رای خلاصه جریان پرونده
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1395/02/20
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 86/3/27 خانمی به نام پ. ش. طی شرحی به دادسرای ق. اعلام داشته آقای د. ف. که داماد اینجانبه است و پنج سال است که در منزل من زندگی میکند مبادرت به ارتباط نامشروع با زنان غریبه نموده و افراد مشکوکی را به خانه می آورد تقاضای رسیدگی نموده است موضوع جهت رسیدگی به بازپرسی شعبه نهم دادسرای عمومی و انقلاب ق. ارجاع شده است خانم مذکور در تشریح شکایت خود اعلام داشته دامادم اقدام به دایر کردن مرکز فساد نموده دختران و زنان را به خانه آورده با آنها مرتکب عمل زنا میشود و از آنان فیلم برداری می کند از دختر من هم فیلم گرفته و به کامپیوتر منتقل کرده است از دختران دیگری به اسامی ن. و دیگری به نام م. نیز فیلم گرفته است متهم دستگیر شده است خود را د. ف. و مسافرکش اعلام نموده است به وی تفهیم اتهام زنای محصن با خانم ش. (خواهر همسرش) و ن. و نیز نگهداری سه گرم سوخته تریاک و نگهداری بیست عدد فشنگ شکاری غیرمجاز و نگهداری آلت قمار (پاسور) و نگهداری مشروب الکلی و استعمال تریاک شده است اظهار داشته متاهل هستم همسرم به نام م. است قبول دارم با خواهر زن خود به نام ش. و هم چنین با خانم ن. رابطه داشته ام و با آنها نزدیکی کرده ام خواهر زنم مطلقه است در خانه پدریش زندگی می کند من نیز در طبقه بالای خانه پدر زنم زندگی می کنم خواهر زنم مرا مجبور کرد که این کار را با او بکنم و تجاوز به او در داخل منزل خودمان حدود یکماه قبل بود من این جریان را ضبط کردم تا در صورت نیاز ارائه کنم با خانم ن. رابطه ای نداشته ام با دختری که از ترکیه آمده بود ارتباط داشتم و نزدیکی کردم و فیلم گرفتم او به --- آمده بود و در مرز بازرگان با او این عمل را انجام دادم فشنگها را برادر خانمم از منزل همسایه دزدیده است و منزل من گذاشته مواد مخدر نیز متعلق به او میباشد پاسورها متعلق به من میباشد در مورد علت ضبط فیلم از خواهر زنش و نیز خانم دیگر اظهار داشته گفتم فردا خواهر خانمم ادعا می کند که به زور به او تجاوز کرده ام به همین دلیل عمل نزدیکی با او را ضبط کردم و موضوع نزدیکی با خانم دیگر را از روی حماقت ضبط کردم به وسیله وب کم کامپیوتر آنها را ضبط کرده ام خواستم آنها را از روی کامپیوترم پاک کنم گفتم یک CDرا تهیه کنم از وی سوال شده با توجه به کشفcD از زیر جای زاپاس اتومبیلتان در صندوق عقب آیا قصد توزیع آن را داشته اید پاسخ داده خیر می خواستم به خانه خواهرم در تهران ببرم تا در صورت نیاز ارائه کنم سپس ادامه داده با هرکدام از این خانمها فقط یکبار نزدیکی کرده ام از وی سئوال شده چرا نام آن دختر ترکیه ای را ن. اعلام کرده اید پاسخ داده در دایره مبارزه با مفاسد کتک خورده بودم و ترسیده بودم خودروی متعلق به متهم در تاریخ 86/3/28 بازبینی شده به موجب صورتمجلس تنظیم شده یک عدد کارت حافظه مربوط به گوشی همراه و یک عدد کاندوم و سه قطعه عکس مربوطه به دختران کشف شده است ش. ر.ز. نیز دستگیر شده است در تحقیقات اظهار داشته متهم بار اول در پارس آباد منزل پدرش با من مرتکب زنا شد و دوبار در منزل پدر و مادرم در اتاق خودش با من زنا کرد اولین بار زمانی بود که همسرش یک بچه شش ماهه در شکم داشت بعد رفت سراغ ن. م. ی با او هم ارتباط برقرار کرد من به مادرم گفته بودم او این کار را با من کرده است من با خواهرم و د. به پارس آباد رفته بودیم که او به زورساعت 2 بعد از نیمه شب در آنجا به من تجاوز کرد آنجا فیلمبرداری نکرد خواهرم هم داخل همان اتاق بود پتو را انداخته بود روی سرش تا اینکه خواهرم نفهمد ن. م. ی نیز دستگیر شده است از وی تحقیق شده اظهار داشته حدود خرداد ماه سال 85 داخل خیابان با د. ف. آشنا شدم او به من گفت دانشجوی ترک است مرا گول زد به او حدود یک میلیون پول دادم مشروب می خورد و دوبار به من تجاوز کرد سپس د. ف. در تحقیقات بعدی اظهار داشته با ن. م. ی در خیابان آشنا شدم به او گفته بودم دارای همسر و فرزند می باشم با دوستانم در خیابان پادگان بودم خانم ن. برای ما غذا درست می کرد و از خانه خودشان برایمان برنج و مرغ و چای می آورد پول تلفن همراه من را هم می پرداخت از طریق تلفن با او تماس و ارتباط داشتم دوازده روز بعد از آشنائیم به او تجاوز کردم او راضی بود و با او سیگار و حشیش کشیدم چون جا نداشتم با اجازه دوستانم او را به منزل آنها بردم من به او وعده ازدواج ندادم در همان بار اول ازاو ازاله بکارت شد و با دوربین وب کم از او فیلمبرداری کردم از پشت نیز به او تجاوز کردم سه بار داخل منزل خودشان موقعی که پدر و مادرش نبودند در داخل خودروی پراید هم یکبار با دست به او دخول کردم سپس ادامه داده است در مورد ش. ر.ز. (خواهر همسرش) او دوبار شوهر کرده و از آنها طلاق گرفته است دوبار هم با ایشان نزدیکی کرده و مرتکب زنا شده است او مرا مجبور کرد که با او نزدیکی کنم و از او از طریق وب کم فیلمبرداری کردم ش. خبر داشت که از او فیلم می گیرم و خودش میدید آنشب که به پارس آباد منزل پدرم رفتیم من با او نزدیکی نکردم من و همسرم در یک تشک و ش. هم در تشک دیگر خوابیده بود از مریم ر.ز. همسر متهم تحقیق شده پاسخ داده بقران قسم از روابط نامشروع همسرم با خواهرم ش. اطلاعی نداشته ام من همسر او بوده ام و همیشه در اختیار او بوده ام در منزل پدر و مادرم بودیم گاهی با من حرفش میشد ولی من همیشه به او محبت می کردم ولی مادرم خبر داشته که CD ن. م. ی را داخل وسایل او پیدا کرده است در روز دستگیری همسرم دیدم او وسایلش را برداشت داخل ماشین گذاشت روز قبل با مادرم دعوایش شده بود گفت میروم تهران وبرنمی گردم داشت میرفت که مامورین اورا دستگیر کردند همه به من خیانت کرده اند مجددا در تاریخ 86/4/2 از متهم د. ف. تحقیق شده اظهار داشته در سه جا بنده با خانمها 1 - ن. م. ی 2 - ش. ر.ز. 3 - میترا مرتکب زنا شده ام با ن. م. ی در منزل دانشجویی در خیابان پادگان آنها دوستان من بودند درسشان تمام شده بود و رفته بودند هر موقع زنگ می زدم می آمدند و می رفتند با خانم ش. ر.ز. در منزل خودمان دوبار زنا کرده ام و هر دو بار را فیلم گرفته ام با ن. م. ی پنج بار زنا کرده ام دوبار در منزل دانشجویی دوبار در منزل خودمان دوبار هم در ماشین با م. نیز در رباط کریم این کار را کردم در خانه خواهرم م. است من او را در ق. سوار کردم خواهرم به تعطیلات رفته بود با او زنا کردم و از او هم فیلم گرفته ام منزل او را نمی دانم کجاست ولی از خانه دوستش شهرک کوثر با من تماس می گرفت از ز. تحقیق شده است پس از ذکر نحوه آشنایی خود با متهم از طریق تماسهای تلفنی و سوار شدن به ماشین او در سطح شهر ق. اظهار داشته د. به او گفته مادرش در ماکو است یک عکس بده تا برای آنها بفرستم من هم خر شدم عکس دادم یک وقتهایی پول می خواست من هم به او پول میدادم البته او به من گفته بود نامزد دارد اما نگفته بود زن دارد تا اینکه فهمیدم زن دارد بعد خودش گفت زن دارد ولی با او گفت مشکلی ندارد حتی زنش را آورد با هم صحبت کردیم به او گفتم شما زن و بچه داری ول کن گفت نترس صیغه خواهر برادری میخوانم زنم هم خبر دارد زن او به من گفت همسرم مشکل ندارد من که نامزدش بودم دوست دختر داشتکه ازدواج کرده یکی هم ن. بود سه روز پیش هم همسرش به من زنگ زد گفت د. را گرفته اند شما فرار کن من هیچ یک از روابط نامشروع خودم را با د. به پدر و مادرم نگفتم چون ترک هستند و متعصب هستند در داخل ماشین یک سیگار به من داد و گفت بکش کشیدم بدنم سست شد افتادم تا اینکه پیشنهاد داد برویم تهران منزل خواهرش حدود سه ماه پیش بود رفتم کسی نبود کلید داشت آنجا با من زنا کرد من نفهمیدم چه کار کرد من خودم را به او م. معرفی کرده بودم امسال بعد از سیزده بدر برد تهران در آنجا با من مرتکب زنا شد و فیلم گرفت من قضایا را به کسی نگفته ام چون تهدید می کرد من تن به این کار میدادم با دوربین گوشی موبایل خودش فیلم میگرفت حدود نیم ساعت یا یک ساعت در تهران در آن منزل بودیم که همه را فیلمبرداری کرد من اشتباه کرده ام آقای بازپرس با اعلام اینکه حسب دستور ریاست محترم شعبه دوم دادگاه کیفری استان ق. در مورخه 86/3/29 و تحقیقات به عمل آمده و CD مکشوفه از متهم در خصوص بخشی از اتهامات وی دایر بر زنای محصن با خانمها ش. - ن. - ز. م.م. در اجرای تبصره 3 ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب پرونده به دادگاه محترم کیفری استان ق. ارسال میگردد در خصوص سایر اتهامات متهم دایر براعتیاد و نگهداری آلت قمار و شرب خمر و نگهداری مشروب و نگهداری فشنگ غیرمجاز و غیره پرونده مفتوح میباشد در خصوص اتهام ش. ر.ز. مبنی بر توهین به مامورین و قضات با توجه به محتویات پرونده قرار مجرمیت وی صادر میگرددو چون جرم اهم در دادگاه کیفری استان رسیدگی میشود به نظر د. محترم برسد تا در صورت موافقت کیفرخواست صادر نمایند در مورد شکایت آقای ر. م. (پدر ن. م.) علیه د. ف. دایر بر تجاوز به دخترش با توجه به ادعای شاکی که اعلام داشته همسر متهم دخترش را گول زده است بدلیل ضعف ادله اثباتی مستندا به بند الف از ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری قرار منع تعقیب صادر میگردد (ص 112 ) پرونده به دادگاه ارسال شده دادگاه وارد به رسیدگی شده است در تاریخ 86/12/25 دادگاه تشکیل جلسه داده است خانم پ. ش. مادر همسر د. ف. از وی به اتهام زنای محصن شکایت نموده است از ن. م. ی تحقیق شده و به وی تفهیم اتهام زنای غیرمحصنه با د. ف. شده است صراحتا اقرار به زنا با د. ف. داشته است و نیز اعلام نموده از جریان زنا نیز فیلمبرداری کرده است (ص 193 و 194 ) به خانم ز. م.م. تفهیم اتهام زنای غیرمحصنه با متهم د. ف. شده است او هم اقرار به زنا نموده لاکن اظهار داشته از جریان فیلمبرداری از روابطش مطلع نبوده است (ص 191 و 192 ) به ش. ر.ز. نیز تفهیم اتهام زنای غیرمحصنه با د. ف. شده است او نیز به زنا با متهم و فیلمبرداری اقرار کرده است جلسه مذکور به دلیل اتهام وقت تجدید شده دادگاه به لحاظ احراز اینکه آیا متهم در زمان ارتکاب زنا به همسرخود دسترسی داشته یا خیر دستور دعوت خانم مریم ر.ز. همسر متهم را داده است در تاریخ 87/2/22 در وقت فوق العاده دادگاه از خانم مریم ر.ز. (همسر متهم ف.) تحقیق نموده است اظهار داشته 8 ماهه حامله بودم یک اتومبیل پراید خریدیم که شوهرم با آن کار کند یک هفته نشد که تصادف کرد من خیلی ناراحت شدم گفت ناراحت نباش خانمی آنجا بود دید من خیلی ناراحت شدم گفته در اداره بیمه است و کار من را انجام میدهد با شوهرم رفتیم اداره بیمه سه راه خیام و کار ماشین را انجام دادم از آن روز به بعد دیگر به شماره شوهرم زنگ میزد می گفتم چرا اینقدر زنگ می زند می گفت او نیست مادرم است یک روز شوهرم را تعقیب کردم دیدم با یک دختر است او را تعقیب کردم خانه ن. م. ی را یاد گرفتم رفتم به پدر و مادرش گفتم جلوی دخترتان را بگیرید او را زدند چون من آن موقع حامله بودم کاری از دستم بر نمی آمد که از این مرد جدا شوم ولی رابطه آنها ادامه داشت دوباره رفتم جریان را گفتم پدرش آمد با پدرم صحبت کرد بعد داد و بیداد کرد که دخترم این کاره نیست در مورد ز. من تا الان نمی دانستم اسم او ز. است او خودش را م. معرفی کرده به من گفت او نامزد ع. است و من به او مثل یک خواهر نگاه می کنم انگار زن برادر من است به او گفتم اگر با او رابطه داشته باشی پدرت را در میاورم گفت او نامزد دوستم ع. است تا روزی که م. دستگیر شد من چیزی نمی دانستم وقتی فهمیدم دنیا بر سرم خراب شد چون برای او خیلی زحمت کشیده بودم الان هر روز زنگ میزند (متهم) می گوید بگو مریض بوده ای و من رفتم دنبال این کارها از رابطه شوهرم و خواهرم خبر نداشتم تا روزی که ایشان را گرفتند و جریان CD فاش شد س: شما تا زمان دستگیری همسرت همیشه در اختیار او بودید یا خیر و الان طلاق گرفته اید یا خیر ج: بله من همیشه در اختیار او بودم و هیچ ممانعتی از طرف من نسبت به انجام وظیفه شرعی و زناشویی نداشتم و هیچ وقت تنهایی به مسافرت نرفته ام و هیچ مریضی و ناراحتی زنانه نداشته ام و ندارم هر روز چند بار با ایشان رفتار درست داشتم تا مبادا دنبال کار بدی برود و هر گونه ادعایی در مورد عدم تمکین من داشته باشد کذب است و تا این تاریخ از ایشان طلاق نگرفته ام ولی قصد جدا شدن دارم او از تاریخ 84/12/1 تا 85/12/30 با ن. م. ی و از تاریخ 85/5/1 تا 86/4/1 با م. رابطه داشته است (ص 207 لغایت 210 ) رضایتنامه تنظیم شده در دفترخانه شماره 29 ق. توسط ش. ر.ز. ضمیمه شده است در تاریخ 87/5/14 به متهمین ن. م. ی و ز. م.م. و ش. ر.ز. مجددا تفهیم اتهام به شرح سابقه شده است اخذ آخرین دفاع شده است سپس به د. ف. تفهیم اتهام زنای محصن با خانم ش. ر.ز. و ن. م. ی و زنای غیرمحصن با ز. م.م. شده است اتهامات را نپذیرفته و اظهار داشته با افراد مذکور مرتکب زنا نشده است و ممکن است در حالت غیرطبیعی بوده باشد مثلا قرص یا چیزی بوده با ن. م. ی زنا کرده باشد و با ش. نیز زنا نکرده است ممکن است فیلم را برای او ساخته باشند و با ز. م.م. هم زنا نکرده است سپس از وی در مورد روابطش با همسرش تحقیق شده است اظهار داشته ماهی یکی دوبار با همسرش رابطه داشته است (صفحات 227 لغایت 231 ) در مقام کشف موضوع دادگاه در تاریخ 87/11/16 از آقای ب. مالک منزلی که ن. م. ی مدعی شده در آنجا بوی تجاوز شده تحقیق شده اظهار داشته درسال 84 و 85 من دو نفر مستاجر به نام س. و ب. داشتم یک روز د. ف. و یک دختر وارد منزل شدند کلید دست مستاجر دست این بود درب منزل پآیین را باز کرد خودم دیدم وارد منزل شدند بیست دقیقه یا نیم ساعت در منزل بودند بعد رفتم درب را بازکردم گفتم شما غریبه هستید چکار می کنید که فرار کردند (ص 377 ) سپس رضایتنامه تنظیم شده در دفتر شماره (خوانا نیست) توسط خانم پ. ش. نسبت به متهم د. ف. ضمیمه شده است (ص 397 ) النهایه دادگاه ختم دادرسی را اعلام ومبادرت به صدور دادنامه شماره --- مورخ 88/9/18 نموده است به موجب دادنامه مذکور پس از شرح مختصر گردشکار پرونده دادگاه اعلام داشته با توجه به محتویات پرونده اتهام کلیه متهمین را محرز و مسلم تشخیص به استناد مواد 88 - 83 - 105 قانون مجازات اسلامی متهم ردیف اول آقای د. ف. را در مورد ارتکاب زنای محصن با خانمها ش. ر.ز. و ن. م. ی به مجازات رجم و نسبت به ارتکاب زنا با خانم م. از آنجا که زنا در خارج از محدوده ق. و در تهران بوده است و در آن زمان احتمال عدم دسترسی به همسرش بعید نبوده اتهام متهم را از نوع زنای غیرمحصن تشخیص حکم به تحمل صد ضربه شلاق مشمول حد با رعایت ماده 100 قانون مجازات اسلامی صادر مینماید هم چنین متهمین ش. ر.ز. - ن. م. ی - م. از آن جهت که در زمان ارتکاب فعل زنا مجرد و فاقد همسر بوده اند از نوع غیرمحصنه تشخیص به استناد مواد 68 و 88 و 105 قانون اسلامی هریک از متهمین مذکور را به صد ضربه شلاق مشمول حد محکوم مینماید در خصوص اتهام دیگر د. ف. دایر بر زنای به عنف با توجه به آگاهی و وجود رابطه دوستی بین متهمین موضوع زنا به عنف منتفی بوده مستندا به بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری حکم برائت وی صادر میشود در خصوص تعیین ارش البکاره و مهرالمثل اولا نسبت به ز. م.م. دخول از دُبر بوده و ش. ر.ز. چون مدخوله و مطلقه بوده لذا ارش به آنها تعلق نمی گیرد نسبت به ن. م. ی از آنجا که نامبرده جهت تعیین میزان ارش با وصف ابلاغ قانونی برای معرفی به پزشکی قانونی حاضر نشده است و بدون نظریه کارشناسی نمی توان در مورد ارش اظهار نظر نمود لذا تعیین ارش نسبت به وی نیز منتفی است در خصوص مهرالمثل با توجه به تمایل ن. م. ی و ز. م.م. نسبت به ارتکاب زنا موضوع مهرالمثل نیز منتفی میباشد. نسبت به رای مذکور تقاضای تجدید نظر مطرح شده است پرونده به دیوان عالی کشور ارسال به شعبه هفتم دیوان ارجاع شعبه مرقوم به موجب دادنامه شماره --- مورخ 89/11/30 ضمن رد اعتراض معموله رای صادره را ابرام النهایه اعلام داشته اند کیفیت اجرای مفاد حکم صادره نسبت به د. ف. از حیث نحوه تنفیذ مجازات تعیین شده با هماهنگی با ریاست محترم قوه قضائیه در هنگام استیذان معین خواهد شد.سپس اقرار نامه رسمی تنظیم شده در دفتر خانه شماره 35 ق. به شماره 407875 مورخ 90/4/13 ضمیمه شده که به موجب آن آقای علی ر.ز. و خانم پ. ش. اعلام نمودهاند که همسر د. ف. یعنی خانم مریم ر.ز. که دختر آنها میباشد نسبت به نامبرده تمکین نمی نموده که این امر موجب شده برای د. ف. مشکلاتی ایجاد و دست به کارهای خلاف شئون بزند (ص 432 ) در صفحه 433 نیز کپی اقرار نامه خانم مریم ر.ز. (همسر محکوم علیه) تنظیم شده در دفترخانه شماره 35 ق. ضمیمه شده که نامبرده اعلام نموده در حال حاضر از د. ف. جدا شده است و اختلافاتی بین او و همسرش بوده که مادرش آن را ایجاد کرده بود و شوهرش یک سال به او سر نزده است و او درخانه پدری بوده است و صرفا نامبرده تلفنی احوالپرس او بوده است محکوم علیه تقاضای اعاده دادرسی مطرح که پرونده به شعبه هفتم دیوان عالی کشور ارجاع شده است که شعبه به موجب دادنامه شماره --- مورخ 90/3/28 تقاضا را منطبق با هیچکدام از موارد مندرج در ماده 272 قانون آیین دادرسی کیفری ندانسته به رد آن اعلام نظر نموده است مجددا محکوم علیه و وکیل او با ضم همان مدارک سابق که در فوق ذکر گردید تقاضای تجویز اعاده دادرسی نموده است که این بار سند اقرار نامه دیگری که در دفتر خانه شماره 8 ق. به شماره 146607 مورخ 92/8/7 توسط همسر سابق محکوم علیه یعنی خانم مریم ر.ز. تنظیم شده و به موجب آن اعلام گردیده (خانم مریم ر.ز. اعلام نموده است) که همسر وی د. ف. در فاصله سالهای 85 الی 86 به دلایلی از جمله باردار بودن و اختلافات شدیدی که با یکدیگر داشته اند و چون شوهرش می خواسته او را به دشت مغان ببرد ولی بدلیل مخالفت او و خانواده اش و چون منزل پدری زندگی میکرده است به دلیل این اختلاف همسرش را قریب دوسال به منزل راه نمی داده فقط هراز چند ماهی تماس تلفنی داشته اند و دوسال جدا از هم زندگی کرده اند و ایشان تمکین نمی کرده است و اینکه در دادگاه گفته است برای عمل زناشویی مشکل نداشته منظورش این بوده که بیماری و ناراحتی زنانگی نداشته اند نه اینکه از ایشان تمکین می کرده و چون ایشان را به منزل راه نمی داده از او تمکین نمی کرده است و عدم تمکین بدلیل اختلافات شدید بوده است را ضمیمه نموده است پرونده این بار به شعبه سی و ششم دیوان عالی کشور ارجاع شده است شعبه مرقوم به موجب دادنامه شماره --- مورخ 92/12/26 تقاضای تجویز اعاده دادرسی را منطبق با شقوق 5 و 7 ماده 272 قانون آیین دادرسی کیفری تشخیص با پذیرش درخواست مذکور مبادرت به تجویز اعاده دادرسی نموده است با اعاده پرونده به شعبه هم عرض (شعبه اول دادگاه کیفری استان ق.) ارجاع دادگاه در تاریخ 93/1/23 دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت اطراف پرونده را داده است آقای ح. قبل از حلول جلسه رسیدگی استعفای خود را از وکالت د. ف. اعلام نموده است در تاریخ 93/5/13 دادگاه تشکیل جلسه داده است (لازم به ذکر است محکوم علیه د. ف. وکیل دیگری به نام آقای بدریان دارد) نماینده د. تقاضای رسیدگی و صدور حکم مقتضی نموده است مادر خانم ر.ز. به نام پ. ش. اعلام داشته من هیچ شکایتی ندارم از وی در مورد اختلاف دخترش با دامادش سئوال شده پاسخ داده اختلاف پیدا شد ولی زمان آن را نمی دانم اختلاف داشتند خانه نبود اختلاف بود دیگر من چه بگویم اختلاف بین خودشان بود سپس وکیل د. ف. اظهار داشته موکل بنده شرایط احراز زنای محصن را نداشته است و احصان متهم طبق شرایط شرعی و قانونی احراز نشده است و علم متهم به عدالت و جهل موضوعی و جهل حکمی تاکنون هیچ یک از مراحل دادرسی سئوال و تحقیقی نشده است و در این مورد تردید شرعی وجود دارد و همه سختگیریها در احراز است که شرع نمی خواهد احراز شود س: روابط خودتان را با خواهر زنتان قبول دارید ج: خانه یکی از دانشجویان که خانمم من را در ق. راه نمی داد آنجا زندگی می کردم دوبار با خانمم رفتیم و یکبار با مادر خانمم و پدر خانمم س: خانم ش. ر.ز. حرفهای ایشان را قبول دارید ج: من می ترسیدم که حمام می رفتم می ترسیدم مرا اذیت کند نمی دانم آن روز چی به خورد من داده بود در خانه پدرم زندگی می کنند جرات نکردم فیلمی را که برای من درست کرده بود نگاه کنم سپس از وکیل محکوم علیه سئوال شده رابطه و ارتباط موکل شما با خانمشان چه زمانی بوده ج: سال 86 و 87 بوده است از اول اختلاف داشته اند در این مرحله شدیدتر میشود وقتی اختلاف باشد خانمش نمی گوید من این را راه نمی دانم آن موقع هم می توانست این حرفها را بزند همه سختگیریها در احراز است که شرع نمی خواهد استفاده شود خاص شرع نیست که ما دقت ریاضی را به کار ببریم و این گفته تنها است ماده 120 و ماده 121 عین عبارت تحریرالوسیله است از متهم سوال شده بجز افرادی که در این پرونده هستند با چه کسانی ارتباط داشتی ج: با هیچ کسی با خانمم یک سال نزدیکی نداشتم چون من می خواستم به شهر خودمان بروم و زندگی کنم قرصهای روانگردان مصرف می کردم خانم م. ی در پارک نشسته بود همه تلفنها از طرف ایشان بود ناراحت بودم رفتم بچه را ببینم اجازه نداد این خانم رد می شد شماره داد گفت بیست میلیون می دهم برو طلاق زنت را بده س: می دانستی با چه کسی ارتباط دارد خانم ش. ر.ز. ج: خبر نداشتم بعدا فهمیدم به من می گفت من با خواهرت مشکل دارم (به نظر میرسد دادگاه همه سئوالهای خود را درج ننموده و جوابهای داده شده را ذکر نموده است و مخاطب دادگاه در پاسخ به دادگاه و سئوالات دادگاه اقدام نموده و جوابهای ذکر شده در نتیجه در اواسط دچار بی ارتباطی با سئوال شده است (ص 576 ) سپس از آقای ف. سئوال شده حرفهای این خانم (ش. ر.ز.) را شنیدی چه می گویی ج: یکبار بوده در خانه رفقایم در زمانی بود که خانم من حامله بوده سپس وکیل متهم اظهار داشته شرایط احراز نشده است و دادگاه احراز نکرده است هیچ تاثیری رضایت مادر خانم و خانمش ندارد این مسئله شرعی است نه احساسی س: از متهم سئوال شده چه استفاده ای از این فیملها می خواستی بکنی ج: بحال خودم نبودم قرص مصرف می کردم استفاده ای نمی خواستم بکنم و به دست کسی هم ندادم دادگاه خطاب به متهم با توجه به اظهارات خودتان و وکیلتان و سایرین نظر دادگاه این است که شما شرایط احصان را داشته اید و زنای محصن بوده به عنوان آخرین دفاع چه مطلبی دارید ؟ ج- با خانمم ارتباط نداشتم و نیازی نداشتم سراغ کسی بروم اشتباه کردم نادانی کردم پیش خدا توبه کردم یک پدر پیر داشتم همان روز که مرا شلاق زدند سکته کرد سپس وکیل وی اظهار داشته موکل نسبت به موضوع جاهل بوده (جهل موضوعی) و نیزجهل حکمی داشته است و در این مورد از وی تحقیق نشده است موکل در زندان توبه کرده توبه او در زندان به امضا حاضرین رسیده است و در پرونده است و وجود اختلاف بین موکل و همسرش حسب اقاریر همسرش و پدر و مادر همسرش او را از شرایط احصان خارج کرده است تقاضای برائت متهم را دارم دادگاه با اعلام ختم دادرسی مبادرت به صدور دادنامه شماره --- مورخ 93/5/20 نموده پس از شرح مختصر موضوع چنین اعلام داشته است... علیهذا دادگاه با عنایت به مراتب فوق و توجها به شکایت اولیه شاکی خصوصی - تحقیقات معموله در مرحله نخستین - مدافعات غیرموجه و غیرمستدل متهم و وکلای او و سایر قرائن وامارات موجود در پرونده درخواست اعاده دادرسی مطروحه را منطبق با هیچکدام از شقوق ماده 272 قانون آیین دادرسی کیفری ندانسته و نتیجتا با ردآن احکام بدوی و قطعی سابق الصدور به شرح مندرج در این دادنامه تایید میگردد دادگاه هم چنین با عنایت به رویه اتخاذی متهم و وکلای وی در روند رسیدگی و کیفیت مدافعات و نیز عدم ملاحظه هیچگونه آثار ندامت و پشیمانی در مشارالیه درخواست مطروحه نامبرده و وکلای مربوطه رااز جهت اعطای عفو ناشی از توبه (موضوع ماده 114 قانون مجازات اسلامی 1392 ) مردود اعلام مینماید رای صادره در تاریخ 93/5/12 به محکوم علیه ابلاغ شده است در تاریخ 93/10/17 به آقای بدریان احد از وکلاء مدافع محکوم علیه ابلاغ شده است لایحه تجدید نظر خواهی آقای بدریان وکیل محکوم علیه نسبت به رای صادره در تاریخ 93/9/13 ثبت گردیده (تاریخ ابلاغ به نامبرده 93/10/17 میباشد) سپس پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه هفتم دیوان عالی کشور ارجاع شده است که شعبه مرقوم به موجب دادنامه شماره --- مورخ 93/12/13 چنین اتخاذ تصمیم نموده است.... به جهت دوبار رسیدگی در این شعبه که هر دوبار درخواست محکوم علیه رد گردیده است از باب احتیاط در بی طرفی پیشنهاد میگردد در صورت تصویب معاونت محترم قضایی دیوان عالی کشور این بار درخواست نامبرده در شعبه دیگری از دیوان مورد رسیدگی قرار گیرد که با این درخواست موافقت شده و پرونده به شعبه بیستم ارجاع گردیده است. و این شعبه به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/4/22 چنین رای داده است:«با عنایت به مفاد ماده 480 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 که اعلام مینماید هرگاه دادگاه پس از رسیدگی ماهوی درخواست اعاده دادرسی را وارد تشخیص دهد حکم مورد اعاده دادرسی را نقض و حکم مقتضی صادر مینماید.... حکم دادگاه از حیث تجدید نظر یا فرجام خواهی تابع مقررات مربوطه است در مانحن فیه شعبه هم عرض پس از تجویز اعاده دادرسی نسبت به موضوع توسط شعبه --- دیوان عالی کشور وارد به رسیدگی ماهوی شده است و پس از رسیدگی ماهوی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 93/5/20 درخواست اعاده دادرسی را منطبق با موارد مقرر در قانون ندانسته احکام سابق الصدور را تایید نموده است از آنجا که در واقع نسبت به موضوع حکم جدیدی صادر نگردیده است و به اعتراض معترض نیز قبلا در شعبه هفتم دیوان عالی کشور رسیدگی صورت گرفته با رد اعتراض معموله به موجب دادنامه صادره به شماره 00800 مورخ 89/11/30 دادنامه اولیه به شماره 00072 مورخ 88/9/18 ابرام گردیده و قطعی شده است لذا موضوع حاضر امر رسیدگی شده و قطعی میباشد و حکم جدیدی صادر نگردیده تا به موجب ماده مرقوم دیوان عالی کشور بتواند نسبت به اعتراض رسیدگی نماید علی ایحال با عنایت به ماده مرقوم دیوان مواجه با تکلیفی نبوده و مقرر است پرونده به مرجع ارسال کننده اعاده گردد تذکر اینکه دادگاه محترم در صورت صلاحدید میتواند وفق مقررات ماده 225 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 اقدام نماید.»;پس از ارسال پرونده به دادگستری استان ق.، آقای فخرالدین بوریان وکیل محکوم علیه آقای د. ف.، در تاریخ 94/6/16 طی شرحی از دادگاه صادر کننده حکم تقاضای اعمال ماده 225 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 کرده است و از طرف دیگر مدیر کل محترم بررسی امور قضایی حوزه معاونت اول قوه قضائیه نیز به موجب نامه شماره --- مورخ 94/7/12 و بازگشت به نامه شماره 900221 مورخ 94/6/7 د. محترم عمومی و انقلاب ق. اعلام کرده است که موضوع محکومیت آقای د. ف. فرزند م. به مجازات رجم به لحاظ ارتکاب زنای محصن، مراتب به استحضار حضرت حجت الاسلام و السلمین جناب آقای محسن اژه ای معاون اول محترم قوه قضاییه رسید، دستور فرمودند: « با ملاحظه بخشنامه شماره 9000/48334/100 رئیس محترم قوه قضائیه آیا امکان اجرای مجازات رجم از جهات مختلف وجود دارد ؟ نظر و پیشنهاد دادگاه صادر کننده حکم در خصوص اجرای مجازات رجم چیست؟ »;. خواهشمند است در اجرای ماده 225 قانون مجازات اسلامی نتیجه را با قید فوریت به این اداره کل ارسال فرمایید.پرونده به شعبه اول دادگاه کیفری 1 ق. (جانشین شعبه اول دادگاه کیفری استان) ارسال شده است و دادگاه مذکور به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/7/26 به این استدلال که «با توجه به تاکید قانونگذار محترم در ماده 225 ق.آ.د.ک مصوب 1392 (منظور قانون مجازات اسلامی است، عضو ممیز) بر صلاحیت دادگاه صادر کننده حکم قطعی در تعیین تکلیف موضوع، فعلا اقدامی از سوی این دادگاه متصور نمیباشد »; پرونده را به اجرای احکام ارسال کرده است تا به مرجع صادر کننده حکم قطعی (شعبه بیستم دیوان عالی کشور) ارسال شود. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه هفتم ارجاع شده است و رئیس محترم شعبه هفتم دیوان عالی کشور طی شرحی خطاب به معاون محترم قضایی دیوان عالی کشور اعلام کرده است که با توجه به دادنامه شعبه اول دادگاه کیفری 1 ق. پرونده باید به شعبه بیستم ارجاع شود و اشتباها به این شعبه ارجاع شده است و در نتیجه پرونده به شعبه بیستم ارجاع شده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید و پس از قرائت گزارش آقای ح.د عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده، در خصوص موضوع مشاوره نموده و چنین رای می دهند:
رای شعبه دیوان عالی کشور
هر چند محکومیت آقای د. ف. به رجم در دیوان عالی کشور ابرام شده است اما با توجه به اینکه شعبه دیوان عالی کشور «دادگاه »; محسوب نمی شود، منظور از عبارت « دادگاه صادر کننده حکم قطعی »; در ماده 225 قانون مجازات اسلامی، دادگاه بدوی صادر کننده حکم است که حکم آن دادگاه در دیوان عالی کشور ابرام شده است و این وضعیت در موارد مشابه مانند آزادی مشروط موضوع ماده 58 قانون مجازات اسلامی و تخفیف مجازات پس از قطعیت حکم موضوع ماده 483 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نیز صادق است و از طرفی با توجه به ماده 468 قانون اخیر، رسیدگی فرجامی بدون حضور طرفین دعوی صورت میگیرد در حالی که اتخاذ تصمیم در مورد ماده 225 قانون مجازات اسلامی مستلزم ورود به ماهیت موضوع و رسیدگی ترافعی و بررسی جوانب مختلف موضوع است که اتخاذ تصمیم پیرامون آن از شئون دادگاه بدوی است، بنابراین موضوع قابل طرح در دیوان عالی کشور نیست و با نقض تصمیم شماره 94/9 مورخ 94/7/26 شعبه اول دادگاه کیفری 1 ق.، پرونده جهت اتخاذ تصمیم مقتضی به مرجع مذکور ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
م.ن.ص - ح.د