اسقاط حق تجدیدنظر خواهی در دعوای طلاق توسط وکیل مع الواسطه زوج

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 1400/09/15 اقای م. س. و خانم م. پ. ا. به اتفاق دادخواستی به خواسته طلاق توافقی به علت اختلافات بوجود امده و عدم تفاهم فیمابین جهت ادامه زندگی مشترک تقدیم نموده‌اند که در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. خانم ا. ح. گ. با تقدیم وکالتنامه به عنوان وکیل مع الواسطه از جانب زوج اعلام وکالت نموده است. در جلسه مورخ 1400/09/28 که با حضور زوجه و وکیل مع الواسطه زوج تشکیل گردیده زوج شخصا لایحه ای تقدیم و اعلام نموده که نسبت به طلاق بدون بذل حقوق مالی خصوصا مهریه رضایت ندارم. در جلسه دادرسی مقرر زوجه و وکیل مع الواسطه زوج به اتفاق اظهار داشتند کراهت به صورت طرفینی است.و در همین راستا خانم م. پ. ا. به عنوان زوجه تعداد یکهزار و سیصد سکه تمام بهار ازادی از سکه های موضوع مهریه خود را به انضمام نفقه و اجرت المثل در حق همسر خود بذل مینماید. و نسبت به باقیمانده سکه های مهریه به تعداد (87) سکه در این پرونده ادعایی ندارد. و این حق را برای خود محفوظ نگه میدارد. و جهیزیه نزد خودش می‌باشد. و حضانت فرزند ان مشترک به نام های س. و ا. با مادرشان می‌باشد. و در مورد نفقه فرزند ان مشترک فعلا در پرونده حاضر خانم پ. ی متقاضی نمی‌باشد. و ملاقات زوج با فرزند ان روزهای پنجشنبه از ساعت 17 لغایت ساعت 17 روز جمعه می‌باشد. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/10/07 پس از ذکر خواسته مطروحه و مفاد وکالتنامه رسمی ارائه شده متضمن تفویض وکالت در طلاق از طرف زوج به زوجه و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین زوجین و اصرار انان به طلاق و موثر واقع نشدن مساعی دادگاه در اصلاح ذات البین و هم چنین موثرواقع نشدن تلاش مرکز مشاوره خانواده در ایجاد صلح و سازش بین طرفین سرانجام به استناد مواد 1113 و 1147 قانون مدنی و مواد 25 و 26 و 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 و لحاظ نظریه موافق قاضی مشاور گواهی عدم امکان سازش بین زوجین بر اساس توافق و تراضی زوجین به شرح موارد ذیل صادر نموده است. زوجه در قبال طلاق تعداد 1300 عدد سکه بهار ازادی از مهریه خود بانضمام سایر حقوق مالی مربوط به خود از جمله نفقه و اجرت المثل ایام زوجیت را به زوج بذل و وکیل ایشان قبول مینماید. و حق مطالبه الباقی مهریه را برای خود محفوظ نگه میدارد. و جهیزیه نزد زوجه بوده و ادعایی ندارد. و فرزند ان مشترک به نام های س. متولد 1388/10/15 و ا. متولد 1395/06/15 می‌باشند که س. بالای سن بلوغ بوده و خود حق انتخاب و اتخاذ تصمیم را دارد. مع الوصف با توجه به توافقات فیمابین مقرر و تراضی گردید.که حضانت نامبردگان با مادر باشد. و فعلا در خصوص نفقه انان نیز مطالبه ای ندارد. و در خصوص ملاقات فرزند ان توسط پدر مقرر گردید.روزهای پنجشنبه از ساعت 17 لغایت همین ساعت روزهای جمعه حق ملاقات داشته باشد. محل تحویل گرفتن و برگرداندن درب منزل زوج *خواهد بود. زوجه حسب الاقرار باردار نمی‌باشد. طلاق از نوع خلع باین بوده و دارای سه طهر عده می‌باشد. اعتبار گواهی صادره سه ماه از تاریخ قطعیت رای می‌باشد. پس از صدور دادنامه مذکور زوجه و وکیل مع الواسطه زوج به اتفاق طی لایحه تقدیمی اعلام نموده‌اند که نسبت به رای صادره اعتراض نداشته و حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی را از خود سلب و ساقط مینماییم. رای صادره در تاریخ 1400/10/08 به زوج و وکیل مع الواسطه ایشان ابلاغ شد و سپس زوج بتوسط وکیل انتخابی خویش خانم ن. ع. بنده با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه مرقوم تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/11/24 با اعلام اینکه وکیل مع الواسطه زوج (خواهان) و نیز خوانده حق تجدیدنظرخواهی خود را ساقط نموده‌اند و طبق وکالتنامه اعطایی خواهان به خوانده، وکیل خواهان به وکالت از وی می‌تواند هر گونه دعوی را اسقاط نماید. لذا دادخواست تجدیدنظرخواهی خواهان را مسموع ندانسته و به استناد ماده 333 قانون ایین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دادخواست تجدیدنظرخواهی را صادر نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/11/27 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/12/09 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از پاسخگویی خانم م. پ. ا. نسبت به دادخواست فرجامی تقدیمی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی وطی دادنامه شماره */2/1401 به شرح زیر انشای رای نموده است.

فرجام خواهی اقای م. س. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/11/24 شعبه *که به موجب ان به لحاظ اسقاط حق تجدیدنظرخواهی از سوی وکیل مع الواسطه زوج (فرجام خواه) قرار عدم استماع دادخواست تجدیدنظرخواهی مطروحه صادر گردیده است، با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است. زیرا، با فرض اینکه در وکالت در طلاق تفویضی از طرف زوج (فرجام خواه) به زوجه (فرجام خوانده) طی وکالت نامه رسمی شماره 9914 مورخ 1398/08/20 تنظیمی در دفتر اسناد رسمی شماره 347 *که تصویر ان پیوست پرونده بوده اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و حق فرجام خواهی از جمله اختیارات تفویض شده به زوجه بوده باشد. معهذا زوجه به عنوان وکیل زوج در مقام اعمال وکالت و انتخاب وکیل دادگستری برای زوج و توکیل بایشان، این اختیارات وکالتی خود در خصوص مورد را به وکیل منتخب مع الواسطه زوج تفویض ننموده و مندرجات وکالتنامه وکیل مع الواسطه زوج که تصویر ان ضمیمه پرونده بوده صراحت و دلالتی بر اختیار وکیل مع الواسطه زوج در اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی از جانب زوج را ندارد. بنابراین بر اقدام وکیل مع الواسطه زوج در اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی نسبت به دادنامه صادره از دادگاه بدوی هیچ اثر قانونی مترتب نبوده و درنتیجه حق تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه بدوی برای زوج محفوظ بوده و نامبرده قانونا حق تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه بدوی را داشته است.از این رو دادخواست تجدیدنظرخواهی مطروحه از جانب زوج قانونا مسموع بوده و قابلیت رسیدگی قضایی را خواهد داشت بنا بمراتب اشعاری دادنامه فرجام خواسته که بدون توجه بمراتب مرقوم در فوق انشای گردیده به لحاظ عدم مطابقت ان با موازین قانونی مخدوش و قابلیت ابرام ندارد. لهذا مستندا به بند 2 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان پرونده جهت ادامه رسیدگی ماهوی به دادگاه محترم صادرکننده قرار منقوض ارجاع میگردد. مقرر میدارد. پرونده از موجودی کسر و بمرجع ذیربط اعاده گردد.. سپس پرونده جهت رسیدگی و رفع نقص مذکور در رای این شعبه دیوان پرونده به ششم دادگاه تجدیدنظر استان *ارجاع و ارسال شد، و دادگاه مذکور دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 1401/08/15 وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را دعوت نمود، و اظهارات طرفین را اخذ و برابر صورت جلسه مورخه مذکور در پرونده منعکس کرده است.در نهایت دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 1401/08/17 مبادرت به صدور رای به قرار عدم استماع دادخواست تجدیدنظرخواهی به لحاظ اسقاط حق تجدید نظر خواهی توسط وکیل م. واسطه زوج برابر وکالتنامه رسمی استنادی نموده است.متعاقب ان زوج نسبت به رای صادره مذکوردادخواست فرجامخواهی تقدیم داشته که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی میباشد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

دادنامه شماره *مورخ 1401/08/17 شعبه *که به موجب ان تجدیدنظرخواهی زوج اقای م. س. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/10/07 صادره از شعبه *متضمن صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به لحاظ اسقاط حق تجدیدنظرخواهی از سوی وکیل مع الواسطه زوج غیر قابل استماع تشخیص و قرار عدم استماع دادخواست تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه صادر گردیده است، با توجه به محتویات پرونده واجد ایراد قانونی بوده و در خور نقض می‌باشد. زیرا وکالتنامه ای که به موجب ان زوج وکالت بلاعزل با حق توکیل بغیر جهت طلاق به زوجه تفویض نموده در مقام اعمال وکالت از طرف زوجه صرفا مجوزی برای زوجه محسوب بوده که برای زوج وکیل اختیار نموده و بوکیل منتخب نیز تفویض وکالت نماید. و صرف این اقدام زوجه به منزله تفویض کلیه اختیارات وکالتی او که در وکالتنامه تصریح گردیده از طرف نامبرده به وکیل مع الواسطه زوج نبوده و زوجه به عنوان وکیل مستقیم و بلاواسطه زوج حق دارد. که در مقام اعمال وکالت و توکیل، تمام یا بخشی از اختیارات وکالتی خود را به وکیل مع الواسطه زوج تفویض نماید. بنابراین حدود اختیارات وکیل مع الواسطه زوج همان است.که در وکالتنامه تصریح و محدود گردیده است. مضافا اینکه هرچند مطابق ماده 35 قانون ایین دادرسی مدنی وکالت در دادگاهها شامل تمام اختیارات راجع به امر دادرسی بوده، لیکن اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی از امور عادی و جاری راجع به امر دادرسی که در قانون ایین دادرسی مدنی مقرر گردیده و وکالت در دادگاهها شامل اختیارات راجع به این امر در دادرسی خواهد بود، محسوب نبوده تا بدون تفویض این اختیار و تصریح ان در وکالتنامه جزی اختیارات وکیل بوده باشد. لذا وکالت وکیل دادگستری در دادگاهها قانونا شامل اختیار او در اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی نبوده، مگر اینکه این حق و اختیار در قرارداد وکالت بوی تفویض و در وکالتنامه تصریح شده باشد. خصوصا اینکه وقتی موکل به وکیل خود اعم از بلاواسطه یا مع الواسطه حق تجدیدنظرخواهی و حق فرجام خواهی تفویض نموده، لذا وکیل در مقام اعمال وکالت خود مکلف به انجام این امور ایجابی بوده و نمیتواند بر خلاف میل و اراده و خواسته موکل خود از انجام این امور وکالتی خویش صرفنظر و حقوق موکل خود را در اینگونه امور اسقاط نماید.، مگر اینکه از جانب موکل صریحا چنین اختیاری تفویض شده باشد. و نقض تفویض وکالت به وکیل شامل چنین اختیاری برای وکیل نخواهد بود، بنابراین وکیل مع الواسطه زوج حسب اختیارات تفویضی مصرح در وکالتنامه ابرازی فاقد اختیار اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی از جانب زوج بوده و از جانب زوجه در مقام اعمال وکالت و توکیل به ایشان علیرغم این که خود دارای اختیار اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی از جانب زوج بوده، این اختیار خود را به وکیل معالواسطه زوج تفویض ننموده است. بنابراین بر اقدام وکیل معالواسطه زوج در اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی از جانب زوج نسبت به دادنامه صادره از دادگاه بدوی هیچ اثر قانونی مترتب نبوده و حق تجدیدنظرخواهی زوج نسبت به دادنامه صادره از دادگاه نخستین کماکان باقی و محفوظ بوده و در نتیجه نام برده حق تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه بدوی را داشته است. از اینرو دادخواست تجدیدنظرخواهی مطروحه از جانب زوج قانونا مسموع نبوده و قابلیت رسیدگی ماهیتی را خواهد داشت. فلذا دادنامه فرجام خواسته که بدون توجه به مراتب مرقوم در فوق اصدار یافته به لحاظ مغایرت ان با موازین قانونی قابلیت ابرام نداشته و اصرار دادگاه محترم صادرکننده قرار در خصوص مورد هم توجیه قانونی نداشته و با نقض قرار معترض عنه سابقالصدور از سوی این شعبه دیوان حسب دادنامه فرجامی پیوست پرونده دادگاه محترم صادرکننده قرار معترض عنه قانونا مکلف بوده که به ماهیت دعوی و اعتراض مطروحه از جانب تجدیدنظرخواه رسیدگی لازم معمول و رای مقتصی صادر نماید. و اصرار برقرار منقوض سابقالصدور خود فاقد وجاهت قانونی میباشد. لهذا مستندا به بند 2 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد. مقرر میدارد. پرونده به مرجع ذیربط اعاده گردد.

شعبه *

رئیس شعبه: ح. ع. مستشاران: ح. م. ه. -م. ح. م.

منبع