رای دادگاه بعد از وارد دانستن اعتراض ثالث

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/03/06
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در صورتی که دادگاه اعتراض ثالث را وارد تشخیص دهد در صورت غیرقابل تفکیک بودن رای مورد اعتراض، دادگاه صرفا تمام آن را الغاء می‌نماید و نقض دادنامه و صدور حکم بر بی حقی خواهان دعوای اصلی صحیح نمی‌باشد.

رای دادگاه بدوی

رای دادگاه

در خصوص دعوی خواهان آقای م. ت.گ. با وکالت آقای ح. س. به طرفیت خوانده آقای الف. الف.ط. به خواسته صدور حکم مبنی بر تنفیذ و تایید فسخ نسبت به مبایعه‌نامه 20761 مورخ 1386/11/23 به انضمام مطالبه خسارات ناشی از دادرسی و حق‌الوکاله وکیل اجمالا بدین شرح که وکیل خواهان اظهار داشته موکل مطابق مبایعه‌نامه 20761 مورخ 1386/11/23 یک دستگاه آپارتمان جزء پلاک ثبتی... فرعی از اصلی... با شرایط مندرج در آن را به خوانده محترم واگذار می‌نماید و قرارداد ی نیز به‌ عنوان متمم به تاریخ 1386/12/01 نیز تنظیم می‌نمایند که مطابق متمم قرارداد چنانچه چک‌های خوانده محترم که به‌ عنوان بخشی از ثمن معامله به موکل داده شده بود تحت هر عنوان منجر به گواهی عدم پرداخت گردد موکل با استفاده از وکالتنامه رسمی فروش به شماره 143495 مورخ 1386/12/02 و مبایعه‌نامه تنظیمی به شماره 20765 مورخ 1386/12/01 که به امضا طرفین رسیده مبادرت به تنظیم سند رسمی به نام خود بنماید. نظر به اینکه چک‌های موضوع پرداخت ثمن جملگی برگشت خورده است علیهذا با تحقق شروط مندرج در متمم مبایعه‌نامه مورخ 1386/12/01 و اعلام فسخ طی اظهارنامه مورخ 1390/12/16 به خوانده محترم تقاضای صدور حکم مبنی بر تایید و اعمال فسخ نسبت به مبایعه‌نامه شماره 20761 مورخ 1386/11/23 به انضمام خسارات دادرسی و حق‌الوکاله وکیل مورد استدعاست. خوانده نیز علیرغم ابلاغ قانونی اخطاریه در جلسه دادرسی حضور نیافته و ایراد یا دفاعی ارایه ننموده است. نظر به محتویات پرونده از جمله مفاد قرارداد عادی بیع شماره 20761 مورخ 1386/11/23 و نیز متمم قرارداد مذکور به تاریخ 1386/12/01 که خدشه‌ای به صحت و اصالت آن‌ها وارد نشده است و به موجب متمم مذکور طرفین توافق نموده‌اند که در صورت عدم وصول چک‌های موضوع پرداخت ثمن، فروشنده (خواهان) بتواند معامله را یک طرفه فسخ و با استفاده از وکالت‌نامه رسمی شماره 143495 مورخ 1386/12/02 و مبایعه‌نامه عادی تنظیمی مورخ 1386/12/01 نسبت به تنظیم سند رسمی و انتقال مالکیت مجدد مبیع به خود اقدام نماید و با عنایت به ملاحظه تصویر مصدق گواهیهای عدم پرداخت صادره در خصوص چک‌های موضوع ثمن که دلالت بر تحقق شرط فوق دارد و نیز با ملاحظه تصویر مصدق اظهارنامه رسمی شماره 31193 مورخ 1390/12/16 که مبین اعلام فسخ از سوی خواهان به خوانده دعوی می‌باشد بنابراین دادگاه با عنایت به اصل صحت و لزوم قراردادها دعوی خواهان را وارد دانسته و مستند به مواد 198 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 10 و 219 و 220 و 223 قانون مدنی حکم به تایید و تنفیذ فسخ اعلامی از سوی خواهان در خصوص موضوع بیع نامه عادی شماره 20761 مورخ 1386/12/23 و متمم آن صادر و اعلام می‌نماید. رای صادره غیابی و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی در همین دادگاه و سپس ظرف بیست روز قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران

غلامعلی راستیان نیا

رای دادگاه تجدیدنظر استان

تجدیدنظرخواهی ح. س. به وکالت از م. ت.گ. نسبت به دادنامه شماره --- - 1393/06/31 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن با پذیرش اعتراض ثالث، حکم بر نقض دادنامه قطعی شماره 800821 مورخ 1390/09/18 صادره از همان دادگاه صادر و اعلام گردیده وارد و محمول بر صحت نمی‌باشد و دادنامه معترض‌عنه در اساس صحیح بوده و منطبق بر مقررات و اصول پذیرفته شده حقوقی هست و تجدیدنظرخواه در این مرحله از دادرسی، دلیل یا مدرک محکمه‌پسندی که نقض دادنامه را ایجاب کند ابراز نکرده و لایحه اعتراضیه متضمن جهت موجه نبوده و اعتراض معترضین ثالث من حیث المجموع صحیح بوده و متمم مبایعه‌نامه که در 1386/12/01 مرقوم گردیده، ایضا سند رسمی اقرارنامه شماره 143494 - 1386/12/01 دفتر تهران هیچکدام متضمن تعلق حق فسخ برای فروشنده نبوده و استنباط محکمه نخستین در پذیرش اعتراض ثالث و دفاعیات معترضین ثالث محمول بر صحت است، مضافا براینکه فسخ مبایعه‌نامه عادی بعد از تنظیم سند رسمی به نام خریدار و انتقال رسمی ملک به ایادی بعدی توجیه حقوقی و قانونی ندارد. در نتیجه دادگاه تجدیدنظرخواهی را وارد نمی‌داند، با عنایت بر اینکه به موجب مقررات ماده 425 قانون آیین دادرسی مدنی، دادگاه تکلیف داشته در صورت غیرقابل تفکیک بودن رای مورد اعتراض، صرفا تمام آن را الغاء نموده و نقض دادنامه و صدور حکم بر بی‌حقی خواهان دعوای اصلی صحیح نمی‌باشد مستندا به ماده 351 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی و اصلاح عبارت نقض به الغاء دادنامه و نقض آن قسمت که به بی‌حقی در دعوای اصلی اظهارنظر شده، دادنامه تجدیدنظرخواسته با اصلاح مذکور تایید می‌شود. رای صادره قطعی است.

رئیس و مستشار شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران

محمد حسن امی - علی مداح

منبع