بسمه تعالی
فرجام خواه: اقای ح. م. س. ی با وکالت اقای ب. ق. پ. ا.
فرجام خوانده:خانم م. س.
فرجام خواسته: دادنامه شماره *صادره ازشعبه *
تاریخ ابلاغ دادنامه به فرجام خواه:1401/09/05
تاریخ وصول دادخواست فرجامی:1401/09/07
مرجع رسیدگی: شعبه *
هیات شعبه اقایان: ع. ن. (رئیس) ع. ک. ص. س. (مستشار) و س. د. م. (عضو معاون)
خلاصه جریان پرونده:
خانم م. س. به طرفیت اقای ح. م. با استناد به سند ازدواج 2855مورخ 77/4/24 دادخواستی در حالی که نشانی خویش را *قائم و نشانی خوانده را ایذه *ا. در دادخواست اعلام نموده است.به خواسته طلاق به استناد 1129 و 1130 در دادگاه خانواده *مطرح نموده است.که بدوا به شعبه *ارجاع گردیده است.در متن دادخواست خواهان گفته است.حاصل زندگی مشترک با خوانده چهار فرزند میباشد. که درحال حاضر هر چهار نفر نزد خودم میباشند از مورخ 1398/9به دلیل شدت اختلافات خوانده محل سکونت مشترک را ترک و تاکنون جدا از همدیگر زندگی می کنیم خوانده تاکنون موفق به تهیه منزل مشترک و مقدمات تمکین نشدند بر اساس دادنامه *صادره از شعبه *خوانده محکوم به پرداخت نفقه گذشته و مستمر بنده و فرزند ان مشترک شده است.که علی رغم تمکین مالی و درامد ثابت صدور حکم جلب توقیف حسابهای بانکی ایشان از مورخ 1400/06/01از پرداخت نفقه امتناع کرده اند و امکان اجرای حکم مقدور نمیباشد. در مدت 2/5سال جدایی هیچ دیداری یا تماسی با فرزند ان مشترک نداشته اند که بیانگر عدم علاقه و بیمیلی ایشان به زندگی مشترک و اینده فرزند ان هست طی 3 مرحله دعوی تمکین مطرح شده هر سه بار به دلیل عدم تهیه منزل مستقل دعوا رد شده و اینجانب مدت 2/5سال بلاتکلیفی هستم لذا با توجه به جدایی و بلاتکلیفی طولانی طلاق عاطفی حادث شده عدم پرداخت نفقه مستندا به ماده 1129و 1130 قانون مدنی خواستار صدور حکم طلاق می باشم اقای ب. ق. پ. ن. به وکالت از جانب خوانده (اقای ح. م. س. ی) با تقدیم لایحه ای که در برگ 18پیوست شده است.به صلاحیت شورای حل اختلاف در پرونده ایراد نموده است.و ثانیا گفته است. محل اقامت خوانده وخواهان هر دو *می باشد. و برای اثبات این امر دادنامه ی محکومیت زوج بپرداخت نفقه که طی دادنامه *در شعبه *در تاریخ 99/6/11 صادر شده است.و نیز دادخواست مطالبه اجرت المثل که در شعبه *خواسته خواهان (خانم م. س.) ن. *س. و. ا. ک. به طرفیت ح. م. س. ی حکم به رد خواسته خواهان صادر شده است. (برگ14) ضمنا تصویر دادنامه *مورخ 1400/05/19 صادره از شعبه *که د رمقام تجدیدنظرخواهی از دادنامه *مورخ 1400/02/28 که به موجب ان رای دادگاه ایذه که مشعر بر الزام زوج به طلاق زوجه صادر شده بود بر اثر تجدیدنظرخواهی زوج به لحاظ فقد دلیل کافی بر عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت رای بدوی را نقض و با استناد به مفهوم مخالف ماده 1130 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی بدوی صادر شده است.در برگ 15پرونده پیوست میباشد. خانم م. س. درخواست ارسال پرونده را به دادگاه نموده است.زوج نیز د ر لایحه ای که در برگ 21پرونده پیوست شده است.گفته است.ساکن *است.معلم هستم تدریس دارم. امکان رفت و امد از *ندارم. چون نمیدانم پرونده مال چه کسی بر علیه این جانب است.به *ارسال فرمایید شورا در تاریخ 1401/02/20 چون خواهان درخواست ارسال پرونده به دادگاه داده است.پرونده را با توجه به عدم امکان صلح و سازش به دادگاه خانواده *ارسال نموده که به شعبه *ارجاع گردیده است.دادگاه با تعیین وقت و دعوت طرفین در جلسه ی مورخ 1401/04/21 اقای ع. م. مال ا. از جانب زوجه اعلام وکالت نموده است.د راین جلسه خواهان و وکیل وی حضوردارند دادگاه با حضور قاضی مشاور تشکیل گردید.وکیل خوانده لایحه ای داده است.لیکن خوانده و وکیل او حضور ندارند وکیل خواهان گفته است.خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.با این توضیح که حسب اظهارات موکله از همان زمان ازدواج زوج بنای ناسازگاری را نهاده و به انحای مختلف موکله را مورد ازار روحی و روانی قرار می داده است.و بارها از طریق محلی موضوع فیصله پیدا کرده است.لیکن از تاریخ 98/11/15 تا کنون خوانده محترم منزل مستقل برای ادامه زندگی مشترک تهیه نکرده است.موید این ادعا احکام تمکین است. که به موجب انها دعوای الزام به تمکین زوجه رد شده است.از طرفی از تاریخ 98/11/15 تاکنون نفقه موکله را پرداخت نمی کرده است.در 2 مورد به واسطه احکام دادگاه پس از جلب های متعدد مقادیری پرداخت نموده است.لیکن از مدت های طولانی به مدت 9 تمام تاکنون هیچ گونه نفقه ای پرداخت نکرده و اقدامات اجرای احکام جهت الزام خوانده نیز موثر واقع نشده است.از طرفی عسر و حرج حالتی است.که باعث سختی ادامه زندگی مشترک برای زوجین با یکی از زوجین میباشد. لذا هر اقدامی که بتواند زندگی مشترک را به سختی بکشاند و باعث عسر و حرج گردد. بتواند مصداق مواد قانونی 1129و 1130 تلقی گردد. بویژه که پیامک های ارسالی که از خط تلفن همراه خوانده به خط تلفن همراه موکله ارسال شده است.همگی مبین شدت اختلافات و اسناد و مطالبی است. که موکل که موجب شدت صدمات روحی و روانی موکله در ادامه زندگی مشترک میگردد. که نوعی از علایم عسر و حرج است.علاوه بر موارد مذکور تصاویر عکسهایی که موکله به رویت دادگاه محترم رسانده است.موید اقداماتی است.که باعث فشارهای روحی و روانی موکله میگردد. نهایتا گفته است.باتوجه به عدم تهیه منزل مستقل وعدم پرداخت نفقه و اختلافات حاصله فیمابین چون که موجب عسر و حرج برای موکل شده و بلاتکلیفی موکل و رها نمودن وی در طول مدت 4سال گذشته عسر و حرج محرز است. صدور حکم مورد استدعاست ضمنا زوجه بر اثر نحوه رفتار زوج و پوشش لباس در منزل که باعث ایجاد فشارهای روحی و روانی و تشدید اختلافات فی مابین میشود. و از طریق شهادت شهود قابل اثبات است.در اوراق 58 الی79پرونده پرینت پیامک های رد و بدل شده زوجین با هم پیوست است.دادگاه قرا رارجاع امر بداوری صادر نموده است.و مقر رنموده است.به طرفین ابلاغ شود. داور خود را از افراد واجد شرایط ظرف یک هفته معرفی نمایند ل. س. به عنوان داور زوجه معرفی شده است.در برگ 101 پرونده نظر داور زوجه مصلحت زوجین را در متارکه و طلاق دانسته است.زوج در برگ 108پرونده داور خود را به نام ر. ا. ز. معرفی نموده است. و گفته است.زوج همسرش را دوست دارد. و به او علاقه و اعتماد کامل داشته و اقدام به انتقال تمام اموال خود به نام او نموده است.و حاضر به طلاق نیست اقدام لازم بفرمایید (برگ19) دادگاه طی شرحی از اجرای احکام شعبه *درباره استعلام به عمل امده درباره پرونده کلاسه *و نامه های ارسالی قبل که تاکنون پاسخ داده نشده است.برای جلوگیری از اطاله دادرسی خواستار اعلام نتیجه در کوتاه ترین زمان شده است.وکیل خوانده در لایحه ای که در برگ 118پرونده پیوست شده است.ضمن اینکه طبق اسناد پیوست محل اقامت خواهان و خوانده (هر دو را) *اعلام نموده است.و محل تحصیل فرزند ان مشترک نیز *است.و از طرفی زوجه شکایتی در تاریخ 1401/05/02طبق پرینت اظهار در شعبه *مطرح شده است.و تمام شکایت های زوجه از جمله مطالبه مهریه نفقه اجرت المثل شکایت های واهی و بی اساس تحت عنوان توهین افترا همگی در *داشته است.و توضیح داده است.طبق دادخواست جداگانه مهریه و نفقه خود را دریافت می کند موکل در حال پرداخت میباشد. طبق رای و گواهی کلانتری خواهان موکل را به منزل راه نمیدهد و از ورود موکل به منزل مشترک امتناع می کند لذا تقاضای رد خواسته طلاق؟؟ و یا ارجاع پرونده به دادگاه ایذه را دارم. دادگاه مقرر نموده است.به وکیل خواهان اخطار شود. دلایل و مدارک خود در پرداخت نفقه زوجه را ظرف 3روز اینده به این شعبه ارائه دهند. پاسخ واصله از اجرای احکام شورا حل اختلاف ایذه در برگ 140پرونده حاکی است.پس از جلب محکوم علیه اقای ح. م. بابت نفقه زوجه و فرزند ان مشترک در تاریخ 1400/03/25 به زندان *اعزام شود. و در تاریخ 1400/03/26 نفقات زوجه و رزندان را تا تاریخ 1400/03/02پرداخت نموده پس از تاریخ1400/03/02به بعد پرداخت ننموده که تا صدور حکم جلب در تاریخ 1400/12/14 به حساب سپرده دادگستری تا لغایت *واریز نموده است.که حسب اعلام امور مالی مبلغ واریز مذکور به حساب شخص محکوم علیه برگشت خورده است.که مراتب در تاریخ 1401/03/09 به نامبرده اعلام و تفهیم شد که مبلغ نفقه واریزی که به حساب وی برگشت خورده بود را مجددا به حساب واریز نماید. که نهایتا در تاریخ های 15و 16تیرماه 1401 به صورت ناقص پرداخت نموده و هم اکنون مبلغ 202/500/000ریال میبایست پرداخت نماید. (تاریخ نامه 1401/06/07) دادگاه با تعیین وقت طرفین را دعوت نموده است.برای جلسه دادرسی 1401/07/11 وکیل زوج لایحه ای تقدیم نموده است.و د راین لایحه گفته است.خواهان در سال 1399 دادخواست طلاق از نوع عسر و حرج داد که دعوی عسر و حرج وی در سال 1400مردود اعلام که در دیوان عالی کشور نیز مردود دانسته اند کپی این دادنامه را پیوست نموده است.و اقدام زوجه در سال جاری را با طرح دعوی طلاق به ادعای عسر و حرج درحالی که این موضوع قبلا رسیدگی شده قابل توجیه ندانسته ضمنا بابت مهریه و نفقه در دادگاه ایذه رای صادر شده است.و موکل در حال پرداخت مینماید. رد دعوی طلااق را خواستار شده است.در برگ 146پرونده از واحد اجرای احکام مدنی شعبه *در پاسخ به استعلام دادگاه پرداختی های زوج بابت نفقه زوجه و فرزند انش را تماما پرداخت شده اعلام و گفته تاکنون حدودا 3ماه معوقه را پرداخت ننموده است.در جلسه دادرسی 1401/07/11 که خواهان و وکیل وی حضورداشته و وکیل خوانده لایحه ای ارسال نموده است.وکیل زوجه پرداختی های زوج بابت نفقه که بعد از مدت شش ماه پرداخت نشده است.و با این عدم پرداخت حق زوجه برای طلاق محرز شده است.و عسر و حرج زوجه در حالی که به مدت حدود سیزده ماه تاخیر در پرداخت داشته است.و از طرفی مسکن برای زندگی مشترک تهیه ننموده است.و عدم تهیه منزل مستقل و عدم رابطه زناشویی با موکل که موجب عسر و حرج و نسبت به موکل شده و از طرفی موکل حاضر است.که تمام حق و حقوق قانونی خود را که درفرض طلاق بوی تعلق میگیرد را نسبت به ان مبلغی که تاکنون دریافت نشده است.به زوج به لحاظ کراهت گذشت نماید. نفقه گذشته در استعلام قید شده هم نفقه خود را می بخشد در عوض طلاق هم چنین مهریه کل دو به پرونده؟؟؟؟ مطالبه شده است. مبلغی ماهانه از خود وی بابت مهریه دریافت میگردد. که موکل از زمان صدور طلاق باقیمانده مهریه را بذل و می بخشد اجرت المثل را مطالبه مینماید. سه فرندی دختر به نام م. متولد 87/7/5و م. متولد 82/2/5 و پ. متولد 88/8/2 و یک فرزند پسر به نام ا. ع. متولد 94/4/7 موکل حاضر است.در قبال طلاق هر چه باقی مانده است.به زوج میبخشد در خصوص ملاقات قبل رای صادر شده است.دراین جلسه از شهود خواهان در مورد عسر و حرج زوجه و رفتار زوج در اوراق 151و 152پرونده تحقیق شده است.که شهود خود سوی رفتار زوج را نسبت به زوجه از سال 96 که بخصوص سال 99 تشدید شده است.پس از معرفی زوجه به پزشکی قانونی و منفی بودن تست بارداری دادگاه با ملاحظه پرونده نفقه که از اجرای احکام واصل شده و انعکاس خلاصه مفید ان در اوراق 177و 178 و اخذ نظریه مشاور که در برگ 178 نظر بر صدور حکم بر الزام خوانده به مطلقه نمودن زوجه داشته است.پس از بررسی اوراق و محتویات پرونده و ختم دادرسی رای خود را طی دادنامه ی *01/7/30 ضمن مقدمه ای که از سیر دادرسی نسبت به دادخواست تقدیمی زوجه که به خواسته الزام زوج به طلاق به جهت عدم پرداخت نفقه و کراهت شدید از خوانده و نیز اظهارات خواهان و وکیل او در جلسات دادرسی و لوایحی که زوج به دادگاه تقدیم نموده (که در گزارش فوق توسط عضو ممیز منعکس است) و اینکه خوانده به موجب دادنامه شماره *در شعبه *محکوم به پرداخت نفقه شده و اجراییه شماره *مورخ 1400/01/15 صادر که نفقه را علیرغم صدور اجراییه و جلب های متعدد پرداخت ننموده است.و اینکه زوجین از سال 1398 به علت اختلافات شدید و عدم تهیه منزل مستقل از ناحیه خوانده جدا از یکدیگر زندگی می کنند و در طول این مدت دعاویی متعددی اعم از حقوقی و کیفری علیه یکدیگر اقامه نمودهاند و متن پیامک های ارسالی ازناحیه طرفین و احکام مندرج در پرونده و اظهارات شهود تعرفه شده از ناحیه خواهان همگی دلالت بر کراهت شدید زوجین له همدیگر دارد. و خواهان ازجهت کراهتی که نسبت به خوانده داشته باقیمانده مهریه و نفقه و سایر حقوق مالی خود ناشی از زوجیت را در قبال طلاق به خوانده بذل نموده است.و خوانده و وکیل وی دلیل و مدرکی مبنی بر پرداخت نفقه خواهان به این مرجع ارائه ننمودهاند لذا نظر به شرح فوق و ملاحظه نظر قاضی مشاور عسر و حرج زوجه را محرز دانسته به استناد ماده 1130و 1129 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده مصوب سال 91 حکم الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه صادر مینماید.در خصوص حق و حقوق مالی زوجه به شرح ذیل اتخاذ تصمیم مینماید. 1- زوجین از یکدیگر 4 فرزند به نام های 1- م. متولد 87/7/5 2- م. متولد 82/2/5 و 3- پ. متولد 88/8/21 که به سن بلوغ رسیده اند و دادگاه در این خصوص مواجه با تکلیفی نیست. 4- ا. ع. متولد 94/4/7 که حضانت وی با مادر خواهد بود و در خصوص ملاقات پدر با فرزند مذکور به موجب دادنامه شماره *تعیین تکلیف شده است.و نفقه ا. به موجب دادنامه شماره *تعیین تکلیف شده است.خواهان سابقا مهریه خود را از طریق اجرای اسناد رسمی مطالبه نموده است.زوجه جهیزیه ندارد. خواهان باقیمانده مهریه و نفقه خود را که تاکنون دریافت ننموده است.و سایر حقوق مالی خود را در قبال طلاق به زوج بذل نموده است.… از این رای اقای ح. م. س. ی با وکالت اقای ب. ق. پ. ن. به شرح دادخواست تقدیمی در اوراق 187و 188 تجدیدنظرخواهی نموده است.در این دادخواست وکیل تجدیدنظرخواه (زوج) گفته است.زوجین چهار فرزند مشترک دارند موکل دبیر سازمان *میباشد. مدت 33 سال در نظام سازمان *مشغول به خدمت است.موکل اظهار می دارد. به لحاظ اخلاق خاص خود 4 باب منزل مسکونی اش را که خریداری کرده بود به نام همسرش خانم م. س. انتقال داده و حال ایشان را از یکی از این منازل بیرون کرده ولی باز هم بخاطر شرایط عرف و محیط و فرزند انش حاضر به ادامه زندگی مشترک بوده نفقه همسر و فرزند انش را ماهیانه پرداخت کرده است.خانم م. که مدعی عسر و حرج است.درحالی این ادعا را دارد. که در بازداشت و در اموال و خانه های تملیکی بسر میبرد و چهار فرزند ش نیز در نزد وی میباشند حقوقش اعم از مهریه نفقه را دریافت میکند در رای سابق حسب ارای صادره از دادگاه تجدیدنظرو دیوان عالی کشور عسر و حرج برای زوجه تشخیص نداده و محقق ندانسته اند این ارا در تاریخ 1400/08/17 صادر شده و زوجه تعمدا همین عسر و حرج را در دادگاه مطرح نمود در حالی که زوج همسر و فرزند انش را دوست دارد. و با طلاق موافقت نمی کن از طرفی زوجه کل مهریه را دریافت نموده است.و سه تا از فرزند انش دختر هستند و در اینده اگر فرزند طلاق بشوند خداناکرده در جامعه از ناهنجاریها مصون نخواهند ماند. نقض رای و رد دعوی زوجه را خواستار شده است.پس از تشریفات تبادل لوایح و ارسال پرونده به محاکم تجدیدنظر استان و ارجاع به شعبه *هیات محترم شعبه مذکور دروقت فوق العاده پس از بررسی اوراق و محتویات پرونده و اینکه زوج مدعی است.عسر و حرج برای زوجه محقق نشده است.درحالی که با توجه به محتویات پرونده از جمله لوایح تقدیمی طرفین و اظهارات انان و دلالت پاسخ های استعلامات واصله شعبه *که بر عدم پرداخت کامل محکوم به نفقه تجدیدنظرخوانده توسط زوج و مبالغ پرداختی نیز با تعلل مکرر زوج و به تدریج و هر بار در پی صدور جلب و دستگیری وی پرداخت شده است.و شهادت شهود در مورد شدت اختلافات زوجین و ابراز کراهت زوجه نسبت به زوج مدت متارکه فیمابین زوجین که از سال 98 اغاز گردیده است.و تجدیدنظرخواه ایرادی موثر در حکم تجدیدنظر خواسته ارائه ننموده است.و صرف مخالفت وی با طلاق کافی برای نقض ان نیست و داور زوجه نظریه طلاق داده است.… لذا دادنامه تجدیدنظرخواسته صحیحا و وفق مقررات قانونی صادر شده با رد تجدیدنظرخواهی مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید میگردد. ازاین رای نیز اکنون وکیل زوج فرجام خواهی به شرح لایحه تقدیمی که در اوراق 221و 222پرونده پیوست شده است.به عمل اورده است.که هنگام شور متن دادخواست فرجام خواه با گزارش پرونده در هیات شعبه توسط عضو ممیز قرائت میشود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ن. عضو ممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره*فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
نظر به اینکه حسب محتویات پرونده دعوی تمکین زوج به جهت عدم تهیه مقدمات تمکین از سوی زوج محکوم به بطلان گردیده است و نتیجتا زوجه که بلاتکلیفی خود را در زندگی مشترک از ترک فعلی که اجرای ان پشتوانه قانونی داشته و برای زوج الزام اور بوده است ولی اهمال و مسئولیت ناپذیری زوج موجب تفریق جسمانی و مشکلات اقتصادی خانواده گردیده که عدم پرداخت نفقه ماهیانه وی توسط زوج حتی ندادن نفقه فرزندان بار مشکلات او را در زندگی مشترک مضاعف نموده است که این وضعیت او را محاکم مصداق عسر و حرج دانسته اند لذا رای صادره که منطبق با اوضاع و احوال زوجیت و مستندات زوجه برای اثبات ادعای او صحیحا و موجها اصدار یافته است.و نقصی که موجب نقض رای شود. از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز در پرونده مشهود نیست هیات شعبه مستندا به ماده 370 قانون ایین دادرسی مدنی با رد فرجام خواهی به عمل امده رای فرجام خواسته را ابرام می نماید.
شعبه *
رئیس- ع. ن. مستشار- ع. ک. ص. س. عضو معاون- س. د. م.