اثر بذل مهریه در تحقق عسر و حرج

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در این پرونده خانم ف. ع. م. دادخواست طلاق با وکالت خانم ز. ز. به طرفیت اقای ح. ع. م. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته موکله در تاریخ 1386/01/23 با خوانده ازدواج نموده یک فرزند مشترک دختر یازده ساله دارند خوانده از زمان ازدواج تاکنون هیچ گونه مسکنی تهیه نکرده و چند ماه در منزل پدری زوج اسکان داشته اند و بعد از ان در منزلی که پدر موکله تهیه کرده زندگی می کردند. و از سال 95 تاکنون موکله در منزل ع. ه سکنی دارد. همچنین خوانده تحت هیچ شرایطی حاضر به پرداخت نفقه موکله و فرزند مشترک نمی‌باشد. لذا موکله از این نظر هم در مشقت قرار دارد. بنابراین زوج از سال 95 تاکنون ترک زندگی داشته و حاضر نشده مسکن و امکانات زندگی و نفقه موکله و فرزند مشترک را پرداخت کند لذا از دادگاه تقاضای طلاق به علت عسر و حرج دارم. دادگاه در تاریخ 1400/11/10 وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را جهت تحقیق و رسیدگی دعوت نموده است.وکیل زوجه درخواست موکله خود را به شرح دادخواست تقدیمی بازگو و توضیح داده است.و اضافه کرده موکله حاضر است.نیمی از مهریه خود را در قبال طلاق به زوج بذل نماید. وکیل خوانده اقای پ. ن. ز. ت. در مقام دفاع اظهار داشته موکل را چند سال است.می شناسم و تلاش زیادی در سازش و اشتی داشتم که در جلسات برگزار شده موفق به سازش و نجات زندگی نشدم خانم از زندگی با زوج کراهت دارد. ولی زوج بسیار به زندگی علاقه مند است.و راضی به طلاق در هیچ شرایطی نخواهد بود زوجه حتی (راضی) به بذل کل مهریه هم شده بود ولی زوج نپذیرفت موکل همیشه مسکن داشته و برابر رای دادگاه زوجه محکوم به تمکین شده است.گواهی عملیات اجرایی هم ارائه می‌شود. در خصوص ترک منزل هم خواهان بیش از ده سال است.که در قوه قضاییه شاغل است.و با میل خود زندگی مشترک را ترک کرده و جدا شده و زوجه تاکنون از موکله درخواست نفقه ای نداشته است.لذا ادعای ترک زندگی توسط موکل مورد قبول نمی‌باشد. بلکه زوجه شخصا از زندگی رفته است.دادگاه قرار داوری صادر کرده و نظریه داوری را جلب کرده است.درنهایت دادگاه در تاریخ 1400/12/16 مبادرت به صدور حکم رد دعوی به لحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه نموده است.سپس زوجه به شرح لایحه خود نسبت به رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظر تقدیم داشته و اضافه کرده به دلیل سوی رفتارهای زوج اینجانبه کراهت شدید نسبت به زوج پیدا نمودم به طوری که بیش از هفت سال است.که رابطه زناشویی با یکدیگر نداشته ایم و بیش از پنج سال است.که از یکدیگر جدا زندگی می کنیم لذا به هیچ وجه حاضر به زندگی با زوج نمی باشم و حاضرم کل مهریه ام را در قبال طلاق جهت رهایی از عسر و حرج به زوج بذل نمایم که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور نیز در تاریخ 1401/02/06 مبادرت به صدور رای به رد درخواست تجدیدنظرخواهی و تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است. متعاقبا زوجه نسبت به رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی می‌باشد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

در خصوص دادخواست فرجامخواهی خانم ف. ع. م. نسبت به رای شماره *مورخ 1400/02/06 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/12/16 شعبه *مبنی بر صدور حکم به رد دعوی طلاق به لحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه، با توجه به محتویات پرونده، فرجامخواهی وارد است. زیرا، اولا - زوجه علت طرح دعوای طلاق را بروز اختلافات شدید با زوج به علت سوی رفتارهای وی که باعث کراهت اینجانبه نسبت به ایشان گردیده به طوری که الان بیش از هفت سال است.که رابطه زناشویی با یکدیگر نداشته ایم و بیش از پنج سال است.که به طور کلی از یکدیگر جدا زندگی می کنیم و در طول این مدت در بلاتکلیفی بسر برده ام و به هیچ وجه حاضر به ادامه زندگی با زوج نمی باشم به طوری که حاضرم کل مهریه ام را در قبال طلاق جهت رفع بلاتکلیفی به زوج بذل نمایم، اعلام نموده است.ثانیا- وکیل خوانده در مقام دفاع اظهار داشته اینجانب موکل را چند سال است.می شناسم تلاش زیادی در جهت سازش و اشتی انان داشتم ولی موفق به سازش نشدم. خانم از زندگی با زوج کراهت دارد. ولی اقای ع. م. بسیار به زندگی علاقه مند است.و راضی به طلاق نمی‌باشد. به این جهت موکل دادخواست الزام به تمکین تقدیم دادگاه نموده و زوجه محکومیت به تمکین حاصل نموده واجراییه هم صادر شده ولی زوجه حاضر به مراجعت و تمکین نشده است. در هر صورت موکل راضی به طلاق نیست و تقاضای رد دعوی زوجه را دارد. ثالثا -با عنایت به مراتب مذکور اولا - با توجه به اظهارات طرفین برابر صورت جلسه دادگاه مورخ 1400/11/10 مسلم است.که زوجین از سال 1395 تاکنون (حدود شش سال) از یکدیگر به دلیل بروز اختلاف از یکدیگر جدا زندگی می کنند و رابطه ای با یکدیگر نداشته اند. ثانیا- در طول مدت اختلاف هر چند زوج دادخواست الزام به تمکین زوجه را به دادگاه تقدیم داشته، ولی با توجه به قرائن و امارات موجود در پرونده زوج اقدام مفید و موثری در جهت رفع اختلافات و ترغیب زوجه به بازگشت به زندگی مشترک و سامان دادن به ان به عمل نیاورده و عملا زوجه در طول مدت حدود شش سال در بلاتکلیفی بسر برده است. ثالثا - وکیل زوج در صورت جلسه دادگاه مورخ 1400/11/10 صراحتا اذعان نموده که با توجه به تشکیل جلسات مذاکرات اصلاحی زوجه به علت کراهت از زوج حاضر به بازگشت و زندگی با زوج نمی‌باشد. و به نحوی کراهت زوجه از زوج را مورد تایید قرار داده است. رابعا - زوجه حاضر شده کل مهریه خود را در قبال طلاق به علت وجود کراهت و جهت رفع بلاتکلیفی و عسر و حرج به زوج بذل نماید. که این امر خود یک اماره قوی در جهت صحت ادعای کراهت و عسر و حرج زوجه می‌باشد. علی هذا رای فرجامخواسته بر اساس مذکور صادر نگردیده، درنتیجه قابلیت ابرام ندارد. و مستندا به مواد 371 و 401 قانون ایین دادرسی مدنی ان را نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه همعرض صادرکننده رای منقوض ارجاع می نماید.

رئیس شعبه *: ح. ع.

مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.

منبع