رای وحدت رویه شماره 32 مورخ 1364/11/29 هیات‌ عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور | قابلیت فرجام‌خواهی احکام کیفری در دعاوی تلفیقی کیفری و حقوقی بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری

خلاصه متن:
قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1361 که احکام صادر از دادگاه ­های کیفری 2 را (در غیر مستثنیات مصرحه در این قانون) قابل تجدیدنظر نشناخته ناظر به مواردی است که دادگاه ­های کیفری 2 رای خود را منحصراً در امر کیفری صادر نمایند اما در مواردی که دادگاه ­های کیفری 2 بر طبق قاون به دعوی حقوقی ضرر و زیان ناشی از جرم هم رسیدگی می­ نمایند و رای دادگاه واجد جنبه حقوقی و کیفری بوده و دعوی حقوقی وفق مقررات آیین دادرسی مدنی قابل سیر در مرحله فرجامی باشد حکم جزایی هم به صراحت عبارت ذیل تبصره ماده 316 قانون آیین دادرسی کیفری و به تبع امر حقوقی قابل فرجام خواهد بود.

ریاست محترم دیوان عالی کشور

احتراماً به استحضار عالی می ­رساند: آقای معاون اول قضایی دیوان عالی کشور طی مشروحه شماره 47592-1363/11/18 به عنوان جناب آقای دادستان محترم کل کشور اعلام داشته که شعب دیوان عالی کشور در مورد فرجام ­خواهی از احکام دادگاه‌های کیفری 2 آراء معارضی به این شرح صادر نموده ­اند شعب 7 و 12 احکام صادره از دادگاه­ های کیفری 2 و 1 در مورد حبس و جزای نقدی و ضرر و زیان مدعی خصوصی غیرقابل فرجام دانسته ولی شعب 14 و 19 احکام صادره کیفری 2 را در موارد ذکر شده قابل فرجام تشخیص داده و به فرجام­ خواهی محکوم ­علیهم رسیدگی کرده ­اند و با ارسال چهار فقره پرونده ­های مربوطه درخواست شده بر طبق ماده واحده قانون وحدت رویه قضایی مصوب 1328 موضوع در هیات عمومی دیوان عالی کشور مطرح شده تا رویه واحدی اتخاذ شود اینک خلاصه جریان پرونده ­ها به شرح زیر معروض می‌گردد:

1-خلاصه جریان پرونده 7/12/542 شعبه 7 دیوان عالی کشور آقای محمد کرباسیان به اتهام صدور دو فقره چک بلامحل تحت تعقیب قرار گرفته و برابر رای شماره 159-25/5/62 صادره از شعبه 165 دادگاه کیفری 2 تهران دادگاه متهم را در مورد چک شماره 583285 به لحاظ مدت دار بودن تبرئه و دادخواست ضرر و زیان را به دادگاه صلاحیت دار محول می­ نماید و متهم را در خصوص چک شماره 583283 با احراز بزهکاری به استناد ماده 7 قانون صدور چک و رعایت ماده 35 قانون راجع به مجازات اسلامی به 170 روز حبس و پرداخت 299915 ریال جزای نقدی معادل یک چهارم کسر موجودی چک هنگام ارائه آن به بانک و پرداخت مبلغ 1600000 ریال بابت ضرر و زیان مدعی خصوصی محکوم می‌نماید و براثر فرجام­ خواهی متهم شعبه 7 دیوان عالی کشور چنین رای می ­دهد:

دادنامه 607/4 تاریخ رسیدگی 14/3/63

درباره فرجام­ خواهی آقای محمد کرباسیان از دادنامه فرجام­ خواسته اولاً در قسمت کیفری با توجه به قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری رسیدگی دادگاه کیفری 2 یک مرحله­ ای بوده و آراء آن غیرقابل فرجام و با تصویب قانون مزبور تبصره ماده 316 قانون آیین دادرسی کیفری فسخ ضمنی شده بنابراین فرجام­ خواهی فرجام ­خواه دراین قسمت رد می ­گردد.

ثانیاً – در مورد فرجام ­خواه از قسمت حقوقی دادنامه ایراد و اعتراض موجهی بر دادنامه نشده و لذا ابرام می‌گردد.

2-خلاصه پرونده 12/6/767 شعبه 12 دیوان عالی کشور

آقای محمد تقی سید عباسی به اتهام کلاهبرداری تحت تعقیب قرار گرفته و پس از صدور کیفر خواست به استناد ماده 238 قانون مجازات عمومی تقاضای تعیین کیفر او می­ شود و برابر رای شماره 38 و 39-7/11/62 صادره از شعبه 165 دادگاه کیفری 2 تهران دادگاه با احراز بزهکاری متهم را به استناد ماده 238 قانون مجازات عمومی به 11 ماده حبس تعزیری و پرداخت مبلغ یکصد هزار ریال جزای نقدی محکوم می‌نماید و دادخواست ضرر و زیان مدعی خصوصی رد می­ شود و براثر فرجام­ خواهی متهم شعبه 12 دیوان عالی کشور چنین رای می­ دهد:

دادنامه 468/12 تاریخ رسیدگی: 1363/4/21

اولاً – در مورد فرجام ­خواهی آقای عباس خاقانی به وکالت از طرف آقای محمد تقی سید عباسی از لحاظ محکومیت کیفری نامبرده با توجه به مقررات قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری و قطعی بودن احکام دادگاه کیفری دو و ناظر بودن ماده 284 قانون مذکور به تبصره ذیل ماده 317 قانون آیین دادرسی کیفری از لحاظ تکلیف حکم کیفری قرار رد درخواست رسیدگی فرجامی صادر و اعلام می­ گردد ثانیاً در مورد فرجام­ خواهی مشارالیه از قسمت دیگر دادنامه که مربوط به دادخواست ضرر و زیان مدعیه خصوصی بوده نظر به اینکه حسب دادنامه فرجام­ خواسته با احراز عدم استحقاق مشارالیه دعوای مدعیه خصوصی مردود اعلام گردیده موردی جهت فرجام­ خواهی در این قسمت نبوده و مردود اعلام می­ گردد.

ثانیاً – در خصوص فرجام ­خواهی بانو ملیحه وظیفه­ شناس از لحاظ رد دعوای وی در مورد ضرر و زیان با فرض قابل فرجام بودن احکام حقوقی صادره از دادگاه­ های کیفری 2 با توجه به محتویات پرونده و مستندات و مبانی دادنامه فرجام­ خواسته و عدم ایراد و اعتراض که موثر در نقض باشد دادنامه مذکور از این لحاظ ابرامی می­ گردد.

3-خلاصه پرونده 14/6/756 شعبه 14 دیوان عالی کشور

آقای ابوالفضل ارشدی به اتهام صدور دو فقره چک بلامحل تحت تعقیب قرار گرفته و برابر رای شماره 32-63 صادره از شعبه 165 دادگاه کیفری 2 تهران دادگاه متهم را به استناد ماده 6 قانون صدور چک و رعایت ماده 25 قانون مجازات اسلامی به پانزده ماه حبس تعزیری و پرداخت 324275 ریال جزای نقدی معادل یک چهارم وجه چک شماره 187103 و پرداخت 2120000 ریال در حق مدعی خصوصی محکوم می ­نماید و بر اثر فرجام ­خواهی متهم شعبه 14 دیوان عالی کشور چنین رای صادر کرده است: دادنامه 481/14 تاریخ رسیدگی 1363/4/25

رای – از جانب فرجام ­خواه اعتراض موثری که موجب نقض دادنامه باشد به عمل نیامده و دادنامه از حیث احراز بزهکاری و مواد استنادی و رعایت قواعد دادرسی فاقد اشکال تشخیص و تنفیذ و ابرام می­ گردد.

4- خلاصه پرونده 19/19/616 شعبه 19 دیوان عالی کشور

آقای احمد بنازادگان به اتهام صدور دو فقره چک بلامحل تحت تعقیب قرار گرفته و برابر کیفر خواست شماره 1516-29/3/61 تقاضای مجازات وی شده است و شعبه 41 دادگاه عمومی تهران به موجب رای غیابی شماره 452-29/4/61 متهم را به دو فقره ده ماه حبس جنحه­ ای و پرداخت دو فقره جزای نقدی به مبلغ چهارصد و پنجاه هزار ریال و چهارصد و هفتاد و پنج هزار ریال که یک فقره قابل اجراء خواهد بود محکوم می ­نماید و با اعتراض به حکم صادره شعبه 165 دادگاه کیفری 2 تهران حسب رای شماره 517-516-29/6/62 متهم را به 175 روز حبس و پرداخت مبلغ 475000 ریال جزای نقدی و پرداخت مبلغ 3750000 ریال بابت ضرر و زیان ناشی از جرم محکوم می ­نماید و بر اثر فرجام ­خواهی شعبه 19 دیوان عالی کشور چنین رای می­ دهد:

دادنامه 864/19 تاریخ رسیدگی 17/9/62

اولاً – ایراد وکیل فرجام­ خوانده به اینکه حکم فرجام ­خواسته قابل رسیدگی فرجامی نیست با توجه به میزان خواسته و قسمت اخیر تبصره ماده 316 قانون آیین دادرسی کیفری که به قوت خود باقی است وارد نبوده و رد می­ شود و ثانیاً با توجه به اینکه وکیل فرجام خواه قبل از صدور حکم ادعا کرده است که چک­ ها بدون تاریخ در اختیار شاکی قرار گرفته و تاریخ را به الحاق کرده ­اند و جهت اثبات ادعای خود تقاضای ارجاع امر به کارشناسی را نیز کرده است که هرگاه این ادعا به ثبوت برسد با توجه به بند 5 از ماده 12 قانون صدور چک موثر در حکم دادگاه خواهد بود و حق بود که دادگاه صادر­کننده حکم نسبت به این ادعا رسیدگی می­ نمود لذا حکم فرجام ­خواسته نقض و رسیدگی مجددا مستنداً به قسمت دوم از ماده 456 قانون آیین دادرسی کیفری به دادگاه صادر­کننده حکم ارجاع می­ گردد. اینک پس از گزارش چهار فقره پرونده ­های مذکور از شعب دیوان عالی کشور به شرح ذیل به اظهار نظر مبادرت می ­نماید:

نظریه – همان­ طور که ملاحظه می­ فرمایید از شعب دیوان عالی کشور در مورد فرجام­ خواهی از احکام دادگاه­ های کیفری 2 آراء مخالف و معارض صادر شده بدین توضیح که شعب 7 و 12 احکام صادره از دادگاه­ های کیفری 2 را در مورد حبس و جزای نقدی غیرقابل فرجام دانسته ولی شعبه 14 و 19 دیوان عالی کشور احکام صادره از دادگاه ­های کیفری 2 را در موارد اعلام شده قابل فرجام تشخیص داده و نسبت به مورد فرجام­ خواهی رسیدگی کرده ­اند بنا به مراتب به استناد قانون وحدت رویه مصوب 7 تیرماه 1328 تقاضای دستور طرح موضوع در هیات عمومی دیوان عالی کشور جهت اتخاذ رویه واحد قضایی می ­نماید.

معاون اول دادستان کل کشور

به تاریخ روز سه­ شنبه 29/11/64 جلسه هیات عمومی دیوان عالی کشور به ریاست حضرت آیت­ الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی کشور و با حضور آیت­ الله سید محمد موسوی خوئینی­ ها دادستان کل کشور و جنابان آقایان روسا و مستشاران و اعضاء معاون شعب حقوقی و کیفری دیوان عالی کشور به شرح ذیل تشکیل گردید و پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و بررسی اوراق پرونده و استماع عقیده آیت­ الله سید محمد موسوی خوئینی­ ها دادستان کل کشور مبنی بر: «در پرونده وحدت رویه ردیف 64/2 اختلاف نظر بین شعب 7 و 12 و 14 و 19 دیوان عالی کشور رای شعب 14 و 19 صحیح است و مادتین 284 و 284 مکرر حیثی است و نظر به حکم حقوقی ندارد هرچند از دادگاه کیفری صادر شده باشد و تبصره ماده 316 آیین دادرسی کیفری سابق چون نسخ نشده است لهذا حکم کیفری هم به تبع حکم حقوقی قابل فرجام می ­باشد». مشاوره نموده و اکثریت بدین شرح رای داده ­اند:

رای هیات عمومی دیوان عالی کشور

قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1361 که احکام صادر از دادگاه ­های کیفری 2 را (در غیرمستثنیات مصرحه در این قانون) قابل تجدیدنظر نشناخته ناظر به مواردی است که دادگاه ­های کیفری 2 رای خود را منحصراً در امر کیفری صادر نمایند اما در مواردی که دادگاه ­های کیفری 2 بر طبق قاون به دعوی حقوقی ضرر و زیان ناشی از جرم هم رسیدگی می­ نمایند و رای دادگاه واجد جنبه حقوقی و کیفری بوده و دعوی حقوقی وفق مقررات آیین دادرسی مدنی قابل سیر در مرحله فرجامی باشد حکم جزایی هم به صراحت عبارت ذیل تبصره ماده 316 قانون آیین دادرسی کیفری و به تبع امر حقوقی قابل فرجام خواهد بود بنابراین آراء شعب 14 و 19 دیوان عالی کشور که بر این اساس صادر گردیده صحیح و منطبق با موازین قانونی است، این رای بر طبق ماده واحده قانون وحدت رویه قضایی مصوب 1328 برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاه­ ها در موارد مشابه لازم ­الاتباع است.