تاریخ دادنامه قطعی: 1391/01/30
پیام: اگر مال مورد ادعا جزو اموال مشترک و مشاعی بوده و تمامی وراث در آن سهیم و مالک آنها باشند عمل شریک را نمی توان خیانت در امانت دانست.
در پرونده حاضر در تاریخ 1386/02/29 خانمها ن.، الف. شهرت همگی ک. شکایتی علیه آقایان ر. و. ک. دایر بر خیانت در امانت و کلاهبرداری مطرح مینمایند، با این توضیح که؛ «نامبردگان برادران اینجانبان میباشند که پدر مرحوم مان در تاریخ 1385/07/13 فوت کرده است و پدر دارای یک باب مغازه در... و یک خط تلفن همراه و سه دانگ از شش دانگ آپارتمان در... و اجناس و مقداری وجه نقد بوده که متاسفانه نامبردگان به بانک ملت مراجعه و با جعل، اقدام به گرفتن وجه نقد پدر مرحوم از بانک کردهاند و جنسهای مغازه را فروخته و از دسته چک پدر مرحوم استفاده کردهاند و اینک از نامبردگان بهعنوان خیانت در امانت و کلاهبرداری شکایت و تقاضای رسیدگی داریم.»; و سپس احدی از متهمین به نام م. در مقام دفاع اظهار میدارد که؛ «در خصوص شکایت شکات در مورد فروش اموال پدرم با توافق قبلی و هماهنگی شکات اقدام به فروش آهنآلات موجود نموده و در خصوص تلفن همراه نیز اینجانب مطلقا اطلاعی ندارم و در خصوص چک دریافتی و آهنآلات موجود کلیه این موارد را در دادسرای مفتح مطرح نمودهام (قبل از شکایت شکات) نسبت به اعلام دارایی های پدرم اقدام نمودهام و شکایت شکات مبنی بر خیانت در امانت وکلاهبرداری را مطلقا قبول ندارم و اتهامات [را] رد مینمایم»; و آقای ر.ک. نیز اعلام میدارد که؛ اموال پدرم [را] با توافق و هماهنگی شکات نسبت به فروش اقدام و صرف هزینههای بیمارستان،کفن و دفن و چکهای برگشتی پدر مرحومم نمودم و در خصوص تلفن همراه نیز تا زمان فوت مرحوم پدرم نسبت به کارهای مغازه اقدام کردم و پس از فوت تحویل مادرم دادم و در خصوص چک دریافتی و فروش آهنآلات، کلیه مدارک را در دادسرای مفتح مطرح کردهام قبل از شکایت شکات اقدام به اعلام داراییهای پدرمرحومم نمودهام و شکایت شکات مبنی بر خیانت در امانت و کلاهبرداری را قبول ندارم. و در قسمتی دیگر از اظهارات خود اعلام میکند؛که کل اموال پدرم بعد از فوتش را لیست کردیم که ارائه میکنیم، از ساعت فوت پدرم با ورثه نشستیم و تصمیم گرفتیم که اجناس مغازه آهنفروشی را بفروشیم و بدهیهای پدرم را بدهیم که اجناس مغازه را فروختیم به قیمت 27 میلیون تومان و البته اموال دیگر پدرم سرجایش هست و کسی به آنها دست نزده است و بعد از فوت وی فقط یک چک به مبلغ یک میلیون و نهصد هزار تومان دست مشتری بود که من و برادرم م. حساب پدرم را پر کردیم تا این چک پاس شود و البته از اموال پدرم فروختیم و حساب را پر کردیم و پول از خودمان نبود و پول حاصل از فروش آهنآلات مغازه پدرم را صرف بدهیهای پدرم کردم که لیست آنها را تهیه کردهام. و سپس آقای م. نیز اعلام میدارد که؛ پدرم در زمان حیات اذن فروش آهنآلات را به برادرم ر. و م. داده بود و بعد از فوت پدرم بهدستور خواهرم الف.، برادرانم اقدام به فروش آهنآلات نموده و از فروش آن بدهیهای گذشته و بیمارستان و خاکسپاری را پرداخت نمودهاند و سپس خانم ل. همسر متوفی، اعلام میدارد که در زمان حیات همسرم دو نفر از پسرانم به نامهای م.و. پیش ایشان کار میکردند و نامبردگان اجازه خرید و فروش آهنآلات را داشتهاند و اختیار کافی داشتهاند و تمام حساب و کتابها در اختیار این دو نفر بود. و سپس خانم ص. دختر دیگر متوفی نیز اعلام میدارد که در زمان حیات پدرم اجازه فروش آهنآلات و اختیار مغازه در دست دو برادرم بود و تمام الاختیار بودند و پیش پدرم کار میکردند. و با ارجاع دو فقره چک به شمارههای 556807 و 556826 بانک ملت جهت کارشناسی، مرکز تشخیص هویت پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام مینماید؛ که خطوط مندرج در متن دو فقره چک فوقالذکر با خطوط استکتابی آقای ر. تشابهات زیادی داشته و توسط نامبرده نگارش یافته (مثبت) و اظهار نظر اصولی در خصوص امضائات مندرج در متن دو فقره چک مذکور، منوط به ارسال مدارک افتتاح حساب جاری 8/1929 و چندین نمونه از چکهای پرداخت شده حساب مزبور میباشد و قرار وثیقه چهارصد میلیون ریالی به اتهام خیانت درامانت و فروش مال غیر برای م. و ر. و قرار وثیقه پنجاه میلیون ریالی برای م. صادر میگردد و سپس جهت روشن شدن قضیه قرار کارشناسی صادر میگردد و کارشناس اعلام مینماید که؛ 1 . امضائات منتسب به مرحوم ع. مندرج در متن تعداد سه فقره از چکها به شمارههای 487364 - 487366 - 487368 در مقایسه با نمونه امضائات مسلم الصدور و متعارفی نامبرده دارای تشابهات فنی بوده و با امضائات وی مطابقت دارد (مثبت)، لیکن امضائات منتسب به مشارالیه درتعداد 32 فقره چک مورد ادعای دیگر، علیرغم تشابهات ظاهری دارای اختلافات فنی و اساسی ازحیث... بوده و هیچیک از امضائات مندرج در متن تعداد 32 فقره چک مورد ادعا با امضائات اساس تطبیق ملاحظه شده، که از سوی طرفین ارائه گردیده مطابقت ندارد (منفی) 2 .خطوط متن 9 فقره از چکهای مورد ادعا که در ردیفهای 27 الی 35 جدول تنظیمی در برگ... نظریه درج شده در مقایسه با خطوط استکتابی آقای م. دارای تشابهات فنی و اساسی ازحیث... بوده و توسط مشارٌالیه تحریر شده است. (مثبت) 3 . خطوط مندرج در متن 25 فقره چکهای مورد ادعا که از ردیف 1 الی 26 جدول تنظیمی درج شده (به غیراز ردیف 16 ) در مقایسه با خطوط دست نویس آقای ر. دارای تشابهات فنی و اساسی بوده و توسط مشارٌالیه تحریر گردیده است (مثبت) 4 .خطوط متن چک شماره 487364 در مقایسه با خطوط استکتابی آقایان ر. و م. دارای اختلافات فنی بوده و توسط هیچیک از آنان تحریر نگردیده است (منفی) و کارشناس در نظریه تکمیلی خود اعلام میدارد؛ نظر به اینکه در امضائات مجعول و شبیهسازی شده، ویژگیهای فنی و غریزی تحریری اشخاص منعکس نمیگردد، به همین لحاظ انتساب امضا مجعول به فردی خاص عملا و بهصورت منطقی مقدور نمیباشد. و سپس دادیار محترم شعبه پنجم در غیاب بازپرس شعبه... دادسرای ناحیه 18 تهران قرار منع تعقیب متهمین را صادر و اعلام مینماید.که آقای م. به وکالت از شکات به قرار صادره اعتراض مینماید و پس از ارجاع به این دادگاه، دادرس محترم وقت شعبه قرار تکمیل تحقیقات و ارجاع به کارشناس حسابداری صادر مینماید و النهایه قرار جلب به دادرسی متهمین صادر میگردد و در این دادگاه نیز با تجدیدجلسه دادرسی سعی درسازش بین طرفین گردیده که نتیجهای حاصل نگردید لذا با توجه به آنچه گذشت و با توجه به اینکه بخشی از اموالی که ماترک متوفی بوده توسط متهمین و بنا به درخواست شکات فروخته شده، جزو اموال مشترک و مشاعی بوده و تمامی وراث در آن سهیم و مالک آنها میباشند و نمیتوان عمل شریک را خیانت در امانت دانست و در خصوص جعل نیز با توجه به اینکه کارشناس خط فقط تحریر متن چکها توسط متهمین را تایید نموده و آن هم با توجه به اینکه دو نفر از متهمین پیش پدرشان در زمان حیات وی مشغول بهکار بودهاند و صرفا نوشته چکها توسط متهمین به دلیل بیسوادی پدرشان صورت گرفته و بدون سوءنیت و قصد تقلب از جانب متهمین بوده است و به نظر عادی مینماید و نیز با توجه به مشاعی بودن اموال و عدم احراز سوءنیت متهمین، فروش مال غیر نیز منتفی میباشد لذا در خصوص اتهامات فوقالذکر حکم بر برائت متهمین صادر و اعلام میگردد و در خصوص اتهام استفاده از سند مجعول نیز با عنایت به شکایت شکات، نظریه کارشناس دادگستری و دلایل منعکس در کیفرخواست صادره از دادسرای ناحیه 18 تهران به شماره 88/1 ب/ 26 - 1390/08/17 ارتکاب بزه انتسابی از نظر دادگاه محرز و مسلم میباشد، لذا دادگاه به استناد ماده 536 قانون مجازات اسلامی هریک را به شش ماه حبس تعزیری محکوم مینماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - ربیعی
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقایان 1 - ر. 2 - م. 3 - م. شهرت همگی ک. با وکالت آقای الف. علیه 1 - م. 2 - الف. 3 - ن. 4 - الف. همگی ک. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 30/1/91 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن تجدیدنظرخواهانها به اتهام استفاده از سند مجعول هر یک به تحمل 6 ماه حبس تعزیری محکوم گردیدهاند. دادگاه با بررسی محتویات پرونده تحقیقات انجام شده در مرحله بدوی و استدلال مندرج در دادنامه مزبور نظر بهاینکه دلایل ابرازی تجدیدنظرخواه بهنحوی نیست که متضمن نقض دادنامه موصوف شده و یا به اساس و ارکان آن خدشه وارد نماید و تجدیدنظرخواهی منطبق با هیچیک از شقوق مندرج در ماده 240 قانون آیین دادرسی کیفری نمیباشد، با رد تجدیدنظرخواهی و مستندا به بند الف ماده 257 همان قانون و با اختیارات حاصله از تبصره 2 ماده 22 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب با اعمال تخفیف نسبت به تحمل 6 ماه حبس و تبدیل آن به پرداخت هر یک بیست میلیون ریال جزای نقدی بهلحاظ فقدان پیشینه کیفری حکم به تایید دادنامه معترضعنه با اصلاح به عمل آمده صادر و اعلام مینماید. این رای قطعی است.
مستشاران شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران
میریحیی پور- شعبانلو