تاریخ دادنامه قطعی: 1395/03/05
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: مدعی فسخ نکاح، باید در واقع و عالم خارج فسخ را اعمال کرده و اعلام آن را از دادگاه بخواهد؛ بنابراین طرح دعوی فسخ نکاح، قابل استماع نیست. البته در صورتی که حق فسخ عقد نکاح، به وکیل شخص تفویض شده باشد، می توانیم مسامحتا تقدیم دادخواست را اعمال این حق تلقی کنیم. (ملاحظه: نکته در رای تجدیدنظر و تایید ضمنی دیوان/ معمولا در مورد فسخ نکاح بر خلاف این حکم می دهند)
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه سی ام دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/03/05 - 14 : 06 قاضی: محمدعلی کریم پور قاضی: غلامرضا شاکری
خلاصه جریان پرونده
آقای م. الف. با وکالت آقایان سهراب رحیمی و حسن قربانی در تاریخ 1393/06/11 دادخواستی به طرفیت خانم م. ک.الف. و اداره ثبت احوال شهرستان شمیرانات به خواسته صدور حکم به فسخ رابطه زوجیت موضوع سند رسمی ازدواج مورخ 91/1/9 دفتر 17 ملایر و صدور حکم بر ابطال سند مذکور و اصلاح شناسنامه خواهان تقدیم نموده که جهت رسیدگی به شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ملایر ارجاع گردیده است. وکلای خواهان در متن دادخواست تقدیمی توضیح داده اند که خوانده با قلب واقعیت و ارائه شناسنامه خواهر متوفی خود به نام مریم کریمی اقدام به تدلیس و فریب موکل و اعلام تاریخ تولد خود به مورخه 1361/06/20 با عکس واقعی خود نموده و رسما ازدواج کرده است موکل آگاه از مراتب تدلیس و فریب گردیده و مبادرت به طرح شکایت کیفری تحت عنوان تدلیس در امر ازدواج نموده که برابر دادنامه مورخ 91/11/26 محکوم شده است لذا صدور حکم به فسخ نکاح و ابطال سند رسمی ازدواج و اصلاح شناسنامه موکل مورد استدعاست وکلای خواهان به ضمیمه دادخواست تصویر دادنامه مورخ 92/11/26 شعبه --- دادگاه عمومی جزایی شهرستان ملایر هم تقدیم کرده اند که حسب مفاد آن تاریخ شکایت شاکی آقای م. الف. 92/4/5 میباشد و متهمه خانم م. ک.الف. به لحاظ استفاده از شناسنامه خواهر متوفی خود در امر ازدواج با شاکی به تحمل حبس تعزیری محکوم شده و مجازات وی برای مدت دو سال تعلیق گردیده است. شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ملایر در مقام رسیدگی به دعوی ضمن تعیین وقت طرفین را دعوت نموده است در جلسه دادرسی مورخ 93/8/17 وکلای خواهان به شرح دادخواست تقاضای رسیدگی کرده اند خوانده دفاع نموده که خواهان همسر و پسردایی من است و اگرچه در تهران زندگی می کند ولی هر سال مدت زیادی به آورزمان می آمده و وی و والدینش خانواده ما را به خوبی می شناختند دایی من اطلاع کامل از خانواده ما داشته و می دانسته که مریم خواهر متوفی من است وچون من شناسنامه ام را گم کرده بودم از شناسنامه مریم برایم استفاده میکردند......دایی ام که پدر خواهان است گفت این اختلاف سنی مهم نیست من به انها گفته بودم که در شاسنامه به نام مریم هستم م. نیستم..... وکیل خوانده در ادامه بیان داشته پدر موکل، دایی خوانده هیچ اطلاعی از خواهرزاده هایش نداشته و اظهارات خوانده کذب است در خاتمه جلسه مذکور دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی جهت استماع شهادت شهود صادر کرده و تصریح نموده خواهان به همراه پدرش و خوانده به همراه مادرش دعوت شوند در جلسه دادرسی مورخ 1393/10/13 طرفین حضور یافته اند و از پدر خواهان و مادر خوانده (که خواهر و برادر هستند) به عنوان شاهد تحقیق شده است پدر خواهان بیان داشته اینجانب دایی خوانده دعوی هستم حدود 40 سال است که در تهران زندگی می کنم و هیچ اطلاعی از فرزندان خواهرم نداشتم و نمی دانستم که دختری به دنیا آورده و فوت شده است و دختر بزرگ تر از شناسنامه دختر کوچکتر استفاده می کند قبول دارم که در مجلس خواستگاری عروسم، خوانده را به عنوان م. صدا می زدیم ولی گفتند در شناسنامه مریم است.... مادر خوانده دعوی نیز ضمن ادای شهادت بیان داشته وقتی برادرم به خواستگاری آمد به او جواب رد دادم گفتم دخترم چند سال از پسر او بزرگتر است او گفت این مساله اشکالی ندارد و برادرم و خواهان در جریان بوده اند.... تصویر یک برگ سند عادی مورخ 91/8/21 تحت عنوان قرارداد شیرینی خوران نیز تقدیم و ضمیمه پرونده شده که ذیل آن را آقای محمد الف. به عنوان زوج و خانم م. کریمی به عنوان زوجه امضا کرده و صورت مهریه زوجه نیز تعیین شده است. در خاتمه جلسه مذکور دادگاه با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور دادنامه شماره --- مورخ 1393/10/15 کرده و طی آن با انعکاس جریان امر مرقوم داشته... نظر به اینکه در سند عادی صورت جلسه توافق برای خواستگاری با وجود امضا خواهان و پدر او، امضای خوانده به نام م. بوده است و شناسنامه ارائه شده توسط خوانده در دفتر رسمی ازدواج به نام مریم بوده است و با توجه به رابطه نسبی بین زوجین که پسردایی و دختر عمه بوده اند عدم اطلاع از وضعیت خوانده توسط خواهان محرز نیست و تدلیس در نکاح برای دادگاه احراز نمی گردد علی هذا به استناد مواد 1120 تا 1128 قانون مدنی حکم به بی حقی و رد دعوی خواهان صادر میگردد. پس از ابلاغ دادنامه مذکور وکلای خواهان با تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی به رای صادره اعتراض کرده و جهات اعتراض خود را در لایحه ای که در چهار صفحه تنظیم شده تبیین کرده اند پس از تبادل لوایح آقای م. خ. با تقدیم وکالتنامه خود را وکیل دیگر تجدیدنظرخواه معرفی کرده و با انعکاس موارد اعتراض خود نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته و صدور حکم بر فسخ نکاح را خواستار شده است. برگ 68 پرونده لایحه آقای م. الف. به عنوان شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ملایر است که طی آن مرقوم داشته آقای حسن قربانی احد از وکلای خود را عزل می نمایم پرونده جهت رسیدگی تجدیدنظرخواهی مذکور با کلاسه --- در شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان همدان مطرح شده و شعبه یادشده در وقت فوق العاده با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور دادنامه شماره --- کرده و طی آن با انعکاس جریان امر مرقوم داشته..... نظر به اینکه فسخ حق است و حکم نیست و مدعی آن باید در واقع و عالم خارج به آن عمل کرده و اعلام آن را از دادگاه بخواهد بنابراین دعوی خواهان با خواسته مطروحه با این مبانی مطابقت نداشته و قابلیت استماع ندارد مضافا چون با ملاحظه وکالتنامه وکلای خواهان حق فسخ نکاح نامه (عقد ازدواج) به ایشان تفویض نشده تا با تسامح قائل شویم ایشان ضمن تقدیم دادخواست به این حق عملی نموده و اعلام آن را از دادگاه خواسته اند در نتیجه هیات حاکمه این دادگاه صرف نظر از اعتراضات تجدیدنظرخواهان و به مجوز حاصل از تبصره ماده 348 و به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رای تجدیدنظر خواسته قرار رد دعوی خواهان را صادر و در مورد اعلام وکالت آقای م. خ. چون در دعاوی مدنی اشخاص فقط میتواند تا دو نفر وکیل انتخاب و به دادگاه معرفی کنند لذا وکالت اعلام شده از ناحیه وی و دفاعیات ایشان را بلااثر اعلام می دارد. این رای بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور میباشد. پس از ابلاغ دادنامه مذکور آقای م. خزایی وکیل زوج با تقدیم دادخواست فرجام خواهی به رای صادره معترض شده و طی لایحه تقدیمی جهات اعتراض خود را تبیین نموده است پس از تبادل لوایح پرونده جهت رسیدگی فرجام خواهی در دیوان عالی کشور ارسال شده که به این شعبه ارجاع گردیده و اینک در دستور کار قرار گرفته و تحت نظر است لوایح طرفین هنگام شور قرائت خواهد شد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای غلامرضا شاکری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده با اعلام ختم رسیدگی چنین رای می دهد:
رای شعبه
در خصوص فرجام خواهی آقای م. خ. به وکالت از آقای م. الف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 94/9/5 صادره از شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان همدان که طی آن رای دادگاه بدوی مبنی بر حکم به بی حقی و رد دعوی خواهان به خواسته فسخ نکاح نقض و قرار رد دعوی خواهان صادر گردیده است قطع نظر از اینکه علاوه بر استدلال دادگاه تجدیدنظر در دادنامه فرجام خواسته راجع به چگونگی اعلام فسخ توسط ذی حق وفق ماده 1131 قانون مدنی اعمال خیار مذکور فوری است اصولا چون دادنامه فوق متضمن قرار رد دعوی خواهان میباشد و قرار مذکور از عداد قرارهای موضوع بند ب ماده 368 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی خارج بوده و نتیجتا قرار صادره قابلیت فرجام خواهی نداشته و قطعی میباشد و قابلیت طرح در دیوان عالی کشور را ندارد فلذا دفتر پرونده به مرجع مربوط اعاده شود.
شعبه سی ام دیوان عالی کشوررئیس شعبه: محمد علی کریم پور عضو معاون شعبه: غلامرضا شاکری