و داوران زوجین جهت ایجاد صلح و سازش بین آنها موثّر واقع نگردیده و خوانده علی رغم ابلاغ قانونی دفاع و ایراد موثّری نسبت به ادعای خواهان ابراز ننموده، بنابراین دادگاه تحقق عسر و حرج را به لحاظ ترک انفاق و سوء رفتار زوج محرز و مسلّم دانسته، به استناد مواد 1129 و 1130 ق.م و مواد 31 و 33 قانون حمایت خانواده و تبصره آن و ماده 31 قانون ثبت احوال، مبادرت به صدور حکم طلاق نموده، نوع طلاق را خلع نوبت اول، عدّه آن را سه طهر و مدت اعتبار آن را شش ماه پس از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضاء مهلت آن اعلام مینماید. پس از ابلاغ رای صادره،زوج محکوم علیه در مورخ 94/2/23 با تقدیم دادخواست تجدیدنظر نسبت به آن اعتراض و در لایحه تقدیمی بیان نموده که: اولا: دادنامه صادره بر خلاف اصول قانونی، خاصه قانون اساسی؛مبنی بر تحکیم رابطه زوجیت و قوام خانواده صادر و مستند به هیچ دلیل محکمه پسندی نبوده و به عدم رضا یت اینجانب به طلاق همسرم توجهی نگردیده است. ثانیا: دادنامه صادره به استناد ترک انفاق و سوءرفتار اینجانب صادر گردیده،که به استحضار دادگاه محترم می رساند تجدیدنظرخوانده محترم طبق احکام و اجراییه صادره، نفقه ماهیانه خود را طبق نظر کارشناس دریافت مینماید. ثالثا: در خصوص سوء رفتار اینجانب که مبنای صدور حکم بوده، هیچ مستندی به دادگاه ارائه نشده تا نسبت به آن دفاع لازم انجام پذیرد. رابعا: در مورد مطالبه مهریه توسط تجدیدنظرخوانده و اجراییه صادره و قبولی اعسار اینجانب، میزان مهریه تعیینی ماهانه به ایشان پرداخت میگردد. تقاضای نقض دادنامه صادره را می نمایند. پس از تبادل لوایح و وصول پاسخ وکیل تجدیدنظرخوانده مبنی بر میزان گذشت زوجه از حقوق مالی خود در قبال طلاق و بیان سوء معاشرت زوج و ترک زندگی مشترک توسط زوج و عدم پرداخت نفقه و تامین حداقل های زندگی مورد نیاز همسرش و تهیه منزل مشترک به صورت صوری، تقاضای رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه را مینماید. که پرونده به مرجع تجدیدنظر ارسال و شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران نسبت به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- مورخ 94/5/3 بیان داشته: با توجه به اینکه از ناحیه تجدیدنظرخوانده دلیلی مبنی بر عسر و حرج و یا تحقق شرط و یا شروطی که از شرایط ضمن عقد نکاح باشد، ارائه نگردیده و از آنجا که طلاق در ید زوج بوده و مخالفت زوج با درخواست طلاق از سوی زوجه، دادگاه ضمن وارد دانستن اعتراض معترض و اینکه دادنامه معترض عنه بر خلاف مبانی حقوقی و مدنی صادر شده، با استناد به صدر ماده 358 ق.آ. د. م مصوب 1379 ، آن را نقض و حکم به رد دعوی خواهان صادر و اعلام مینماید. پس از ابلاغ رای تجدیدنظر، زوجه محکوم علیه با وکالت آقای م. ج. در وقت مقرر قانونی با تقدیم دادخواست فرجامی نسبت به رای صادره اعتراض نموده و در لایحه تقدیمی ضمن برشمردن موارد عسر و حرج زوجه و عدم التفات قضات محترم دادگاه تجدیدنظر به آنها و صدور رای بدون هیچ استدلال و دلیل و مدرک و عدم اهتمام زوج به زندگی مشترک و طرح دادخواست تجدیدنظرخواهی با هدف فشار و استیصال زوجه، و طرح موضوع طلاق توافقی درسال 92 ، از مرجع محترم دیوان عالی کشور تقاضای امعان نظر و اتخاذ تصمیم شایسته شرعی و قانونی را مینماید. پس از انجام تبادل لوایح و وصول پاسخ فرجام خوانده که عمدتا تکرار مطالب قبلی است و با بیان اینکه: بنده حدود چند ماهی است منزلی را جهت زندگی مشترک مهیا کرده و با پیگیری های زیاد، زوجه از آمدن به منزل مشترک امتناع نموده، که با طرح شکایت اینجانب و اخذ حکم تمکین، ایشان از اجرای حکم تمکین خودداری نمودند. در پاسخ به طرح موضوع طلاق توافقی در سال 92 ، اشاره گردیده که بعد از حکم زندان اینجانب گفتند بیایید با 60 میلیون تومان وجه نقد طلاق توافقی بگیرید تا از زندان رفتنتان جلوگیری کنیم،که بنده به دلیل ادامه زندگی مشترک زیر بار این موضوع نرفتم.پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای دکتر علیزاده عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حمید ر. محمدباقری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر:صدور رای شایسته مورد تقاضا میباشد.در خصوص دادنامه شماره --- مورخ 1394/05/03 فرجام خواسته، مشاوره نموده و چنین رای می دهد:
فرجام خواهی وکیل زوجه محکوم علیها خانم الف. ع.الف. به طرفیت زوج آقای ر. م. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/05/03 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران که با نقض رای بدوی شماره 80 مورخ 1394/01/26 شعبه --- دادگاه عمومی خانواده تهران حکم به رد دعوی خواهان بدوی صادر گردیده است با توجه به محتویات پرونده و ایرادات و نقایص ذیل الذکر موجّه و قابل پذیرش است، 1 - با توجه به اصول و قواعد آمره قانون آیین دادرسی مدنی، دادگاه تجدیدنظر مرجع بازنگری و رسیدگی ماهیتی به پرونده ها میباشد لازمه رسیدگی ماهوی به دعاوی تشکیل جلسه دادرسی با حضور اصحاب دعوی یا وکلای آنان است به ویژه در مواردی که دادگاه تجدیدنظر حسب مفاد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با موجّه تشخیص دادن ادعای تجدیدنظرخواه در مقام نقض رای بدوی تجدیدنظرخواسته و صدور رای ماهیتی مقتضی میباشد بایستی با تشکیل جلسه دادرسی و استماع اظهارات و مدافعات طرفین دعوی و رعایت اصل تناظر بین آنها اقدام به رسیدگی ماهوی به پرونده و توجه به دلایل و مدارک ابرازی آنان بنماید این معنی در مفاد ماده فوق الذکر هم که مستند قانونی نقض رای تجدیدنظرخواسته است مستتر میباشد. در مانحن فیه دادگاه تجدیدنظر اصول و قواعد مذکوره را که در نظم و منصفانه بودن دادرسی موثّر است رعایت نکرده است.، 2 - زوجه فرجام خواه در خصوص ادعای عسر و حرج خویش یا تخلّف زوج از شروط ضمن عقد به احکام محکومیت کیفری و حقوقی صادره در مورد زوج در خصوص ترک نفقه و عدم پرداخت آن و همچنین سوء رفتار و معاشرت وی در زندگی مشترک استناد کرده و لکن در رابطه با قطعیت احکام صادره مورد استناد و اجرا یا عدم اجرای آنها و همچنین مصادیق سوءرفتار و معاشرت مورد ادعا و صحت و سقم آنها بررسی و تحقیق و رسیدگی لازم صورت نگرفته است. بذل قسمت اعظم حقوق مالی توسط زوجه از جمله مهریه و غیره برای رهایی از زندگی مشترک با زوج بدون دلیل نمی تواند باشد دادگاه تجدیدنظر بایستی در رسیدگی مجدد، مراتب را مورد بررسی و تحقیق قرار دهد، 3 - علیرغم صدور حکم تمکین علیه زوجه و ادعای مشارالیها دائر براینکه زوج با عدم تهیه مسکن مناسب و عدم اهتمام به زندگی مشترک موجب ترک زندگی و مفارقت طولانی بین زوجین گردیده است در این خصوص ضرورت دارد دادگاه موضوع را بررسی و علّت عدم اجرای حکم تمکین صادره را مشخص نماید، 4 - در ماهیت دعوی، صدور حکم به رد دعوی وجاهت قانونی نداشته و چنین تصمیمی قرار محسوب میشود در صورت عدم احراز و اثبات دعوی خواهان در ماهیت بایستی حکم به بیحقی یا بطلان دعوی صادر شود. لهذا با عنایت به مراتب مذکوره رسیدگی و صدور رای فرجام خواسته از دادگاه تجدیدنظر توام با نقص تحقیقات و منقصت قانونی بوده و به استناد بندهای 3 و 5 ماده 371 و بند(الف)ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی، رای فرجام خواسته نقض و رسیدگی مجدد به پرونده به دادگاه تجدیدنظر صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و عضو معاون
دکتر علیزاده - غلامحسین ذات عجم