در تاریخ 1400/04/28 اقای ع. م. به طرفیت همسرش خانم س. ف. م. ی. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد اقای م. ا. م. وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب خواهان اعلام وکالت نموده است.در جلسه مورخ 1400/06/07 فقط وکیل خواهان حضور یافته و اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.موکل یکبار دیگر با زوجه مفارقت کرده و از هم جدا شده اند و این برای بار دوم است. موکل من متولد 1309 و همسر او متولد 1354 میباشد. با توجه به اختلاف سنی سوی معاشرت دارد. تمکین نکرده است.در سند نکاحیه شرایط توسط زوجین امضای نشده است.مهریه مبلغ پانصد هزار تومان بوده که طبق دستخطی که از زوجه داریم اقرار به دریافت مهریه نموده است.زوجه متواری است.به علت خوراندن قرص تحت تعقیب کیفری است. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و داور منتخب خواهان نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته است. خوانده (زوجه) در تاریخ 1400/06/22 با ارسال لایحه ای به دادگاه اعلام نموده که به دلیل اخراج از منزل توسط زوج و فرزند ان وی در حال حاضر سکونتی در ان حوزه قضایی ندارم. و محل اقامت فعلی بنده *است.تقاضای صدور قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه خانواده شهرستان *مورد استدعاست. سپس دادگاه به موجب قرار شماره *مورخ 1400/07/07 به استناد ماده 12 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 قرار عدم صلاحیت خود را به صلاحیت دادگاه خانواده حوزه قضایی *صادر نموده و پس از وصول پرونده به دادگستری شهرستان *حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1400/09/16 که با حضور وکیل خواهان و نیز خوانده تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.زوجین در سال 1393 ازدواج کرده اند و فرزند مشترک ندارند زوجین سابقه ازدواج داشته اند و در سال 1391 طلاق گرفته اند ولی به لحاظ عدم تفاهم و اختلاف سنی زیاد انها ادامه زندگی مشترک انان امکان ندارد. لذا صدور گواهی عدم امکان سازش مورد استدعاست زوجه جهیزیه ندارد. و طبق سند عادی مهریه اش را گرفته است.و سایر حقوق مالی طبق قانون و نظر دادگاه پرداخت خواهد شد. شرایط دوزاده گانه ضمن عقد هم امضای نشده است.خوانده اظهار داشت مخالف طلاق هستم و زوج مخالف طلاق است.لکن فرزند ش این کار را شروع کرده است.و در صورت طلاق باید مهریه ام به نرخ روز و نفقه معوقه از تاریخ 1400/04/24 و نفقه ایام عده را می خواهم و اجرت المثل ایام زوجیت را هم می خواهم سند عادی در مورد مهریه را قبول ندارم. ان سند عادی مربوط به مهریه ازدواج سابق ما میباشد. و به صورت توافقی طلاق گرفتیم و در مورد مهریه اخیر رضایت و رسیدی نداده ام و جهیزیه ندارم. و باردار نمی باشم و فرزند مشترک نداریم وکیل خواهان مجددا اظهار داشت زوجه ناشزه است.و سوی معاشرت دارد. و طبق گزارش پلیس زوجه به زوج قرص داده و بیهوش کرده است.پرونده رابطه نامشروع داشته است.که مربوط به قبل از سال 1393 میباشد. و تاکنون حکم محکومیت تمکین زوجه صادر نشده است.و وجود ندارد. ایشان مستحق نفقه و اجرت المثل نمیباشد. و مهریه زوجه طبق سند ازدواج به نرخ روز پرداخت خواهد شد و ادعای زوجه مبنی بر اینکه ان سند عادی مربوط به ازدواج قبلی است.مورد قبول است. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سپس دادگاه جهت تعیین میزان نفقه معوقه زوجه از تاریخ 1400/04/24 تا پایان سال 1401 و اجرت المثل ایام زوجیت موضوع را به کارشناسی ارجاع نموده و کارشناس منتخب دادگاه به شرح نظریه کتبی تقدیمی میزان اجرت المثل را از تاریخ 1393/04/22 (شروع زندگی مشترک) لغایت 1400/04/20 (تاریخ خروج زوجین از زندگی مشترک) جمعا به مبلغ 184/800/000 ریال و نفقه زوجه از تاریخ 1400/04/24 لغایت 1400/11/30 را جمعا به مبلغ 61/766/000 و تا پایان سال 1400 را ماهیانه مبلغ 8/500/000 ریال و نفقه سال 1401 را ماهیانه مبلغ 11/000/000 ریال تعیین و اعلام نموده است.وکیل خواهان به نظریه کارشناس اعتراض و ارجاع موضوع به هیات کارشناسان را خواستار گردیده و دادگاه نیز موضوع را به هیات سه نفره کارشناسان ارجاع نموده و هیات کارشناسان به شرح نظریه کتبی تقدیمی میزان اجرت المثل زوجه را جمعا شانزده میلیون تومان و نفقه زوجه برای سال 1400 را ماهیانه هفت میلیون ریال و برای سال 1401 ماهیانه مبلغ هشت میلیون و نهصد هزار ریال تعیین و اعلام نمودهاند سرانجام دادگاه پس از اظهار عقیده قاضی مشاور ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/12/17 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز رابطه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه مساعی دادگاه و تلاش داوران در اصلاح ذات البین و انصراف زوج از طلاق موثر واقع نگردیده و زوج کماکان اصرار به طلاق دارد. لذا به استناد مواد 1133 و 1143 و 1148 قانون مدنی و مواد 26 و 29 و 34 قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش بین زوجین جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی و ثبت رسمی ان با شرایط ذیل صادر نموده است. 1- زوجه مهریه خود را طبق سند ازدواج به نرخ روز می خواهد 2- زوجه جهیزیه ندارد. و باردار نمیباشد. 3- زوجین فرزند مشترک ندارند 4- زوجه اجرت المثل ایام زوجیت خود را می خواهد که طبق نظریه هیات کارشناسان سه نفره به مبلغ یکصد و شصت میلیون ریال تعیین شده است.5- زوجه نفقه معوقه خود از تاریخ 1400/04/20 و نفقه ایام عده را می خواهد که طبق نظر هیات کارشناسان نفقه زوجه از تاریخ مذکور تا پایان سال 1400 به مبلغ 57/400/000 ریال تعیین شده است.و نفقه زوجه در سال 1401 ماهیانه مبلغ 8/900/000 ریال تعیین شده که زوج باید تا اتمام ایام عده پرداخت نماید. و زوج مکلف به پرداخت حقوق مالی زوجه به شرح فوق قبل از طلاق است. عده طلاق از تاریخ وقوع ان سه طهر میباشد. پس از ابلاغ رای صادره زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر استان *حسب الارجاع در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1401/01/30 با استدلال منعکس در ان اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق دلایل موجود در پرونده و موافق موازین قانونی و فاقد ایراد و اشکال موثر تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1401/01/30 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1401/02/15 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی خانم س. ف. م. ی. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/01/30 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/12/17 شعبه *که به موجب ان به درخواست زوج (فرجام خوانده) گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با لحاظ حقوق مالی متعلق به زوجه صادر گردیده است، با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست. زیرا، زوج فرجام خوانده که متقاضی طلاق همسرش بوده به تجویز ماده 1133 قاون مدنی میتواند هر وقت که بخواهد با اخذ مجوز از دادگاه و رعایت موازین شرعی و مقررات قانونی با پرداخت حقوق مالی زوجه اش را مطلقه نماید. و مخالفت و عدم رضایت زوجه فرجام خواه در خصوص مورد موثر در مقام نبوده و مانع اجرای طلاق از سوی زوج فرجام خوانده نخواهد بوده و به علاوه در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 کلیه الزامات قانونی مقرر راجع به حقوق مالی زوجه رعایت گردیده و در دادنامه بدوی در خصوص کلیه حقوق مالی ایشان تعیین تکلیف به عمل امده است.و چون در سند ازدواج شرط تنصیف دارایی مورد توافق و امضای طرفین قرار نگرفته، لذا از بابت شرط تنصیف حقوقی برای زوجه متصور نبوده و قانونا موجبی برای اجرای شرط مذکور نمیباشد. و از طرفی هم پاسخگویی زوج به اعتراض زوجه در مرحله تجدیدنظر گویای انستکه طلاق زوجه مورد خواسته جدی زوج بوده و تردید زوجه به اقدامات وکیل زوج به تقدیم دادخواست طلاق و تعقیب ان از جانب زوج و سمت ایشان توجیه قانونی ندارد. بنابراین دادنامه های بدوی و فرجام خواسته با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین شرعی و مقررات قانونی اصدار یافته و اعتراض فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که خلل و خدشه ای بر ارای مرقوم وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی ایراد موثری بر دادنامه معترض عنه مترتب نمیباشد.، لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه *
رئیس شعبه:ح. ع. مستشار:ح. م. ه. مستشار:م. م.