تاریخ دادنامه قطعی: 1393/06/16
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه متهم در امر ربودن شاکی حضور و مداخله فیزیکی نداشته و تنها نقش وی در طراحی و چگونگی ربودن شاکی محرز شود،عمل وی مصداق معاونت در آدم ربایی است.
به موجب دادنامه شماره --- - 1391/03/25 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی شهرستان... آقایان 1 - م.ش. 2 - ح.ز. 3 - م.ت. 4 - ح.ز. به اتهام مشارکت در آدمربائی آقای م.ز. به استناد ماده 621 قانون مجازات اسلامی هرکدام به تحمل پانزده سال حبس محکوم و از اتهام تفخیذ و آقای ح.ز. از اتهام تفخیذ و تهدید با چاقو به لحاظ فقد دلیل تبرئه گردیدهاند. رای صادره مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی وکلای آقایان م.ش. و ح.ز. و م.ت. قرار گرفته و شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان... برابر دادنامه شماره --- - 1391/08/21 رای تجدیدنظر خواسته را نسبت به آقایان ح.ز. و م.ت. تایید و نسبت به آقای م.ش. نقض و حکم بر برائت ایشان از اتهام مشارکت در آدمربائی صادر کرده است. توضیحا ماحصل رای بدوی این چنین بوده: «متهمین با نقشه از قبل طراحی شده، شاکی را به محل مورد نظر خود کشاندهاند. بدین صورت که به خواهش آقای م.ش. شاکی با موتور خود آقای ح.ز. را به منزل آقای ز. برده و بلافاصله آقای ح.ز. از منزل بیرون آمده و به زور شاکی را داخل منزل برده و پس از آن آقای ش. به آنجا محلق شده که هر چند آقای م.ت. در عملیات فیزیکی ربایش ظاهرا دخالت نداشته، لیکن به واسطه دیگر متهمین شاکی را ربوده است و اظهارات آقای م.ت. در جلسه دادگاه بیانگر حضور همه متهمین از جمله خودش در محل مورد نظر شاکی است و آقای م.ت. اظهار داشته شاکی با آقایان ح.ز. و ش. و دو نفر دیگر آنجا ایستاده بودند، بحث لفظی شد، کلید موتور شاکی نزد ح.ز. بود، از ح. گرفتم و به م.ز. (شاکی) دادم و...» آقای م.الف. به وکالت از آقای ح.ز. و م.ت. قبلا درخواست اعاده دادرسی نموده که شعبه --- دیوان عالی کشور درخواست ایشان را مردود اعلام داشته است. آقای ف.ج. با تقدیم لوایحی که حین مشاوره قرائت خواهد شد، به طور جداگانه به وکالت از آقایان ح.ز. و م.ت. درخواست تجویز اعاده دادرسی کرده و راجع به هر کدام از موکلین خود یک فقره شهادتنامه محضری مبنی بر حضور آقای شاکی (م.ز.) در محل سکونت آقای ح.ز. بدون درگیری فیزیکی و لفظی و با میل و رغبت خود و چند قطعه عکس از منزل مورد ادعای شاکی به عنوان مدارک جدید ارائه داده است. پرونده پس از جری تشریفات قانونی جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. متعاقب ارجاع پرونده به این شعبه، آقای ک.الف. به وکالت از نامبردگان لایحهای عمدتا با استدلال ماهوی به انضمام چهار فقره شهادتنامه محضری و سه قطعه عکس جمعی شاکی با برادر ح.ز. و چند نفر دیگر و... ارائه داده که پیوست پرونده میباشد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای ر.الف. عضو ممیز و قرائت لوایح تقدیمی وکلای متقاضیان اعاده دادرسی و بررسی سایر اوراق پرونده، مشاوره نموده، چنین رای میدهد:
با امعان نظر به مندرجات لوایح تقدیمی وکلای مستدعیان اعاده دادرسی و ضمایم آن، به ویژه مفاد رای بدوی، نظر به این که آقای م.ت. در امر ربودن شاکی حضور و مداخله فیزیکی نداشته و در صورت احراز نقش وی در طراحی و چگونگی ربودن شاکی عمل مجرمانه ایشان، توجها به ماده 43 قانون مجازات اسلامی سابق که قانون زمان وقوع جرم بوده و ماده 126 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 معاونت در جرم آدمربائی میباشد که مجازات مقرر قانونی آن حداقل مجازات مقرر قانونی آدمربائی است. لذا درخواست اعاده دادرسی نسبت به نامبرده (آقای م.ت.) با بند شش ماه 272 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری منطبق بوده و ضمن تجویز اعاده دادرسی، مستندا به ماده 274 همین قانون، رسیدگی مجدد تنها درباره ایشان به یکی از شعب همعرض دادگاه صادرکننده رای قطعی در استان... ارجاع میگردد و اما درخواست اعاده دادرسی نسبت به متقاضی دیگر آقای ح.ز. نظر به این که مطلب و مدرک جدید و موثر که تجویز اعاده دادرسی را نسبت به ایشان ایجاب نماید، عنوان و ارائه نگردیده و مفاد لوایح تقدیمی بیشتر دفاعیات ماهوی است که موثر در مقام نیست و شهادت نامههای ابرازی نیز مدرک جدید تلقی نمیشود؛ زیرا تعرفه شهود در تمام مراحل تحقیق و دادرسی برای طرفین ممکن بوده است و درخواست با هیچیک از جهات و شقوق ماده 272 قانون اخیرالذکر انطباق ندارد. لذا موجب قانونی برای پذیرش تقاضای اعاده دادرسی درباره آقای ح.ز. وجود ندارد و ردّ میشود.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
سید رضا سید کریمی - رحمت اله احمدی