تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/29
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: ناتوانی جنسی زوج (عنن) از عیوبی است که احتیاج به اثبات داشته و تشخیص آن تنها در صلاحیت پزشک متخصص است و مادامکه این عیب ثابت نشده، خیار فسخ برای زوجه محقق نمی شود. بنابراین دادگاه باید در محاسبه رعایت فوریت اعمال خیار، مبدا زمانی قابلیت اعمال خیار توسط زوجه که زمان اثبات عیب زوج است را در نظر داشته باشد.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/10/29
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 93/10/15 خانم س. ع.پ. به طرفیت همسرش آقای ج. مختاری گلغدانی دادخواستی به خواسته فسخ نکاح به استناد ماده 1123 قانون مدنی تقدیم و در متن دادخواست توضیح داده که در تاریخ 1389/08/07 طبق سند نکاحیه پیوست با خوانده ازدواج دائم نموده ام حدود چهار سال است که با همدیگر زندگی مشترک داریم. خوانده طبق مدرک پزشکی تقدیمی قادر به رابطه جنسی نبوده و هم اکنون دوشیزه می باشم. بنابراین مستندا به ماده 1123 قانون مدنی صدور حکم بر فسخ نکاح مورد استدعاست. تقاضای ارجاع امر به پزشکی قانونی را دارم. دادخواست مطروحه در شعبه --- دادگاه خانواده تبریز ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. خانم ر. ن.و. وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب خواهان اعلام وکالت نموده است. جلسه اول دادرسی به تاریخ 93/10/24 فقط خواهان و وکیل ایشان حضور یافتند ولی خوانده علیرغم ابلاغ قانونی اخطاریه حضور نیافته و لایحه ای تقدیم نکرده است. در این جلسه وکیل خواهان اظهار داشت زوجین در تاریخ 1389/08/07 ازدواج دائم نموده اند. حدود دو سال و نیم است که زندگی مشترک دارند. متاسفانه زوج تاکنون به علت عیوب و عدم توانائی جنسی نمی تواند وظایف زناشوئی خود را انجام دهد و موکل غافل و جاهل به قضیه بوده و زوج همیشه وانمود می کرده که چنین میشود که نتوانسته پرده بکارت همسرش را بردارد لذا موکله اخیرا جهت اثبات مراتب فوق به پزشک معالج مراجعه نموده که معلوم شده نامبرده باکره است. لذا با توجه به مراتب فوق الذکر مستندا به ماده 1122 قانون مدنی صدور حکم فسخ نکاح با لحاظ نمودن مهریه مستحقه زوجه مورد استدعاست. سپس دادگاه زوجه را جهت تشخیص مدخوله بودن یا نبودن ایشان به پزشکی قانونی معرفی نمود در اثنا آقای محمد غفارزاده درزه کنانی وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب زوج خوانده اعلام وکالت نموده و نامبرده و هم چنین خوانده هر یک با تقدیم لایحه ای مدافعات خود را بیان داشته اند که هر یک در لایحه تقدیمی اعلام نمودند ادعای خواهان واقعیت ندارد و زوجه هیچوقت به زندگی مشترک پای بند نبوده و از ایفاء وظایف زوجیت استنکاف نموده است. باکره و غیرمدخوله بودن وی به خاطر مشکلات جنسی و جسمی موکل نمیباشد. بلکه طفره رفتن و استنکاف از وظایف زوجیت (تمکین به معنای خاص) دلیل غیر مدخوله بودن زوجه میباشد. هر چند ادعای زوجه و احراز واقعیت امر به کسب نظر کمیسیون مربوطه از طریق پزشکی قانونی نیازمند است. فلذا ردّ دعوی خواهان مورد استدعاست. در پاسخ مورخ 94/10/25 پزشکی قانونی استان اعلام شده که از زوجه در تاریخ 93/10/25 معاینه به عمل آمده پرده بکارت از نوع حلقوی بدون پارگی است. علائم دخول از مهبل احراز نگردید. سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 93/11/12 پس از ذکر خواسته و شرح دعوی و مدافعات وکیل خوانده توجها به نظریه پزشکی قانونی در خصوص زوجه و اینکه وکیل زوج در مورد خلاف ادعای زوجه دلیلی به همراه لایحه خویش به دادگاه ارائه ننموده است. لذا دعوی خواهان را وارد و ثابت تشخیص و مستندا به ماده 1128 قانون مدنی حکم بر فسخ نکاح طرفین پرونده صادر نموده است. پس از ابلاغ رای به وکیل زوج نامبرده در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست و لایحه اعتراضیه نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- - 94 مورخ 94/5/12 با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و عدم رعایت فوریت اعمال حق فسخ از سوی تجدید نظرخوانده به فرض صحت ادعای نامبرده در وجود عیوب موجب فسخ نکاح در زوج با وجود گذشت چندین سال از وقوع عقد ازدواج فیمابین طرفین و امکان کسب آگاهی در مورد حقوق قانونی متصوره برای زوجه در فرصت زمانی مناسب و بدون تاخیر اعتراض تجدیدنظرخواه را وارد و موجه تشخیص مستندا به مواده 348 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 1131 قانون مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم به رد دعوی خواهان بدوی صادر نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1394/05/14 به وکیل زوجه ابلاغ شده و نامبرده در تاریخ 1394/05/31 با تقدیم دادخواست نسبت به آن فرجامخواهی نموده که نسخه ثانی دادخواست به وکیل زوج فرجامخوانده ابلاغ قانونی شده ولی لایحه جوابیه ای از ایشان در پرونده مشهود نیست. پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای ح. عباسیان عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی خانم س. علیپور با وکالت خانم ر. ن.و. نسبت به دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/05/12 شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی که به موجب آن ضمن نقض دادنامه بدوی حکم به ردّ دعوی فرجامخواه به خواسته فسخ نکاح انشاء گردیده مآلا وارد بوده و دادنامه فرجامخواسته درخور نقض میباشد. زیرا زوجه فرجام خواه و وکیل ایشان به شرح دادخواست نخستین و توضیحات بعدی در جلسه دادرسی با اشاره به اینکه زوجین در تاریخ 1389/08/07 با هم ازدواج دائم نموده و حدود دو سال و نیم با هم زندگی مشترک داشته اند و زوج قدرت جنسی نداشته و زوجه هنوز باکره میباشد لذا به علت وجود عیب در زوج صدور حکم بر فسخ نکاح فیمابین زوجین را خواستار گردیده اند و دادگاه محترم تجدیدنظر به لحاظ عدم رعایت فوریت اعمال حق فسخ از طرف زوجه به فرض صحت ادعای نامبرده در وجود عیب موجب حق فسخ در زوج با نقض دادنامه بدوی حکم به ردّ دعوی زوجه صادر نموده است. در حالی که ناتوانی جنسی منتسب به زوج که مصداق عنن را داشته و موجد حق فسخ برای زوجه بوده باشد در زمره عیوبی است که احتیاج به اثبات دارد و تشخیص آن فقط در صلاحیت پزشک متخصص مربوطه بوده که پس از انجام معاینات و آزمایشات پزشکی لازم قابلیت تشخیص و احراز را دارد و مادامیکه این عیب زوج به اثبات نرسیده اساسا خیار فسخ برای زوجه ثابت و محقق نبوده تا قابلیت اعمال در مدت عرفی را داشته باشد و قبل از اثبات این عیب زوج و ثبوت تحقق خیار فسخ برای زوجه موضوع فوریت اعمال خیار منتفی محسوب بوده و هرگونه اظهارنظری در این خصوص فاقد وجاهت خواهد بود و در مانحن فیه با توجه به اظهارات وکلای طرفین و شخص زوجه، وجود عیب انتسابی به زوج بین طرفین محل نزاع و اختلاف بوده و در حالی که زوجه ادعا دارد که زوج توانائی جنسی نداشته و قادر به مقاربت و نزدیکی نمیباشد و به همین جهت علیرغم زندگی مشترک طولانی مدت هنوز باکره باقی مانده است. در مقابل وکیل زوج منکر صحت این ادعای زوجه بوده وباکره ماندن زوجه را ناشی از عدم پای بندی او به زندگی مشترک واستنکاف از وظایف زوجیت اعلام داشته است که هنوز هم در پرونده حاضر وجود این عیب انتسابی به زوج به اثبات نرسیده است و چون از تاریخ اثبات وجود عیب موجب حق فسخ در زوج قانونا خیار فسخ برای زوجه ثابت و محقق بوده و حق دارد که پس از اطلاع از این عیب موجد حق فسخ در زوج در مدت عرفی نسبت به اعمال خیار و فسخ نکاح اقدام نماید. لذا در شرایط فعلی پرونده که هنوز وجود عیب موجد حق فسخ در زوج به اثبات نرسیده و حق فسخ نکاح برای زوجه ثابت و محقق نبوده اظهار نظر دادگاه به اینکه زوجه در خارج از مدت عرفی اقدام به فسخ نکاح نموده فاقد وجاهت بوده و ضرورت قانونی داشته که دادگاه محترم تجدیدنظر جهت روشن شدن قضیه زوج فرجامخوانده را به منظور تشخیص عیب نامبرده و اینکه آیا دارای قدرت جنسی و مقاربت با همسرش بوده یا اینکه مبتلا به عنن میباشد یا خیر به پزشکی قانونی برای انجام معاینات و آزمایشات پزشکی لازم معرفی و پس از وصول نظریه پزشکی قانونی و قطعیت آن سرانجام بر اساس نتیجه محصله نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید از این رو دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه به مراتب اشعاری انشاء گردیده به علت نقص تحقیق موثر قابلیت ابرام را نداشته مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض آن رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد تا پس از تکمیل تحقیق به شرح مرقوم در فوق سرانجام بر اساس نتیجه حاصله نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و عضو معاون
حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - جعفر پوربدخشان