تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/30
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: مطالبه ی وجه چک به طرفیت هر یک از ظهرنویسان به تنهایی امکان پذیر بوده و نیازی به طرف دعوا قرار دادن همه افراد نیست،زیرا صادرکننده و ظهرنویسان چک متضامنا مسئول پرداخت وجه چک هستند.
رای دادگاه
در خصوص دادخواست آقای ر. ر.ل. فرزند ح. به طرفیت خوانده آقای الف. ر.ع. به خواسته مطالبه مبلغ 130000000 ریال به انضمام خسارت دادرسی و خسارت تاخیر تادیه به استناد ظهرنویسی یک فقره چک به شماره 226006 مورخ 30 / 8 / 93 بانک صادرات سرپرستی غرب تهران... دادگاه با توجه به دادخواست تقدیمی و تصویر متن و ظهر چک مدرکیه و گواهی نامه عدم پرداخت وجه آن و رعایت موعد مقرر در ماده 315 از قانون تجارت نسبت به ظهرنویس در اخذ گواهی نامه عدم پرداخت وجه چک از ناحیه خواهان و اینکه خوانده با وجود اطلاع قانونی وقت رسیدگی مورخ 27 / 2 / 94 در دادگاه حضور نیافته و ایراد و دفاعی ننموده و وجود اصل چک در ید خواهان حکایت از اشتغال ذمه خوانده دارد ادعای خواهان را ثابت تشخیص بنابر این مستندا به مواد 198 و 502 و 503 و 515 و 519 از قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 1 و 2 از قانون مسئولیت مدنی و ماده واحده الحاقی به تبصره ماده 2 از قانون اصلاح قانون صدور چک مصوب 1382 و ماده 315 از قانون تجارت خوانده را به پرداخت مبلغ 130000000 ریال بابت اصل خواسته و به پرداخت مبلغ 4200000 ریال بابت هزینه دادرسی و به پرداخت خسارت تاخیر تادیه از تاریخ سر رسید چک تا زمان پرداخت که در صورت پرداخت هزینه دادرسی خسارت تاخیر تادیه از ناحیه خواهان از طریق اجرای احکام بر اساس شاخص نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی محاسبه خواهد شد. در حق خواهان محکوم مینماید رای صادره غیابی و ظرف بیست روز پس از ابلاغ واقعی قابل واخواهی در این دادگاه و سپس ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر در دادگاههای تجدیدنظر استان تهران میباشد.
دادرس شعبه --- دادگاه عمومی - حقوقی تهران
حسینی
رای دادگاه
در خصوص دادخواست ا.ر.ع. به طرفیت ر. ر.ل. به خواسته واخواهی نسبت به دادنامه شماره --- - 94 مورخه 2 - 3 - 94 موضوع پرونده کلاسه --- صادره ازاین دادگاه نظربه اینکه واخواه دلیل ومدرکی که بیانگروجودخدشه دردادنامه واخواسته باشد ارائه ننموده است لذادادگاه بااستناد به ماده 306 و تبصره دوم آن از قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورمدنی ضمن ردواخواهی بنا به استدلال ومستندات مذکور دررای واخواسته حکم به تائید دادنامه واخواسته صادر و اعلام مینماید رای صادره ظرف 20 روزپس ازابلاغ قابل اعتراض ورسیدگی درمحاکم محترم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رییس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران
حسینعلی اصغر نژاد
رای دادگاه
در خصوص دادخواست ا.ر.ع. به طرفیت ر. ر.ل. به خواسته واخواهی نسبت به دادنامه شماره --- - 94 مورخه 2 - 3 - 94 موضوع پرونده کلاسه --- صادره ازاین دادگاه نظربه اینکه واخواه دلیل ومدرکی که بیانگروجودخدشه دردادنامه واخواسته باشد ارائه ننموده است لذادادگاه بااستناد به ماده 306 و تبصره دوم آن از قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورمدنی ضمن ردواخواهی بنا به استدلال ومستندات مذکور دررای واخواسته حکم به تائید دادنامه واخواسته صادر و اعلام مینماید رای صادره ظرف 20 روزپس ازابلاغ قابل اعتراض ورسیدگی درمحاکم محترم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رییس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران
حسینعلی اصغر نژاد
رای دادگاه
تجدید نظر خواهی مطروحه از ناحیه تجدید نظر خواه آقای ا.ر.ع به طرفیت تجدید نظر خوانده آقای ر. ر.ل. و نسبت به دادنامه تجدید نظر خواسته به شماره 00522 مورخ 1394/06/31 شعبه --- محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که در مقام رسیدگی به دعوی اعتراض واخواهی تجدید نظر خواه یاد شده از دادنامه غیابی شماره 00045 مورخ 94/03/02 همان مرجع که بر صدور حکم غیابی به محکومیت مشار الیه به پرداخت مبلغ 130/000/000 ریال وجه یک فقره چک به شماره... مورخ 93/08/30 (به عنوان ظهر نویس) و با احتساب هزینه دادرسی و تاخیر تادیه و کلا له و در حق خواهان بدوی (تجدید نظر خوانده) اشعار داشته، اصدار یافته و طی آن ضمن رد دعوی اعتراض واخواهی حکم به تائید دادنامه واخواسته صادر و اعلام نموده نیز اشعار داشته، با هیچ یک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدید نظر خواهی نیز متضمن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آن که فاقد تقید به هر گونه ادله شرعیه یا قانونیه است موثر در مقام نقض نمیباشد همچنین بر نحوه رسیدگی مرجع محترم نخستین و استدلال و استنباط قضایی مربوطه خدشه و منقصتی وارد نیست و دادنامه مطابق موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده اصدار یافته و در مجموع دلیلی شرعی یا قانونی بر نقض آن تقدیم و ارائه نگردیده زیرا: اولا تجدید نظر خواه با عدم توجه به مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون پیش گفته، دعوی مربوطه خویش را مقید به هیچ یک از جهت یا جهات قانونی نقض ننموده و نه تنها در دادخواست حاوی دعوی مار البیان، همچنین در لایحه اعتراضیه نیز مراتب دعوی مطروحه را مقید به جهات قانونی اعتراض نداشته و به صرف ابراز ادعای بلا جهت و بلا دلیل و صرف انتفاع و استفاده از ظرفیت تجدید نظر خواهی به سنده و اکتفاء نموده که به ترتیب مبینه دعوی مرقوم فاقد موقعیت قانونی گردیده و صرف نظر ازآن، ثانیا: عمده مفاد لایحه مختصر تجدید نظر خواهی (مانند مرحله رسیدگی ماضی)، اعتراض به آن است که چرا علیر غم آنکه چک مذکور توسط صاحب حساب مربوطه صادر و توسط وی و ظهر نویس دیگر، مورد ظهر نویسی واقع شده، لیکن خواهان بدوی و به عنوان دارنده ی قانونی آن، فقط و صرفا به طرفیت وی مبادرت به طرح و اقامه دعوی نموده که به علت حاکمیت قاعده مسئولیت تضامنی، ایراد ابرازی از ناحیه مشار الیه، فاقد موقعیت قانونی و غیر قابل اعتناء و غیر قابل اجابت میباشد، بناء علیهذا و با عنایت به مراتب معنونه مار الذکر، دادگاه تجدید نظر خواهی ابرازی بلا جهت و بلا دلیل مطروحه را وارد و موجه ندانسته و مستندا ً به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد تجدید نظر خواهی مطروحه، در نتیجه دادنامه معترض عنه تجدید نظر خواسته را تایید و استوار مینماید. رای دادگاه قطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار
محمدرضا طاهری - جعفر افراشی