تاریخ دادنامه قطعی: 1392/05/30
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: با تحویل مبیع به مشتری، تسلیم مورد معامله واقع شده و در صورتی که پس از تسلیم، مبیع تحت تسلط بایع قرار گیرد، دعوای تسلیم مبیع قابل استماع نیست.
در خصوص دعوای آقایان الف.ر. و م.م. به وکالت از آقای الف.ج. به طرفیت آقای م.الف. و آقای ب.ح. به خواسته الزام خوانده ردیف اول به تحویل مبیع و الزام خوانده ردیف دوم به استرداد مبایعه نامه شماره 25328 و خسارات دادرسی؛ در خصوص خواسته اول، با توجه به اینکه حسب رسید ارائه شده از ناحیه وکلای خواهان و اظهارات ایشان در جلسه دادرسی مورخ 10/8/91 ، مبنی بر اینکه ملک تحویل موکل ایشان شده است، لیکن بعدا قفل آن توسط خوانده ردیف اول تعویض شده است و از ورود موکل وی به ملک ممانعت نموده است، فلذا تحویل ملک که از جمله تعهدات قراردادی و آثار بیع مندرج در ماده 362 قانون مدنی است، واقع شده است و وقتی عملی انجام شد و تمام شد بار دیگر نمی توان آن را درخواست نمود و در تحویل مبیع نیز فروشنده مکلف است یک بار مبیع را تحویل نماید که این موضوع با توجه به دلیل - ضمیمه درخواست است - واقع شده است. فلذا در این قسمت حکم بر بطلان دعوای خواهان صادر و اعلام مینماید. در خصوص قسمت دوم نیز با توجه به اظهارات وکلای خواهان که از ابتدای انجام معامله، خوانده ردیف دوم از تحویل بیع نامه به موکل خودداری نموده است و خوانده ردیف دوم نیز با حضور در دادگاه، بیان داشته که با توجه به قولنامه ای بودن خرید و فروش املاک تا تسویه حساب کامل، نمی تواند قولنامه را تحویل نماید، فلذا تا کنون تحویلی جهت بیع نامه از سوی خوانده به خواهان صورت نگرفته است. کلمه استرداد در معنای داده را «واپس خواستن، طلب باز پس چیزی کردن (لغت نامه دهخدا)»; به کار رفته است که این معنای لغوی در اصطلاح حقوقی و عرفی نیز بر همین معنا استفاده شده است. فلذا با توجه اینکه استرداد زمانی معنا می دهد که خواهان بیع نامه را به خوانده ردیف دوم داده باشد و حال تقاضای باز پس گیری آن را داشته باشد، در حالی که حسب مندرجات پرونده، تاکنون بیع نامه تحویل خواهان نشده است تا بازپس گیری آن را مطالبه نماید، فلذا دعوای حاضر را نیز به کیفیت مطروحه قابل استماع ندانسته، مستندا به ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی، قرار رد دعوا صادر و اعلام مینماید. رای صادره حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران میباشد.
معاون قضایی دادرس شعبه --- دادگاه ملارد - ذوالفقاری
تجدیدنظرخواهی آقای الف.ج. با وکالت آقایان الف.ر. و م.م. به طرفیت آقایان م.الف. و ب.ح. نسبت به دادنامه شماره --- - 28/9/91 از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی ملارد میباشد. به موجب دادنامه موصوف، در خصوص خواسته اول تجدیدنظرخواه مبنی بر تحویل مبیع، حکم به رد دعوا و در خصوص استرداد مبایعه نامه، قرار رد دعوی صادر شده است. این دادگاه محتویات پرونده را مورد مطالعه و به لوایح وکلا نیز توجه نمود، لیکن دادنامه اصداری را شایسته تایید می داند؛ اولا- زیرا برابر بند 1 از ماده 362 قانون مدنی به مجرد وقوع بیع، مشتری مالک مبیع و بایع ملک ثمن میشود و به صراحت بند 3 از ماده یادشده، عقدبیع، بایع را به تسلیم مبیع ملزم مینماید که در مانحن فیه، مبیع یک بار تسلیم گردیده است؛ از این رو به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواسته در این قسمت تایید میگردد و نسبت به خواسته دیگر تجدیدنظرخواه، مبنی بر استرداد مبایعه نامه نیز موجه و وارد به نظر میرسد، زیرا الفاظ عقود، محمول بر معانی عرفیه میباشد و استدلال محکمه بدوی منطبق با قانون نمیباشد، زیرا مشاورین املاک وظیفه ندارد که مبایعه نامه را نزد خود نگه داشته و به مراجع قضایی تحویل دهند. پس از امضا مبایعه نامه از سوی طرفین و ممهور نمودن آن از سوی دفتر مشاور املاک، بایستی نسخه ای نزد فروشنده و خریدار و دیگری در دفتر مشاور املاک باشد؛ لذا دادنامه متعرض عنه به استناد ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی در این قسمت نیز نقض و پرونده جهت صدور حکم مقتضی یا فصل خصومت به محکم نخستین ارسال میگردد. این رای قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
حجازی فر - حسین خانی