واخواهی توسط اشخاصی غیر از اصحاب دعوی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/09
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در صورت صدور حکم حجر پدر به درخواست یکی از فرزندان وی، سایر فرزندان او می‌توانند در صورت غیابی بودن حکم، واخواهی کنند.

رای دادگاه بدوی

در خصوص درخواست شماره 920055 مورخه 1393/07/02 شعبه --- دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 25 تهران (امور محجورین) مبنی بر صدور حکم حجر آقای م. س. فرزند ف.الف. شماره شناسنامه.... ساکن تهران با توجه به گزارش دادسرا و مدارک موجود از جمله نظریه واحد/ هیات پزشکی قانونی به شماره.... مورخه 1392/03/20 که طی آن آمده نامبرده مبتلا به افت قوای عالی مغزی به دنبال بیماری است و توانایی اداره امور مالی خودرا ندارد وضعیت نامبرده از مصادیق سفاهت بشمار می رود براساس مدارک ارائه شده نامبرده لااقل از شهریورماه 1391 مبتلا به این وضعیت است. و با التفات به اینکه خوانده به رسیدگی دعوت شده علی رغم ابلاغ اخطاریه در دادگاه حاضر نشده و ایراد و دفاعی به عمل نیاورده و ادعای انتسابی به وی از هر گونه تعرض مصون مانده است و سایر قرائن در حال حاضر حجر مشارالیه به سبب سفاهت احراز می‌گردد به استناد مواد 1207 - 1208 - 1223 قانون مدنی و 57 و 70 قانون امور حسبی حکم بر حجر خوانده صادر و اعلام می‌دارد ضمنا حجر وی متصل به زمان صغر سن نمی‌باشد و تاریخ شروع حجربر اساس نظریه سال 1391 میباشد رای صادره غیابی محسوب میگردد و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی در این شعبه و پس از انقضای مهلت واخواهی ظرف 20 روز قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران خواهد بود.

رئیس شعبه --- دادگاه عمومی (حقوقی) تهران

شریعتی فرد

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1393/10/08

رای دادگاه

در خصوص دادنامه شماره --- مورخه 1393/08/07 این شعبه موضوع درخواست شماره 920055 مورخه 1393/07/02 شعبه --- و دادسرای عمومی و انقلاب تهران به طرفیت آقای م. س. فرزند ف.الف. که به موجب آن حکم بر محجوریت فرد اخیر به سبب سفاهت از سال 1391 صادرشده است اشعار می‌دارد نظر به اینکه به هنگام نگارش رای سهوقلم پیش آمده و شروع حجر اسفندماه 1387 بوده است علی هذا تجویز ماده 309 قانون آیین دادرسی مدنی و 38 قانون امور حسبی تاریخ شروع حجر به اسفندماه سال 1387 اصلاح می‌گردد ارائه رای اصلی بدون ارائه رای اصلاحی ممنوع است و این رای نیز غیابی محسوب می‌گردد و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی دراین شعبه و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ انقضای واخواهی در این شعبه و پس از انقضای مهلت واخواهی ظرف 20 روز قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران خواهد بود.

رئیس شعبه --- دادگاه عمومی (حقوقی) تهران

شریعتی فرد

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/02/29

رای دادگاه

در خصوص دادخواست واخواهی خانم الف.الف. خ. و آقایان ح. و ع. س. ساکنان تهران با وکالت آقای م. ص.د. به طرفیت آقای م. س. و نماینده دادستان درشعبه نهم دادیاری دادسرای ناحیه 25 نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1393/08/07 که به موجب آن حکم بر محجوریت آقای م. س. صادر شده است اشعار می‌دارد نظربه اینکه خواهان‌ها سمتی در طرح دادخواست واخواهی ندارند و به موجب قانون تنها محکوم علیه غایب یا وراث و جانشین قانونی وی می‌توانند در مواعد مقرر دادخواست واخواهی تقدیم نمایند علی هذا به سبب فقدان سمت قانونی به استناد ماده 305 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دادخواست واخواهی مطروحه را صادر می‌نماید قرار صادره ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران خواهد بود.

رئیس شعبه --- دادگاه عمومی (حقوقی) تهران

شریعتی فرد

رای دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقایان ح. و ع.ر. شهرت س. و خانم الف.الف. خ. با وکالت آقای م. ص. به طرفیت آقای م. س. و نماینده دادستانی نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1394/02/29 صادره از شعبه --- دادگاه حقوقی تهران که به موجب آن قرار رد دادخواست واخواهی نامبردگان نسبت به دادنامه شماره --- که به حجر آقای م. س. پدر تجدیدنظرخواهان‌ها با درخواست خواهر آنها منتهی شد صادر گردیده است با توجه به محتویات پرونده به نظر دادگاه اعتراض وارد است دادگاه محترم در دادنامه نوشته که تجدیدنظرخواهان‌ها سمت ندارند چطور یکی از فرزندان اناث تقاضای حجر کرده و سایر فرزندان چنین حقی را نداشته باشند و لذا دادگاه مستندآ به ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه پرونده را جهت رسیدگی و اظهار نظر ماهوی در رابطه با اعتراضشان در مرحله واخواهی به دادگاه محترم بدوی ارسال می‌نماید. رای صادره قطعی است.

شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رییس و مستشار

عبدالغفار آل حبیب - علی محمد علیخانی

منبع