تاریخ دادنامه قطعی: 1395/03/29
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در جرایم مواد مخدر مستوجب حبس ابد،صدور حکم غیابی فاقد وجاهت قانونی است.
براساس دادنامه --- - 95 - 95/1/18 صادره از شعبه --- دادگاه انقلاب اسلامی بیرجند واخواهی خانم ش.ک. به وکالت از آقای ح. ک. نسبت به دادنامه --- - 87/5/31 که طی آن به حبس ابد و پرداخت 360 میلیون ریال جزای نقدی و تحمل 74 ضربه شلاق به اتهام مشارکت در حمل 634 کیلوگرم تریاک محکوم شده بود رد شده و دادنامه مذکور عینا تایید گردیده محتویات پرونده حاکی از این است که آقای ن.ب. در هنگام تفهیم اتهام در مورد نگهداری 653/600 کیلوگرم تریاک اظهار داشته قبول دارم مواد را از آقای ح.ک. و... گرفتم تا دستمزد بگیرم صاحب اصلی مواد را نمی شناسم قرار بود صد و پنجاه هزار تومان بگیرم آقای ح. ک. در بازجویی مقدماتی هنگام تفهیم اتهام 653/600 کیلوگرم تریاک (حمل و نگهداری) اظهار داشته قبول دارم مواد از شخصی به نام پ.ن. در دشت سفید تحویل من و.... شد از او سوال شده قرار بود بابت حمل مواد چقدر پول بگیری پاسخ داده یک میلیون تومان می خواستم به راننده هم مبلغ دویست هزار تومان هم بدهم و به ن. مبلغ پنجاه هزار تومان بدهم. در تاریخ 84/1/22 متهم در نزد دادیار هنگام تحقیق اظهار داشته قبول ندارم دخالتی در مواد مخدر نداشتم اگر موادی بوده متعلق به ن.ب. است با صدور کیفرخواست پرونده در تاریخ 84/1/24 به دادگاه ارجاع شده صفحه 24 پرونده دایره پذیرش مواد مخدر آن را 634 کیلو خالص تریاک اعلام نموده است متهم در تاریخ 84/6/8 در محضر دادگاه هنگام تفهیم اتهام پاسخ داده خبری نداشتم اظهارات خود در نیروی انتظامی را قبول ندارم چون مرا کتک زدند وکیل مدافع متهمین در دادگاه اظهار داشته آنها از وجود مواد مخدر اطلاعی نداشتند در نیروی انتظامی بر اثر ترس و دلهره مطالبی گفتند که صحت ندارد به علاوه براهویی هم حمل مواد را به عهده گرفته و هم عدم اطلاع سایر متهمین را تصدیق نموده است موکلین اصلا سابقه کیفری هم نداشتند با صدور دادنامه --- - 84/6/16 متهم از بزه انتسابی تبرئه شده است در نهایت با پیشنهاد دادیاران (دادستانی کل کشور) و معاون محترم قضایی رئیس دیوان عالی کشور دائر بر نقض رای برائت رئیس محترم وقت دیوان عالی کشور حکم برائت متهم به نام ح. ک. را نقض نموده تا در دادگاه هم عرض رسیدگی شود و پرونده جهت رسیدگی به شعبه دوم انقلاب اسلامی بیرجند ارجاع گردیده است و در تاریخ 85/6/7 در جهت دستگیری متهم نیابت قضایی خطاب به دادگاه انقلاب اسلامی زاهدان تنظیم و ارسال شده است بر اثر عدم شناسایی محل اقامت متهم در این مرحله دستگیر نشده لذا در روزنامه حمایت شده 1455 - 87/4/24 از طریق آگهی روزنامه احضار شده است و در آگهی ذکر شده بود که برای خود وکیل معرفی کند لذا در تاریخ 87/5/19 به علت اینکه متهم خود را معرفی نکرده و وکیل نیز معرفی ننموده دادگاه آقای م. را به عنوان وکیل تسخیری متهم تعیین نموده است و ایشان با تقدیم 1 برگ لایحه در دفاع از متهم بیانداشته که موکل در بازپرسی منکر مشارکت در حمل مواد شده است و در نزد دادگاه نیز اتهام خود را نپذیرفته سابقه کیفری هم ندارد بنابراین برائت وی را از محضر دادگاه درخواست نموده است در این مرحله دادگاه با صدور دادنامه --- - 87 - 87/5/31 نامبرده را به حبس ابد و پرداخت 360 میلیون ریال جزای نقدی و تحمل 74 ضربه شلاق محکوم و اعلام نموده که این رای غیابی است و قابلیت واخواهی دارد رای صادره در روزنامه حمایت به شماره 1486 - 87/6/5 آگهی شده است و خطاب به دادسرای زاهدان در جهت اجرای حکم نیابت قضایی صادر گردیده است. اقدامات مختلف در جهت دستگیری متهم به نتیجه نرسیده تا اینکه شخصی به نام شهین کرم زاده با تقدیم وکالت نامه از متهم اعلام وکالت نموده است و با تقدیم 2 برگ لایحه تقاضای رفع ابهام و دستور توقف اجرای حکم را مطرح نموده که پس از دستور دادستان مبنی بر در اختیار وی قرار داده شدن پرونده در تاریخ 94/9/16 اظهار داشته نسبت به حکم غیابی اعتراض دارم و لایحه تقدیم می کنم بر این اساس با تقدیم 4 برگ لایحه تقاضای واخواهی از حکم غیابی را مطرح نموده است در تاریخ 94/9/22 صفحه 198 پرونده رئیس شعبه دوم نوشته اند (بسمه تعالی - پرونده در شعبه اول دادگاه انقلاب رسیدگی شده عینا به نظر ریاست محترم شعبه اول دادگاه انقلاب برسد) و در تاریخ 94/10/2 نوشته اند بسمه تعالی - دفتر ثبت واخواهی و بدوا به وکیل محترم اعلام که ایراد واعتراض در خصوص کیفرخواست و پرونده را ظرف مهلت 10 روز به این مرجع اعلام دارد و پرونده در وقت نظارت باشد در تاریخ 95/1/17 دادگاه تشکیل شده متهم حاضر نشده وکیل وی در دادگاه حاضر و در دفاع از وی گفته است دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی میباشد و خودروی حامل مواد متعلق به موکل نبوده و نمیباشد تقاضای توجه به آن را دارم و به عنوان آخرین دفاع گفته بنا بر اظهارات آقای ب. اتهامی متوجه موکل نیست و همچنین آقای ز. هم به این موضوع اشاره دارد تقاضای برائت موکل را دارم نهایتا دادگاه با صدور دادنامه ای 30 - 95 - 95/1/18 با ردّ واخواهی دادنامه --- - 87/5/31 را مورد تایید قرار داده است در تاریخ 95/1/29 دادنامه به متهم ابلاغ قانونی شده و در تاریخ 95/1/28 به وکیل وی ابلاغ گردیده است وکیل مذکور با تقدیم 5 برگ لایحه و ضمائم درخواست فرجام خواهی نموده که توسط دادگاه در تاریخ 95/2/26 دستور ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به فرجام خواهی صادر شده خلاصه درخواست وی این است که: 1 - راننده خودرو به نام ز. گفته هرچه هست از ن. است من اطلاعی ندارم بنابراین موکل نقشی در رانندگی و حمل مواد نداشته است 2 - ن.ب. در صفحه 13 گفته حمل و نگهداری مواد را قبول دارم و در پاسخ به این سوال که آیا موکل و متهم دیگر در جریان مواد بودند یا نه اظهار داشته خیر آنها اطلاع نداشته و چیزی به آنها نگفتم اشتباه کردم 3 - آقای ب. در صفحه 49 گفته اتهام را قبول دارم مواد مال یک افغانی بوده خودش ماشین را برد و مواد را تحویل من داد و در صفحه 52 گفته دو نفر دیگر خبر نداشتند دنبال آنها رفتم گفتم که سیگار است بنابراین موکل از مواد مخدر بی اطلاع بوده 4 - موکل فقط در مرجع انتظامی به بارگیری اقرار نموده و استناد دادگاه به اقرار موکل در دادسرا صحیح نیست اما چه چیزی را بارگیری کرده اند اطلاع نداشته است و معمولا در نیروی انتظامی تحت فشار روحی و روانی و جسمی قرار می گیرند ناچارا قبول اتهام می کند یا مامورین (هر چه) می نویسند (متهمین) امضا و انگشت می زنند 5 - موکل در صفحه 50 گفته اظهارات در نیروی انتظامی را قبول ندارم مرا کتک کاری کردند و در صفحه 14 گفته اتهام را قبول ندارم من دخالتی در مواد نداشتم اگر موادی بوده متعلق به ن. است 6 - استناد دادگاه به اینکه وکیل اولیه متهمین اقدام به جعل اوراق پرونده و تغییر اظهارات متهمین نموده است دلیلی بر آن نیست پس تمام برگها و اوراق پرونده جعلی است در این صورت صدور رای و محکومیت متهمین در پرونده خلاف قانون و شرع میباشد 7 - چون ب. در آن لحظه اعلام کرده محموله خودرو مواد مخدر است موکل از ترس فرار کرده تا اتهام دامنگیر وی نگردد 8 - دادگاه با استناد به گفتار متهمین دیگر خودرو را متعلق به موکل دانسته بر فرض صحت باید گفت اتهام از باب معاونت در جرم باید رسیدگی می گردید در این خصوص نیز محتویات پرونده حاکی از عدم اطلاع از وجود مواد در پرونده توسط موکل میباشد و وحدت قصد و عنصر معنوی تحقق نیافته است 9 - صرف سرنشین بودن خودرو دلیل بر توجه اتهام نمی تواند باشد و در این حالت نیز از باب معاونت باید رای صادر می شد 10 - مقررات قانونی ابلاغ دادنامه قبلی به دادستان که خارج از فرجه قانونی مورد فرجام خواهی در دیوان قرار گرفته رعایت نشده و رای بر برائت موکل بوده و قطعیت یافته است و رسیدگی مجدد وجهه قانونی نداشته است بنابراین اتهامی متوجه موکل نیست تقاضای نقض دادنامه و صدور رای برائت وی را دارم هیات شعبه با توجه به مراتب فوق به شرح برگ آتی مبادرت به صدور رای مینماید.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای علیرضا رحمانی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمدرضا سعیدنیا دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر تقاضای اتخاذ تصمیم شایسته وفق مقررات قانونی دارم. در خصوص دادنامه شماره --- - 95/1/18 مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
نظر به اینکه موضوع جرم با عنوان حمل مواد مخدر فاقد جنبه حق الناسی است براساس ماده 406 قانون آیین دادرسی کیفری محکوم نمودن متهم با صدور رای غیابی صحیح نبوده و براساس مفهوم مخالف ماده 350 قانون مذکور با توجه به اینکه موضوع پرونده مشتمل بند ب ماده 302 میباشد حضور متهم در جلسه رسیدگی الزامی بوده و بدون حضور وی رسیدگی فاقد وجاهت قانونی بوده است بنابراین فرجامخواهی خانم شهین کرم زاده به وکالت از آقای ح. ک. فرزند ش. نسبت به دادنامه فوق الذکر وارد و موجه تشخیص داده شده با استناد به بند 4 قسمت ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392/12/04 دادنامه فوق الذکر نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض دادگاه صادرکننده آن ارجاع میگردد.
شعبه پنجاه دیوان عالی کشور رئیس: محمدحسین راضی; مستشار: علیرضا رحمانی