قانون مدنی مصوبه 20 فروردین ماه 1341

مصوب 1314/01/20 مجلس شورای ملی

باب دوم - در انحلال عقد نکاح

ماده 1120 - عقد نگاح [نکاح] بفسخ یا بطلاق یا ببذل مدت در عقد انقطاع منحل میشود.

فصل اول
در مورد امکان فسخ نکاح

ماده 1121 - جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار اعم از این که مستمر یا ادواری باشد برای طرف مقابل موجب حق فسخ است

ماده 1122- عیوب ذیل در مرد که مانع از ایفاء وظیفه زناشوئی باشد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود
1- عنن به شرط اینکه بعد از گذشتن مدت 1 سال از تاریخ رجوع زن بحاکم رفع نشود
2- خصی
3- مقطوع بودن آلت تناسل

ماده 1123 - عیوب ذیل در زن موجب حق فسخ برای مرد خواهد بود
1 - قرن
2 - جذام
3 - برص
4- افضاء
5 - زمین گیری
6- نابینائی از هر دو چشم

ماده 1124 - عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است که عیب مزبور در حال عقد وجود داشته است

ماده 1125 - جنون و عنن در مرد هرکاه [هرگاه] بعد از عقد هم حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهد بود

ماده 1126 - هر یک از زوجین که قبل از عقد عالم بامراض مذکوره در طرف دیگر بوده بعد از عقد فسخ نخواهد داشت

ماده 1127 - هر کاه[هرگاه] شوهر بعد از عقد مبتلا بیکی از امراض مقاربتی کردد [گردد] زن حق خواهدداشت که از نزدیکی با او امتناع نماید و امتناع به علت مزبور مانع حق نفقه نخواهد بود.

ماده 1128 - هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذگور [مذکور] در عقد تصریح شده یا عقد متبانئا بر آن واقع شده باشد.

ماده 1129 - در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجراء حکم محکمه و الزام او بدادن نفقه زن می‌تواند برای طلاق بحاکم رجوع کند و حاکم شوهر او را اجبار بطلاق مینماید همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه

ماده 1130 - حکم ماده قبل در موارد ذیل نیز جاری است
1- در موردی که شوهر سایر حقوق واجبه زن را وفا نکند و اجبار او هم بر ایفاء ممکن نباشد
2- سوء معاشرت شوهر بحدی که ادامه زندگانی زن را با او غیر قابل تحمل سازد
3- در صورتی که بواسطه امراض مسریه صعب العلاج دوام زناشوئی برای زن موجب مخاطره باشد

ماده 1131 - خیار فسخ فوری است و اکر [اگر] طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فسخ نکاح را فسخ نگند [نکند] خیار او ساقط می‌شود به شرط این که علم بحق فسخ و فوریت آن داشته باشد تشخیص مدتی گه [که] برای امگان [امکان] استفاده از خیار لازم بوده به نظر عرف و عادت است

ماده 1132 - در فسخ نکاح رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرر است شرط نیست

فصل دوم - در طلاق

مبحث اول - در کلیات

ماده 1133 - مرد میتواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق دهد

ماده 1134 - طلاق باید بصیغه طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد

ماده 1135 - طلاق باید منجز باشد و طلاق معلق به شرط باطل است

ماده 1136 - طلاق دهنده باید بالغ و عادل و قاصد و مختار باشد

ماده 1137 - ولی مجنون دائمی میتواند در صورت مصلحت مولی علیه زن او را طلاق دهد

ماده 1138 - ممکن است صیغه طلاق را بتوسط وکیل اجراء نمود

ماده 1139 - طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه بانقضای مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می‌شود.

ماده 1130 [1140] - طلاق زن در مدت عادت زنانه گی یا در حال نفاس صحیح نیست مگر این که زن حامل باشد یا طلاق قبل از نزدیکی با زن واقع شود یا شوهر غایب باشد به طوری گه [که] اطلاع از عادت زنانه گی بودن زن نتواند حاصل کند

ماده 1141 - طلاق در طهر مواقعه صحیح نیست مکر [مگر] اینکه زن یائسه یا حامل باشد.

ماده 1142 - طلاق زنی که با وجود اقتضای سن عادت زنانه کی [زنانه گی] نمی شود وقتی صحیح است که از تاریخ آخرین نزدیکی با زن سه ماه گذشته باشد.

مبحث دوم - در اقسام طلاق

ماده 1143 - طلاق بر دو قسم است. بائن و رجعی.

ماده 1144 - در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست.

ماده 1145 - در موارد ذیل طلاق بائن است
1 - طلاقیکه قبل از نزدیگی [نزدیکی] واقع شود
2- طلاق یائسه
3- طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع بعوض نکرده باشد.
4- سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از این گه [که] وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید.

ماده 1146 - طلاق خلع آن است که زن بواسطه کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی گه [که] بشوهر می‌دهد طلاق می کیرد [می گیرد] اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.

ماده 1147 - طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زائد بر میزان مهر نباشد.

ماده 1148 - در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده حق رجوع است

ماده 1149 - رجوع در طلاق بهر لفظ یا فعلی حاصل می‌شود که دلالت بر رجوع گند [کند] مشروط بر اینکه مقرون به قصد رجوع باشد.

مبحث سوم - در عده

ماده 1150 - عده عبارت است از مدتی گه [که] تا انقضای آن زنی گه [که] عقد نگاح [نکاح] او منحل شده است نمی‌تواند شوهر دیگر اختیار کند.

ماده 1151 - عده طلاق و عده فسخ نگاح [نکاح] سه طهر است مگر اینگه [اینکه] زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند گه [که] در این صورت عده او 3 ماه است.

ماده 1152 - عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن عادت زنانه گی نبیند که در این صورت 45روز است

ماده 1153 - عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است

ماده 1154 - عده وفات چه در دائم و چه در منقطع در هر حال چهار ماه و ده روز است مگر این که زن حامل باشد که در این صورت عده وفات تا موقع وضع حمل است مشروط بر این که فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد والا مدت عده همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.

ماده 1155 - زنی که بین او و شوهر خود نزدیکی واقع نشده و همچنین زن یائسه نه عده طلاق دارد و نه عده فسخ نکاح ولی عده وفات در هر دو مورد باید رعایت شود.

ماده 1156 - زنی که شوهر او غایب مفقود الاثر بوده و حاکم او را طلاق داده باشد باید از تاریخ طلاق عده وفات نگاه دارد

ماده 1157 - زنیگه [زنیکه] به شبهه با کسی نزدیکی کند باید عده طلاق نکاهدارد [نگاهدارد].

دریافت فایل پی‌دی‌اف