در این پرونده ا. ن. به وکالت از س. ح. پ. در مورخه 99/8/7 با تقدیم دادخواست به خواسته طلاق به لحاظ عسر و حرج به طرفیت س. م. طرح دعوی نموده و اعلام کرده در 80/11/12 با خوانده ازدواج نموده و فرزند ندارند. زوج طبق دادنامه مورخه 98/10/17 به پرداخت نفقه محکوم شده و موکله کراهت شدید دارد. و حاضر به بذل قسمت اعظم مهریه میباشد. زوجین از سال 91 جدا زندگی می کنند و مفارقت ده سال باعث عسر و حرج شده است. شعبه 9 دادگاه حقوقی شهر ری در مورخه 99/10/1 تشکیل جلسه داده است. خواهان به سوی معاشرت زوج و عدم پرداخت نفقه و اینکه فاقد فرزند هستند اشاره نموده است. خوانده گفته حاضر به طلاق نیستم - دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نموده است. داور زوجه نظر به عدم سازش داده است. داور زوجه اعلام کرده طلاق به صلاح نمیباشد.
دادگاه به موجب دادنامه شماره 901390 مورخه 99/12/12 حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. خانم س. ح. پ. اعتراض نموده است.زوجه طبق دادنامه مورخه 96/12/15 محکوم به تمکین شده است. شعبه 24 دادگاه تجدیدنظر تهران به موجب دادنامه شماره 1343316 - 1400/02/08 دادنامه بدوی را تایید نموده است.
اقای ا. ن. به وکالت از زوجه فرجامخواهی نموده و با توجه به زمان عقد مورخه 80/11/12 و اینکه بچه دار نشده اند و سوی معاشرت زوج که منجر به جدایی ایشان از سال 91 شده اشاره نموده و اینکه زوج درخواست تمکین نموده لیکن مطابق صورتجلسه مورخه 98/8/27 شورای حل اختلاف متعهد به تهیه مسکن در *شده ولی به تعهد خود عمل نکرده است. (ص 69) واینکه زوج نفقه را با محکومیت پرداخت نموده و از طرفی زوجه کراهت شدید دارد. و هشتاد درصد مهریه خود را بابت کراهت بذل می نماید. و سایر حقوق مالی را هم حاضر به بذل میباشد. که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای س. م. تو.ت عضو ممیز و اوراق پرونده، و در خصوص دادنامه شماره 1343316 - 1400/02/08 مشاوره نموده و به شرح زیر رای صادر می نماید.
فرجامخواهی اقای ا. ن. به وکالت از س. ح. پ. نسبت به دادنامه شماره 1343316 مورخه 1400/02/08 صادره از شعبه 24 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه نهم دادگاه حقوقی شهر ری حکم به بطلان دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا
اولا - یکی از موارد اعلامی عسر و حرج زوجه کراهت شدید ایشان از زوج میباشد. که بابت ان حاضر به بذل هشتاد درصد مهریه شده است.و دادگاه در راستای ماده 1146 قانون مدنی به این درخواست رسیدگی ننموده است. متذکر میشود. کراهت امر درونی است.و صرف اعلام ان کافی است.و خود از مصادیق بارز عسر و حرج میتواند باشد.
ثانیا - زوجه اعلام کرده از سال 91 از زوج جدا زندگی می کند و جدایی حدود ده ساله زوجین قطعا افتراق عاطفی ایجاد کرده و موجب کراهت میشود.
ثالثا - اینکه در این مدت زوجه دوبار جهت دریافت نفقه خود به محاکم مراجعه و پس از صدور حکم و الزام زوج نفقه را دریافت نموده است.قطعا برای زوجه ای که باید جهت دریافت نفقه خود به محاکم مراجعه و پس از صدور حکم و الزام ان را دریافت نماید. عسر و حرج ایجاد میشود.
رابعا - اینکه زوجه اعلام نموده علیرغم ازدواج در مورخه 80/11/12 هنوز فاقد فرزند میباشند که از جهت شرط پس از گذشت 5 سال و عدم بچه دار شدن و علت ان موضوع رسیدگی نشده است.
خامسا - اینکه نظریه داور بر عدم سازش است.و ده سال جدایی زوجین نیز در تایید همین موضوع میباشد. که مورد توجه قرار نگرفته است.
لذا با توجه به مراتب ذکر شده و مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد.
ج. ق. س. م. ت.
رئیس شعبه 15دیوان عالی کشور مستشار شعبه دیوان عالی کشور