حسب محتویات پرونده خانم ح. ک. ا. فرزند ا. … با وکالت اقای م. م. در تاریخ 99/7/15 دادخواستی را به طرفیت اقای م. ر. ر. فرزند م. تقدیم سازمان *نموده است.که جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است، خواهان در توضیح خواسته خود اعلام نموده است: در سال 90 با خوانده ازدواج نمودم، هم اکنون متوجه شدم خوانده قبل از عقد دارای بیماری دو قطبی و شیدایی است.که این بیماری را از من مخفی نموده است. مراتب فسخ نکاح به زوج اعلام گردید. (در تاریخ 99/5/27) و هم اکنون مستندا به مواد 1128 و 1131 قانون مدنی صدور حکم بر تنفیذ فسخ نکاح تحت استدعاست. (ص 18) زوج در پاسخ به ادعای زوجه و وکیل ایشان طی لایحه ای اعلام نمود: 1- ادعا کذب محض است.و بنده در سلامت کامل جسمی و عقلی قرار دارم. 2- خیار فسخ طبق ماده 1131 قانون مدنی فوریت دارد. و هم اکنون بیش از 9 سال از ازدواج میگذرد. 3- جهت اثبات ادعای خود هیچ سندی ارائه ننمودند. 4- بهترین دلیل بر بی اساس بودن ادعای زوجه 9 سال زندگی مشترک میباشد. 5- زوجه بدون هیچ دلیل زندگی مشترک را ترک نموده اند. (ص 23) در اولین جلسه دادگاه (99/6/19) وکیل خواهان اعلام نموده است.که زوج دارای سابقه بیماری دو قطبی میباشد. و گواهی بستری شدن وی در بیمارستان اعصاب و روان تقدیم میگردد. زوجه بتازگی متوجه این موضوع شده تقاضای تنفیذ فسخ نکاح را دارم. خوانده بی پروا وسایل خود را می بخشد خوانده (زوج) در پاسخ اظهار داشت: کذب محض است.حاضرم به پزشکی قانونی معرفی شوم همسرم یک سال و نیم است.که زندگی را ترک نموده است. در زندگی فقط یک ساعت داشتم به دیگری بخشیدم. (ص 24) زوجه در لایحه ای دیگر اعلام نمود: همسرم به من فحاشی می کند و مرا مورد ضرب و شتم قرار میدهد بعدها بهمراه اختلالات جسمی و جنسی که به همراه این اعمال بوجود امد با مراجعه به پزشک متخصص متوجه بیماری دو قطبی و شیدایی در ایشان شدم. (ص 32) دادگاه در تاریخ 99/6/22 ختم رسیدگی را اعلام نموده و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است: … دادگاه با عنایت به ملاحظه لوایح طرفین و حتی بر فرض صحت ادعا مبنی بر دو قطبی بودن که تاکنون اثبات نگردیده است.و باتوجه به اینکه طبق ماده 1131 قانون مدنی اصل در خیار فوریت است.و اینکه 9 سال عقد از فوریت استفاده نشده و دلیل محکمه پسند توسط وکیل خواهان و در لایحه شخص خواهان ارائه نشده است.و نظر به دفاع موجه خوانده دعوی خواهان مردود اعلام و مستندا به ماده 1257 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی وی صادر و اعلام میگردد. (ص 34) از رای صادره توسط زوجه تجدیدنظر خواهی گردیده و پرونده به دادگاههای تجدیدنظر *ارسال و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع میگردد. این شعبه نیز در تاریخ 99/8/20 ختم رسیدگی را اعلام نموده و با توجه به اینکه ایراد و یا اعتراضی که موجبات نقض دادنامه معترض عنه را فراهم نماید. ارائه نشده است.مستندا به ماده 2 و 348 و 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظر خواهی تجدیدنظر خواه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید می نماید. (ص 18 و 19) از رای صادره توسط زوجه و وکیل ایشان فرجامخواهی گردیده است.و پرونده در این راستا به دیوان عالی کشور ارسال و پس از ثبت و جری تشریفات قانونی به شعبه *ن عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره*مورخ 99/8/20 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.
رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجامخواهی خانم ح. ک. ا. فرزند ا. … با وکالت اقای م. م. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 99/8/20 صادره از شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 99/6/22 صادره از شعبه *با بند 3 از ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقت دارد. زیرا دادنامه فرجامخواسته صرفا به لحاظ عدم رعایت مقررات مندرج در ماده 2 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 در خصوص اخذ نظریه مشاور دادگاه خانواده قبل از صدور رای دارای منقصت قانونی میباشد. زیرا: اولا: بخشنامه صادره باتوجه به صراحت ماده 2 قانون حمایت خانواده نمیتواند فراتر از ان ایجاد تکلیف نماید. ثانیا بخشنامه صادره ناشی از اذن م. م. ر. در خصوص دادگاههای عمومی و حقوقی است.که به امور و دعاوی خانواده رسیدگی می نمایند نه حوزه های قضایی که نسبت به تشکیل دادگاههای خانواده و با شرایط مقرر در قانون اقدام نموده اند. علیهذا با استناد به ماده مارالذکر و همچنین ماده 370 قانون مذکور رای فرجامخواسته نقض میگردد. و رسیدگی بعدی به استناد بند الف از ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی به همان شعبه صادر کننده رای منقوض محول میگردد. تا بالحاظ نظریه قاضی مشاور دادگاه خانواده رای مقتضی را صادر فرمایند. /ا99/11/5
شعبه *
رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: ح. ح.