نقش نظریه کارشناسی در خصوص حجر

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1400/08/09

پیام: در مورد دعوی اثبات حجر، دادگاه مکلف است تمامی تحقیقات لازم را در این باره انجام دهد و عدم انجام تحقیقات لازم موجب نقض رای صادره خواهد بود. نظریه پزشکی قانونی در خصوص حجر یا عدم آن، مانند نظریه سایر کارشناسان واهل خبره طریقیت دارد نه موضوعیت و به عنوان یک اماره قضایی تلقی می‌گردد و قطعیت ندارد.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

در این پرونده خانم ف. ش. فرزند م. در مورخه 96/3/7 با اعلام محجوریت ص. م. ط. و ر. م. ط. تقاضای سرپرستی ایشان را به عنوان قیم مطابق مواد 1218 و 1219 قانون مدنی و مواد 55 به بعد قانون امور حسبی نموده که توسط دادستان جهت رسیدگی ارجاع شده است. (ص 5 ) دادیار از کلانتری محل خواسته در خصوص وضعیت ایشان و اینکه از چه زمانی دچار بیماری بوده و یا معاملاتی انجام داده اند تحقیق نماید. در مورخه 95/12/17 (ص 9 ) دادیار شعبه --- سرپرستی از ر. و م. م. ط. تحقیق نموده و اقای ر. اظهار داشته خواهر من مشکل اعصاب و روان دارد. به همه بدبین است.من تقاضای حجر را ندارم. اقای م. ط. نیز گفته ر. سند خانه را به نام خودش کرده وی را بیسواد قلمداد می کنند ر. گفته: من خانه را به اسم سایر ورثه هم نمودم. م. گفته: من وکالت او را قبول ندارم. من برادر ارشد وی می باشم. برگ ارزیابی *(ص 11 ) در بررسی شرایط خانم ص. م. ط. در 95/12/21 اعلام کرده از جهت شرایط روحی دچار تخریب قطعی وضعیت شناختی است. اداره کل پزشکی قانونی خراسان رضوی به شرح برگ 24 پرونده در مورخه 96/3/10 اعلام کرده از خانم ص. م. ط. معاینه به عمل امد دارای درجاتی از ضعف قوای شناختی و عدم تحصیلات می‌باشد. و قادر به اداره امور مالی خود به طور مستقل نیست تاریخ احراز 96/3/9 می‌باشد. مطابق سند تنظیمی در دفتر 266 مشهد حقوق اعیانی ملک شماره 5 *اراضی ابکوه در مورخه 96/2/14 توسط خانم ن. م. ط. به ر. م. ط. واگذار شده است.در مورخه 96/3/13 (ص 34 ) نیروی انتظامی از ا. س. چ. و به عنوان گواه تحقیق نموده که اظهار داشته: خانم ص. م. ط. بالای 85 سال سن دارد. خرید و معامله را دیگران انجام می دهند و قدرت تصمیم گیری ندارد. و سفیه است. تا انجایی که خبر دارم. این وضعیت از حدود یک سال قبل است. در 96/3/13 (ص 35 ) از خانم ت. ر. ش. ع. فرزند ص. م. ط. استماع شهادت شده گفته بله ایشان سفیه است.حدود سه ماه است.دچار ضعف اراده شده است.در ص 36 از ن. پ. چ. (همسایه) تحقیق گفته: بله سفیه است.و حدودا یک سال است. شعبه *به موجب دادنامه شماره --- مورخه 96/3/27 متعاقب درخواست حکم حجر خانم ص. م. ط. توسط اداره سرپرستی دادسرای مشهد با توجه به گواهی پزشکی قانونی و اظهارات مطلعین حکم به اعلام حجر وی از *صادر نموده است. خانم ن. م. ط. نسبت به دادنامه از جهت تاریخ حجر اعتراض نموده است. (ص 46 ) و خانم ص. م. ط. طی لایحه مورخه 96/5/2 (ص 54 ) - تجدیدنظر خواهی خود را مسترد نموده است. مشارالیها به شرح ص 48 تجدیدنظر خواهی نموده بود. شعبه *به موجب دادنامه شماره --- مورخه 96/5/11 قرار ابطال دادخواست تجدیدنظر خواهی خانم ص. م. ط. را صادر نموده است. شعبه *در مورخه 96/9/20 تشکیل جلسه داده از خانم ن. م. ط. خواسته اعلام کند منظور وی از دادخواست تجدیدنظر خواهی است.یا اعتراض ثالث که پاسخ داده تقاضای اعتراض ثالث دارم. دستور رفع نقص مطابق آیین دادرسی مدنی داده شده است. دادگاه تجدیدنظر در 96/11/3 تشکیل جلسه داده است.معترض ثالث حضور نیافته وکیل خانم ش. در جلسه حاضر و خانم ص. در جلسه حضور یافته است. حاضرین در جلسه گفته اند اعتراض خواهان را قبول نداریم ایشان مزاحم مادرشان هستند الان مادرشان در دادگاه حاضر است.و مشکلی که منظور خواهان است.را قبول ندارد. و خواهان همین اقدامات را برای پدرشان و خواهرشان انجام داده اند تقاضای رد دعوی وی را دارم. شعبه *به موجب دادنامه شماره --- مورخه 96/11/3 حکم بر بطلان دعوی اعتراض ثالث نسبت به دادنامه --- مورخه 96/3/27 شعبه *که طی رای مورخه 96/5/11 تجدیدنظر قطعی شده را صادر نموده است.خانم ن. م. ط. از دادنامه ذکر شده فرجامخواهی نموده که با ارائه نسبت به تاریخ حجر اعتراض دارد. که متن کامل لایحه تقدیمی مشارالیها و پاسخ خانم ا. ا. ا. ندی وکیل خانم ش. در زمان شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *- 96/11/3 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد.

رای شعبه

فرجامخواهی خانم ن. م. ط. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 96/11/3 صادره از شعبه *که به موجب ان حکم بر بطلان دعوی اعتراض ثالث فرجامخواه صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا در متن دادخواست اعتراض ثالث نسبت به دادنامه شماره *مورخه 96/3/27 صادره از شعبه *ذکر شده است.مضافا به اینکه دادنامه ذکر شده در مرحله بدوی قطعیت یافته و دادنامه مورخه 96/3/27 که مورد اشاره در رای دادگاه تجدیدنظر قرار گرفته صرفا قرار ابطال دادخواست می‌باشد. و در ماهیت موضوع دادگاه تجدیدنظر رسیدگی انجام نداده است.بدیهی است.اعتراض ثالث مطابق مفاد ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی در دادگاهی تقدیم و رسیدگی شود. که رای قطعی معترض عنه را در ماهیت موضوع مورد اعتراض صادر نموده است. ثانیا در ماهیت موضوع نیز نسبت به دلایل معترض ثالث از جهت گواهی پزشکی بیمار که در 95/12/21 در *معاینه شده و مضافا در 95/12/16 توسط روانپزشک مورد معاینه قرار گرفته و از طرفی شهود معرفی شده از ناحیه فرجامخوانده خانم ف. ش. شامل 1 - ا. س. 2 - ن. پ. چ. خ. 3 - ت. ر. ش. ر که در مورخه 96/3/13 اظهار نموده‌اند سفاهت خانم ص. م. ط. مربوط به حدود یک سال قبل است.نیز مورد توجه قرار نگرفته است.و مذکور در صورت احراز می‌تواند از جهت تعیین تاریخ حجر موثر باشد. ثالثا اینکه فرجامخواه نسبت به نظریه پزشکی قانونی معترض بوده و تقاضای کمیسیون پزشکی دارد. که مورد توجه قرار نگرفته و کمیسیون نیز باید ذکر شده را در اعلام تاریخ حجر بررسی و مدنظر قرار دهد که رسیدگی از جهات مذکور نیز ناقص میباشد. لذا با استناد به بند 5 ماده 371 و بندهای الف و ب ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع می‌گردد.

با نقض دادنامه و اعاده پرونده دادگاه خانم ص. م. ط. را جهت بررسی وضعیت حجر و زمان ان به کمیسیون پزشکی معرفی نموده است. کمیسیون 5 نفره پزشکی به شرح نظریه شماره 98/511/7/253 مورخه 98/4/1 اعلام کرده نامبرده دارای سفاهت می‌باشد. و قادر به اداره امورمالی خود نیست و این وضعیت حداقل از 95/12/16 استقرار داشته است.همچنین دادگاه از نیروی انتظامی خواسته در خصوص سفاهت وی تحقیق نمایند اگر چه افرادی محلی به شرایط خاص وی اشاره نموده‌اند ولی شهود نمی توانند تاریخ دقیقی را عنوان نماید. لذا شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخه 98/7/28 با توجه به نظریه کمیسیون پزشکی و اظهارات مطلعین اعتراض ثالث را وارد دانسته و تاریخ حجر را 95/12/16 اعلام نموده است. خانم ن. م. ط. نسبت به دادنامه بدوی اعتراض نموده است. شعبه *در 98/10/23 تشکیل جلسه داده است.ص 340 ) خانم ن. ط. اظهار داشته مادرم از چهل سال قبل دو قطبی بود و محجور بود تقاضای رسیدگی مجدد پزشکی قانونی دارم. لایحه تقدیم نموده است. دادگاه مقرر نموده محجور به کمیسیون هفت نفره معرفی شود. پزشکی قانونی به شرح ص 411 اعلام کرده سفاهت خانم ط. همان تاریخ 95/12/16 مورد تایید است.دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه شماره *مورخه 1400/04/03 دادنامه بدوی را با توجه به نظر کمیسیون هفت نفره تایید نموده است. خانم ف. ش. به وکالت از ن. م. ط. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه ایشان و پاسخ وکیل فرجامخوانده ا. ا. ا. ندی در زمان شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردیده و پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره * 1400/04/03 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای متن رای

رای شعبه

فرجامخواهی خانم ف. ش. به وکالت از ن. م. ط. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 1400/04/03 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی حکم به حجر فرجامخوانده از *صادر گردیده وارد و موجه نمیباشد. و دادنامه فرجامخواسته با توجه به نظریه های کمیسیون پزشکی 5 و 7 نفره مطابق مقررات و موازین قانونی صادر و ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض دادنامه فرجامخواسته را مطابق مقررات مندرج در ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ایجاب نماید. از ناحیه وکیل فرجامخواه ارائه نگردیده است. لذا مستندا به مواد 370 و 396 قانون مارالذکر با رد فرجامخواهی به عمل امده دادنامه فرجامخاسته را تایید و ابرام می‌نماید./ا 400/8/10

شعبه *

رییس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.

منبع