رای دادگاه بدوی
برابر کیفرخواست صادر شده از دادسرای عمومی و انقلاب *اقای ا. ا. خ. فرزند و. متولد 1366، فاقد سابقه کیفری، اهل و ساکن *، باسواد، مجرد، بازداشت به جهت صدور قرار بازداشت موقت با وکالت اقای ت. س. ز. خ. شان متهم است.به الف) - مباشرت در قتل عمدی مرد مسلمان مرحوم ی. ر. ل. فرزند ی. ب) - حمل و نگهداری غیر مجاز اسلحه کمری، اجمالا بدین شرح که: در پی اعلام مرکزپلیس 110 مبنی بر وقوع یک فقره قتل در *مقارن ساعت 10/ 23 مورخه 17/ 07/ 1400 اکیپی از کلانتری 15 *به محل اعزام میشوند مشاهده می کنند جنازه فردی سالخورده با لباس راحتی داخل هال پذیرایی کنار اشپزخانه به پشت افتاده و اثار خون ریزی شدید در ناحیه پس سری وی مشهود و اثار سوراخ در وسط جناغ سینه متوفی مشهود بوده و درکنار جسد دو عدد پوکه سلاح کمری و یکعدد مرمی کشف می نمایند خانم پ. ح. خ. و پ. ر. ل. (همسر و دختر متوفی) اعلام می کنند هویت جسد ی. ر. ل. فرزند ی. میباشد. در ساعت 15/ 17 عصر به اتفاق از منزل خارج شده اند و در ساعت 18/ 22 به منزل مراجعه و متوفی در موقع خروج تنها بوده که مشاهده می نمایند مرحوم روی زمین افتاده و فوت کرده است.همسایه ی ایشان اقای س. ا. اعلام می کنند اولین نفر بوده که با جیغ و داد دختر و همسر مرحوم در محل جرم حاضر شده اند و هیچ چیز مشکوکی مشاهده نکرده اند. مامورین با بازپرسی کشیک و پزشکی قانونی نیز در محل حاضر میشود. کلانتری پرونده را به پلیس اگاهی ارسال نموده است. بازپرس کشیک نیز دستوراتی را جهت تکمیل تحقیقات صادر نمودهاند مامورین پلیس اگاهی نیز صحنه قتل را بررسی نمودند که صورتجلسه ان به شرح صفحه 6 پرونده منعکس است. چون خانواده مقتول و مامورین به اقای ا. ا. مظنون بودند بازپرس محترم کشیک دستور جلب متهم را صادر می نمایند و در اگاهی از خانم پ. ح. خ. همسر مقتول تحقیق شده، گفته است.دخترم از سوی ا. نام تهدید میشود. چون ا. خواستگار دخترم بود و کار درست حسابی نداشت به همین دلیل جواب رد دادیم یک بار ما را بیرون تهدید کرده بود و اقدام به فحاشی می کرد یک روز با دخترم جهت خرید به بازار رفته بودیم روبروی درب ورودی مرکز خرید امد جلوی ما و شروع به تهدید و فحاشی کرد و گفت دخترت را می گیرم و شما را به قتل می رسانم ظاهرا در کمرش سلاح داشت و ان را به سمت ما نشان می داد و قصد ارعاب و تهدید داشت. از خانه پ. ر. ل. فرزند ی. نیز تحقیق شده، گفته ا. خواستند به خواستگاری من بیایند که من قبول نکردم چون دست بزن داشت در یک بارهم در وسط خیابان من را کتک زده بود در حدی که چشم من کبود شده و بینیم زخمی شد بعد از ان مدت یک سال بود که با وی صحبت نکردم حتی برای من کادو می فرستاد که من رد می کردم مادرم نیز در جریان بود تا اینجا هنوز پدرم مطلع نشده بود، از ترس برادرانم شکایت نکردم، هر روز دنبال من میامد سر *و مرا تعقیب می کرد حتی دوست من را هم تعقیب می کرد و همیشه و همه جا مر تعقیب می کرد تا اینکه حدود سه یا چهار ماه پیش پدرم متوجه شده که خواستگار دارم. و شرایط او را به پدرم گفتم که پدرم گفت هرگز قبول نمی کنم تا اینکه در تاسوعای امسال کلا با هم دیگر قطع رابطه کردیم ولی بعد از حدود دو روز جمعه بود که همراه مادرم به ترک مال رفتیم (مرکز خرید) ولی متوجه شدم که بازهم من را تعقیب می کنند. مادرم جلو رفت و از وی پرسید که چه می خواهد او هم گفت که یک گلوله به تو و یک گلوله به دخترت و یک گلوله به خودم خواهم زد عکس های دخترت را هم به برادرانش نشان خواهم داد ابرویش را می برم و از ان روز به بعد مجددا همه جا من را تعقیب می کرد بنا به دلایلی که گفتم به ا. ا. مشکوک هستم چون حتی به من گفته بود که تهیه اسلحه برای من هیچ کاری ندارد. مامورین متهم را دستگیر می کنند و در حضور متهم منزل وی را بازرسی می کنند که از منزل تعدادی پیراهن به رنگهای 1- سفید ساده و2- سفید راه راه 3 -سرمه ای ساده وسه توپ شلوار به رنگهای1- مشکی ساده 2- ابی اطلسی طرح دار 3 - مشکی ساده متعلق به مظنون که مدعی بوده بعد از مراجعت به منزل از بیرون اقدام به شست وشو انها نموده را جمع اوری و جهت انجام آزمایش بیولوژی شناسایی و کشف اثار احتمالی خون و … به آزمایشگاه ارسال می نمایند. در اگاهی از خانم س. ک. پ. نیز به عنوان مطلع تحقیق شده گفته است.به دفعات متوالی ا. ا. خ. خانم پ. ر. ل. و خانواده اش را مورد تهدید قرار می داد و با ماشینش ایشان را تحت تعقیب قرار می داد. از اقای م. ع. ل. اصل نیز به عنوان مطلع تحقیق شده اجمالا گفته است.ا. مزاحم پ. ر. ل. می شد و ایشان را تهدید می کرد ب. ا. خ. نیز گفته است.روز جمعه مورخ 16/ 07/ 1400 ا. حوالی ساعت 12 ظهر امد خونه به اتفاق خانواده رفتیم روستای پدربزرگمان، ا. با خودروی پژوی خودش به روستا رفته و من نیز به اتفاق خانواده به روستا رفتیم که ناهار را در منزل پدربزرگم خوردیم که من حوالی ساعت 30/ 16 از روستا خارج شدم ولی ا. یک ساعت دیرتر از من روستا را ترک کرد برادرم قصد ازدواج با خانم پ. را داشت حتی فکر کنم یکصد میلیون تومان برایش پول خرج نموده است.چون پ. مدعی بود برادرم شغل درست وحسابی نداشته و ا. در تاکسی تلفنی مشغول بوده بعد از فعالیت در میراث فرهنگی که دارای شغل شد وی بازهم بهانه می اورد و حتی حسب اظهارات مادرم که ظاهرا با پ. در خصوص خواستگاری صحبت نموده بود وی به بهانه های مختلف که پدرم مریض میباشد. و شرایط لازم را ندارم. قبول نمی کرد. به همین دلیل برادرم متوجه شد که پ. ب. قصد ازدواج ندارد. و با وی از حدود دو ماه پیش قطع ارتباطات نموده بود حدود سه 3 سال پیش مادر پ. با من تماس گرفت و گفت که برادرم مزاحم ان ها میشود. پلیس اگاهی از مظنون به قتل اقای ا. ا. تحقیق نموده ایشان اتهام قتل عمدی مرحوم را انکار نموده است.پلیس مراتب را به *گزارش نمودهاند پرونده به شعبه دوم بازپرسی ارجاع شده است. در بازپرسی به متهم اتهامات مباشرت در قتل عمدی مرحوم ی. ر. ل. و حمل و نگهداری سلاح غیرمجاز قرائت و تفهیم شده است. متهم در دفاع اتهام انتسابی را انکار نموده است.و گفته در ساعت وقوع قتل در ان منطقه نبودم و هیچگونه اختلافی نیز با خانواده مقتول نداشته ام از چهار سال پیش با پ. اشنا شده بودم و مدتی بعد با ایشان صمیمی شدم و همه فامیل هم ارتباط ما را می دانستند. بازپرس محترم برای متهم قرار بازداشت موقت صادر و متهم را به زندان معرفی و مدت یک هفته جهت انجام تحقیقات تخصصی در اختیار پلیس اگاهی قرار دادند متهم به قرار بازداشت موقت اعتراض نموده، پرونده به شعبه *عه حوالی ساعت 30/ 19 الی 20 شب پرشیا سفیدرنگ در *بود و جوانی قد بلند که احتمالا ماسک مشکی زده بود را دیدند که سراسیمه از *است. (صفحه 66) مامورین اگاهی از مطلع محلی تحقیق نمودند گفته است.یک دستگاه پژو 405 مشکی شیشه دودی را در *در روز جمعه ساعت 30/ 19 دیده است.و دختر مقتول نیز (پ.) به مامورین مراجعه و اظهار می دارد. روز تاسوعا وقتی ا. به منزل ما امد ایشان با من درگیر شد و مرا به شدت کتک کاری کرد و حتی در این کشمکش پیراهن او نیز پاره شد چون تلفن من زنگ خورد و مادرم بود وی حدس زد مادرم در پایین است.و سریع مرا رها کرد و متواری شد و گفت من کلید اپارتمان شما را به همراه دارم. (ص 70) پلیس تشخیص هویت اعلام داشتند تعداد دو عدد پوکه جنایی ارسالی دارای کالیبر 9 میلی متر بوده که اثار سوزن خوردگی بر روی چاشنی ان مشهود میباشد. که فشنگ متعلق به این نوع پوکه ها مورد استفاده در سلاح های کمری با همین کالیبر میباشد. و هر دو از اسلحه کمری واحدی شلیک شده است. (ص74). از اقای م. ی. ل. دوست پسر جدید دختر مقتول به عنوان مطلع تحقیق شده، گفته است.فردی ناشناس در فضای مجازی مرا تهدید به قتل نموده است.و مرا به اطراف *کشاند تا مرا به قتل برساند، مامورین پیچ اینستاگرامی را بررسی نمودند مشخص شده شماره موبایل *روی گوشی متهم پرونده اقای ا. ا. نصب و فعال میباشد. (ص 77). مامورین در بازرسی خودروی متهم (پژو 405 خاکستری) یکدستگاه گوشی تلفن همراه ساده به مارک نوکیا را کشف و جهت بررسی بیشتر توقیف نمودند مامورین پس از بررسی خطوط اعلامی اقای م. ع. ل. اعلام داشتند خطوط در گوشی تحت تصرف متهم به قتل فعال بوده است. (ص 83). در اگاهی مجددا از متهم تحقیق شده متهم گفته پدر و مادر او را از نزدیک ندیده ام ولی عکس هایشان را دیدم و با دعوت پ. به منزل ایشان رفتم لباسش را می خواست عوض کند من خواستم فیلم بگیرم که همین باعث شد درگیری شد و پ. دست چپ مرا گاز گرفت چند تا سیلی زد و گفت چرا اینجوری می کنی من تو را دوست دارم. من هم هم گفتم دیگر نمی خواهم ادامه بدهم می خواهم با کس دیگری ازدواج کنم عکس دختره را هم بهش نشان دادم. با م. نیز ملاقات داشتم بهم گفتم با پ. نامزد شدم امدم بگویم که در جریان باشید. ولی من پیجی ندارم. و با م. قرار نگذاشتم و از موضوع ادعایی وی بی خبر هستم و کلید خانه پ. را نداشتم و اتهام قتل عمدی را انکار نموده است. اما متعاقب ان ا. با دست خط خود نوشته اقرار می کنم که من اقای ی. ر. ل. را به قتل رساندم اما قصد اینکار را نداشتم. مادر و دختر با شخصیت و روحیات بنده بازی می کردند. و من هم رفتم که با پدرش صحبت کنم او نیز علی رغم صحبت های مودبانه من به جای طرفداری از حق بدون دلیل اقدام به توهین و فحاشی به بنده و خانواده ا م نمود خواستم ارامش خودش را حفظ کند و به حرف های من گوش نداد فحش می داد یک سیلی به من زد طاقت من تمام شد اول هل دادم که او به رفتار ناشایست خود ادامه داد دیگر چاره ای جز دست به اسلحه بردن نیافتم و کشیدم و چشم خود را بستم و دو سه تیر به سمت او با اسلحه کلت شلیک کردم سپس از منزل خارج شدم البته حدود 5 تا 10 دقیقه بالا سرش نشستم و گریه کردم و پشیمان بودم ولی چاره ای نداشتم چون مرده بود از منزل خارج شدم و سوار ماشینم شدم و به سمت روستا رفتم و در مسیر کوره ها اسلحه را در پلاستیک به داخل جوی اب انداختم و به سمت روستا رفتم و در این کار همدستی نداشتم و اسلحه را از یک نفر در کنار خیابان به مبلغ سه میلیون و سیصد هزار تومان خریداری کردم که پول اسلحه را نقدی گرفتند به اشتباه خودم اقرار می کنم و درخواست عفو و بخشش دارم. (ص93). در تاریخ 20 / 07/ 1400 به متهم اتهام قتل مرحوم ی. ر. ل. با سلاح گرم تفهیم و از وی در اگاهی مجدد تحقیق شده متهم به قتل مرحوم اعتراف نموده است.و گفته قبول دارم. بنده با اسلحه کمری مرتکب قتل اقای ی. ر. ل. شدم من در سال 94 با دختر متوفی اشنا شدم که مدت شش سال طول کشید و در این شش سال چندین بار با غرور و شخصیت بنده بازی کرد که اخرین بار روز تاسوعا یک روز بعد از ان به شخصیت و غرور من بازی کرد. روز جمعه رفتم که با پدرش صحبت کنم و با خود اسلحه بردم البته از ترسم، وارد خانه شدم دیدم پدرش تنها در منزل است.و ازم پرسید شما کی هستید من هم گفتم اگر اجازه بدهید بیایم توضیح بدهم که ایشان قبول کردند. همان جلوی اشپزخانه صحبت کردم و در مورد خودم و دخترش گفتم که چند سال هست با هم هستیم وقتی این ها را گفتم پدرش عصبی شد و بهم فحش داد و من بهش توضیح دادم که دخترش کارهای بد انجام می دهد باز من دوستش دارم. و می خواهم باهاش ازدواج کنم ولی پدرش باز فحاشی کرد نمی دانم چی شد من اسلحه را دراوردم چشمم را بستم و دو سه گلوله به طرفش شلیک کردم بعد از شلیک رفتم سمتش بالا سرش رفتم دیدم فوت کرده من گریه کردم حدودا 5 دقیقه بالاسرش بودم و بعد از منزل خارج شدم به طرف روستا رفتم و در مسیر *در وسط راه کوره پزی اسلحه را به جوی اب انداختم و به طرف خانه پدربزرگم امدم. در تاریخ20/ 07/ 1400 مجدا از متهم تحقیق شده ایشان همان اظهارات قبلی تکرار نموده و به قتل مرحوم با اسلحه کمری اعتراف نموده است. (ص93 الی 106) مامورین با راهنمایی متهم محل انداختن اسلحه در داخل کانال را بررسی کردند. ولی اسلحه را کشف نکردند. (ص 107) در بازپرسی از ا. ر. ل. فرزند ی. و ب. ر. ل. فرزند ی. و خانم پ. تحقیق کردند. اظهار داشتند از متهم شاکی بوده و درخواست قصاص داریم. پزشکی قانونی علت تامه فوت را اسیب شدید مغز و مخچه بر اثر اصابت جسم پرتابه اتشین پرسرعت و اصابت جشم پرتابه اتشین پرسرعت به قفسه سینه اعلام نموده است. (ص 12 و 218) صحنه قتل توسط مامورین اگاهی و بازپرس محترم بازسازی شده است.متهم در ان به نحوه قتل مرحوم اقرار نموده است.و اظهارات متهم مستندسازی شده است. (ص 13) در بازپرسی به متهم اتهامات مباشرت در قتل عمدی مرحوم اقای ی. ر. ل. از طریق اسلحه کلت کمری و حمل و نگهداری اسلحه کلت کمری غیرمجاز قرائت و تفهیم شده است.متهم به قتل مرحوم با اسلحه کلت کمری اقرار نموده و همان اظهارات و اعترافات قبلی در پلیس اگاهی را تکرار نموده است. (ص141) کانون وکلا با درخواست بازپرسی اقای ی. ن. را به عنوان وکیل تسخیری متهم تعیین و به دادسرا معرفی نموده است. مامورین جهت کشف سلاح کلت کمری منزل متهم را بازرسی کردند. چیزی کشف نکردند. در اگاهی مجددا از متهم تحقیق شده، ایشان به اتهام قتل مرحوم با اسلحه کلت کمری اقرار نموده وگفته پس از ارتکاب قتل اسلحه را داخل کانال انداخته است. د. از خانم س. ع. تحقیق شده گفته پیج متعلق به ا. بوده با ان می خواست پیگیر مراسم ازدواج و ارتباط پ. و م. باشد. (ص167) مامورین جهت شناسایی نوع سلاح به کار رفته در قتل مرحوم تصاویر سلاح مکشوفه از گوشی مبایل متهم را به روییت ایشان رساندند متهم اظهار داشتند این تصویر متعلق به اسلحه دیگری میباشد. که بنده از فضای مجازی اینستاگرام برداشته ام و اسلحه ای که با ان مرحوم را به قتل رسانده ام نقره ای رنگ میباشد. و این تصویر همان اسلحه صحنه قتل نمیباشد. (ص 77) پلیس فتا حافظه گوشی تلفنی متهم را استخراج نموده که به شرح صفحات 179 الی 184 مضبوط در پرونده است. متهم اقای ت. س. خ. ش. را به عنوان وکیل خود تعیین و به بازپرسی معرفی نموده است.متهم در لایحه تقدیمی اتهام قتل را انکار نموده و گفته در اثر ضرب و شتم شدید مامورین اداره اگاهی مجبور به قبول و امضای صورتجلسه های بازجویی مامورین گردیدم. بازپرس متهم وکیل متهم را جهت اخذ اخرین دفاع احضار نموده است.وکیل متهم لایحه ای ارسال نموده و اظهار داشته موکل مرتکب قتل نشده و اقرار وی جهت رهایی از شکنجه وارد شده در اداره اگاهی میباشد. تقاضای صدور قرار منع تعقیب متهم را نموده است.و بازپرسی محترم با اعلام ختم تحقیقات در خصوص اتهامات انتسابی متهم قرار جلب به دادرسی صادر نموده است.و دادیار اظهار نظر ضمن موافقت با قرار صادره کیفرخواست صادر نموده است. پرونده به این شعبه ارجاع شده است. دادگاه جهت اعلام اعتراض و ایرادات به شکات و متهم و وکیل وی مهلت اعطای نموده است.ایراد و اعتراضی از ناحیه ایشان واصل نشده است.دادگاه پس از جری تشریفات قانونی وقت رسیدگی تعیین نموده و شکات و متهم و وکیل متهم و نماینده دادستان را به رسیدگی احضار نموده است.جلسه رسیدگی دادگاه در تاریخ 1400/12/21 با حضور اولیای دم مقتول و وکیل متهم و نماینده دادستان و با حضور متهم از طریق ویدیو کنفرانس تشکیل شد کیفرخواست صادره از دادسرا توسط نماینده محترم دادستان قرائت گردید.دادگاه اتهامات انتسابی متهم را برابر کیفرخواست قرائت تفهیم نمود متهم در دفاع از اتهامات انتسابی اظهار داشتند اتهامات انتسابی را قبول ندارم. در اگاهی بنده را تحت فشار قرار دادند مجبور شدم اقرار کنم و در شعبه بازپرسی نیز اقرار کردم و با دستخط خودم نوشتم ولی مامورین اگاهی در کنار بنده بودند اظهار می داشتند چنانچه اقرار نکنم مجددا مرا به اگاهی بر می گردانند و شکنجه می کنند حدود شش سال قبل به قصد ازدواج با خانم پ. ر. ل. اشنا شدم مشار الیها اجازه نمی داد خواستگار بفرستم اظهار می کرد اگر کار دولتی نداشته باشی خانواده ام قبول نمی کنند بعدا در اداره میراث فرهنگی مشغول به کار شدم باز هم قبول نکردند. در تاسوعای 1400 متوجه شدم با شخصی به نام م. ع. ل. ارتباط دارد. همان روز که در منزل مرحوم بودم گوشی پ. را گرفتم و تمام شماره های خودم را پاک کردم و یک روز نیز در جلو *که با مادرش بودند موضوع را به مادرش اطلاع دادم که دخترتان با اشخاص دیگری صحبت می کند وکیل متهم نیز در لایحه تقدیمی در دفاع از موکل خود اظهار داشتند: عالی جنابان حسب اظهارات موکل ضمن بیان رجوع و انکار از اقرار سابق که تحت شکنجه و تلقینی بوده و بیان مکتوب انکار اقرار مضبوط در پرونده در رد استدلالات اساسی کیفرخواست صادره و دفاع از بی گناهی موکل معروضم، همانطور که مستحضرید، ادله اثبات در امور کیفری به موجب ماده 160 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 عبارتند از: اقرار- شهادت -سوگند - قسامه- علم قاضی.و دلیلی که از طریق قانونی کسب شده باشد. باید قابلیت پذیرش را داشته باشد. و به دلایل کسب شده از طرق و شیوه های غیر قانونی نمیتوان استناد نمود. مطابق قرار جلب به دادرسی صادره از بازپرسی شعبه *موکل به اتهام قتل عمدی مرد مسلمان و حمل و نگهداری اسلحه کلت کمری تفهیم اتهام شده و ابتدا با انکار و سپس بعد از صدور قرار بازداشت موقت و در اختیار پلیس اگاهی قرار گرفتن، متعاقبا اتهامات انتسابی را قبول نموده که پایه و اساس قرار جلب صادره نیز اقرار موکل میباشد.که مع الوصف و بنا بر مطالب معروضه ذیل قرار جلب صادره صحیح نبوده و شایسته استناد به عنوان مستند صدور رای نمیباشد. عالیجنابان همچنان که مستحضرید: اولا، شالوده کیفرخواست صادره که مبتنی بر اقرار میباشد. بنابر جهات ذیل الذکر مخدوش میباشد. با عنایت به ماده 164 قانون مجازات اسلامی که بیان میدارد.: اقرار عبارت از اخبار شخص به ارتکاب جرم از جانب خود است.و همچنین توجه به ارای اصراری دیوان عالی کشور به شماره های 236 و 1315 که بیان میدارد. در امور جزایی اقرار به تنهایی دلیلیت نداشته و طریقیت برای کشف حقیقت دارد. فلذا بیان میدارد. اقرار بایستی کاشف از حقیقت باشد. و در کنار سایر ادله دیگر است.که در مانحن فیه اقرار ماخوذه به دلیل عدم رعایت شرایط قانونی فاقد اعتبار میباشد. و نمیتواند مستند صدور رای قرار بگیرد 1- عالیجنابان مطابق رویه و ارای صادره از شعبه *اقراری معتبر و شرعی میباشد. که عندالحاکم بوده واقرار موثر در قتل عمدی اقرار در دادگاه است.نه اقرار در مرحله مقدماتی (رای شماره 262 مورخه 1371) مضافا بیان میدارد. مطابق ماده 168 قانون صدارلذکر که مقرر میدارد.: اقرار در صورتی نافذ است.که اقرار کننده در حین اقرار عاقل، بالغ، قاصد و مختار باشد. و همچنین اصل 38 قانون اساسی که بیان میدارد. هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است.و چنین اقراری فاقد اعتبار است.فلذا اقرار موکل بالاکراه نزد مقامات تحقیق و بازپرسی اقرار مد نظر شارع و قانونگذار نبوده و اقرار موکل همچون اقرار ناشی از اکراه، باطل میباشد. 2- همچنین مطابق ماده 169 قانون مجازات اسلامی که مقرر میدارد.: اقراری که تحت اکراه، اجبار، شکنجه و یا اذیت روحی یا جسمی اخذ شود. فاقد ارزش و اعتبار است.و دادگاه مکلف است.از متهم تحقیق مجدد نماید.، از این رو با رجوع از اقراری که از موکل تحت شکنجه و اسیب های روحی و جسمی و با اکراه اخذ گردیده و موکل به دلیل ترس از اقامه دعوی بر علیه ماموران اگاهی سکوت کرده است.بیان میدارد. که اقرار موکل علی رغم نص قانونی که اقرار عندالحاکم نبوده، تحت شکنجه بوده و از درجه اعتبار ساقط میباشد. و همچنین موکل در مراحل بازپرسی نیز منکر اتهامات وارده بوده و لیکن با در اختیار قرار گرفتن متهم در اداره اگاهی به یکباره لب به اعتراف گشود.ه که امری بسیار بعید به نظر میرسد که بدون شکنجه حتی اعتراف به جرم ناکرده خویش بنماید. 3- عالیجنابان در روز حضور موکل نزد بازپرسی محترم شعبه 2 موکل به بازپرس بیان میدارد. میخواهم با شما تنها حرف بزنم که بعد از خروج مامور اگاهی موکل بیان میدارد. که من تحت شکنجه هستم و اقاریر تلقینی را بیان میدارم. که این امر نیزعلی الظاهر حسب اظهارات موکل با بی توجهی بازپرس محترم مواجه گشته و بلافاصله مامور اگاهی وارد جلسه میشود. و در بازپرسی دوباره مامور اگاهی بیان میدارد. همان اظهارات قبلی در اگاهی را مکتوب بکن و گرنه دوباره برمیگردیم … و موکل از ترس شکنجه اظهارات تلقینی را در بازپرسی مکتوب و اقاریر فاقد اعتبار را مینویسد. 4- متعاقب این وقایع و با اعلام این موضوع توسط عوامل انتظامی که انکار موکل نقشی در رفع اتهام از موکل ندارد. و اگر در بازسازی صحنه جرم حضور نیابی با رفتارهای غیر قانونی مواجه خواهی شد (مطابق اظهارات عوامل اقدامات انظباطی) موکل جبرا در صحنه جرم حاضر گردیده و پس از تعلیمات و تلقینات عوامل انتظامی صحنه جرم را به ترتیبات و توصیفات ایشان بازسازی مینماید. عالیجناب از دیگر موارد حایز اهمیت در این پرونده نبود ادنی دلیل متقن و ایجاد ظن قوی در همه مراحل اعم از پزشکی قانونی و تشخیص هویت میباشد. که اجمالا موضوعات فوق الذکر بیان میگردد.: الف) مطابق نظریه کارشناسی ادره تشخیص هویت و کشف علمی جرایم به تاریخ 1400/07/19 هیچ مدرکی دال بر اتهام موکل نبوده و حتی اثر انگشتی از موکل بر روی پوکه ها موجود نمیباشد. ب) مطابق پاسخ اداره اگاهی و اداره مبارزه با جرایم جنایی نسبت به تحقیقات محلی و نامحسوس و دوربین های مداربسته هیچ مدرک و مستندی مبنی بر توجه اتهام به موکل موجود نمیباشد. و همچنین هیچ اثری از گاز باروت و یا لکه خون در البسه و دست موکل که با اقدامات پزشکی قانونی قابل تشخیص حتی در صورت شستشو میباشد. یافت نگردیده است. ج) در بررسی سوابق کیفری موکل بیان میدارد. نامبرده فاقد هرگونه سابقه کیفری بوده و همچنین بیان میدارم. که موکل در اداره میراث فرهنگی مشغول به کار بوده و شخصیتی بسیار موجه و اجتماعی داشته و پرونده شخصیتی وی نیز موید همین امر میباشد. د) در صورتجلسه بازرسی منزل به تاریخ 1400/06/03 نیز هیچ دلیل و مدرکی بر علیه موکل موجود نمیباشد. ه) در بررسی مجدد اداره اگاهی به تاریخ 1400/07/18 صفحه 3 شرح صادره در تحقیق از دختر مقتول ایشان بیان میدارد. پدرم درب واحد را بدون دلیل و بالا بودن چشمی باز میکرد ولیکن روز حادثه برای اولین بار با تلفن ثابت با من تماس گرفت که کی برای بردن مادرت میایی. که علی الظاهر مقتول منتظر شخصی بوده که برای اولین بار حسب اظهارات دختر خویش با وی تماس میگیرد و همچنین با بررسی گوشی همراه مقتول و موکل به وضوح عیان میگردد. که هیچ ارتباطی با همدیگر نداشته و مقتول قطعا منتظر موکل نبوده چه اینکه هیچ ارتباط وتماسی نیز باهم نداشته اند و در این خصوص نیز مدرکی علیه موکل موجود نبوده و حسب ظن و اقدامات بعدی، مقامات محترم انتظامی به بررسی سایر جوانب ننموده و شک به سایرین نیز نکرده اند. عالیجناب با بررسی و مطالعه پرونده به وضوح اشکار میگردد. که موکل هیچ دلیل و خصومتی مبنی بر اقدام به قتل بر علیه پیرمردی بازنشسته نداشته است.و تصور انجام قتل توسط موکل صرفا بر اساس روابط قبلی موکل با دختر مقتول میباشد. و هیچ ظن و تصوری و شناختی موکل نسبت به مقتول نداشته است. همچنین برابر صورتجلسه 1400/07/16 احد از همسایگان صدای تیراندازی را نشنیده است.و فرد مشکوکی را ندیده است.که علی الاصول در اپارتمان صدای شلیک گلوله برای کل ساکنین مجتمع قابل شنیدن بوده است.که این نیز خود جای بررسی و تحقیق داشته که باز از نظر مقام تحقیق مغفول مانده ومورد بررسی قرار نگرفته است.ضمنا دوربین های منتهی به مسیر تردد موکل به اپارتمان مقتول و خروج وی از منطقه به هیچ نحوی مورد بررسی و تحقیق قرار نگرفته اند. مطابق صورتجلسه بررسی اطراف صحنه قتل به تاریخ 1400/07/18 احد از ایادی *خانه مقتول بیان میدارند حدود حوالی ساعت 19 پرشیا ی سفید رنگی که در *بود و جوانی قدبلند که احتمالا ماسکی مشکی داشت از *شد که نسبت به بررسی این موضوع نیز هیچ اقدام و توجهی در مرحله بازپرسی انجام نگرفته است. عالیجنابان بنابر صورتجلسه مورخ 1400/07/17 نسبت به تیرانداری از مجتمع مسکونی مقتول ا. از همسایگان بیان میدارد. حدود ساعت 30/18 الی 19 دو صدای علی الظاهر گلوله مانند به فاصله 5 ثانیه استماع نمودم که با قرار دادن ساعت اعلامی توسط همسایه و پرشیای پارک شده و خروج سراسیمه وی از *ی ساعت خروج وی و علی رغم عدم بررسی این موضوع باز ظن به اقرار غیر مستند موکل که ساعت ورود به منزل مقتول را نیز غیر دقیق و تلقینی حوالی ساعت 17 ذکر مینماید. پیکان ظن را به موکل نشانه رفته است.و این در حالی است.که احد از ساکنین اپارتمان صدای شلیک را حوالی ساعت 30/18 ذکر مینماید. و مقام محترم تحقیق از این امر نیز غافل مانده است.و هیچ بررسی نسبت به این موضوع انجام نداده است. همچنین بیان میدارد. اظهارات شخصی به نام م. ع. ل. غیر مرتبط با موضوع پرونده بوده و اظهارات ایشان ارزش مداقه و بررسی نداشته چه اینکه موکل در صدد اثبات خیانت کار بودن ایشان بوده و بر فرض محال در صورت اختلاف و داشتن هرگونه قصدی مبنی بر قتل نامبرده نزدیکترین هدف و ظن برای موکل بوده است.که با بررسی اتفاقات و اظهارات موجود در پرونده داستان غیر واقعی و اظهارات ضد ونقیض ایشان به راحتی روشن و مبرهن میگردد. در ارتباط با اظهارات همسر مقتول و در رد اظهارات واهی و حاشیه ساز ایشان مبنی بر تهدید و دست بردن به کمر با این مضمون که ظاهرا در صدد نشان دادن اسلحه میباشد. با بررسی اظهارات دختر مقتول کاملا روشن خواهد شد که موکل هیچ گونه اسلحه ای نداشته و اظهارت نامبردگان از سراسیمگی و بدون پشتوانه منطقی میباشد. همچنین مطابق اظهارات دختر مقتول و بررسی اظهارات ایشان مبنی بر مرتب بودن منزل به طرز عجیبی بسان ان که پدرم روز قتل مهمان داشته است.و زنگ زدن پدر ایشان برای اولین بار از تلفن ثابت منزل خویش نشان از ورود مهمان در روز قتل به منزل ایشان میباشد. که البته این مهمان با بررسی های دقیق مشخص خواهد شد که موکل اینجانب نمیباشد. فلذا به مقتضای اصل احتیاط در دما و حرمت خون مسلمان تقاضای بررسی مجدد اظهارات طرفین و تدقیق به نحوه اقرار موکل و موارد مغفول مانده از صدای تیراندازی شده و عدم شناسایی اثر انگشت در پوکه ها و همچنین بر فرض محال ارتکاب قتل توسط موکل، طمانینه بعدی وی در مراجعت به روستا و استشهادیه پیوستی مبنی بر حضور وی در روستا و استراحت شب بعد از قتل که همگی نش. از ارمش موکل داشته و در صورت ارتکاب قتل توسط موکل با چنین ارامشی رفتار نمینمود و عدم داشتن خصومت و حتی تماس یا شناختی با مقتول و نبود قرائن اعم از اسلحه و لکه خون و گاز باروت و اثر انگشت در درب زنگ منزل و اظهارت دختر مقتول مبنی بر متفاوت بودن چیدمان خانه در ان روز و تماس مقتول با دختر خود که علی الظاهر نشان از دعوت مهمان شناخته شده به منزل ایشان بوده است.و بر فرض محال، بودن پاره ای از قرائن غیر ظن اور مبنی بر اختلاف موکل با دختر مقتول بیان میدارد. که صرف قرائن غیر عقلایی مجوز عدول از اصل برائت نیست و تقاضای بررسی دقیق موضوع از محضر عالی مورد استدعا میباشد. همچنین حسب این موضوع که اگر اقرار متهم مستند حکم قصاص قرار بگیرد با عنایت به این که اقرار در دادگاه نبوده و اقرار نزد مرجع انتظامی و دادسرا نمیتواند مستند رای صادره در قصاص قرار بگیرد (رای صادره از شعبه *) و نبود هیچ قرائن و امارات علم اور در پرونده بیان میدارد.، بنا علی هذا المقدمات و التفصیلات و با عنایت به اینکه موکل مرتکب هیچ گونه بزهی نشده و همچنین نیز منکر اتهامات وارده میباشند واظهارات دیگران نیز شرعا و عقلا و عرفا علیه متهم فاقد اثر واعتبار است.و هیچ یک از دلایل قانونی اثباتی در امور کیفری منصوص درماده 160 قانون مجازات اسلامی به طرز اصولی و قابل استناد ابراز و اقامه و ارایه نشده است.و به موجب اصل اساسی عدم نیز اصل بر عدم تحقق بزه میباشد. و با عنایت به اصل تفسیر به نفع متهم و اصل تفسیر مضیق قوانین کیفری و حاکمیت قاعده درا موضوع ماده 120 قانون مجازات اسلامی که مقرر میدارد.: هرگاه وقوع جرم یا برخی از شرایط ان و یا هریک از شرایط مسولیت کیفری مورد شبهه و تردید قرار گیرد و دلیلی بر نفی ان یافت نشود.، حسب مورد، جرم یا شرط مذکور ثابت نمیشود. و به موجب حاکمیت اصل اساسی برائت موضوع اصل 37 قانون اساسی و عدم سابقه کیفری موکل، تقاضای صدور حکم برائت موکل از محضر قضات عادل و فاضل شعبه مورد استدعا ست. متهم در اخرین دفاع نیز اتهامات انتسابی را انکار نمودند و وکیل متهم نیز در اخرین دفاع اظهار داشتند موکل اتهامات انتسابی را قبول ندارد. دفاعیات به شرح لایحه ی تقدیمی بوده تقاضای اتخاذ تصمیم شایسته قانونی را دارم. با مداقه در مجموع اوراق و محتویات پرونده از جمله شکایت اولیای مقتول اقایان ب. و ا. و خانم پ. همگی ر. ل. فرزند ا. مرحوم ی. ر. ل.، گزارش و تحقیقات پلیس اگاهی استان *، تحقیقات محلی مرجع انتظامی، اظهارات مطلعین امر، گزارش معاینه جسد که پزشکی قانونی علت تامه فوت را اسیب شدید مغز و مخچه بر اثر اصابت جسم پرتابه اتشین پرسرعت و اصابت جشم پرتابه اتشین پرسرعت به قفسه سینه اعلام نموده است، صورتجلسه بازسازی صحنه قتل که در ان متهم نحوه قتل مقتول را تشریح و تبیین نموده است، نتیجه پاسخ استعلام پلیس فتا، اقرار مقرون به واقع متهم در تحقیقات پلیس اگاهی و نزد بازپرسی و انکار بعدی ایشان، کیفرخواست صادر شده از دادسرای عمومی و انقلاب *و دفاعیات غیر موثر متهم و وکیل مدافع ایشان چرا که ادعای مطروحه مبنی بر اینکه اقرار در اثر فشار روحی و شکنجه بوده مستند به دلیل نیست و سایر قرائن و امارات مضبوط و منعکس در پرونده که موجب حصول علم قضایی میگردد. دادگاه اتهامات انتسابی به متهم را محرز و مسلم تشخیص داده و و مستندا به مواد 1- 2- 14- 18 -19- 160 -211- بند الف ماده 290- 350- 351- 417- 418- 422 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و با الهام ازایات الهی 178و179از سوره مبارکه بقره (یاایهالذین امنوا کتب علیکم القصاص فی القتل ولکم فی القصاص حیوه یااولی الالباب) و بند پلاک ماده 6 قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیر مجاز و با رعایت تبصره ماده 2 قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب 1399، حکم به قصاص نفس متهم موصوف از طریق اویختن از طناب دار در *از بابت اتهام انتسابی بند الف صادر واعلام میگردد. که اولیای دم مقتول میتوانند پس از طی تشریفات قانونی و استیذان از ولی امر مسلمین، درخواست اجرای حکم را بنمایند و به جهت اثار زیان بار جرم و اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه و بیم تجری مرتکب و دیگران متهم را با احتساب ایام بازداشت قبلی به تحمل پنج سال حبس از بابت اتهام انتسابی بند ب محکوم می نماید. و در خصوص اتهام دیگر متهم مبنی بر نگهداری یک قبضه سلاح کلت کمری غیر مجاز، نظر به اینکه متهم یک عمل مرتکب شده و حمل شیی مستلزم نگهداری ان میباشد. و تعیین مجازات متعدد برای یک عمل واحد فاقد وجاهت قانونی میباشد. علیهذا دادگاه به استناد ماده 4 قانون ایین دادرسی کیفری مصوب 1392 و اصلاحات بعدی ان حکم برائت متهم موصوف را صادر و اعلام می نماید. و در خصوص سلاح به کار برده شده در قتل (الت قتاله) نظر به اینکه سلاح کلت کمری کشف نشده لذا دادگاه در این خصوص مواجه با تکلیف نیست. رای صادره مستندا به مواد 427 و 428 از قانون مارالذکر حضوری بوده ظرف مدت بیست روز پس از تاریخ ابلاغ دادنامه قابل فرجام خواهی در شعب محترم دیوانعالی کشور میباشد.
رئیس و مستشار شعبه *
ع. ف. ز. م. ف.