در تاریخ 1389/07/04 اقای م. ن. ز. ب. لت از اقای ن. م. ا. به استناد تصاویر سند نکاحیه وکالتنامه دادخواستی به خواسته فسخ نکاح به طرفیت خانم م. ف. ج. تقدیم و چنین توضیح میدهد، بر اساس سند نکاحیه شماره 39021 مورخ 1386/08/21 موکل با خانم م. ف. ج. ازدواج نموده است.خوانده مطابق صراحت سند نکاحیه خود را پزشک داخلی معرفی نموده و موکل به اعتبار این امر در حالی که خوانده یک بار ازدواج نموده و دارای فرزند از همسر اول خود میباشد. به لحاظ وضعیت شغلی و شان اجتماعی زوجه بر ایشان ده هزار سکه تمام بهار ازادی به عنوان مهریه در نظر گرفته است.این در حالیست که با بررسی های به عمل امده و تحقیقاتی که موکل اخیرا انجام داده است.مشخص گردیده زوجه اساسا پزشک نیست و حتی در مورد مدرک دیپلم ایشان شبهه مجعول بودن وجود دارد. 1 - در سند نکاحیه به صراحت امده بانو م. ف. ج. یعنی طرفین با علم و اطلاع از وضعیت اینکه همسر اول زوجه فوت نموده است.مبادرت به ازدواج با یکدیگر نموده اند. سوال اینجاست در صورت در نظر گرفتن (نگرفتن) وضعیت شغلی زوجه چگونه میتوان تصور کرد در مورد زن بیوه ای که دارای یک فرزند از همسر اول خود میباشد. ده هزار سکه تمام بهار ازادی به عنوان مهریه لحاظ شود. این امر غیرمتعارف است.مگر اینکه ویژگی خاصی در زوجه وجود داشته باشد. تا زوج به این میزان از مهریه در قالب توافق راضی شود. ویژگی خاص که عقد مبتنی بر ان واقع شده است.پزشک بودن زوجه است.زوجه با استناد به اینکه در خارج از کشور تحصیلات عالیه پزشکی را طی نموده زوج را به این امر قانع می سازد که فردی که دارای مدرک پزشکی از یک کشور خارجی است.باید دارای مهریه ای معادل ده هزار سکه تمام بهار ازادی باشد. 2 - وضعیت شغلی زوجه به صراحت در سند نکاحیه امده است.در قسمت مشخصات زوجه قید گردیده شغل دکتر داخلی در رونوشت سند نکاحیه قید گردیده است.دکتر داخلی (روان پزشکی) با عنایت به مراتب فوق شرط صفت پزشک داخلی بودن با قراین و امارات و صراحت سند دلالت بر مبتنی بودن اراده طرفین در عقد نکاح بر شرط پزشک بودن زوجه دارد.، تقاضای رسیدگی و صدور حکم شایسته بر اعلام فسخ نکاح موضوع خواسته و نیز الزام خوانده به جبران کلیه خسارات دادرسی از جمله هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل مورد استدعاست - پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع میگردد.، شعبه مذکور در تاریخ 1398/08/11 با حضور وکیل و در غیاب خوانده تشکیل جلسه میدهد. وکیل خواهان اظهار داشت خواسته فسخ نکاح است.و مهریه مورد نظر تقاضای رد خواسته مهریه را دارم. چون زوجه خود را هنگام عقد به عنوان دکتر معرفی کرده است.در حالی که فاقد این صفت بوده است.و موکل اینجانب به لحاظ دکتر بودن زوجه ازدواج کرده در حالی که ایشان پزشک نیست تقاضای رد مهریه و حکم فسخ نکاح را دارم.، دادگاه ضمن تعیین وقت دیگر طرفین را جهت ادامه رسیدگی دعوت می کند و در اخطاریه خوانده متذکر میگردد. که مدارک م. مربوط به دکتر بودن را به دادگاه تقدیم نماید. اقای خ. ن. با تقدیم وکالتنامه ای خود را به عنوان وکیل خوانده معرفی می کند و طی لایحه ثبت شده شماره 1677-89/10/1 به دادگاه اعلام می کند عین لایحه دفاعیه موکل در خصوص دعوی فوق که وقت رسیدگی ان به ساعت*مورخ 89/10/1 تعیین گردیده پیرو لایحه دفاعیه قبلی در پنج صفحه که ضمن ان تقاضای تشکیل جلسه حضوری نمودهاند تقدیم می نماید. و در قسمتی از لایحه زوجه امده که بعد از گذشت پنج سال و پس از طرح دعوی مطالبه مهریه توسط اینجانبه نامبرده نیز مبادرت به طرح دعوی فسخ نموده که تحت کلاسه *ثبت گردید.و در تاریخ 88/08/26 طی لایحه شماره 838 - 88/08/26 دادخواست خود را مسترد نمود. پس از انکه دعوی مطالبه قسمت اعظم مهریه طرح شد مجددا پس از گذشت یک سال مبادرت به طرح دعوی فسخ نمود. بفرض محال اگر هم حق فسخی برای او متصور بود که نیست نظر به اینکه وفق ماده 1131 قانون مدنی ادعای فسخ فوری است.و نامبرده عالم بر حق فسخ و فوریت ان بوده است.خیار فسخ نامبرده ساقط گردیده است.ادعای فسخ دستاویزی به منظور پایمال نمودن حقوق حقه اینجانبه نسبت به مهریه و سایر تعهدات مالی نامبرده است.تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر دعوی واهی فسخ را دارم. دادگاه پرونده استنادی را مطالبه می کند و طرفین مجددا به تاریخ 1390/02/20 دعوت به حضور می نماید.، و پس از وصول پرونده کلاسه *دادگاه خلاصه از ان در صورتجلسه مورخ 90/6/17 درج می کند (ص 61 پرونده) تصویری از دادخواست را ضمیمه پرونده میشود. دادگاه خواهان و وکیل وی را جهت اخذ توضیح دعوت می نماید. (ص 77 پرونده متعاقب ان طی رای شماره 55 - 92/1/27 توجها به جامع اوراق پرونده و اینکه طرفین پرونده دعوت و حاضر نشده اند قاعده البینه و اختلاف خانوادگی و رعایت انتظار کافی به استناد ماده 95 از قانون ایین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست تقدیمی را صادر و اعلام می نماید. پس از ابلاغ رای اقایان ع. ق. ح. و م. ن. ز. ب. لت از اقای ن. م. ا. نسبت به این رای اعتراض و تقاضای تجدیدنظرخواهی می کند. شعبه *طی رای شماره 524 - 1393/04/25 با این استدلال نسبت به دعوی فسخ نکاح قرار ابطال دادخواست صادر شد. (حسب محتویات پرونده از تاریخ تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی تا ارسال پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان بیش از یازده ماه سپری شده و موضوع جهت اقدام قانونی به رئیس شعبه *اعلام میشود.) با توجه به محتویات پرونده با عنایت به اینکه نسخه ابلاغ شده دادنامه تجدیدنظرخواسته به تجدیدنظرخواه پیوست پرونده نمیباشد. لذا ارسال پرونده به دادگاه تجدیدنظر فاقد وجاهت قانونی بوده و اعاده میگردد. متعاقب ان پس از گواهی صادره از سوی رئیس محترم شعبه *پرونده مجددا به شعبه *ارجاع و این بار شعبه مذکور طی رای شماره 1507-1399/09/12 با این استدلال با توجه به اینکه تجدیدنظرخواه ایراد و یا دفاع موثری که موجبات نقض دادنامه معترض عنه را فراهم اورد ارائه ننموده و ایرادات ابرازی در حدی نیست که خلل یا خدشه در ارکان ان ایجاب نماید. از طرف دیگر دادنامه تجدیدنظرخواسته نیز با رعایت اصول و تشریفات دادرسی صادر گردیده تجدیدنظرخواهی را وارد ندانسته و با تحویز ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر را تایید و استوار می نماید. این رای در تاریخ 1398/09/16 ابلاغ و اقای ن. م. ا. با وکالت اقای م. ن. ز. در تاریخ 1399/10/02 نسبت به ان اعتراض و تقاضای فرجامخواهی می کند. پرونده جهت رسیدگی پس از تبادل لوایح به دیوانعالی کشور ارسال که به این شعبه ارجاع میگردد. مشروح مفاد طرفین به هنگام ملاحظه گزارش مطالعه خواهد شد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل است.پس از قرائت گزارش اقای ح. ح. عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
بر دادنامه فرجام خواسته ایراد وارد است.زیرا صرفنظر از اینکه ازدواج زوجین در تاریخ 86/08/21 به وقوع پیوسته دادخواست فسخ نکاح 1389/07/04 تقدیم شده با توجه به صورتجلسات دادگاه و توضیحات وکلای طرفین در تاریخ 91/02/20 و خلاصه پرونده کلاسه * به شرح صورتجلسه مورخ 90/06/17 (ص 61 پرونده) و تصویر دادخواست قبلی (ص 64) و استرداد دعوی قبلی (65 پرونده) اساسا نیازی به اخذ توضیح نداشت اما موضوع ماده 95 قانون ایین دادرسی مدنی مصوب 1379 ناظر به تعیین وقت دادرسی و تشکیل جلسه و درج موارد توضیح در اخطاریه برای خواهان میباشد. نه خوانده، مضافا به اینکه چنانچه یکی از طرفین حضور پیدا کنند و توضیحات لازم را بدهند دادگاه حق ندارد. قرار ابطال صادر کند. در مانحن فیه دستور اخذ توضیح مورخ 1391/08/12 صادر و این دستور بایستی همزمان با تعیین وقت رسیدگی باشد. که این دستور نارسا و مبهم است.ثالثا وکیل خوانده در تاریخ 91/09/18 به دادگاه حاضر، دفتر مکلف بوده موضوع اخذ توضیح را بوی ابلاغ نماید. (ص 78 پرونده) با توجه به حضور وکلای زوجین به شرح صورتجلسه 90/01/23 (ص 80 الی 89 پرونده) صدور دستور اخذ توضیح بعدی برابر تصمیم مورخ 91/08/12 وفق مقررات قانونی نبوده و صدور اخطاریه بعدی نیز کافی و وافی به مقصود نمیباشد. بنا به مراتب فوق و تشکیل پرونده های دیگر بین طرفین و عدم مطالبه و ملاحظه انان صدور قرار ابطال دادخواست از سوی دادگاه نخستین و تایید ان در دادگاه تجدیدنظر استان *(بعد از چندین سال) موجه نمیباشد. علیهذا مستندا بند الف ماده 401 و بند 5 ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته نقض و پرونده جهت ادامه رسیدگی ماهیتی به همان شعبه ارجاع میگردد.
شعبه *
رئیس: ح. ح. مستشار: ح. م.