تاریخ دادنامه قطعی: 1393/09/08
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: سکوت مالک یا مالکین، ولو با حضور در مجلس عقد، اجازه محسوب نمی گردد. همچنین صرف حضور هنگام تنظیم قرارداد و امضا ذیل آن به عنوان شاهد، دلالتی بر تجویز عقد ندارد.
در خصوص دعوی خواهانها 1 - ش. 2 - گ.د. و غیره به طرفیت خواندگان 1 - م.س. 2 - خ.د.(ولی قهری د.) به خواسته صدور حکم بر ابطال مبایعهنامه 1392/12/06 به جهت معامله به مال غیر، به شرح متن دادخواست تقدیمی، با عنایت به محتویات پرونده و تدقیق در مندرجات آن و اظهارات طرفین دعوی مطروحه، به نظر دادگاه محکوم به بطلان میباشد. زیرا اولا: مبایعهنامه تنظیمی را احد از خواندگان به نام خ. امضا نموده و اظهارات مشارٌالیه در جلسه دادگاه، در مقام کسی که امضا کنندهگان قرارداد محبوثٌعنه دلالت بر آن داشته که وی و سایر ورثه از وقوع معامله مطلع بودهاند، ثانیا: قرائن و امارات از جمله هم محلی بودن طرفین در یک مکان و عدم اعتراض خ. و دیگر وراث به انعقاد قرارداد موصوف، علیرغم سهولت مراجعه به دفتر املاک خوانده ردیف دوم؛ کلُّهم دلالت بر اطلاع خواهانها از وقوع معامله و تنفیذ فعلی آن بوده است. ثالثا: شهود قرارداد در حضور دادگاه، به صحت قرارداد و اطلاع سایر وراث(خواهانها) از وقوع قرارداد و به دنبال آن تقاضای افزایش ثمن معامله از ناحیه ایشان ایراد شهادت نمودند و درخواست خواهانها را بلاوجه دانستهاند. لذا دادگاه توجها به مراتب فوق و عقیده بر اطلاع خواهانها از وقوع معامله و تنفیذ و اجازه فعلی آن، دعوی خواهانها را وارد ندانسته به جهت احترام به آزادی ارادههای طرفین و جلوگیری از تزلزل عقود و توافقات طرفین و حاکمیت اصل لزوم در قراردادهای منعقده بین افراد، مستندا به مفهوم مواد 10 و 219 از قانون مدنی، حکم بر بطلان دعوی مطروحه صادر و اعلام مینماید. رای صادره حضوری، ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظر در دادگاههای محترم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - آژیده
دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره --- مورخ 1393/06/31 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر بطلان دعوی تجدیدنظرخواهان خ.گ، ش.گ.، ک.، ج.، ش.، ر.، گ.، ز. شهرتین همگی س. با وکالت ص.پ. به خواسته ابطال مبایعهنامه عادی مورخ 1392/12/06 راجع به سه سهم از شش سهم یک قطعه زمین با کاربری مسکونی تجاری به پلاک ثبتی... فرعی از... اصلی به مساحت 126 متر مربع تنظیمی فیمابین م.س. با ر.د. با ولایت ج.د. اشعار دارد، مخالف قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد و مستوجب نقض آن تا میزان حصه تجدیدنظر خواهانها میباشد. زیرا که اولا: مالکیت پلاک ثبتی مورد ترافع، به مورث تجدیدنظرخواهان واحد از خواندگان به نام م.س. تعلق داشته که با فوت مالک مالکیت پلاک به صورت قهری به ورثه انتقال یافته است و با این انتقال مالکیت ورثه به نحو اشاعه بر ملک استقرار یافته است. ثانیا: هرگونه نقل و انتقال نسبت به ملک مشاعی منوط به اذن سایر شرکاء بوده و معامله به مال غیر، جز به عنوان ولایت یا وصایت یا وکالت، نافذ نبوده ولو اینکه صاحب مال باطنا به آن راضی بوده و تنفیذ آن منوط به اذن سایر شرکاء میباشد که در دوسیه مطمح نظر سایر مالکین مشاع با طرح دعوی معنونه، مراتب عدم رضایت خود را در جهت انعقاد عقد بیع از ناحیه یکی از ورثه با تجدیدنظرخوانده دیگر اعلام داشتهاند؛ که با عدم تنفیذ قرارداد، بیع واقع شده محکوم به بطلان به نسبت حصه آنان میباشد. ثالثا: سکوت مالک یا مالکین، ولو با حضور در مجلس عقد، اجازه محسوب نمیگردد. بنابراین صرف حضور احد از ورثه به نام خ. در هنگام تنظیم قرارداد و امضا ذیل آن به عنوان شاهد، دلالتی بر تجویز عقد ندارد و از این رو دادگاه با قبول لایحه اعتراضیه و با استناد به قسمت اول از ماده 358 از قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و مواد 247 و 249 از قانون مدنی ضمن نقض دادنامه معترضٌعنه، حکم بر ابطال قرارداد عادی مورخ 1392/12/06 راجع به سهمالارث تجدیدنظرخواهان نسبت به پلاک ثبتی... فرعی از... اصلی صادر و اعلام مینماید. رای صادره حضوری و قطعی است.
رئیس و مستشار شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران
امانی شلمزاری - کریمی