عسر و حرج به علت عدم توانائی جنسی زوج

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

خلاصه جریان پرونده:

در تاریخ 99/10/11 خانم ز. س. ط. فرزند ح. با وکالت اقای ا. م. ط. دادخواستی به طرفیت اقای ح. ع. با خواسته طلاق به استناد عسروحرج به دادگستری مشهد تقدیم نموده و ادعا کرده است: موکل در تاریخ 87/11/19 با خوانده ازدواج نموده و حاصل ان دختری چهار ساله است.و در زمان نکاح چهل ساله بوده و اکنون دچار ناتوانی شدید جنسی بوده به نحوی که قادر به ایفای وظایف خاص زناشویی نمی‌باشد. و معالجات بی اثر بوده و این وضعیت موجب اسیب شدید عاطفی و روانی به زوجه شده و زندگی را برای وی طاقت فرسا نموده لذا با توجه به قاعده فقهی لاضرر و نفی عسر و حرج صدور حکم به شرح خواسته مورد استدعاست خوانده نیز وکیل خود را به دادگاه معرفی نموده است. پرونده به شعبه *ارجاع و وقت رسیدگی تعیین و طرفین دعوت شده و جلسه دادگاه در تاریخ 99/10/24 تشکیل و وکیل خوانده اجمالا اظهار داشته: تمام ادعاهای خواهان بلادلیل است.و کذب محض و وی دلیلی بر ادعای خود ارائه نکرده است.و موکل قبول ندارد. خواهان مهریه خود را به اجرا گذاشته و ملک مادر ایشان را توقیف نموده و در مرحله مزایده است.و مدتی است.زندگی مشترک را ترک نموده ولی باز موکل نفقه ایشان را پرداخت می نماید. و دلیلی بر طلاق باقی نمانده لذا از این راه وارد شده است.لذا تقاضای رد دعوای خواهان را دارد. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و زوجه داور خود را معرفی نموده‌اند و داور زوج از طرف دادگاه تعیین و انان نظرات خود را اعلام کرده اند. (ص23 و 28) نهایتا دادگاه پس از جری تشریفات قانونی و رسیدگیهای خود با اعلام ختم دادرسی، دادنامه شماره *- 99/12/14 را صادر نموده و به موجب ان در خصوص دادخواست خانم ز. س. ط. چنین استدلال و رای داده است: در خصوص دعوی زوجین به اسامی خواهان خانم ز. س. ط. فرزند ح. با وکالت اقای ا. م. ط. به طرفیت خوانده اقای: ح. ع. فرزند م. ع. به خواسته، صدور حکم طلاق به علت عسر وحرج به موجب نامه پزشکی قانونی با توجه به دادخوست تقدیمی وضمایم پیوست واستماع اظهارات خواهان ووکیل محترم وی عدم حضور خوانده وعدم دفاع نسبت به موضوع واینکه طلاق از اختیارات مرد است.وطلاق ازناحیه زوج شرایط ومقررات خودش را دارد. ودلیل ومدرک کافی مبنی بر تخلف زوج از شرط ضمن عقد وعسر وحرج ارائه نشده است وعسر وحرج محرز نمی‌باشد. ونیازی به اقدام دیگر نبوده لذا با توجه به مراتب فوق دعوای خواهان غیر وارد اعلام مستندا به مواد 2و197 قانون ایین دارسی مدنی و1257 قانون مدنی حکم به بطلان دعوا صادر واعلام می‌گردد. این رای پس از ابلاغ مورد تجدیدنظر خواهی خواهان واقع شده و پرونده به شعبه *ارجاع شده است.دادگاه نیز پس از بررسی موضوع دادنامه شماره *- 1400/02/26 را صادر نموده و به موجب ان چنین رای داده است: در خصوص تجدیدنظر خواهی خانم ز. س. ط. فرزند ح. با وکالت اقای ا. م. ط. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 99/12/14 صادره از شعبه * به شرح دادخواست طلاق تقدیمی اولا درخواست طلاق صرفا به استناد عسر و حرج مطرح شده است.ثانیا در مرحله ی بدوی و در جلسه ی اول دادرسی زوجه و وکیل وی حاضر نشده اند و در جریان رسیدگی درخواست اخذ نظریه پزشکی نداشته اند از طرفی هیچ مستندی بر ضعف جنسی زوج ارائه نشده مضافا بر اینکه داشتن فرزند می‌تواند مثبت رابطه ی متعارف جنسی باشد. علی هذا دادگاه تجدیدنظر خواهی را متکی به دلیل ندانسته مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی رای معترض عنه را که مطابق با مقررات قانونی و شرعی اصدار یافته تایید و استوار می نماید. این رای نیز در تاریخ 1400/02/30 ابلاغ شده و در تاریخ 1400/03/04 مورد فرجام خواهی خواهان واقع شده و خلاصه اعتراض وی این بوده است.که: مستند ادعا ماده 1130 قانون مدنی و ایه نفی حرج و ضرر و عسر و حرج و نظر مشهود فقها است.و دلیل ان نظریه پزشکی قانونی است.که سه مرتبه به ان استناد شده است.و دادگاه تجدید نظر بدون ارجاع به پزشکی قانونی، رد کرده است.و منظور عنن و عدم باروری نیست بلکه قدرت بر دخول ایقابی است.که زوج از بدو ازدواج نسبت به ان ناتوان بوده و بهبود نیافته است.و این امر موجب عسر و حرج زوجه است. پرونده پس از فرجام خواهی به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه از دیوان عالی کشور که در ان زمان شعبه بیست و ششم بوده ارجاع گردیده و این شعبه پس از رسیدگی مطابق دادنامه شماره *مورخ 1400/04/29 چنین رای داده است:

دادنامه فرجام خواسته به شماره*- 1400/02/26 صادر شده از شعبه *قابل ابرام نیست زیرا خواهان در دادخواست خود و در مراحل رسیدگی مدعی تحقق عسر و حرج در زندگی مشترک به دلیل ابتلای زوج به بیماری خاص شده و طبق قسمت پایانی تبصره اصلاحی ماده 1130 اصلاحی قانون مدنی مواد و مندرج در این ماده مانع از ان نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود.، حکم طلاق صادر نماید. لکن علی رغم ضرورت انجام تحقیق جهت کشف حقیقت بر اساس ماده 199 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و ضرورت کسب نظر پزشکی قانونی در مورد موضوع، بدون انجام ان اظهار نظر و حکم فرجام خواسته صادر شده است.لذا در اجرای بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مذکور، رای فرجام خواسته نقض می‌گردد. و پرونده جهت رفع نقص و رسیدگی مجدد به دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع می‌شود.

پس از اعاده پرونده به دادگاه مذکور قضات محترم متصدی شعبه پس از انجام اقداماتی در جهت تامین نظر شعبه دیوان عالی کشور سرانجام بر اساس دادنامه شماره *مورخ 1400/08/27 اقدام به صدور رای به شرح ذیل نموده اند:

در خصوص تجدیدنظر خواهی خانم ز. س. ط. فرزند ح. با وکالت اقای ا. م. ط. نسبت به دادنامه شماره *صادره از شعبه *که حکم به بطلان دعوی طلاق زوجه صادر کرده است. به شرح دادخواست تقدیمی نظر به اینکه مطابق رای دیوان محترم عالی کشور نظریه پزشکی قانونی اخذ که مطابق با نظریه موصوف در زوج اختلال عمده روانپزشکی که ناشی از عدم برقراری روابط زناشویی باشد. احراز نگردیده است.از طرفی با وصف گواهی فوق ادعای عدم برقراری رابطه ی زناشویی خاص متکی به دلیل نیست بالاخص که به برقرار رابطه در دو یا سه هفته قبل قابل بررسی پزشکی می‌باشد. اما عدم ان قابل اثبات نیست علی هذا بنابه مراتب فوق دادگاه تجدیدنظر خواهی را متکی به دلیل ندانسته و رای تجدیدنظر خواسته نیز مطابق با موازین شرعی و قانونی اصدار یافته دادگاه مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی با رد اعتراض رای معترض عنه را عینا تایید و استوار می نماید. رای مذکور نیز به طرفین ابلاغ که خانم ز. س. با وکالت اقای ا. م. ط. در فرجه قانونی نسبت به ان هم اعتراض و فرجام خواهی نموده و اجمالا ادعا نموده بود: شعبه *به رغم تاکید شعبه محترم دیوان عالی کشور در خصوص انجام تحقیقات از طریق پزشکی قانونی صرفا به استعلام و جوابیه ارسالی در خصوص نتیجه معاینات به سنده نموده و قبل از دریافت نتیجه معاینات مبادرت به صدور حکم نموده است.و مع الاسف انچنانکه مشهود است.با استناد به نظریه پزشکی مربوط به موکل سلامت زوج را احراز و فقدان توانایی جنسی وی را ایجاد رابطه خاص زناشویی متکی به دلیل ندانسته است.در حالی که: اولا - استعلام گردیده بود با انجام معاینه تخصصی از زوج مشخص گردد. زوج قدرت متعارف جنسی دارد. یا خیر؟ با این وصف قبل از وصول نظریه پزشکی قانونی دادگاه در خصوص امر تخصصی که خارج از صلاحیت دادگاه است.ناتوانی جنسی زوج را فاقد دلیل دانسته است. ثانیا - حدود دو ماه از معرفی زوج به پزشکی قانونی سپری شده است.نامبرده هیچ اقدامی در این خصوص به عمل نیاورده است.و بدون هیچ عذری از انجام معاینات تخصصی سرباز زده است.که خود قرینه ای بر صحت ادعای موکل می‌باشد. ثالثا - در نظریه پزشکی قانونی یایسگی قبل از چهل سالگی زوجه تایید شده است.که تاکید گردیده ناشی از استرس شدید محیطی و عوارض ناشی از ان می‌باشد. که قطعا در محیط زندگی وجود داشته است.و متاسفانه داد گاه محترم علیرغم درخواست اینجانب از استعلام نظریه تکمیلی امتناع نموده است. رابعا - قرائن و امارات قویه ای در پرونده موجود است.از جمله ازدواج زوج در سن چهل سالگی و بارداری زوجه بعد از گذشت پنج سال از زندگی مشترک و ابتلای زوجه به یایسگی قبل از چهل سال و عدم مراجعه زوج به پزشکی قانونی و امتناع وی از انجام معاینات تخصصی مورد نظر دادگاه در خصوص ضعف یا فقدان توانایی ایجاد رابطه زناشویی متعارف که همگی اینها عسر و حرج موکل (زوجه) را محرز و ادعای ناتوانی جنسی زوج را اثبات می نماید. لذا نقص دادنامه فرجام خواسته مورد استدعاست.

این بار نیز رسیدگی به فرجام خواهی معموله به این شعبه ارجاع شد و این شعبه برابر دادنامه شماره *مورخ 1400/11/27 چنین رای داده است:

در خصوص دادخواست فرجام خواهی خانم ز. س. ط. با وکالت اقای ا. م. ط. به طرفیت اقای ح. ع. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/08/27 صادره از شعبه * نظر به اینکه زوجه مدعی عدم توانایی زوج در برقراری رابطه زناشویی به طور متعارف بوده و ادعای مذکور در صورت اثبات می‌تواند از مصادیق بارز عسر و حرج زوجه باشد. و دادگاه محترم علیرغم تصریح رای این شعبه از دیوان عالی کشور مبنی بر تحقیقات و بررسی دقیق موضوع مذکور قبل از اخذ نظریه پزشکی قانونی در خصوص ان اقدام به صدور رای نموده است.علیهذا دادنامه صادره از این حیث کماکان واجد نقص تحقیقاتی می‌باشد. و این شعبه فرجام خواهی زوجه و وکیل ایشان را موجه و قابل پذیرش تشخیص و با استناد به ماده 366 و بند الف ماده 368 و ذیل مادتین 370 و 396 و ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته پرونده را به دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض اعاده و ارجاع می نماید. تا پس از رفع نقص مذکور مجددا مبادرت به صدور رای مقتضی نماید.

پس از اعاده پرونده به دادگاه موصوف، قضات محترم متصدی شعبه مرجوع الیه ضمن رسیدگی مجدد و انجام اقداماتی در جهت رفع نواقص اعلامی، در نهایت به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/03/22 اقدام به صدور رای به شرح اتی نموده اند:

در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ز. س. ط. با وکالت اقای ا. م. ط. به طرفیت اقای ح. ع. نسبت به دادنامه شماره *صادره از شعبه *مقدس که به موجب ان حکم به بطلان دعوا خواهان به خواسته طلاق به علت عسر و حرج صادر شده است.با عنایت به جمیع محتویات پرونده و اظهارات متداعیین حکایت از این دارد. که انان در تاریخ 1387/12/19 ازدواج و دارای یک فرزند مشترک 7 ساله هستند لکن زوجه مدعی است.علیرغم داشتن یک فرزند مشترک زوج قادر به برقراری رابطه خاص زناشویی نیست و هر هشت ماه یا یک سال یک مرتبه رابطه خاص و انهم ناقص برقرار می نماید. و لذا زوجه به همین لحاظ مدعی عسر و حرج و مشقت است.و این روند را غیرقابل تحمل می داند با عنایت به اینکه بنابر دادنامه دیوان محترم عالی کشور موضوع به پزشکی قانونی ارجاع و با وصول نظریه پزشکی قانونی به شماره *که اذعان داشته (حسب مشاوره تخصصی هر چند وضعیت نعوظ شبانه در نامبرده پایین می‌باشد. ولی با توجه به تستهای تحریکی 90 درصد نعوظ دارد. بنابراین گرچه شواهد قطعی دال بر ناتوانی در انجام مقاربت یافت نگردیده ولی در جانی از اختلال در توانایی مقاربت مشاهده می‌شود. که قابل درمان است) و با وصف اطلاع هر کدام از متداعیین لوایح در جهت تامین نظرخویش اعلام نموده‌اند و به نوعی نظریه مذکور از هر نوع اعتراضی مصون بوده لذا با توجه به مطالب فوق و اظهارات متداعیین بخصوص اظهارات زوجه در پاسخ از باردار شدن که به شرح صورتجلسه 1400/01/16 صفحه 116 چنین بیان می دارد. بعد از 7 سال که از ازدواجمان گذشت جهت بچه دار شدن دکتر رفتیم و دکتر قرصهای تقویتی داد و قرار شد که با مصرف قرصها تا دو ماه شب در میان رابطه خاص زناشویی داشته باشیم و البته ماه اول تقریبا 5 مرتبه رابطه داشتیم و من بچه دار شدم و الان یک دختر 7 ساله داریم ولی از ان تاریخ به بعد شاید هریک سال یکبار رابطه خاص داشته ایم متقابلا زوج اظهار می دارد. ما دائما قهر هستیم و اختلافمان نیز بر توقیف ملکی از ناحیه زوجه به لحاظ مهریه است.لذا با این وضعیت چگونه می توانیم رابطه زناشویی داشته باشیم با عنایت به مراتب فوق و نظریه پزشکی قانونی که اعلام نموده است.با تستهای تحریکی تا 90 درصد نعوظ دارد. که طبعا استرس، اضطراب، شرم و حیا در چنین مکانهایی جهت چنین تستی حاکم است.و طبعا در صورتی که رابطه زناشویی یک رابطه طرفین و همراه با ملایمت باشد. شرایط بهتری خواهد داشت لذا با توجه به مراتب فوق و نظر به اینکه تجدیدنظرخواهی دلیل دیگری که موجب نقض دادنامه معترض عنه گردد. ارائه نداده است.لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه مرحله نخستین را استوار و تایید می نماید. و این رای ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوان محترم عالی کشور می‌باشد.

این رای نیز به طرفین ابلاغ شده است.زوجه با وکالت اقای ا. م. ط. در فرجه قانونی با تقدیم دادخواستی که در هنگام شور قرائت می‌شود. نسبت به این رای هم فرجام خواهی کرده است.وکیل محترم فرجام خواه در دادخواست فرجامی خود اجمالا ادعا نموده است. اولا: نظر پزشکی قانونی متضمن تایید توانایی جنسی زوج برای برقراری رابطه متعارف جنسی نمی‌باشد. ثانیا: نعوظی که در اثر تست های تحریکی در کلینیک های تخصصی حاصل می‌شود. متعارف نبوده و غیر طبیعی است.که هنگام جماع زوجین دسترسی به ان امکانات تحریکی فراهم نیست ثالثا: امکان درمان زوج نمی‌تواند مسقط حق اثبات شده زوج باشد. رابعا: عدم درمان توسط زوج در چندین سال گذشته یا دلیل بر عدم درمان پذیری وی می‌باشد. و یا حکایت از عدم تمایل وی به درمان و ارتباط جنسی با موکل دارد. خامسا: زوج در اظهارات خود به ناتوانی جنسی خود اقرار دارد. سادسا: اگر موکل طی چندین سال با وضع موجود مدارک دلیل بر حجب و حیای وی می‌باشد. و به امید بهبودی زوج و درمان وی صورت گرفته که متاسفانه نتیجه ای حاصل نشده است.و … وکیل زوج نیز با تقدیم لایحه ای به فرجام خواهی وکیل زوجه پاسخ داده است.که ان هم در حین شور قرائت می‌گردد. پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه این بار نیز به این شعبه ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای غ. ق. عضو ممیز و مطالعه و بررسی دیگر محتویات اوراق پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:

رای شعبه

در خصوص دادخواست فرجام خواهی خانم ز. س. ط. فرزند ح. با وکالت اقای ا. م. ط. به طرفیت اقای ح. ع. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/03/22 صادره از شعبه *با توجه به اختلافات شدید و نسبتا طولانی مدت زوجین و ادعای زوجه و اصرار وی مبنی بر عدم توانایی جنسی زوج برای برقراری رابطه زناشویی که اجمالا مورد تایید خود زوج نیز قرار گرفته لیکن این مشکل را ناشی از اختلافات فیمابین و قهر دائمی زوجین با همدیگر اعلام و توجیه نموده است.و پزشکی قانونی نیز وجود درجاتی از اختلالات در توانایی جنسی و مقاربتی زوج را تایید نموده است.زوجین از سال 1387 با هم ازدواج کرده اند ولی تاکنون فقط صاحب یک فرزند ان هم هفت سالی پس از ازدواج و با مراقبت های ویژه پزشکی شده اند که مجموع موارد مذکور و دیگر موجود در پرونده موید ادعای اصیل فرجام خواه مبنی بر وقوع در عسر و حرج از حیث روابط زناشویی می‌باشد. لذا این شعبه با پذیرش فرجام خواهی معموله مستندا به ماده 366 و بند الف ماده 368 و ذیل ماده 370 و بند دوم ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته، رسیدگی مجدد را به شعبه دیگری از محاکم همعرض دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع می نماید./ط

شعبه *

غ. ق. (رئیس) ع. ص. (مستشار)

منبع